X
تبلیغات
رایتل

پرنده ی خیال1

علی راد جمعه 30 آبان‌ماه سال 1393 @ 20:53 چاپ

یه پیام خصوصی بود من باب مشاوره کنکور ارشد و مشکلشون به نظرم قوه ی وهم بود از سه قوه ی شهوت غضب و وهم.پاسخ خصوصی داده شد.

سومین مورد بود و هر سه کنکور ارشد نبود. لذا تصمیم گرفتم در مورد پرنده ی سرکش خیال به عنوان یکی از دزدان مدیریت زمان، سارقان مدیریت زمان بنویسم. نمیدونم کلا چند پست میشه ولی قطعا با ارائه چند پست نمیشه این بحث رو جمع کرد ولی یاد بگیرم که با کمتر از 100 هم کنار بیایم اشتی کنیم با 90 و 80 و حتی پایین تر. فعلا پارت اول:

کلا سه تا قوه داریم که عبارتن از یک غضب و دو شهوت و سومی که مانور ما خواهد بود قوه ی وهم و خیال هست. من ایشالا بعدا منابع مربوطه رو بنویسم ولی بگم که این موضوع فقط تو منابع دینی مسلمانان نیست اگه امام خمینی ره تو چهل حدیثش اشاره کرده اونور افلاطون هم تو فلان جا اشاره کرد ایشالا وقت بشه و رجوع کنم به منابع و مطالب جذاب خدمتتون ارائه بدم. اول یه دیوار بکشیم بین فکر گناه و فکر جنسی و.. با بحث وهم و خیال. پس کاری با فکر گناه نداریم و اشتباه نکنیم. اینجا بحث ما مدیریت زمان هست یکی از دزدان وقت و زمان. بحث ما فراتر از مدیریت زمانی است که تو کتابهای مزخرف و سبک ریخته و بهتره بگم بحث ما در مورد مادر مدیریت زمان یا مدیریت ذهن هست. سریع چند تا مثال بزنم تا حساب کار بیشتر دستمون بیاد:

دوتا پیام خصوصی داشتیم در مورد قانون چهارم ترمودینامیک! خب من چیزی در این مورد نشنیدم. اینکه با برنامه و اصولی بخوایم یه کشف انچنانی انجام بدیم خوب نیست من اگه پیشنهاد دادم که کتاب"چگونه می توانید دکترا بگیرید؟"رو بخونید همین بود. به کسی نگین ولی من وقتی حدودا 17 ساله ام بود فک میکردم دکتری گرفتن یعنی یه کشفی مث نسبیت اینشتین! پس همیشه خوب نیست که در قالب خاصی نگنجیم و تکالیف و پروژه ها رو انجام بدیم هم کلیه.. خیلی از این کشفیات بدون هیچ برنامه ی ذهنی خاصی رخ داده. طرف در مورد موتور دیزل تحقیق میکرده و در مسیر تحقیقاتش فهمید با فلان روش میشه شناوری ساخت که حریف ناوهای غول پیکر امریکایی بشه. مثال بود فقط.. پس خنده داره طرف 90 درصد زمانشو بذاره برا قانون چهارم ترمو منتها هنوز درک درستی از قانون صفرم ترمو نداشته باشه و وقت هم هدر میره.. ولی قبوله سخته بعضا کنار اومدن با پرنده ی خیال و توهم جایزه ی نوبل و..

مثال بعدی توهم حضرت یونس ع بود که فکر نمیکرد خدا بهش تشر بزنه. البت این زیاد در مورد مدیریت زمان نبود. میخوام اشاره کنم که چقد ما زیاد شنیدم در مورد افراط و تفریط در دو قوه ی غضب و شهوت و از اون طرف چقد کم شنیدیم در مورد  قوه ی وهم! اتفاقا همش چیزایی خوبی شنیدیدم در موردش. تجسم برا نقاسی توهم و خلاقیت برا ایده پردازی. تخیل برا نوشتن فیلم نامه و.. البت پرنده ی خیال 2 بیشتر بهش می پردازم حداقل یه بهانه ای بشه که برم سراغ مطالعات جدید..

