X
تبلیغات
رایتل

مصاحبه با 3 کنکور ارشد مهندسی شیمی و 2 بیوتکنولوژی

علی راد شنبه 16 آبان‌ماه سال 1388 @ 23:57 چاپ

یکی از آن دانشجویانی است که وقتی از نقش «انگیزه» در تحصیل حرف می‌زند، می توانید کاملا به صحبت‌هایش اعتماد کنید؛ چون به حرفی که می زند اعتقاد کامل دارد.

امیرحسین راد یکی از برترین‌های کنکور کارشناسی ارشد بود که توانست رتبه 3 کنکور ارشد مهندسی شیمی و 2 بیوتکنولوژی را از آن خود کند؛ رتبه ای که حتی پس از آزمون هم انتظارش را نداشت، خودش می گوید: «بعد از کنکور وقتی درصدهایم را حساب کردم فکر می‌کردم که بتوانم رتبه زیر20 را به دست بیاورم.» اما در نهایت این‌طور نشد. امیرحسین متولد سال 1365 است و فارغ التحصیل دانشگاه تهران. یکی از دلایل اصلی موفقیتش را هم قوی بودن پایه علمی و خوب خواندن در طول 4 سال کارشناسی می‌داند؛ خواندنی که در پایان کارشناسی معدل 16 را برایش رقم زد و زمینه را برایش فراهم آورد تا هم‌زمان با درس خواندن در دانشگاه، عزمش را برای موفقیت در کنکور کارشناسی ارشد جزم کند و به علاقه‌اش (که به گفته خودش نقش مهمی در موفقیت دارد) وفادار باشد.  

 

امیر حسین راد: تقسیم بندی دروس و جزوه‌ها بهترین شیوه برای مطالعه است.

ادامه تحصیل انگیزه می‌خواهد.

 

برای موفقیت و کسب رتبه دوم چند ساعت در روز مطالعه می‌کردید؟ 

راستش چون پایه علمی من قوی بود و در دوران چهار سال کارشناسی در دانشگاه خوب درس‌ها را خوانده‌بودم، اوایل فقط روزی 5 ساعت آن هم بیشتر در روزهای آخر هفته مطالعه می‌کردم و خیلی ساعت مطالعه بالایی نداشتم.

چرا؟ استرس این را نداشتید که زمان کم بیاورید؟  

خب در آن مقطع من هم‌زمان دانشگاه هم می‌رفتم و طبیعتاً فرصتم کمتر بود. اما وقتی که خوشبختانه آزمون به دلیل سرما سه هفته به تعویق افتاد، فرصت را مغتنم دیدم و چون دانشگاه را هم تعطیل کرده بودم و نمی‌رفتم، روزی 8 ساعت درس می‌خواندم و خب این بازه واقعاً به نفع من شد.

از چه تاریخی شروع به درس خواندن کردید؟ 

 تابستان بود که جدی شروع کردم؛ البته در طول سال تحصیلی به خاطر دروس دانشگاه کمی کند پیش می‌رفتم و سرعتم یکنواخت نبود اما دوباره اواخر ترم فرصت بیشتری پیدا کردم و بالطبع بیشتر هم زمان برای مطالعه اختصاص دادم.

آقای راد به نظر شما قبول شدن در آزمون کارشناسی سخت تر بود یا کارشناسی ارشد؟      

من فکر می کنم کنکور کارشناسی سخت‌تر بود، به دو دلیل: اول این‌که تعداد رقبا بیشتر از کنکور ارشد است و همین باعث می‌شود رقابت جدی‌تر باشد، از طرف دیگر خود داوطلبان هم بی تجربه‌تر هستند و مثل مقطع ارشد، تجربه یک دوره چهار ساله دانشجویی را ندارند، این خودش باعث استرس می‌شود.

تا قبل از آزمون اصلی تصور این رتبه را داشتید؟ 

نه خیلی دقیق اما بعد از کنکور وقتی درصدهایم را گرفتم فکر می کردم که بتوانم رتبه زیر20 را بیاورم.

خانواده چقدر برای ادامه تحصیل شما را حمایت کرد و تا چه میزان در کسب این موفقیت سهیم بود؟ 

به طور قطع نقش خانواده خیلی مهم است. خانواده من شرایطی را برای من فراهم کردند تا بتوانم در آرامش مطالعه کنم و با تسلط و خیال آسوده خودم را برای کنکور آماده کنم.

بعد از اتمام مقطع کارشناسی ارشد قصد ادامه تحصیل دارید یا وارد بازار کار می شوید؟ 

هنوز برای ادامه تحصیل تصمیمی ندارم. 

یعنی قصد دارید وارد بازار کار شوید؟

شاید اگرموقعیت کاری خوبی پیدا کنم دنبال کار بروم. به نظرم ادامه تحصیل بستگی به انگیزه دارد و کسانی که به دنبال شغل‌های مدیریتی هستند کارشناسی این رشته هم می‌تواند برایشان کافی باشد اما اگر به دنبال کارهای تخصصی‌تر باشند، بهتر است ادامه تحصیل بدهند. 

