X
تبلیغات
رایتل

منم اضاف بر اونا

علی راد چهارشنبه 10 خرداد‌ماه سال 1396 @ 17:28 چاپ

از دفتر یادداشتم گرفتم.تمرین دید فلسفی و عمیق:

دو تا سکه رو که بندازین چهار حالت رخ میده اگه  پشت و روشون  شوق و خوف مرگ و میل و عدم میل به زندگی باشه:

1-بعضی ها می ترسن از مرگ و دوست هم دارن زنده بمونن. به نظر اکثرا اینطوری هستیم.

2-از مرگ نمیترسن و دوست هم دارن زنده بمونن. اینا  احتمالا میخوان توشه اخرت رو جمع کنن.

3-می ترسن از مرگ و از طرفی دوس ندارن زنده بمونن. اینا رو نوشتم شک و تردید و افزایش آشفتگی و پیچیدگی. چه فکر خطرناکی هست که میگیم:"اینهمه که دارن میرن جهنم، منم اضاف بر اونا!"

4-از مرگ نمیترسن و دوست  هم ندارن زنده بمون. اینا رو نوشتم خودکشی

شما حالات  دیگه ای به ذهنتون میرسه؟ یا برداشت دیگه از چهار حالت فوق دارین؟

..................

تمرین زبان:

Stop the game.

so sorry for your loss--> condolence

I dont wake up early every morning.


تضادهای دورنی-کارن هورنای

علی راد جمعه 5 خرداد‌ماه سال 1396 @ 23:59 چاپ

مطلب پیش رو احتمالا شدیدا نیاز  به ویرایش دارد. چرا که  با هوشیاری پایینی دارم مینویسم و برا خودم خوبه.

اینکه"هر چی در خودمون میبینیم رو به دیگران نسبت میدهیم" رو بارها فک کنم شنفتین و خوندین.

من خیلی خوشحال شدم که کارن هورنای  مورد ذکر شده رو به یونگ نسبت ندادن و خوشحال تر که کلن برگشتن به گذشته ی فرویدی رو بد دانستن.  اینکه هر مشکلی  که برامون پیش میاد رو فک کنیم حتما ریشه ای در دوران کودکی دارد. پس تا الان شد دو نفر یکی فرانکل در "انسان در جستجوی معنا" اش و دیگری هورنای در "تضاد های درونی ما". بله دارم کتاب"تضاد های  درونی ما" اثر کارن هورنای رو معرفی میکنم. هورنای رابطه ی ناسالم افراد با همدیگر رو عامل تضاد های عصبی شدید دونستن و معتقدن که تضادهای فرویدی اصلی و شدید نبودن و فرعی بودن. فروید تصادم غرایز و  فرامن رو باعث تضاد عصبی میدونست.(بصورت سطحی می تونیم فرامن فروید، غار جمهوری افلاطون، بت غار نوارغنون فرانسیس بیکن  و ناخوآگاه جمعی یونگ رو یکی  بدانیم.) در این مورد  زاویه ی هورنای با زیگموند فروید رو متوجه شدم. در ادامه نوبت به پروفسور یونگ میرسه. به زعم ایشون یونگ معتقد بود که درون گرا ها باید دلشون رو بزنن به دریا و برا رهایی از عزلت  و غار نشینی باید خودشون رو بندازن تو دل ترس ولی هورنای میگه مخالفم(چند تا از پست های سابق من زیر سوال میرن!) باید ریشه تضادهای عصبی زده بشه و راهکار رو روانکاوی میدونن و بازم سلام زیگموند فروید! تمایلات خانوم هورنای نسبت به معنویات و مکتب هایی نظیر بودیسم کاملا در این کتاب مشهود هست. یک باری هم که در این کتاب به آلفرد آدلر اشاره شده، نگاهی مثبت بوده. آلفرد آدلر رو قبلا معرفی کردم  آدلر و کتاب شبه چهل حدیثی اش!


سردسته ی گاوها!

