X
تبلیغات
رایتل

یوتیلیتاریانیسم

علی راد دوشنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 14:46 چاپ

امروز برا وام  و یه کار دیگه رفتم بانک. البته گام دوم بودو گام اولش شنبه. اول یه چیز بگم بخندیدن:

ارباب رجوع به تحویدار بانک گفت شماره ندارم ولی دیروز شماره ام 3 بود! تحویلدار خیلی باحال بود و گفتش: منم دیروز ناهار زرشک پلو با مرغ(خوکه پرندگان) خوردم  حدود دو ساعت دیگه گرسنه ام میشه اگه بخوام مث شما باشم  باید بمیرم دیگه کلن این مسئولین بانک خیلی زبر و زرنگن و سریع صحبت میکنن  و کلن از اونایی که سریع می حرفن خوشم میاد و حوصله ی فس فس و مث مث ندارم.

ده مین فقط باجه ی سفته منتظر بودیم منو و سه نفر دیگه تا مسئولش بیاد. تو دلم چند تا فحش نثارش کردم(یه حرفایی هست که نمیشه زد) اما قسمت مهم:

برا  فاکتور سوری باس یکی رو پیدا میکردم. دست گذاشتم رو فردی که قبلن براش چند تا کار انجام داده بودم . محل کارش هم کنار بانک  بود.  دستش درست، ده مین  پیگیر شد و اکی شد و قراره فردا.. 

یکی از دوستام که قصد مهاجرت داره  رفته غار کهف و کلا داره قطع رابطه میکنه با دیگران. دیگران درکم نمیکنن و اخلاقیات تو ایران مرده و از این حرفا. حالا معلوم نیست کی بره خارج. با این سیستمی که این داره بعید میدونم تا دوسال دیگه هم بتونه بپره. نکته اینه که باید دامنه ی ارتباطات خودمون رو زیاد کنیم. خارج هم همینه ولی تو ایران خیلی بیشتر. واجب و مستحب داریم. تلفن و موبایل واجبه. دیدار حضوری واجبه. اینترت مستحبه. چت مستحبه و بعضا حرام هم میشه. 

لذا سرمایه گذاری کنید نه ثروت اندوزی و  و تا اونجایی که ممکنه دست دیگران رو بگیرید. دامنه ی افرادی که میشناسین رو زیاد کنید. من که حدود دو ساله دارم  از این کارا میکنم و تصمیم دارم بیشترش هم کنم ولی هیچی قطعی نیست. شاید دو ماه دیگه رفتم تو غار اگه میخواین ویزیتور شرکت کاله بشین، یه ماه قبلش برا خرید خوراک به چندین  سوپری شهرتون سر بزنید. چه لزومی داره همیشه از یه سوپری(حالا مینی سوپر هایپر) خرید کنید؟ هر سوپری رو چند بار سر بزنید تا  صاب مغازه شما رو بشناسه. هر دفعه هم الکی در مورد یه چرتی بحرفین حالا انتخابات، تورم، جوجه اردک زشت یا.. بعدا روش نمیشه از شما بار نگیره و حتی میزنه تو سر میهن!

هر چی به ذهنتون میرسه خوبه. اگه میتونید شاگرد  خصوصی بگیرین حالا دبیرستانی  یا دانشجو. بعد ها ممکنه پدر یا برادر دانشجو کمکتون بشه چون صرفا شما رو میشناسه. در راستای همین هدف، از هفته ی بعد میخوام برم نماز جمعه، زیارت عاشورا، دعای توسل و سعی میکنم هر هفته دو سه باری مسجد برم برا نماز مغرب. 

..............

Utilitarianism یوتیلیتاریانیسم مکتب فایده گرایی هست. پس تا اینجا دو تا از "یسم" ها رو گفتم یکی اگزیستانسیالیسم که من میتونم خوب تلفظش کنم و دیگری همین یوتی دیگه(نمتونم تلفظ کنم)

جان استوارت میل یکی از سردمدارن مکتب سودگرایی هست که اینجا  یه پست خوب درموردش میتونید بخونید. روزنوشته ها و معرفی کتاب  و چند پست  بصورت پراکنده از وبلاگ مذکور خوندم و لذت بردم .به نظرم  قالب خاصی یافت نمیشه که بتونه نویسنده ی  وبلاگ رو در خودش بگونجونه و ارزشمندترش اینه که  رو هیچ بنی بشری ول نمیشه و من کمتر کسی  رو دیدم که اینطور باشه.