  منبع: پورتال پارسه   

پی نوشت1:

دوستی با سرچ عبارت"تاثیر معدل در کنکور ارشد" وارد وبلاگ من شد. اما اطلاعاتی که من در این مورد دارم :اول اینکه همه می دانیم که :" گزینش نهایی بر اساس نمره ی کل حاصل از 80 درصد نمره ی آزمون و 20 درصد معدل دوره ی کارشناسی انجام خواهد گرفت. تاثیر 20 درصدی معدل بصورت ترازی خواهد بود".
 دوستانی که برای ارشد صنایع می خوانن،حتما آقای ایوزیان(استاد درس آمار و احتمالات) را می شناسند. به گفته ی ایشان و با توجه به محاسبات آماری و احتمالی(دقت کنید که تخصص ایشان همین درس آمار و احتمالات هست) که انجام دادند معدل تاثیر چندانی ندارد و...
اما فرمول محاسبه ی تراز دانشجو در کنکور ارشد که از مشاور پارسه گرفتم:
100×{معدل لیسانس دانشجو +80×(نمره علمی نفر اول ÷نمره ی علمی دانشجو )}= نمره ی تراز دانشجو
از سایت نصیر:ضریب موثر معدل برای دانشگاه خواجه نصیر 1.05 می باشد. طبق گفته ی مشاور سایت نصیر این ضریب برای دانشگاه صنعتی بابل(دانشگاه محل تحصیل لیسانس خودم) دقیقا مشخص نیست. 

پی نوشت 2: 

من هیچ نسبتی با آقای امیر حسین راد ندارم. 

 


مصاحبه با رتبه3 روانشناسی عمومی

علی راد شنبه 16 آبان‌ماه سال 1388 @ 00:35 چاپ

گفت و گو با شبنم حمیدی رتبه 7 روانشناسی بالینی و 3 روانشناسی عمومی:

دوست داشتم در بابل بمانم

آنچنان از"بابل" تعریف می‌کند که گویا زیباترین شهر جهان است. حتی اصلا نمی‌خواهد کمی و کاستی‌های شهر مورد علاقه اش را ببیند. "شبنم حمیدی" متولد اردیبهشت 1364 از بابل موفق به کسب رتبه 7 روانشناسی بالینی و 3 روانشناسی عمومی شده است. از ابتدا هدفش قبول شدن دریکی ازدانشگاه‌های تهران بود، فقط به این دلیل که تهران از نظر امکانات نزدیک‌ترین شهر به بابل است. به هر ترتیب او امروز دانشجوی شهر تهران است و قطعا زندگی در پایتخت تجربه‌های جدیدی را برای او رقم می‌زند.  

به نظر شما قبولی در مقطع کارشناسی سخت تر بود یا کارشناسی ارشد؟ قبول شدن درکارشناسی. به این دلیل که در مقطع کارشناسی ارشد هدف داشتم ولی در مقطع کارشناسی  فقط قبول شدن در دانشگاه و کسب تحصیلات عالی مهم بود. از طرفی گستردگی مطالب در مقطع کارشناسی بیشتر بود. من هرچه در مقطع کارشناسی ارشد مطالعه کردم روانشناسی بود و وابسته به رشته روانشناسی.

از اول به رتبه تک رقمی فکر می‌کردید؟ برای من بیشتر کسب رتبه زیر 100 مهم بود تا بتوانم شبانه تهران قبول شوم. در مورد سوال شما اما باید بگویم که نه، واقعا به تک رقمی شدن فکر نمی‌کردم.

چرا فقط تهران؟ به این دلیل که رفت و آمد به مشهد و شیراز برایم بسیارمشکل بود. تهران از نظر امکانات هم برایم بهتر بود. این مسئله بسیار برایم ناراحت کننده است که چرا نمی‌توانم در بابل؛ شهری که دوستش دارم، درس بخوانم.

پس با این وجود بابل از نظر امکانات شغلی هم خیلی مطلوب نیست؟ علیرغم میل باطنی باید این مطلب را قبول کرد که بابل از نظر شغلی هم مناسب نیست. من با مدرک کارشناسی باید به کارهای کاملا معمولی مانند منشی مطب شدن قناعت می‌کردم.

چه جور منابع و مراجعی را برای مطالعه استفاده می‌کردید؟ منابعی که همکلاسی‌هایم استفاده کردند و منابعی که دانشگاه در اختیارمان گذاشت. حدود 20 جلد کتاب بود که من به صورت گلچین و خلاصه از آن‌ها استفاده می‌کردم. از طرفی دنبال جایی بودم که کنکور آزمایشی داشته باشد. پارسه را انتخاب کردم.

مدت زمان مطالعه شما در روز چقدر بود؟ متغیر بود. گاهی اوقات 8 ساعت گاهی اوقات 9 ساعت. شاید بیشتر هم می‌شد. البته این شکل مطالعه مداوم نبود. 1 ساعت دروس دیگر را مطالعه می‌کردم مثل زبان و آمار و احتمالات. در این بین گذری به جزوات پارسه هم می‌زدم. در کل، مدت زمان مطالعه‌ی دقیق و عمیق من 6 ساعت در روز بود. ازهشت صبح شروع می‌کردم و تا یازده شب ادامه می‌دادم.

واقعا این تنها عامل تعیین کننده در قبولی شما بود؟ من فقط مفید درس خواندن را قبول دارم. به عنوان مثال اگر کسی ساعت‌ها مطالعه کند و این مدت زمان مطالعه به اندازه یک ساعت هم مفید نباشد، درس خواندن او همان معنای درس نخواندن را می‌دهد.

مکان خاصی برای درس خواندن داشتید؟ به خاطر حساس بودن به سر و صدا خانه مادربزرگم درس می‌خواندم. یک اتاق کاملا دور نسبت به محیط اصلی خانه را انتخاب کرده بودم که صدا تمرکزم را از بین نبرد.

