X
تبلیغات
رایتل

بی اهمیت ها را مهم نشمار

طاهره رستمی جمعه 1 آبان‌ماه سال 1388 @ 08:34 چاپ

روزی مردی مزرعه دار با شتاب نزد همسرش آمد و به او گفت که چند دقیقه پیش متوجه شده اسب آنها در اصطبل به او می خندد!زن مزرعه دار با تعجب گفت:عجیب است!خوب به فرض هم که بخندد!این چه اهمیتی دارد؟!
مرد مزرعه دار گفت:تازه این که چیزی نیست،وقتی آمدم این خبر را به تو بدهم متوجه شدم که سگ مان دم در اتاق نشسته و گریه می کند و گربه هم بالای نرده ها به من زل زرده و خمیازه می کشد!به گمانم امسال محصول گندم خوبی نداشته باشیم!
آن شب مزرعه دار تا صبح نتوانست بخوابد.او احساس می کرد مشکلی بسیار با اهمیت به جان مزرعه او افتاده و باید هر طوری شده آن را برطرف کند.صبح که شد سراسیمه به سراغ اسبش رفت.دید که اسب مثل همیشه مشغول خوردن علوفه است و مظلومانه به او نگاه می کند.سری به لانه سگ زد دید روی دستانش خوابیده و با یک چشم به او نگاه می کند.سعی کرد گربه را پیدا کند اما در عوض دید خروس بالای نرده ها نشسته و آواز می خواند.مرد مزرعه دار با ناراحتی پیش زنش آمد و گفت :به گمانم همسایه ها حیوانات مارا چشم زده اند.هیچ کدام آن طوری که باید باشند،نیستند.شاید امسال گوسفند هایمان هم به اندازه کافی بره دنیا نیاورند و ما حسابی ضرر کنیم.ای زن می بینی چه مشکلات مهمی در این یکی دو روز به سراغ ما آمده است ؟!
بعد از صرف صبحانه مزرعه دار به سراغ اسب رفت و او را به گاری بست.ریسمانی به گردن سگ بست و سر دیگر آن را به ته گاری گره زد و خروس و گربه را هم داخل یک قفس تنگ داخل گاری گذاشت و شروع کرد در جاده اطراف منزل،اسب بیچاره را راه بردن و سگ را دواندن.او هر روز این کار را انجام می داد و چندین هفته تمام کار و زندگی خود را رها کرده بود و اسب و سگ و خروس و گربه را ادب می کرد.مزرعه دار از دید خود مشغول انجام کاری بسیار مهم بود!اما از این نکته کلیدی غافل بود که با این کارش نه تنها آبرویی نزد همسایه ها برایش نمانده بود بلکه همه از این که او به مزرعه و دام هایش نمی رسید ریشخندش می کردند.
اشکال مزرعه دار کجا بود و چه خطایی باعث شده بود که او اینقدر خودش و حیوانات مزرعه و زن و فرزندانش را آزار دهد و به خود در دراز مدت ضرر و زیان سنگینی وارد سازد؟جواب خیلی ساده است."او مسایل جزیی و پیش پا افتاده را بی جهت بزرگ و مهم انگاشته بود و به آنها اهمیت بی دلیل داده بود."
اگر می خواهید در دنیا بی دلیل متحمل زحمت و خسارت بی دلیل نشوید و برای مسائل پیش پا افتاده بی جهت هزینه گزاف پرداخت نکنید،هنگام اهمیت دادن به چیزها هشیار باشید و بی دلیل نامهم های دانیا را مهم نشمارید."
شما می توانید همین الا امتحان کنید.ببینید چه چیزی بیشترین وقت شما را به خود اختصاص داده و مانع از انجام کار مفید از سوی شما می شود.خواهید دید که یک مورد بسیار ساده و بی اهمیت است که خود شما بی جهت به آن پروبال داده اید.آنقدر که جسارت یافته و وارد زندگی شما شده و آرامش و استراحت و سرمایه ی شما را به خود اختصاص داده.وقتی این مورد بی ارزش را یافتید خواهید دید که فقط با بی اعتنایی به آن چه قدر راحت می شوید و چه قدر فرصت و سرمایه ی اضافی برای کارهای اساسی و مهم در زندگی خود به دست می آورید.