مثال بعدی دینامیک . طرف 4 تا تمرین مریام حل میکنه و فکر میکنه به درجه ی اجتهاد رسیده و نیم ساعت دور اتاق میچرخه.. بشین تست بزن اصلن چقد این باکس لعنتی رو میخونی؟! ملت دارن چپ و راست تست ریاضی و سیالات می زنن. عقب می افتیا.. ها همینه دزد زمان

مثال بعدی توهمات در مورد علی راد هستش. اره این پسره اونجا اونطوری گفته و.. پس از من خوشش اومده و منو میخواد.. توهماتی که تو خونه میزنه و از دست رفتن زمان و تمرکز جای خود. از اون طرف به محض اینکه علی راد ازدواج کنه افسرده هم میشه. خب مقصر خودت هستی که پرنده ی خیالتو خیلی ازاد گذاشتی. اگه علی راد از اون حرفا قصدی داشت  که خدا هست و نیازی نیست برا یه مریضی مث علی راد بال بال بزنی.. اگه علی راد از اون حرفا قصدی نداشت بازم خدا هست.

......

پاورقی:

تفسیر نمونه اشاره کرده:

"((زخرف )) در اصل به معنى هر گونه زینت و تجمل تواءم با نقش و نگار است ، و از آنجا که یکى از مهمترین وسائل زینت طلا است به آنهم زخرف گفته شده است ، و اینکه به سخنان بیهوده ((مزخرف )) مى گویند به خاطر زرق و برقى است که به آن مى دهند."

تفسیر مجمع البیان اشاره کرده:

"«زخرف»: به مفهوم اوج زیبایى و آراستگى و طراوتِ چیزى آمده است؛ و به همین تناسب هم طلا را «زخرف» گفته‏اند؛ و نیز به زیور و زینت و نقاشى‏ها و تصویرنگارى‏ها نیز به همین تناسب است که «زخرف» مى‏گویند.

.. به باور «حسن» منظور از «زخرفاً»، نقش و نگار و زرق و برق بسیار زندگى است؛ امّا از دیدگاهع «ابن زید» به فرش و وسایل خانه «زخرف» گفته مى‏شود."

پس میشه نتیجه گرفت حرفهایی که ظاهرا زیبان منتها مغز ندارن مزخرفن. یه سری از خانوما هم هستن که تا ارنج طلا دارن ولی سست مغزن اونا هم به نظرم مشمول تفسیر میشن

...........

هنوز مونده کامل ریشه یابی بشه. منتها برا پارت اول کافیه. ریشه یابی و مثال و راه حل ها پارت های بعدی

 اگه براتون مفید واقع شد التماس دعا


دانلود کتاب روش های عددی در متلب اثر یانگ

علی راد دوشنبه 26 آبان‌ماه سال 1393 @ 19:11 چاپ

سوال:

سلام
به این سوال هرچه سریعتر پاسخ دهید بسیار ممنون میشم !
دلیل اینکه نمی توان جریان عبوری از کانال را یک جریان پتانسیل درنظر گرفت چیست؟

پاسخ:

درود

فرض کن با چی توز موتوری داری از ایکس می ری ایگرگ هنننننننن هنننننن حالا هرچی نارنجک پشت مسیرت بترکه مهم نیست ولی جلو چرا. نارنجک نه مثلا یه مانع بزرگ. مانع رو پشتت بذارن اصلا مهم نیست ولی ..

کانال گفتی یعنی روباز دیگه وگرنه لوله یا مجرا یا کانال بسته باید پر باشه و فشار دخیل. برا کانال عامل حرکت لختی هست. کانالی که شیب داره و اب داره توش حرکت میکنه. تغییرات(اغتشاش مث یه مانع حالا نه مانعی که سد راه بشه کلا) پایین دست رو بالادست جریان تاثیر میذاره ولی برعکس نه(تصور کن) پس میشه یک راهه و سهمی گون ولی جریان پتانسیل بیضی گون هست دوراهه..

من اینطوری توضیح دادم گرچه از جنبه های دیگه هم قابل برسی هست. خودت هم پیگیر باش پاسخ من بر اساس سی اف دی و ریاضیات عالی بود سیالات مقدماتی هم سرچ کن و منو در جریان بذار..

................