روش خاصی هم داشتید؟ از زمان کنکور کارشناسی سبک مطالعه من به این شکل بود که یک کتاب را به طور کامل می‌خواندم  و وقتی کتاب تمام می‌شد، سراغ کتاب دیگری می‌رفتم. در رشته روانشناسی هفت مبحث وجود داشت. به عنوان مثال اگر برای درس روانشناسی کودک دو منبع وجود داشت من دو منبع را مطالعه می‌کردم و بعد سراغ مبحث دیگری می‌رفتم. اصلا هم خلاصه برداری را قبول نداشتم به این دلیل که خلاصه برداری باعث فراموشی بیشتر می‌شود. من بجای این روش نکات مهم را بالای صفحه یادداشت می‌کردم یا زیر آن‌ها خط می‌کشیدم.

مدتی که درس می‌خواندید تفریح خاصی هم داشتید؟ از شنبه تا پنج شنبه عصر درس می‌خواندم. ساعت 8 به بعد هم با خانواده خودم بیرون می‌رفتم که البته بیشتر از 1 ساعت نمی‌شد.

از چه زمانی شروع به درس خواندن برای کارشناسی ارشد کردید؟ از پانزده تیر شروع به درس خواندن کردم. البته با ثبت نام در موسسه پارسه مدت زمان مطالعه و انگیزه برایم اهمیت بیشتری پیدا کرد.

یک ماه پایانی مانده به کنکور را چه‌طور گذشت؟
متاسفانه عقب افتادن تاریخ کنکور کارشناسی ارشد مصادف با قطعی گاز بود که این قضیه کاملا درس خواندن من را تحت تاثیر قرار داد. بیشتر در آن زمان خلاصه مطالبی که در طول سال گردآوری کرده بودم را مطالعه می‌کردم.  تست‌های ده سال گذشته و تست‌هایی که در پارسه امتحان داده بودم را هم می‌زدم.

 برای داوطلبان در کنکور توصیه ای دارید؟ درس خواندنشان هدفمند باشند.  

حرف آخر...  طوری زندگی کنید که هرگز حسرت به عقب برگشتن را نخورید. 

 منبع: پورتال پارسه  


مصاحبه با رتبه 1 مهندسی مکانیک

علی راد جمعه 15 آبان‌ماه سال 1388 @ 23:27 چاپ

بدون شک سهیل قنبرزاده یکی از پدیده های کنکور کارشناسی ارشد امسال بود. دانشجویی که خودش روزی 12 ساعت مطالعه می کرده اما به هیچ کسی، حتی یک نفر توصیه نمی کندکه چنین زمانی را به درس خواندن اختصاص دهد.

سهیل بچه بندر ماهشهر است. او که امروز در جایگاه رتبه نخست کنکور ارشد در رشته مهندسی مکانیک قرار گرفته است، متولد بهمن 65 است. در سال 83 کنکور کارشناسی را با رتبه 2 منطقه سه و 91 کشوری پشت سر گذاشت و از همان سن 18 سالگی شهر محل تولدش را به قصد تهران ترک کرد. امروز نزدیک دو سال است که خانواده سهیل هم دیگر در ماهشهر ساکن نیستند و به شیراز نقل مکان کرده اند اما او هنوز با افتخار می‌گوید: «من تنها ماهشهری هستم که در دانشگاه شریف قبول شده است».

 

تحصیل در جایی مثل بندر ماهشهر کار سختی است، نه؟ شرایط تحصیل در دوران دبیرستان و قبل از آن واقعاً خیلی بد بود. اما چون خانواده من تحصیل کرده بودند، علاقمند به تحصیل شدم و تا امروز هم من تنها کسی هستم که از بندر ماهشهر در دانشگاه شریف قبول شده‌ام و فکر می کنم با تلاش و زحمت پدر و مادرم که در آن شهر شرایط مطلوب را برایم فراهم آوردند، به اینجا رسیدم.

از انگیزه ات برای ادامه تحصیل بگو. من از ابتدا قصدم این بود که از ایران بروم اما برخی مسایل به خصوص خواست و علاقه ای که نسبت به خانواده داشتم باعث شد که این تصمیم را کنار بگذارم. همیشه هم کاری کرده‌ام که از خودم راضی باشم. درس خواندنم هم برای همین بود و هست. فقط علاقمندی به رشته‌ام بود که باعث شد تا الان درس خواندن را ادامه بدهم و هرچه هم درس‌ها تخصصی‌تر می‌شود علاقمندتر می‌شوم.

از کی درس خواندن برای کنکور ارشد را شروع کردی؟ از عید آخرین سال دانشگاه به فکر کنکور ارشد افتادم. البته قصد ارشد خواندن را قطعاً از همان ابتدا هم داشتم همانطور که امروز هم قصد خواندن دکترا را دارم، اما چون اول می‌خواستم در خارج تحصیلم را ادامه بدهم و بعد این برنامه کنسل شد، این بود که از آن تاریخ رسماً خواندن برای ارشد را شروع کردم. مردادماه بود در مجموع کمتر از 7 ماه درس خواندم.

به نظرت افرادی که در میان راه قصد می کنند در ارشد شرکت کنند، حداقل چقدر زمان نیاز دارند، تا برای قبولی امیدوار باشند؟ در رشته خود ما که 62 واحد درسی را باید کنکور بدهیم به نظرم کسی که واقعاً چیزی نخوانده باشد و صرفاً برای پاس کردن، درس‌ها را خوانده باشد، به جای 7 ماهی که من خواندم حداقل باید 12 ماه درس بخواند تا به نتیجه مطلوب برسد. به نظرم در هر مقطعی امکان موفقیت به صورت صددرصد وجود دارد، اما به شرایط خود فرد و استعدادهایش هم بستگی دارد.