هفته ی کتاب- کتاب رایتینگ انگلیسی(مبتدی)

علی راد شنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 11:39 چاپ

بعد از زبان نصرت دومین مرجعی که خوندم کتاب 4 جلدی Step-by-Step Writing Book بود(البت من فقط دو جلد اول..) نویسنده هم بگم:

Linda Lonon Blanton

چند نکته:

کتاب اول و دوم که مبتدی هست ولی من نیاز داشتم چون مبتدی بودم. لذا اگه کلاس زبانتون بالاست براتون مناسب نی.

دو جلد اول رو حدودا 3 هفته ای و روزی یک ساعت میشه تموم کرد. من بعده خوندن جلد اول(در واقع تمرین حل کردن. کتاب چپ و راست تمرین داره) مصمم شده بودم یه روزه تکلیف جلد 2 رو یکسره کنم ولی نشد. هر روز تقریبا میشه یه درس رو خوند.

کتاب چطور اموزش میده؟ هر درس با یه متنی حدود یه صفحه ای شروع میشه و اولین تمرینش که به نظرم مهمترین تمرینش هم هست بدین صورت هست که حدود 10 تا تصویر میده که مربوط به متن اولیه هست. هر تصویر شما رو یاد جملاتی از متن اولیه میندازه که باید سعی کنید دو سه جمله در موردش بنویسید. بعدش با چندین تمرین دیگر(جای خالی و..) باعث میشه بیشتر تو ذهنتون بمونه، درگیری بیشتر و یادگیری اصولی گرامر و.. در تمارین پایانی یه تمرین مهم و در واقع جمع بندی وجود داره. باس یه متن در مورد خودتون بنویسید که الگوش همون متن اولیه ی کتاب باشه و بدین یکی صحیح کنه.

اگه پارتنر هم سطح داشته باشین که خوبه. البت الان پارتنر تو این سطح(مبتدی) پیدا نمیشه اخه همه الان کلاسشون بالاست و از زبان انگلیسی عبور کردن و رفتن سراغ فرانسه و اسپنیش! (اقای عباسی هم می گفت آقای خمینی از فلسفه ی ملاصدرایی عبور کرده هست.) وگرنه پیشنهاد میکنم تو سایت اموزش زبان گروهی برین. من موقع خوندن این کتاب چنین کاری کردم. متن هر درس رو می نوشتم و می رفتم فروم و به حدود 20 نفر درخواست ادیت میدادم. معمولا 4 5 نفرشون لبیک می گفتن. هنوز هم دارمشون. گرچه به اعتراف خوده امریکایی ها، انگلیسی ها گرامرشون بهتره ولی بهتره برا امریکایی ها کامنت بذارین تا انگلیسی ها! و  خیلی بهتره اگه قصد ازدواج هم نداشته باشین!نمونه درس یک رو براتون میذارم. کلیه اطلاعات داده شده در متن از واقعیت فاصله دارن:

 


ادامه مطلب...
برچسب‌ها: معرفی کتاب

دار و ندارم رو بگیر مال خودت ، مال چشات

علی راد شنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 11:25 چاپ

یادت نره دوست دارم خیلی دلم تنگه برات

دار و ندارم رو بگیر مال خودت ، مال چشات

خورشید و بردار و بیا آفتابی شو به خاطرم

یادت نره دوست دارم خیلی دلم تنگه برات

دار و ندارم رو بگیر مال خودت ، مال چشات

خورشید و بردار و بیا آفتابی شو به خاطرم

قرارمون یادت نره دیر نکنی منتظرم

قرارمون یادت نره دوستت دارم یادت نره

قرارمون یادت نره دوست دارم یادت نره

قرارمون ساعت عشق کنار دلشوره زدن

کنار دلواپسی و ترس یه وقت نیومدن

عاشقم و عاشق تو از همه دیوونه ترم

قرارمون یادت نره دیر نکنی منتظرم

قرارمون یادت نره دوستت دارم یادت نره

قرارمون کنار گل که سر به زیرِ عطر توست

تو چین چینِ دامنی که هزار تا بغض رو میشه شست

خورشید و بردار و بیار { بردار و بیار }

آفتابی شو به خاطرم { خاطرم }

قرارمون یادت نره دیر نکنی منتظرم

یادت نره دوست دارم خیلی دلم تنگه برات

دار و ندارم رو بگیر مال خودت ، مال چشات

قرارمون یادت نره دوست دارم یادت نره

قرارمون یادت نره دوست دارم یادت نره

قرارمون یادت نره دوست دارم یادت نره

دانلود


هفته ی کتابخوانی- معرفی کتاب "زندگی در باتلاق فریب"

علی راد پنج‌شنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 23:23 چاپ


پست ناقص و کامل هم  نمیشه:


برچسب‌ها: معرفی کتاب

به مناسبت هفته ی کتاب-نیاز

علی راد دوشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 23:01 چاپ

خوندن کتاب چندین دلیل میتونه داشته باشه. یکی  برا وقت گذرونی و لذت. یکی برا اینکه نیاز پیدا میکنه. یکی..