توانایی های نامحدود

طاهره رستمی چهارشنبه 29 مهر‌ماه سال 1388 @ 10:11 چاپ

کنکور خوب  دادن برنامه ریزی خوبی میطلبد.این کار به تنهایی نمیتونه موفقیت ما رو تضمین بکنه.ذهن انسان از دو بخش خودآگاه و ناخودآگاه تشکیل شده.بخش خودآگاه ذهن ما 10% و بخش ناخودآگاه 90% را به خودش اختصاص داده.بخش خودآگاه صاحب عقل و منطق و استدلاله و ابزارهای اون حواس پنج گانه است.بخش ناخودآگاه صاحب عقل و منطق استدلال نیست و به صورت خودکار عمل میکنه.در واقع بر اساس برنامه ای که داره،تنها پیام هایی رو که ما در اختیارش قرار میدیم اجرا میکنه.می تونیم بگیم که قدرت عمل نداره.
برای موفقیت در کنکور علاوه بر برنامه ریزی خوب،یکی از فاکتورهای مهمی که کمک میکنه تا راحت تر به هدفمون برسیم تجسم خلاقه.تجسم خلاق در واقع «فن استفاده از نیروی خیال برای آفرینش خواسته های زندگی» است.همون طوری که در مقاله قبل اشاره کردم؛ذهن به دنبال شواهدی دال بر موفق بودن،خوش شانس بودن،بد شانس بودن و یا هر تصوری که توی ذهنتون راجع به خودتون دارید؛می گرده. وقتی که شما هدفی رو برای خودتون تعیین می کنید؛اون هدف رو مکتوب می کنید و روزی چند بار به اون نگاه می کنید،رفتارتون اون وقته که هدف مند میشه.(جایگاه آرزو در ذهن قرار داره و هدف مکتوب میشه).تصوراتی که توی ذهن شکل میگیره به شما در رسیدن به هدفتون کمک می کنه.تجسم خلاق باعث برنامه ریزی بخش ناخودآگاه ذهن میشه.اگر بخواهید چیزی رو تغییر بدید و یا به وجود بیارید مسلماً بهترین راه، تغییر بخش ناخودآگاه ذهنه،چرا که تاثیر بیشتری داره. البته استفاده از این تکنیک نباید مانع تلاش شما بای رسیدن به هدفتون بشه.(برای خودم این مشکل به وجود اومد و الان خیلی سخت دارم این رفتار رو تغییر میدم.)
تجسم خلاق مثل اکسیر به هدفتون رنگ و لعاب میده و انگیزه شما رو برای رسیدن به هدفتون بیشتر میکنه.


مصاحبه با رتبه 2 مدیریت سیستم و بهره وری و رتبه 34 صنایع

علی راد دوشنبه 20 مهر‌ماه سال 1388 @ 17:53 چاپ

مطلب زیرمصاحبه ای است با رتبه 2 رشته صنایع گرایش مدیریت سیستم و بهره‌وری در آزمون سال 86. حجم بالای این مصاحبه حاکی از پاسخهای دلسوزانه، کامل و مفید ایشان می باشد. امیدواریم که با این مصاحبه بتوانیم به سؤالهای شما دوست عزیز پاسخ دهیم.

 

با سلام، ابتدا خود را معرفی کنید.

   من محمد هاشم نظری متولد سال 65، ورودی سال 82 دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی در رشته مهندسی صنایع در مقطع کارشناسی می باشم. معدلی که برای آزمون ارشد اعلام کردم 16.98 بود که اکنون به حدود 17.2 رسیده است.

وضعیت تحصیلیتان پیش از ورود به دانشگاه چگونه بود؟

   دوران راهنمایی و دبیرستان را در مراکز علامه حلی تهران گذراندم. درس خوان بودم، معدل دیپلمم 19.30  بود ولی در پیش دانشگاهی کمی افت کردم که در کنکور سراسری نتیجه دلخواهم حاصل نشد. از همان بدو ورود به دانشگاه تصمیم گرفتم که در کنکور ارشد جبران کنم و رتبه بهتری کسب نمایم. در انتخاب رشته کارشناسی، ابتدا IT را انتخاب نمودم که می دانستم قبول نمی شوم. رشته صنایع انتخاب بعدی من بود و خوشبختانه از رشته ام رضایت کامل دارم.