برای قبولی بیشتر به جزوات مراجعه کردی یا منابع اصلی؟ در کنکور ارشد صرفا خواندن جزوات جواب نمی‌دهد و آدم باید یک اشراف کلی (حتی بدون ورود به جزییات) داشته باشد و کسانی که قبلاً اصلاً تلاش نکرده و درس نخوانده‌اند باید این تلاش را بکنند و خیلی هم مفید مطالعه کنند. اما برای کسانی که این اشراف کلی را دارند مراجعه به «تکس بوکها» و منابع و مآخذ اصلی خیلی نیاز نیست. من خودم بیشتر تکیه‌ام بر روی جزوات کنکوری و سوالات تستی کنکور بود و صرفاً همین کنکوری بودن منابع برایم مهم بود.

تست زدن در کنکور ارشد هم به اندازه کارشناسی که برای هر تست زمان کمی در نظر گرفته شده، مهم است؟ برای ما مکانیکی‌ها خیلی متفاوت نیست و زمانبندی کارشناسی و کارشناسی ارشد برای پاسخ به سوالات تقریباً یکی است. خب البته این هست که در ارشد باید مفهومی تر خواند تا بتوان جواب داد و به نتیجه رسید.

با این برنامه ها، روزی چقدر درس می خواندی؟ من روزی 12 ساعت می خواندم.

واقعاً؟ بله من روزی 12 ساعت می خواندم، اما این را تجویز نمی‌کنم و هرکس برای این زمانبندی باید برای ظرفیت‌های خودش توجه کند. من به افراد عادی اصلاً چنین ساعتی را تجویز نمی‌کنم، به خصوص کسانی که از خودشان توقع رتبه‌های زیر 50 را دارند. اما من با توجه به توانایی و هدفی که داشتم در 6 ماه آخر روزی 12 ساعت را به طور فیکس مطالعه می‌کردم.

وقت برای تفریح هم داشتی؟ بله، بیشتر تفریحم این بود که از خانه ای که در تهران داشتم یا به شیراز و پیش خانواده بروم و یا به خوابگاه دانشجویی، پیش دوستانم. اما اصلاً اهل سینما و پارک نبوده و نیستم. فیلم هم اصلاً نگاه نمی‌کنم مگر فیلم خنده داری به دستم برسد. علاقه مندی اصلی من در هنر هم موسیقی و نقاشی است.

در این زمان چه طور درس می خواندی؟خودم شخصاً با مشورت یکی از دوستانم برنامه‌ای ریختم که بر اساس آن ابتدا یک فصل از درس را می خواندم و بعد تست‌های همان فصل را می‌زدم و در چند ماه اول برنامه‌ام همین بود. بعد کم کم و بدون درس خواندن تست می‌زدم. در کنار این برنامه در 8 دوره آزمون پارسه هم شرکت کردم.

از شب کنکور بگو، استرس نداشتی؟ شب کنکور واقعاً استرس داشتم، بیشتر هم این استرسم را با تماس‌های تلفنی با دوستان و خانواده تخلیه می‌کردم. همین استرس هم باعث شد شب کنکور تا صبح نخوابم. صبح هم دو ساعت مانده به شروع آزمون در محل حاضر بودم(!) اما الان که نگاه می‌کنم چنین حالتی کمی مسخره به نظر می‌رسد، اما خب کاریش هم نمی‌شد کرد.

استرس تأثیری در نتیجه آزمون نداشت؟

استرس قطعاً تأثیر منفی دارد. حتی من روزی که جلسه کنکور را ترک کردم خودم اصلاً از آزمونی که داده بودم راضی نبودم و به نظرم در حد خودم نتوانستم ظاهر شوم. اما خب شکر خدا بازهم به نتیجه‌ای که می‌خواستم رسیدم. 