 رو نیاز کلیک کنم و پیشنهاد بدم هر کی با توجه به نیازش.. قصد معرفی کتاب ندارم فقط اشاره میکنم و احتمالا چند تا لینک معرفی  اگه همین الان سریع بخونم وگرنه هیچی. اصل همون واژه ی نیاز هست چرا که اگه خیلی هم مقاوم باشیم برابر کتابخونی، احساس نیاز میشکنه اون سد مقاوم رو. خوشبختانه و متاسفانه "احساس نیاز" و درد و مشکل که زیاده..:

کتاب های برتراند راسل رو یه مدت قبل از خواب میخوندم و خواب منو سهل تر کردن. کلن چار تا کتاب از راسل خوندم: جهانی که من میشناسم/تسخیر سعادت/جهان بینی علمی/زناشویی. اخری رو قبلن تو وبلاگ معرفی.. سه تا میمونه که از هر کدوم یه جمله  کش برم:

از جهان بینی علمی: داروین در قوانین  وراثت که توسط نظریه مندل تغییر یافت دچار اشتب بود.

جهانی که..: اصلن علامت نزدم. پف!

تسخیر سعادت: به همان نسبت که شبی رو خوش گذرانده باشید روز بعد ملول تر خواهید بود.

معرفی کلی کتاب

توتم و تابو زیگموند فروید برا انواع وسواس و..

بررسی کتاب توتم و..

اشباهات لپی زیگموند فروید برا لغزش های کلامی(زبانی) و نوشتاری(قلمی کیبوردی). یه جورایی ادمو با هوش میکنه به نظرم. منتها سنگینه بد هم ترجمه شده. تا الان سه بار خوندم. بعید میدونم میلتون بکشه برا خوندن.

دانلود کتاب اشتباهات..

ثروت ملل ادام اسمیت. نیست که تفکر اقتصادی ندارم گفتم بزنم به ریشه. این شد که ناقص خوندمش.

کتاب های اگزیستانسیال: اول یه توضیح مختصر در مورد این مکتب بدم.فلسفه  دیدین که چقدر واژگان خفن داره؟ مخصوصا فلسفه ی اسلامی. خب اگزیستانسیال از این نظر شما رو اذیت نمیکنه.با دردهای رایج سروکار داره مث تنهایی پوچی عشق مرگ ازادی.  اگه از هر کدوم از  افراد زیر یعنی هایدگر و سارتر و نیچه و یالوم و فرانکل ، چند تا کتاب بخونید میشه گفت  به راحتی میتونید  اگزیستانسیالیسم رو تلفظ کنید بدون لغزش زبانی!

اخیرا چند تا کتاب از یالوم که معرفی.. 

معرفی "انسان در جستجوی معنی"    اثر فرانکل  و من دیگه در پستی جدا معرفی نمیکنم. دو قسمتیه کتابش فک کنم. یه قسمت از کتابش که در مورد زندگی در اردوگاه بود و دومی تحلیل. فقط یه مضمون از  قسمت دوم کتاب در ذهنم مانده. انجا که گذشته ی فرویدی رو با یه مثال نقض زیر سوال میبره. جالب اینجاست که فروید در گریه های نیچه هم کمرنگ بود و نیچه چاووش خوان قافله!

پست تموم


فلسفه ی بدتر و بدترتر!