از چه زمانی درس خواندن برای کنکور را آغاز کردید و چگونه خود را آماده نمودید؟

   از اولین روزی که می شد، شروع کردم. یعنی از فردای روزی که آخرین پروژه درسی ام را تحویل دادم، دقیقاً از 17 تیر سال 85. در تابستان به علت اتلاف وقتی که پیش آمد نتوانستم آن قدر که می‌خواستم درس بخوانم ولی با این وجود هر قدر می توانستم مطالعه می کردم. به طور متوسط هفته‌ای حدود 20 ساعت می خواندم.

در ترم هفتم وقت زیادی صرف دروس دانشگاه و خصوصاً پایان نامه ام کردم و معدلم در این ترم  حدود 19 شد؛ ولی برای آزمون ارشد هم کم نگذاشتم.

تا حدود دو ماه قبل از کنکور خیلی امیدوار نبودم که نتیجه خوبی بدست آورم ولی پس از اتمام کلاس‌های ترم و با افزایش حجم مطالعه‌ام برای کنکور به حدود 50 ساعت در هفته و کسب نتایج خوب در آزمون‌های آزمایشی، با آمادگی و روحیه ی خوب در کنکور ارشد حاضر شدم.

من، هم برای کنکور کارشناسی و هم برای کنکور ارشد خیلی مفهومی درس خواندم به طوری که در روز کنکور آمادگی پاسخگویی به سؤالات یک آزمون کاملاً تشریحی را هم داشتم. البته این موضوع تا حدودی به من لطمه زد، چون تست کم کار کرده بودم که اولین نتیجه اش کمبود وقت در کنکور بود. من فقط تستهای چهار دوره ی گذشته کنکور ارشد را کامل زده بودم. در صورتی که بیشتر داوطلبان تستهای کنکور 15-10 سال قبل را می زنند.

در کدامیک از کلاسها و آزمونها شرکت داشتید؟

   درکلاسهای تحقیق در عملیات آقای زاهدی سرشت  در موسسه نصیر شرکت می کردم.

 برای ثبت نام آزمونهای این موسسه دیر اقدام کردم ولی در دو آزمون آخر پاسارگاد  شرکت کردم که در هر دو رتبه 1 را کسب کردم. این مسئله باعث شد که با اعتماد به نفس بالاتری در آزمون ارشد حاضر شوم.

شما در کنکور صنایع هم شرکت کردید؟

   از آنجا که کنکور صنایع- صنایع و صنایع- سیستم در دو روز متفاوت برگزار می شود، من هر دو را شرکت کردم و به داوطلبین امسال هم توصیه می کنم که اگر قصد دارند در کنکور صنایع شرکت کنند، حتماً در کنکور سیستم هم ثبت نام و شرکت نمایند. به این دلیل که، چون کنکور سیستم زودتر از کنکور صنایع برگزار می شود، یک سری سؤالهای مشترک و مشابه وجود دارد که در کنکور صنایع تکرار می شود و این مسئله کمک می کند که کنکور صنایع را بهتر بدهند.

با این وجود بهتر است فقط روی یک گرایش وقت بگذارند. در تابستان دروس تحقیق، آمار و زبان را بخوانند و بعد تکلیفشان را معلوم کنند که صنایع می خواهند یا سیستم؛ بعد دروس تخصصی را انتخاب کنند. اگر یک کنکور را خوب بدهند بهتر است از اینکه هر دو را متوسط بدهند.

از جلسه‌ی کنکور ارشد بگویید؟

   چون زمان و تعداد سؤالهای کنکور تغییر کرده بود، تمرین های قبلی کمک زیادی برای زمان بندی در جلسه ی آزمون به من نکرد. البته گرایش سیستم تغییر چندانی نکرده بود. در جلسه کنکور صنایع وقت زیادی را به تحقیق و آمار اختصاص دادم که باعث شد برای طرح ریزی و  کنترل موجودی وقت کم بیاورم. البته خیلی ضرر نکردم چون روی آنها کمتر از سایر دروس کار کرده بودم.

چگونه انتخاب رشته کردید؟

   چون گرایش صنایع را به گرایش سیستم ترجیح می دادم اول صنایع شریف و دوم سیستم شریف را انتخاب کردم. سپس صنایع  دانشگاه های خوب و بعد سیستم این دانشگاهها را و در نهایت بقیه دانشگاهها.