منبع: پورتال پارسه  


بی اهمیت ها را مهم نشمار

طاهره رستمی جمعه 1 آبان‌ماه سال 1388 @ 08:34 چاپ

روزی مردی مزرعه دار با شتاب نزد همسرش آمد و به او گفت که چند دقیقه پیش متوجه شده اسب آنها در اصطبل به او می خندد!زن مزرعه دار با تعجب گفت:عجیب است!خوب به فرض هم که بخندد!این چه اهمیتی دارد؟!
مرد مزرعه دار گفت:تازه این که چیزی نیست،وقتی آمدم این خبر را به تو بدهم متوجه شدم که سگ مان دم در اتاق نشسته و گریه می کند و گربه هم بالای نرده ها به من زل زرده و خمیازه می کشد!به گمانم امسال محصول گندم خوبی نداشته باشیم!
آن شب مزرعه دار تا صبح نتوانست بخوابد.او احساس می کرد مشکلی بسیار با اهمیت به جان مزرعه او افتاده و باید هر طوری شده آن را برطرف کند.صبح که شد سراسیمه به سراغ اسبش رفت.دید که اسب مثل همیشه مشغول خوردن علوفه است و مظلومانه به او نگاه می کند.سری به لانه سگ زد دید روی دستانش خوابیده و با یک چشم به او نگاه می کند.سعی کرد گربه را پیدا کند اما در عوض دید خروس بالای نرده ها نشسته و آواز می خواند.مرد مزرعه دار با ناراحتی پیش زنش آمد و گفت :به گمانم همسایه ها حیوانات مارا چشم زده اند.هیچ کدام آن طوری که باید باشند،نیستند.شاید امسال گوسفند هایمان هم به اندازه کافی بره دنیا نیاورند و ما حسابی ضرر کنیم.ای زن می بینی چه مشکلات مهمی در این یکی دو روز به سراغ ما آمده است ؟!
بعد از صرف صبحانه مزرعه دار به سراغ اسب رفت و او را به گاری بست.ریسمانی به گردن سگ بست و سر دیگر آن را به ته گاری گره زد و خروس و گربه را هم داخل یک قفس تنگ داخل گاری گذاشت و شروع کرد در جاده اطراف منزل،اسب بیچاره را راه بردن و سگ را دواندن.او هر روز این کار را انجام می داد و چندین هفته تمام کار و زندگی خود را رها کرده بود و اسب و سگ و خروس و گربه را ادب می کرد.مزرعه دار از دید خود مشغول انجام کاری بسیار مهم بود!اما از این نکته کلیدی غافل بود که با این کارش نه تنها آبرویی نزد همسایه ها برایش نمانده بود بلکه همه از این که او به مزرعه و دام هایش نمی رسید ریشخندش می کردند.
اشکال مزرعه دار کجا بود و چه خطایی باعث شده بود که او اینقدر خودش و حیوانات مزرعه و زن و فرزندانش را آزار دهد و به خود در دراز مدت ضرر و زیان سنگینی وارد سازد؟جواب خیلی ساده است."او مسایل جزیی و پیش پا افتاده را بی جهت بزرگ و مهم انگاشته بود و به آنها اهمیت بی دلیل داده بود."
اگر می خواهید در دنیا بی دلیل متحمل زحمت و خسارت بی دلیل نشوید و برای مسائل پیش پا افتاده بی جهت هزینه گزاف پرداخت نکنید،هنگام اهمیت دادن به چیزها هشیار باشید و بی دلیل نامهم های دانیا را مهم نشمارید."
شما می توانید همین الا امتحان کنید.ببینید چه چیزی بیشترین وقت شما را به خود اختصاص داده و مانع از انجام کار مفید از سوی شما می شود.خواهید دید که یک مورد بسیار ساده و بی اهمیت است که خود شما بی جهت به آن پروبال داده اید.آنقدر که جسارت یافته و وارد زندگی شما شده و آرامش و استراحت و سرمایه ی شما را به خود اختصاص داده.وقتی این مورد بی ارزش را یافتید خواهید دید که فقط با بی اعتنایی به آن چه قدر راحت می شوید و چه قدر فرصت و سرمایه ی اضافی برای کارهای اساسی و مهم در زندگی خود به دست می آورید.


توانایی های نامحدود

طاهره رستمی چهارشنبه 29 مهر‌ماه سال 1388 @ 10:11 چاپ

کنکور خوب  دادن برنامه ریزی خوبی میطلبد.این کار به تنهایی نمیتونه موفقیت ما رو تضمین بکنه.ذهن انسان از دو بخش خودآگاه و ناخودآگاه تشکیل شده.بخش خودآگاه ذهن ما 10% و بخش ناخودآگاه 90% را به خودش اختصاص داده.بخش خودآگاه صاحب عقل و منطق و استدلاله و ابزارهای اون حواس پنج گانه است.بخش ناخودآگاه صاحب عقل و منطق استدلال نیست و به صورت خودکار عمل میکنه.در واقع بر اساس برنامه ای که داره،تنها پیام هایی رو که ما در اختیارش قرار میدیم اجرا میکنه.می تونیم بگیم که قدرت عمل نداره.
برای موفقیت در کنکور علاوه بر برنامه ریزی خوب،یکی از فاکتورهای مهمی که کمک میکنه تا راحت تر به هدفمون برسیم تجسم خلاقه.تجسم خلاق در واقع «فن استفاده از نیروی خیال برای آفرینش خواسته های زندگی» است.همون طوری که در مقاله قبل اشاره کردم؛ذهن به دنبال شواهدی دال بر موفق بودن،خوش شانس بودن،بد شانس بودن و یا هر تصوری که توی ذهنتون راجع به خودتون دارید؛می گرده. وقتی که شما هدفی رو برای خودتون تعیین می کنید؛اون هدف رو مکتوب می کنید و روزی چند بار به اون نگاه می کنید،رفتارتون اون وقته که هدف مند میشه.(جایگاه آرزو در ذهن قرار داره و هدف مکتوب میشه).تصوراتی که توی ذهن شکل میگیره به شما در رسیدن به هدفتون کمک می کنه.تجسم خلاق باعث برنامه ریزی بخش ناخودآگاه ذهن میشه.اگر بخواهید چیزی رو تغییر بدید و یا به وجود بیارید مسلماً بهترین راه، تغییر بخش ناخودآگاه ذهنه،چرا که تاثیر بیشتری داره. البته استفاده از این تکنیک نباید مانع تلاش شما بای رسیدن به هدفتون بشه.(برای خودم این مشکل به وجود اومد و الان خیلی سخت دارم این رفتار رو تغییر میدم.)
تجسم خلاق مثل اکسیر به هدفتون رنگ و لعاب میده و انگیزه شما رو برای رسیدن به هدفتون بیشتر میکنه.


مصاحبه با رتبه 2 مدیریت سیستم و بهره وری و رتبه 34 صنایع

علی راد دوشنبه 20 مهر‌ماه سال 1388 @ 17:53 چاپ

مطلب زیرمصاحبه ای است با رتبه 2 رشته صنایع گرایش مدیریت سیستم و بهره‌وری در آزمون سال 86. حجم بالای این مصاحبه حاکی از پاسخهای دلسوزانه، کامل و مفید ایشان می باشد. امیدواریم که با این مصاحبه بتوانیم به سؤالهای شما دوست عزیز پاسخ دهیم.

 

با سلام، ابتدا خود را معرفی کنید.