علی راد دوشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 19:36 چاپ

حدود سال 85 رفت امریکا. تگزاس میشینه و نمیخواست تو رای گیری شرکت کنه می گفت نه ترامپ و نه کلینتون. بد و بدتره منو قبول نداشت . می گفت اگر" بد و بدتر" تو رو  هم قبول کنم انتخاب نکردن هم یه گزینه هست  و به نظرش حکم بد رو داره و نه بدتر.  رضایت درونی براش مهم بود ارزشه اولویته. خداوکیلی ادم باوجدانی بود همون چند سالی که ایران با هم بودیم فهمیدم. گفتم رفیق به هر حال داری تو اون کشور زندگی میکنی حداقل کلینتون رو انتخاب کنه بلکه ترامپ افراطی رای نیاره. یارو احتمالا سیاست رو با کشتی کج اشتب میگیره.. می گفت  علی سیاست از کشتی کج هم خشن تره و بی پدر مادر و کلینتون هم  چیزهای خوبی از قبل نفرستاد. صحبت کردیم صحبت کردیم تا یه مثال فلسفی زد. به فلسفه  هم کنار مکانیک علاقه داره:

گفت فرض کن  قراره 20 نفر بی گناه رو اعدام کنن با صندلی الکتریکی. تو مسئول اعدام رو میشناسی و  در واقع رفیق فابریکش هستی. اصلن فرض کن مسئولش منم. از موضوع مطلع میشی و زنگ می زنی برا من و من میگم:

بخاطر تو علی یه تخفیفی میدم و 19 نفر رو اعدام نمیکنم منتها یه شرط داره:

تو باید اون یک نفر رو اعدام کنی یعنی کلید برق صندلی الکتریکی رو تو باس بزنی . وگرنه هر 20 نفر اعدام میشن. حالا بین بد و بدتر انتخاب کن رفیق.

من اینطوری شدم: گفتم رفیق فلسفه بافی نکن من نمیخوام  شریک  و باعث اعدام بشم. گفتش منم نمیخوام شریک بشم من نظام امریکا رو اصلن قبول ندارم.

پس برا چی رفتی  اونجا ها؟!


من قبول دارم

علی راد یکشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 23:59 چاپ

سکشن سوم کتاب"مامان و معنی زندگی" دکتر یالوم رو امروز میخوندم. یالوم دکتر گروه درمانی 5 تا بیمار سخت هست. دوتاشون دخترانی هستن که دچار بی اشتهایی عصبی هستن. یه نوع اختلال  روانی هست که به رغم گرسنه بودن از خوردن امتناع.. یکیشون دچار توهم . یکیشون هم  بدفرمی پاها به طوری که ارزوی دویدن.. پنجمی خاطرم نیست سریع خوندم و نوع بیماری و اسامی مدنطرم نبود. استارت اولیه ی دکتر اروین یالوم  توام با نامیدی دکتر بود چرا که بیماران نم پس نمیدادن و به شدت گریزان از ارتباط  با دیگران. دکتر طوری جلسه ی گروه درمانی رو پیش برد که ناخواسته و خداخواسته شیب خوبی پیدا کرد جلسه. یکی از بیماران به حرف اومدو شکوه کرد از وضعیت خودشو دیگری جوابشو میدادو درکش میکرد و تعجب میکرد. مثلن اونی که پاهای زشت و نافرمی داشته تعجب خودشو از غذا نخوردن.. این چرخه ادامه پیدا کرد و بعده جلسه دکتر و پرستاران شاهد بودن که اون 5 نفر چطور در تایم ناهار با هم می حرفیدن. منو یاد چی  انداخت؟:

خب  یکی از دلایل نوشتن تو دنیای مجازی این میتونه باشه که تو دنیای واقعی زیاد همصحبت نداریم. مثلا من  تو فامیل کسی رو نیافتم که بخوام در مورد فلسفه مصاحبت داشته باشیم. اون 5 بیمار منو یاد وبلاگی ها انداخت که به وبلاگ همدیگه سر میزنن و به نوعی ناگفته های خودشون( در دنیای واقعی) رو تو وبلاگ همدیگه مطرح میکنن. مگه بده؟ نه، من خودم به یه سری  وبلاگ ها سر میزنم و کامنت هم میذارم ولی قبول دارم که جایگزین  حرف های ناتمام من در دنیای واقعی نمیشن. (الان فریبا میاد میگه  علییییی تشر نزن. من هیچی نگفتم که.. تازه گفتم خودم) من البته سال 95  10ماه در هیچ وبلاگی کامنت نذاشتم. من خوده میکرو اکشنم

من اینجا گفتم که وبلاگ های جغدی نمیخونم خواهر گلم شاید هم برادر عزیزم منظورم شما بودین دیگه. چند تا از پست هاتون رو سریع خوندم و اتفاقا جالب هم بود ولی  حسش نیست.

انگلیسی:

I feel much better.

خواب خوبی داشته باشین


تعداد کل : 1263 <<   1     2     3     4     5     ...     181   >>