علی راد چهارشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1396 @ 19:03 چاپ
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور

چند تا لینک مفید از فیوریتس خودم

علی راد سه‌شنبه 2 خرداد‌ماه سال 1396 @ 19:43 چاپ

وبلاگ یه دختر معمولی پنجمین و آخرین وبلاگی هست که انتخاب کردم برا سال 96. قبلا در دو پست  چهار وبلاگ دیگه رو گفتم. هر وبلاگ با  یه هدفی انتخاب شدن و دختر معمولی هم برا مهاجرت. آلمان گزینه ی خوبیه به نظرم. گرچه هنوز تصمیم قطعی نگرفتیم برا مهاجرت.

تو این مدت وبلاگ های زیادی سر زدم که مطالب مفید زیاد داشتن منتها حیفن، چرا که حس میکنم خیلی از اون حرفا و مطالب مفید به دنیای واقعی درز پیدا نمیکنن(شکلک افسوس نداریم ما) میشه با یه سبک و سیاق دیگری همون حرف ها رو بیاریم تو واقعیت. 5 وبلاگی که اشاره شد رو سعی میکنم پیوسته تا پایان سال بخونم  و همراهی شون کنم حتی اگه خودم خداحافظی کنم.  غیر از اون  5 تا وبلاگ اگه لینک های مفیدی دیدم  سعی میکنم یکجا یا پراکنده اشاره کنم. چند تا لینک جالب یا مفید از فیوریتس خودم(پی سی). میخوام یه خورده نظم  بدم و نظم بدون حذف نمیشه:

معادلات شگفت انگیز ریاضی. معادله چهارم  اگه دوس داشتن سرچ کنید و ببینید برتراند راسل چه گفته.

تشخیص عسل تقلبی. ما کاری کردیم که زنبور عسل هم دیابت گرفت!

در مورد برچسب نئوفرویدی. خیلی خوشحال شدم که یه روانشناس دراین مورد نوشت. ما به چه افرادی میتونیم بگیم نئوفرویدی؟هورنای؟ آدلر؟..

چگونه سریال نامبر و کرک هر نرم افزاری را سریع پیدا کنیم

دانلود سریال تریت منت

جملات کنفسیوس. کلن  جملات همه رو داره

40 درصد دید روانشناسی. اهسته و پیوسته یه پست جامع ردیف  کردن نویسنده. در واقع قورباغه رو اهسته پختن

گوش کنید. خدا کجایی؟ دارم دیوونه میشم

............

زنجیره ی زبان دوم رو نشکونیم:

Which part of the  film did u see?


مدیریت زمان با پومودور/لیسنینگ

علی راد یکشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 19:43 چاپ

تولدت مبارکمرسی که کمکم کردی بیشتر خودم باشم.

................

اواسط زبان نصرت که رسیده بودم همراه رایتینگ....... Listening-Practice-Through-Dictation هم کار کردم. نوشته برا سطوح  متوسط و بالاتر و کلن چار تا سکشن داره. علاوه بر لیسنینگ  برا املاء هم هست که املاء خودش یه مصیبته و رایتینگ یه مصیبت دیگه. برا تایپینگ هم لزوما باس املا و رایتینگتون خوب باشه و البته سرعت. اصل پارتو  در مدیریت زمان میگه نتایج کارهای شما ماحصل 20 درصد از فعالیت های شماست بقیه پرتی هستن   واین در صورتی هست که یک کیس خاص مث یادگیری زبان دوم  مدنظر ما نباشد و گرنه  برا یادگیری زبان دوم میشه گفت پرتی نداریم و هر تلاشی یه تاثیری داره چه رایتینگ باشه چه ریدینگ چه.. و همه ی این تلاش ها رو همدیگه تاثیر میذارن و معمولن  در کسانی که پرآموزی/اور لرنینگ/  یا غوطه وری میکنن نمود بیشتری داره.(پراموزی همون هست که میگن 6 ماهه روزی 8 ساعت زبان و زبان فول میشن که کار دشواریه به نظرم.) یکی از ابزارهای خوشگلی که  برا مدیریت زمان معرفی کرده بودم  پومودور بود.  ظاهرا  افرادی که نیت پراموزی دارن باس از پومودرهای رایتینگ و گرامر و ریدینگ و بقیه در هر روز  استفاده کنن. ولی یان به اون معنی نیست که پومودور برا  منی که دارم اهسته و پیوسته جلو میرم(نه غوطه وری) لازم نباشه و  چه شد که این پست بوجود اومد؟:

فروردین و اردیبهشت  چه کردم برا زبان؟ هیچی هر وقت حسش بود و کار نداشتم زبان خوندم و نتیجه ی اردیبهشت:

خسته تر از اونم که بخوام این پست رو کامل کنم منتظرم یه ساعتی بگذره و بخوابم اشتهای شام هم ندارم حوصله ی مسواک زدن هم ندارم  یه سیب میخورم.. لذا این پست هم ناقص


قانون مورفی : بدبین باشین

علی راد جمعه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 08:22 چاپ

پرچم قانون مورفی رو بالا نگه داریم گرچه احتمالا موضع خیلی هاتون نسبت به این قانون میتونه بدبینانه باشه. قسمت هایی از قانون مورفی رو دوباره میارم که  بیشتر جنبه ی عمومی و فردی  داره:

1- هیچ کاری به آن سادگی که بنظر می آید نمی باشد. 

2- تمام کارها بیشتر از آن چیزی که شما فکر می کنید وقت می گیرند. 

3- اگر احتمال اینکه چند پدیده باهم رخ دهند و باعث خرابی سیستم شوند خیلی کم باشد، هنگامی که شما نیاز دارید سیستم درست کار کند این پدیده ها باهم رخ خواهند داد. 

4- هر راه حلی که برای مشکلات ارائه می شود، خود مشکلات جدیدی بوجود می آورد. 

 قست چهارم رو ایشون خیلی  حرفه ای شرح دادن(در واقع راهکار،مشکل رو پیش می برد)

خب چی شد؟! میگه بدبین باشیم که! خیلی خوش بین هستیم در کل؟ بیشتر حسن ظن داریم تا سوءظن؟ اگه جوابتون مثبت هست که پس نسبت به این قانون هم خوش بین باشین و ادامه رو بخونین:

معمولا وقتی از کسی پول قرض می گیریم تاریخ برگشت رو اعلام میکنیم. بعضی ها که در پناه خدا و هدی یه تاریخی  میدن. بعضی ها یه لول بالاتر عمل میکنن. تاریخ رو الکی نمیدن. امروز که انتخاباته 20 تومن از من می گیرین و جوجه اردک زشت هم به شما 20 تومن بدهکاره و قراره  اول تابستون بهتون پس بده. شما بر اساس حرف جوجه ادرک زشت، بهم میگین که 20 تومن منو اول تابستون پس میدین. بعضی ها دو لول بالاترن. میگن شاید این جوجه اردک زشت بدقولی کنه و  اون وقت جواب علی راد رو چی بدم؟ لذا ضریب اطمینان در نظر میگیرین و  دو هفته عقب تر تاریخ میدین  برا شرایط غیر قابل پیش بینی. من  تا حالا به هر کی پول قرض دادم به موقع نگرفتم الا یک نفر.

در مورد یادگیری زبان  انگلیسی هم بدبین باشیم که قانون مورفی حاکمه. بررسی کرده بودم و  دیدم در عرض 75 مین میشه سه درس فلان کتاب(توامان لیسنینگ ریدینگ و دامنه افزایش لغات بود) رو خوند،لذا بعده امتحانات که کلاسا تق و لقه  میشه دانشگاه رو پیچوند و بست نشست خونه و دو هفته ای اون کتاب  که چند جلدی بود رو تموم کنم. موفق نبودم  و تا یه سال بعدش سراغ اون کتاب نرفتم! در واقع من دقت نکرده بودم که روند یادگیری خطی نیست. من که نتونستم روزی 10 درس رو بخونم. بعده سه چار درس مغز هنگ میکرد(غیرخطی)