   من محمد هاشم نظری متولد سال 65، ورودی سال 82 دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی در رشته مهندسی صنایع در مقطع کارشناسی می باشم. معدلی که برای آزمون ارشد اعلام کردم 16.98 بود که اکنون به حدود 17.2 رسیده است.

وضعیت تحصیلیتان پیش از ورود به دانشگاه چگونه بود؟

   دوران راهنمایی و دبیرستان را در مراکز علامه حلی تهران گذراندم. درس خوان بودم، معدل دیپلمم 19.30  بود ولی در پیش دانشگاهی کمی افت کردم که در کنکور سراسری نتیجه دلخواهم حاصل نشد. از همان بدو ورود به دانشگاه تصمیم گرفتم که در کنکور ارشد جبران کنم و رتبه بهتری کسب نمایم. در انتخاب رشته کارشناسی، ابتدا IT را انتخاب نمودم که می دانستم قبول نمی شوم. رشته صنایع انتخاب بعدی من بود و خوشبختانه از رشته ام رضایت کامل دارم.

از چه زمانی درس خواندن برای کنکور را آغاز کردید و چگونه خود را آماده نمودید؟

   از اولین روزی که می شد، شروع کردم. یعنی از فردای روزی که آخرین پروژه درسی ام را تحویل دادم، دقیقاً از 17 تیر سال 85. در تابستان به علت اتلاف وقتی که پیش آمد نتوانستم آن قدر که می‌خواستم درس بخوانم ولی با این وجود هر قدر می توانستم مطالعه می کردم. به طور متوسط هفته‌ای حدود 20 ساعت می خواندم.

در ترم هفتم وقت زیادی صرف دروس دانشگاه و خصوصاً پایان نامه ام کردم و معدلم در این ترم  حدود 19 شد؛ ولی برای آزمون ارشد هم کم نگذاشتم.

تا حدود دو ماه قبل از کنکور خیلی امیدوار نبودم که نتیجه خوبی بدست آورم ولی پس از اتمام کلاس‌های ترم و با افزایش حجم مطالعه‌ام برای کنکور به حدود 50 ساعت در هفته و کسب نتایج خوب در آزمون‌های آزمایشی، با آمادگی و روحیه ی خوب در کنکور ارشد حاضر شدم.

من، هم برای کنکور کارشناسی و هم برای کنکور ارشد خیلی مفهومی درس خواندم به طوری که در روز کنکور آمادگی پاسخگویی به سؤالات یک آزمون کاملاً تشریحی را هم داشتم. البته این موضوع تا حدودی به من لطمه زد، چون تست کم کار کرده بودم که اولین نتیجه اش کمبود وقت در کنکور بود. من فقط تستهای چهار دوره ی گذشته کنکور ارشد را کامل زده بودم. در صورتی که بیشتر داوطلبان تستهای کنکور 15-10 سال قبل را می زنند.

در کدامیک از کلاسها و آزمونها شرکت داشتید؟

   درکلاسهای تحقیق در عملیات آقای زاهدی سرشت  در موسسه نصیر شرکت می کردم.

 برای ثبت نام آزمونهای این موسسه دیر اقدام کردم ولی در دو آزمون آخر پاسارگاد  شرکت کردم که در هر دو رتبه 1 را کسب کردم. این مسئله باعث شد که با اعتماد به نفس بالاتری در آزمون ارشد حاضر شوم.

شما در کنکور صنایع هم شرکت کردید؟

   از آنجا که کنکور صنایع- صنایع و صنایع- سیستم در دو روز متفاوت برگزار می شود، من هر دو را شرکت کردم و به داوطلبین امسال هم توصیه می کنم که اگر قصد دارند در کنکور صنایع شرکت کنند، حتماً در کنکور سیستم هم ثبت نام و شرکت نمایند. به این دلیل که، چون کنکور سیستم زودتر از کنکور صنایع برگزار می شود، یک سری سؤالهای مشترک و مشابه وجود دارد که در کنکور صنایع تکرار می شود و این مسئله کمک می کند که کنکور صنایع را بهتر بدهند.

با این وجود بهتر است فقط روی یک گرایش وقت بگذارند. در تابستان دروس تحقیق، آمار و زبان را بخوانند و بعد تکلیفشان را معلوم کنند که صنایع می خواهند یا سیستم؛ بعد دروس تخصصی را انتخاب کنند. اگر یک کنکور را خوب بدهند بهتر است از اینکه هر دو را متوسط بدهند.

از جلسه‌ی کنکور ارشد بگویید؟

   چون زمان و تعداد سؤالهای کنکور تغییر کرده بود، تمرین های قبلی کمک زیادی برای زمان بندی در جلسه ی آزمون به من نکرد. البته گرایش سیستم تغییر چندانی نکرده بود. در جلسه کنکور صنایع وقت زیادی را به تحقیق و آمار اختصاص دادم که باعث شد برای طرح ریزی و  کنترل موجودی وقت کم بیاورم. البته خیلی ضرر نکردم چون روی آنها کمتر از سایر دروس کار کرده بودم.

چگونه انتخاب رشته کردید؟

   چون گرایش صنایع را به گرایش سیستم ترجیح می دادم اول صنایع شریف و دوم سیستم شریف را انتخاب کردم. سپس صنایع  دانشگاه های خوب و بعد سیستم این دانشگاهها را و در نهایت بقیه دانشگاهها.

در صحبتهایتان اشاره کردید که صنایع را به سیستم ترجیح می دهید، دلیلتان برای این برتری چیست؟

   من سیلابس درسی هر دو گرایش را بررسی کرده ام. گرایش صنایع برای کسانی که لیسانس صنایع می باشند طراحی شده در صورتی که گرایش سیستم یک سری دروس کارشناسی صنایع را تکرار کرده است. معمولاً کسانی که رشته غیر صنایع دارند بیشتر گرایش سیستم را اتنخاب می کنند. در صنایع تعداد رقبای جدی بیشتر است. به طور کلی در گرایش صنایع، جَو صنایعی‌تر است.