در صحبتهایتان اشاره کردید که صنایع را به سیستم ترجیح می دهید، دلیلتان برای این برتری چیست؟

   من سیلابس درسی هر دو گرایش را بررسی کرده ام. گرایش صنایع برای کسانی که لیسانس صنایع می باشند طراحی شده در صورتی که گرایش سیستم یک سری دروس کارشناسی صنایع را تکرار کرده است. معمولاً کسانی که رشته غیر صنایع دارند بیشتر گرایش سیستم را اتنخاب می کنند. در صنایع تعداد رقبای جدی بیشتر است. به طور کلی در گرایش صنایع، جَو صنایعی‌تر است.

چه توصیه ای به داوطلبان متقاضی این رشته که لیسانس آنها صنایع می باشد، دارید؟

   گرایش سیستم جزء رشته های شناور می باشد و معمولاً داوطلبان به عنوان رشته دوم آنرا انتخاب می کنند؛ به همین دلیل رقابت این گرایش چندان سنگین نیست. از طرف دیگر دو سه سالی است رقابت برای گرایش صنایع دشوارترشده است.

 من فکر می کنم که مخصوصاً اگر معدلشان چندان بالا نیست، چنانچه سیستم را انتخاب کنند موفقتر خواهند بود. اگر دانشگاه برایشان مهمتر است، باز هم توصیه می کنم در آزمون سیستم شرکت کنند چون به نظر من  با حجم مساوی درس خواندن، در سیستم رتبه بهتری می توانند کسب کنند.

ولی اگر معدل بالایی دارند و یا سیلابس و محتوای درسی برایشان اهمیت بیشتری دارد، پیشنهاد می‌کنم در آزمون صنایع شرکت کنند.

متقاضیانی که در دوره کارشناسی صنایعی نبوده اند چطور؟

   برای این داوطلبان گرایش سیستم از هر لحاظ بهتر است چون برنامه ی درسی گرایش سیستم اصولاً برای این افراد طراحی شده و همان طور که گفتم موفقیت در آزمون سیستم هم آسان تر است.

چه منابعی را برای مطالعه پیشنهاد می کنید؟

 

  زبان عمومی و تخصصی:

- زبان تخصصی مهندسی صنایع گرایش تولید، انتشارات سمت

- 504 واژه ضروری زبان انگلیسی، انتشارات رهنما، چاپ دوم

- زبان عمومی و تخصصی مهندسی صنایع، انتشارات سنجش تکمیلی

 

  تحقیق در عملیات 1:

- جزوه‌ی آقای مهندس زاهدی سرشت

- برنامه ریزی خطی، بازارا

- تحقیق در عملیات برای داوطلبان صنایع و سیستم، زاهدی سرشت، نشر حفیظ

 

 تئوری احتمالات و آمار مهندسی:

- جزوات آقای دکتر شهریاری (دانشگاه خواجه نصیر)

- احتمال و آمار در مهندسی و علم مدیریت، مونتگومری، دانشگاه یزد

- آمار و احتمالات مهندسی، مهندس سرمدی، انتشارات سنجش (سنجش تکمیلی)

- آمار و احتمال مهندسی، مهندس هنری، نشر شکوفه های دانش

 

طرح‌ریزی واحدهای صنعتی:

- جزوه‌ی آقای دکتر عابدزاده (دانشگاه خواجه نصیر)

- طرح‌ریزی واحدهای صنعتی، از سری کتاب های پردازش

 

کنترل موجودی 1:

- جزوه‌ی آقای دکتر حجّی (دانشگاه شریف)

- جزوه‌ی آقای مهندس پورسعیدی

- کنترل موجودی، انتشارات پوران‌پژوهش

 

برای درس معلومات عمومی مدیریت تنها از آموخته هایم در درس اصول مدیریت استفاده کردم، خوشبختانه این  درس را در ترم هفتم گذارنده بودم. دروس برنامه نویسی و ریاضی را هم اصلاً نخواندم چون برای کنکور سیستم مطالعه نمی کردم.