ما اینطوری فکر میکردیم و در کل دو دسته بودیم: خب چار سال که لیسانس هست و دو سال سربازی و بعضی هامون معافی بهمون میخورد. بعدش ازمون استخدامی و کار دولتی یا پارتی و کار خصوصی. یه مسیر دیگه ارشد و دکتری و هئیت علمی بود. چقدر خوش بین؟ البته دسته ی سوم هم خدایی وجود داشت ولی ما فک میکردیم خل و چلن. همیشه اولین ها در هر کیسی قوی میشن عزیز میشن. لذا یاد و خاطره ی اون هم کلاسی دوران لیسانس که همون ترم های اول انصراف داد رو گرامی میدارم. الان که انصراف دادن کلاس داره ولی 14 سال دیگه دمده میشه!

پیاده روی با یکی از دوستان: بحث دعا و توسل  رو وسط کشید و خنده کنان مثال زدم که در جریان هستم که بعضی از دخترهای دم بخت میرن حرم سلطان علی بن موسی الرضا و نامه مینویسن  که ما شوهر میخوایم! ناراحت شد رفیقم و با پرحرفی نمیذاشت من حرف بزنم و بحث عوض شد. مطلبی رو مهندس هخا اینجا نوشتن که  با کمی زاویه ذهنیات من در مورد دعا کردن هست و قابل تامله و با توجه به  محدودیت های  قانونی که داریم خوب بود به نظرم. ( اسفند پارسال از ایشون درخواست کردم که دوباره بیان، منتها به دلیل مشغله های زیاد رد کردن)

پس چهار تا مثال در مورد قانون مورفی یا بدبین بودن آگاهانه زدم:دعا/ تحصیل/ زبان/قرض دادن/ منتها تمرین مهمه:

1-مرتضی علی  یه جا گفته سوظن خوبه یه جا گفته سوءظن بده. جوابش یا تو نهج البلاغه هست یا غررالحکم و درالکلم.

2-یه مدت بدبین باشین! اگه دقت کنیم ما خیلی هامون بدبین هستیم. تو  پارتی یه یا محل کار یه حرفی میشنویم و وقتی خونه اومدیم مثل ادامایی که وسواس فکری دارن دائم به حرف طرف فکر میکنیم و ده ها برداشت غلط میکنیم. دلتون رو بزنید دریا و بدبین باشین  و نگران فشار خون نباشید بجاش نمک کمتر بخورید.


وابستگی-محسن یگانه

علی راد جمعه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 01:22 چاپ

یه عُمره موجِ اون نگات ، هر جا که خواسته بُردتَم

آخه چشات فهمیده که یه عمره کشته مُردتم

منو کِشون کِشون بِبَر ، میخوام بیام توو دامِ تو

فقط دلم مونده اون هم سند زدم به نام تو

حرفامو میگم به تو که مَحرمِ اسرارِ منی

فقط برای خودمی و بخوای نخوای یارِ منی

وای از این وابستگی ، دلو سپردم دستِ کی

دستِ تو که فقط با حرف ، میتونی که رامم کنی

راهشو میدونستی و ، آخر هم تونستی و

فکر نمیکردی بشه که راحت منو خامم کنی

وای از این وابستگی ، دلو سپردم دستِ کی

دستِ تو که فقط با حرف ، میتونی که رامم کنی

راهشو میدونستی و ، آخر هم تونستی و

فکر نمیکردی بشه که راحت منو خامم کنی

♫♫♫♫♫♫

غافل از اینی که چشات ، باز داره خوابم میکنه

مگه چشات چی داره که خونه خرابم میکنه

دیگه دلتنگیِ من هُلت نمیده سمتِ من

تا چشام تَر نشده بیا و حرفاتو بزن

میگم توو فکرتم همش ، میگی توو فکرت هستن و

با اینکه مغروری ولی ، تجربه کن دلبستنو

وای از این وابستگی ، دلو سپردم دستِ کی

دستِ تو که فقط با حرف ، میتونی که رامم کنی

راهشو میدونستی و ، آخر هم تونستی و

فکر نمیکردی بشه که راحت منو خامم کنی

امتیاز من:7.5 از 10

دانلود


تعداد کل : 1254 <<   1     2     3     4     5     ...     180   >>