چه توصیه ای به داوطلبان متقاضی این رشته که لیسانس آنها صنایع می باشد، دارید؟

   گرایش سیستم جزء رشته های شناور می باشد و معمولاً داوطلبان به عنوان رشته دوم آنرا انتخاب می کنند؛ به همین دلیل رقابت این گرایش چندان سنگین نیست. از طرف دیگر دو سه سالی است رقابت برای گرایش صنایع دشوارترشده است.

 من فکر می کنم که مخصوصاً اگر معدلشان چندان بالا نیست، چنانچه سیستم را انتخاب کنند موفقتر خواهند بود. اگر دانشگاه برایشان مهمتر است، باز هم توصیه می کنم در آزمون سیستم شرکت کنند چون به نظر من  با حجم مساوی درس خواندن، در سیستم رتبه بهتری می توانند کسب کنند.

ولی اگر معدل بالایی دارند و یا سیلابس و محتوای درسی برایشان اهمیت بیشتری دارد، پیشنهاد می‌کنم در آزمون صنایع شرکت کنند.

متقاضیانی که در دوره کارشناسی صنایعی نبوده اند چطور؟

   برای این داوطلبان گرایش سیستم از هر لحاظ بهتر است چون برنامه ی درسی گرایش سیستم اصولاً برای این افراد طراحی شده و همان طور که گفتم موفقیت در آزمون سیستم هم آسان تر است.

چه منابعی را برای مطالعه پیشنهاد می کنید؟

 

  زبان عمومی و تخصصی:

- زبان تخصصی مهندسی صنایع گرایش تولید، انتشارات سمت

- 504 واژه ضروری زبان انگلیسی، انتشارات رهنما، چاپ دوم

- زبان عمومی و تخصصی مهندسی صنایع، انتشارات سنجش تکمیلی

 

  تحقیق در عملیات 1:

- جزوه‌ی آقای مهندس زاهدی سرشت

- برنامه ریزی خطی، بازارا

- تحقیق در عملیات برای داوطلبان صنایع و سیستم، زاهدی سرشت، نشر حفیظ

 

 تئوری احتمالات و آمار مهندسی:

- جزوات آقای دکتر شهریاری (دانشگاه خواجه نصیر)

- احتمال و آمار در مهندسی و علم مدیریت، مونتگومری، دانشگاه یزد

- آمار و احتمالات مهندسی، مهندس سرمدی، انتشارات سنجش (سنجش تکمیلی)

- آمار و احتمال مهندسی، مهندس هنری، نشر شکوفه های دانش

 

طرح‌ریزی واحدهای صنعتی:

- جزوه‌ی آقای دکتر عابدزاده (دانشگاه خواجه نصیر)

- طرح‌ریزی واحدهای صنعتی، از سری کتاب های پردازش

 

کنترل موجودی 1:

- جزوه‌ی آقای دکتر حجّی (دانشگاه شریف)

- جزوه‌ی آقای مهندس پورسعیدی

- کنترل موجودی، انتشارات پوران‌پژوهش

 

برای درس معلومات عمومی مدیریت تنها از آموخته هایم در درس اصول مدیریت استفاده کردم، خوشبختانه این  درس را در ترم هفتم گذارنده بودم. دروس برنامه نویسی و ریاضی را هم اصلاً نخواندم چون برای کنکور سیستم مطالعه نمی کردم.

نتایج کنکورتان دقیقاً به چه ترتیب بود؟

  صنایع دو گرایش:

  رتبه سیستم و بهره‌وری: 2          رتبه سیستمهای اقتصادی و اجتماعی: 46

زبان عمومی و تخصصی : 83.3         ریاضی 1و2: 4.44            آمار و احتمال:۸۷.۱۷

معلومات عمومی مدیریت: 52.22      برنامه نویسی: 10.34       تحقیق در عملیات: 78.94

 

 صنایع- صنایع:     رتبه: 34

زبان عمومی و تخصصی : 82.22       تحقیق در عملیات: 71.92                  آمار و احتمال:۶۹.۰۴

طرح ریزی واحدهای صنعتی: 27.77               کنترل موجودی: 36.66

چه پیشنهادی به دوستانتان برای شیوه درس خواندن دارید؟

   بهتر است که پس از مطالعه ی هر فصل تعدادی تست هم بزنند این طوری مطلب بهتر برایشان ملموس می شود. تا قبل از اینکه یک بحث علمی جا نیافتاده سراغ مبحث بعدی نروند. بعد از اتمام هر درس هم  تست کلی آن را بزنند. برای درس زبان اگر پایه قوی ای ندارند خیلی روی آن وقت نگذارند.

   مورد مهمتر، ارزیابی حجم مطالعه هفتگی با استفاده از جدول زمان بندی است که می تواند کمک کند هر هفته بیشتر و بهتر از هفته ی قبل درس بخوانند.

توصیه شما به عنوان حرف آخر؟

    داوطلبان حتماً برای محک زدن خودشان در کنکورهای آزمایشی شرکت کنند.

اول علاقه و استعداد خود را در نظر بگیرند و سپس مسیر خود را تعیین کنند. فرصت طلایی تابستان را قدر بدانند. تلاش و پشتکار داشته باشند. وقتی تلاش کردند و با انگیزه و با جدیت درس خواندند، نتیجه را به دست خدا بسپارند و از او بخواهند که یاریشان کند و روی کمک او حساب نمایند.  