کتاب روش های عددی در متلب اثر  یانگ و کائو و دیگر نویسندگان

Applied Numerical Methods Using MATLAB

حجم حدود 3.5 مگ

فهرست:ارور/معادلات خطی/اینترپولیشن و کرو فیتینگ/معادلات غیرخطی/انتگرال گیری و مشتق گیری عددی/ode/آپتیمیزیشن/ماتریس ها و مقادیر ویژه/pde/ اپندیکس و رفرنس و ایندکس

دانلود


تاریخ طبری/قضیه شوری

علی راد یکشنبه 25 آبان‌ماه سال 1393 @ 07:46 چاپ

خب ما قضیه شوری( جهت خلافت بعده عمر) رو بارها شنیدم. این بار از یه کتاب اهل سنت این قضیه رو مرور میکنیم. من یه چیز بگم: تاریخ طبری(برا اهل سنت) خیلی مفصل تر از تاریخ یعقوبی(امده که نویسنده شیعه هست) هست که قبلا یه اشاراتی داشتم ابوبکر و.. وقت گیر است اگه بخوام دقیق خلاصه کنم.چه بسا خلاصه کردنی هم نیست..من قسمت هایی که برام جالب بود رو براتون میارم ولی شرط اینه که شما خودتون هم بخونید:

موقع مرگ عمر بود که ازش وصیت خواستن و ایشون نظرشون رو مرتضی علی بود! در ادامه به خوابی اشاره می کنن که من دقیق متوجه نشدم..

خب اون چند نفر رو میگه و بحث قضیه شورا. نظر ایشون در این قسمت از متن رو مرتضی علی هست و عثمان.. حالا یه قسمت رو دقیقا می ارم. عمر داره میگه:

"..اگر عثمان خلیفه شود مردی سست رای است و اگر علی خلیفه شود مردی شوخ طب است و می تواند به راه حقشان ببرد.."

در ادامه اشاراتی شده به صحبت های امام علی ع مبنی بر اینکه عادل باشین..

در ادامه عبدالرحمان به مرتضی علی و عثمان هر کدوم جداگونه میگه که ایا با خدا عهد می کنی که به کتاب خدا و سنت رسول و سیرت ابوبکر و عمر عمل کنی؟

مرتضی علی میگه:"امیدوارم چنین کنم و به اندازه ی علم و توان خویش عمل کنم"

عثمان میگه:"اری"

و عبدالرحمان با عثمان بیعت کرد!!!

داخل پرانتز بگم:

خب سوال سوال سوال اهل سنت: همون تفاوت پاسخ مرتضی علی و عثمان باعث بیعت عبدالرحمان شده؟ گرچه من قبلا شنیدم که پاسخ مرتضی علی یه چیز دیگه بود. ایشون گفتن کتاب خدا و سنت پیامبر که قطعا منتها اگه کارای ابوبکر و عمر بر اساس قرآن و سنت رسول بود که همون تعهد اول و دومم کفایت میکند و در غیر اینصورت..

پرانتز بسته.

در ادامه امده که مقداد هم شاکی شد از اینکه عبدالرحمن با مرتضی علی بیعت نکرد..


دانلود جزوه ی محاسبات عددی پیشرفته

علی راد شنبه 24 آبان‌ماه سال 1393 @ 20:18 چاپ

سوال:

سلام
من دانشجوی ارشد تبدیل انرژی دانشگاه ازاد و شاغلم

کتاب ریاضی پیشرفته اسمار 
و محاسبات عددی پیشرفته جرالد ترجه فارسی میخوام گیرم نماد


اگه امکان داره راهنمایی کنید

پاسخ:

درود

محاسبات اول بگین ترجمه شده اصلا بعد فارسی. گشتم جزوه ی خوبی براتون پیدا کردم. امتحانی یه فصلشو دان کردم و به نظرم خوب و تمیز بود. کد متلب هم داره. ارجاع میدم به ص دان:

http://kiau.ac.ir/~advanced-numerical-methods/

سوال:

سلام، استاد برای ریاضی مهندسی پیشرفته خواسته که یک مقاله بدیم درباره موضوعات مربوط به درس. البته نسبت به تابع گرین بیشتر تمایل داره و جند تا فایل لاتین هم در این رایطه بم داده که مطالعه کنم. میخواستم از شما راهنمایی بگیرم که چطور شروع کنم و درباره انتخاب موضوع کمکم کنید.باتشکر فراوان

پاسخ:

درود

مهندسی هم مقاله ایول..