منبع: سایت نصیر www.nasir.ir 

 

پی نوشت: مهم است که شب امتحان بخوابیم مهمتر آن است که اگر شب امتحان خوابمان نبرد فکر نکنیم همه چیز تمام شده است چون قدرت مغز خیلی زیاد است. بو علی می گفت:"اگر انسان تا 100 ساعت نخوابد دچار مشکل روانی می شود" نگفت یک شب، نگفت دو شب. حال اگر یک شب نخوابیدیم،دنیا که رو سرمان خراب نمی شود. خود این طرز فکر آرام می کند ما را. 

 

  

 

 


مصاحبه با رتبه 21 مخابرات

علی راد دوشنبه 20 مهر‌ماه سال 1388 @ 09:40 چاپ

به عنوان اولین سوال لطفا خودتان را معرفی کنید؟

سامان جهانی هستم ، در سال 82 با رتبه 3600 منطقه 1 در دانشگاه گیلان پذیرفته شدم و در آزمون کارشناسی ارشد 86 رتبه 21 مخابرات را بدست آوردم.

چه طور شد که دانشگاه تهران را برای ادامه تحصیل انتخاب کردید؟

با چند تا از دوستان صحبت کردم ودر نهایت تصمیم گرفتم تهران را به شریف ترجیح دهم. 

از همان ابتدا به فکر مخابرات بودید؟

بله، برنامه ریزی های من از ابتدا با توجه به این انتخاب بود.

مطالعه برای کنکور را از چه زمانی شروع کردید؟

شروع برنامه ام از اواسط تیرماه بود ، در ابتدا حدود 5 ساعت می خواندم ولی تا آخر تابستان به حدود 7 تا 8 ساعت در روز رسید.

از روی چه منابعی مطالعه می کرددید؟

اول کتاب های اصلی ودرسی ام را می خواندم و بعد به سراغ کتابهای کنکوری می رفتم، کتابهای مدار، الکترونیک و الکترومعناطیس پردازش و کنترل آریاز برادرانی از جمله منابع من بود، برای سیگنال هم از کتاب درس کنکور استفاده کردم همچنین از جزوات موسسات کنکور هم برای دروس ریاضی بهره بردم.

با توجه به اینکه دانشگاه شما شهرستان بود چه طور درس می خواندید؟

من سعی می کردم در حد امکان کلاس نروم و تهران بمانم. تا جایی که ممکن بود از جلسات غیبت خود استفاده می کردم چون خیلی در درس خواندن در رشت موفق نبودم بویژه که دو نفر دیگر از دوستانم که هم خانه بودیم کنکوری نبودند. خلاصه از کل ترم حدود 2 ماه اینجا بودم و با همان میانگین 8 ساعت در روز مطالعه می کردم.

اینجا چه طور درس می خواندید؟

به کتابخانه اندیشه می رفتم، برای کنکور کارشناسی هم همانجا درس می خواندم.

برای مطالعه دروس مختلف زمان بندی خاصی داشتید؟

کلا سعی کردم درس خواندن را با مطالعه دروسی که دوست داشم شروع کنم و تابستان و اوایل مهرماه را به دروس الکترومغناطیس، سینگنال ، کنترل، الکترونیک و مدار اختصاص دادم ،ضمنا ماه اول خودم را به هیچ برنامه ای مجبور نکردم و هر وقت دوست داشتم درس می خواندم،  دروس ریاضی را در فرصت هایی که آبان و آذر داشتم خواندم و زبان را هم تنها یک ماه آخر مطالعه کردم.

چه زمانی تست کار کردید؟

البته همان طور که گفتم من تست های طبقه بندی را از همان ابتدا و همراه با مطالعه دروس حل می کردم ولی خوب یک ماه آخر را به تست زنی اختصاص داده بودم و از روی کتاب آبی (مجموعه سوالات آزمون کارشناسی ارشد) و با زمان بندی واقعی تست می زدم.

آن موقع چند ساعت وقت می گذاشتید؟

با دوره های کوتاهی که داشتم در مجموع حدود 10 تا 11 ساعت به طور خالص مشغول کنکور بودم.

در زمانهایی که رشت بودید ، دور شدن از کنکور اذیت کننده نبود؟

 نه خیلی، ولی خوب موقع امتحانات میان ترم که این دوری زیاد طول کشید و احساس می کردم مطالب را فراموش می کنم اعصابم به هم ریخته بود.

جو دانشگاه کنکوری نبود؟

آنجا بیشتر بچه ها در ترم 9 کنکور می دهند و ترم 9 هم معمولا واحد خاصی ندارند و در شهر خود درس می خوانند.

منظور شما از کتابهای اصلی چیست؟

برای مدار، دسور، چنگ برای مغناطیس، برای سیگنال اپنهایم و برای الکترونیک هم میرعشقی را خواندم.

در آزمون آزمایشی هم شرکت کردید؟

بله، در نزدیکی های کنکور یک آزمون شرکت کردم.

کنکور چه طور بود؟

شب قبل از بخش دوم آزمون نتوانستم خوب بخوابم و سر جلسه کمی اذیت شدم ولی در کل خوب بود و مشکلی نبود. 

منبع: سایت نصیر  

پی نوشت:زمانی که برای کنکور کارشناسی خودمان را آماده می کردیم اشتباهات زیادی مرتکب شدیم. برای کنکور کارشناسی ارشد آن اشتباهات را تکرار نکنیم تکرار نکنیم تکرار نکنیم. 

 


تعداد کل : 1987 <<   1     ...     276     277     278     279     280     ...     284   >>