کار نکردم گرین.. من اگه بودم اول متن گرین رو میخوندم و چند تا مسئله حل میکردم و سوم چند تا مقاله فارسی میخوندم و یه نگاهی به فایل های استاد و گام پنجم هم استارت. انتخاب موضوع همین خوبه


به نظر من پسر باید بعد از 30 سالگی ازدواج کنه

علی راد جمعه 16 آبان‌ماه سال 1393 @ 08:18 چاپ

حدودا 3 سال پیش:

دعوت بودیم خونه عموم. خارج از استان هستن مثلا استان همدان. یه روز پسر عموم(مثلا سینا) گفت با هم ناهار بریم رستوران. دو تا از دوستام هستن و اتفاقا هم سن و سال تو هم هستن. خوده سینا حدودا 5 سال ازم کوچکتره. منم گفتم باشه یه تنوعی میشه دیگه. رسیدیم رستوران. رستوران بزرگی بود و میشه گفت سنتی بود چه میدونم..
صاحب رستوران و.. میشناختن سینا رو..
من: خب دوستات کجان؟ اومدن؟
سینا: بذار ببینم. آره اونجا نشستن.
من: کو کجا رو میگی؟ اونطرف که فقط خانواده هستن و دخترا.
سینا: همون دو تا دختر که اون گوشه نشستن دیگه
من:ارههههه؟ دخترن دوستات؟..
ناقلا با دخترایی می چرخید که چند سال ازش بزرگتر باشن. معتقد هم بود که اینطوری بهتره و دختره(بخوانید دخترا) بهت وابسته نمیشه و.. خب عموم مایه دار و طبعا سینا هم مشکل مالی نداشت و اون دخترا هم بچاپن دیگه.. 
من گفتم یه کلاس بذارم پول غذا رو حساب کنم که سینا گفت نمیخواد با بابام حساب میکنن. ایییییش ضایع شدم
تو خونه:
بحث ازدواج من بود. پدربزرگم و بزرگترا نظراتی دادن و خودم هم دفاعیه خودمو ارائه دادمکه زن عموم(مادر سینا) گفت: راست میگه علی. الان چرا ازدواج کنه؟ و.. به نظر من پسر باید بعد از 30 سالگی ازدواج کنه و از این حرفا دیگه. منم خوشحال شدم و شوخی ..
ولی الان معتقدم زن عموم مزخرف میگفت(البت اون موقع هم میدونستم دی) ولی دفاعیه منم مزخرف بود
در کل من حس کردم عمو و زن عموم در جریان کارای پسرشون هستن(مستقیم نشنیدم)
من سه تا مورد بگم و این پست هم تموم بشه. فلان مطلب/دنبال/ شوخی
1- یه اشاره کنم به پست"حس میکنم نقص دارم" و بگم که سوبرداشت نشه چرا که من هنوز معتقدم در سنین پایین باید ازدواج کرد
2-یه پسری تعریف میکرد(من نبودم) وقتی 17 ساله بود شلوغ کرد(قرار مرار دختره..) پدر پسره فهمید و دنبالش کرد تو حیاط خونه شون.. الان که فکر میکنم میبینم چه بسا همون رفتاره پدره اگه نبود الان پسره کلا میزد جاده خاکی و.. 
3- شوخی: اره پدر و مادر باید با زبان خوش با بچه هاشون صحبت کنن و منطقی رفتار کنن حرف حرفو حرف.. دنبال کنید که کثافت بازاری شده..

تاریخ یعقوبی/خلیفه اول اهل سنت

علی راد پنج‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1393 @ 19:30 چاپ

دیشبی بد خواب شدم و تا نماز صبح نخوابیدم.. دور اتاق میچرخیدم و فکر فکر..کمی تاریخ یعقوبی خوندم و الانم میخوام براتون از خلیفه ی اول اهل سنت بنویسم:

اغاز جلد دوم تاریخ یعقوبی در مورد ابوبکر است که من خلاصه و جاهایی که به نظرم مهم بوده رو براتون..:

لقب عتیق دارن ایشون بخاطر زیباییشون.

وقتی حضرت فاطمه س نزد ایشون رفت برا میراث پدرش، ابوبکر گفت(من متن فارسی رو قرار میدم):

"پیغمبر خدا گفته است: ما گروه پیمبران میراث نمیدهیم،انچه بجای گذاریم صدقه است"

حضرت فاطمه س:"ایا حکم خداست که تو از پدرت میراث بری و من از پدرم میراث نبرم؟ ایا پیغمبر خدا نگفته است:حق مرد درباره ی فرزنداش رعایت میشود؟"

پس ابوبکر بگریست.

..

ابوبکر بالای منبر(یه پله پایین تر از جایگاه پیامبر) و پس از حمد خدا گفت:

"من اکنون با اینکه بهتر شما نیستم بر شما حکومت بافتم،پس اگر راست بودم مرا پیروی نمایید،و اگر کج شدم راستم کنید،نمی گویم که من در فضیلت از شما برترم لیکن در کشیدن این بار بر شما برتری دارم."

.. انصار از ابوبکر کناره گرفتند.. در ادامه بحث انصار و عمروعاص و.. اومده که مشخص میکنه دل انصار با امام علی ع بود.

ابوبکر وقتی میخواست به روم لشکر کشی کنه از امام علی ع مشورت گرفت و امام علی ع گفتن" اگر دست به این کار زنی ، ظفر یابی"

.. عمر بن خطاب خوف داشت که قران فراموش بشه(خیلی از حافظان قران تو جنگ کشته شده بودن) لذا به ابوبکر ندا داد و ابوبکر هم چند نفر رو مسئول این کار کرد در ادامه اومده که امام علی ع بعده فوت پیامبر قرآن رو جمع آوری کرده بود.

.. اشاره شده که ابوبکر عدالت مالی داشت و هر روز از بیت المال 3 درهم مزد میگرفت.

.. ابوبکر در لحظات اخر عمرش افسوس 3 کار رو میخورد. یکی بازرسی خانه ی حضرت فاطمه س و راه دادن مردان با انجا/بهتر بود من وزیر میشدم تا امیر/ کاش فجاء سلمی رو نمی سوزاندم

.. از فقیهان دوره ی ابوبکر به مرتضی علی و عمر و.. اشاره شد

.........

از تاریخ یعقوبی ترجمه ی محمد ابراهیم آیتی بود. ایشالا بعدا در مورد عمر هم بنویسم خونده دارم منتها نوشتن سخت..

برم سرچ کنم نویسنده سنی بوده یا..

خب ویکی پدیا فارسی گفته نویسنده کتاب مذکور یعنی" احمدبن ابی یعقوب بن جعفربن وَهْب بن واضح یعقوبی" شیعه بودن


پست مهمان/پایان

علی راد پنج‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1393 @ 14:57 چاپ

نویسنده ی پست مهمان ما نخواستند که اسمشون برده بشه. تشکر از ایشون بابت همکاری شون

عنوان مطلب ارسالی: پایان

این دستای من بود که تند تند نوشت از اتفاقات کوچیک و بزرگ از نوشته هایی که شاید احدی نخونه.این یک سال من بزرگ شدم من چشیدم و دیدم...چقدر اذیتم میکنه یادآوریشون نوشتنشون.تمام انرژیم رو گرفت


به قول بچه ها باید میدیدم تا بزرگ بشم.میگفتن دیگه (حذف اسم نویسنده)کوچولو نیستم و خانم شدم!


تازه یاد گرفتم ناراحتیم رو بروز ندم تازه یاد گرفتم روی پای خودم بایستم تازه یاد گرفتم دنیا چیه و چی میخواد...خدا پناهم بود هرروزش حافظم بود.مشکلات برای همه هست.توی همه خانواده ها.مشکلات و دغدغه های دانشگاه بود خونوادم زندگیم همه چیز...


وین دایر میگه هرکسی که میاد تو زندگیتون مقدر شده.اون میاد تو زندگیتون تا چیزی به شما یاد بده...امسال من تو جمع بیشتر قرار گرفتم.امسال فهمیدم لزوما یه دختر نمیتونه دوستت باشه.دو تا دختری که باشون تو دانشگاه بودم اما هنوز قلبم از یادآوری کاراشون به درد میاد.امسال یاد گرفتم صمیمیت با یه مرد تا چه حد باید باشه تا هنوزم اسمش روابط اجتماعی باشه.یاد گرفتم تایید کردن یا مواخذه کردن همه برام مهم نباشه....امسال خاطرات و تجربه های بدی داشتم اما خاطرات خوب هم زیاد بود.وقتی اتفاقی میفتاد حضور یه دوست که بهت دلگرمی بده شیرین بود دوست داشتنی بود.گاهی میشنیدی گاهی شنیده میشدی.. امسال یاد گرفتم محال یه دختر و پسر با هم در ارتباط باشن به اسم دوست یا هم کلاسی یا فامیل یا...اما احساسی بینشون شکل نگیره امسال فهمیدم وابستگی عاطفی بینشون ایجاد میشه.حالا یا میشه احساس یه طرفه یا دوطرفه...


گاهی دوطرف این احساس رو حس میکنن و دوست دارن تقویت بشه قوی تر بشه.گاهی هم جفتشون میدونن باید از هم دور بشن...از هم فاصله میگیرن.گاهی دلشون میخواست میشد فقط دوستی باشه همراهی باشه انسانیت باشه اما هیچ وابستگی شکل نگیری...


تعداد کل : 24   1     2     3     4   >>