نتایج کنکورتان دقیقاً به چه ترتیب بود؟

  صنایع دو گرایش:

  رتبه سیستم و بهره‌وری: 2          رتبه سیستمهای اقتصادی و اجتماعی: 46

زبان عمومی و تخصصی : 83.3         ریاضی 1و2: 4.44            آمار و احتمال:۸۷.۱۷

معلومات عمومی مدیریت: 52.22      برنامه نویسی: 10.34       تحقیق در عملیات: 78.94

 

 صنایع- صنایع:     رتبه: 34

زبان عمومی و تخصصی : 82.22       تحقیق در عملیات: 71.92                  آمار و احتمال:۶۹.۰۴

طرح ریزی واحدهای صنعتی: 27.77               کنترل موجودی: 36.66

چه پیشنهادی به دوستانتان برای شیوه درس خواندن دارید؟

   بهتر است که پس از مطالعه ی هر فصل تعدادی تست هم بزنند این طوری مطلب بهتر برایشان ملموس می شود. تا قبل از اینکه یک بحث علمی جا نیافتاده سراغ مبحث بعدی نروند. بعد از اتمام هر درس هم  تست کلی آن را بزنند. برای درس زبان اگر پایه قوی ای ندارند خیلی روی آن وقت نگذارند.

   مورد مهمتر، ارزیابی حجم مطالعه هفتگی با استفاده از جدول زمان بندی است که می تواند کمک کند هر هفته بیشتر و بهتر از هفته ی قبل درس بخوانند.

توصیه شما به عنوان حرف آخر؟

    داوطلبان حتماً برای محک زدن خودشان در کنکورهای آزمایشی شرکت کنند.

اول علاقه و استعداد خود را در نظر بگیرند و سپس مسیر خود را تعیین کنند. فرصت طلایی تابستان را قدر بدانند. تلاش و پشتکار داشته باشند. وقتی تلاش کردند و با انگیزه و با جدیت درس خواندند، نتیجه را به دست خدا بسپارند و از او بخواهند که یاریشان کند و روی کمک او حساب نمایند.  

منبع: سایت نصیر www.nasir.ir 

 

پی نوشت: مهم است که شب امتحان بخوابیم مهمتر آن است که اگر شب امتحان خوابمان نبرد فکر نکنیم همه چیز تمام شده است چون قدرت مغز خیلی زیاد است. بو علی می گفت:"اگر انسان تا 100 ساعت نخوابد دچار مشکل روانی می شود" نگفت یک شب، نگفت دو شب. حال اگر یک شب نخوابیدیم،دنیا که رو سرمان خراب نمی شود. خود این طرز فکر آرام می کند ما را. 

 

  

 

 


مصاحبه با رتبه 21 مخابرات

علی راد دوشنبه 20 مهر‌ماه سال 1388 @ 09:40 چاپ

به عنوان اولین سوال لطفا خودتان را معرفی کنید؟

سامان جهانی هستم ، در سال 82 با رتبه 3600 منطقه 1 در دانشگاه گیلان پذیرفته شدم و در آزمون کارشناسی ارشد 86 رتبه 21 مخابرات را بدست آوردم.

چه طور شد که دانشگاه تهران را برای ادامه تحصیل انتخاب کردید؟

با چند تا از دوستان صحبت کردم ودر نهایت تصمیم گرفتم تهران را به شریف ترجیح دهم. 

از همان ابتدا به فکر مخابرات بودید؟

بله، برنامه ریزی های من از ابتدا با توجه به این انتخاب بود.

مطالعه برای کنکور را از چه زمانی شروع کردید؟

شروع برنامه ام از اواسط تیرماه بود ، در ابتدا حدود 5 ساعت می خواندم ولی تا آخر تابستان به حدود 7 تا 8 ساعت در روز رسید.

از روی چه منابعی مطالعه می کرددید؟

اول کتاب های اصلی ودرسی ام را می خواندم و بعد به سراغ کتابهای کنکوری می رفتم، کتابهای مدار، الکترونیک و الکترومعناطیس پردازش و کنترل آریاز برادرانی از جمله منابع من بود، برای سیگنال هم از کتاب درس کنکور استفاده کردم همچنین از جزوات موسسات کنکور هم برای دروس ریاضی بهره بردم.

با توجه به اینکه دانشگاه شما شهرستان بود چه طور درس می خواندید؟

من سعی می کردم در حد امکان کلاس نروم و تهران بمانم. تا جایی که ممکن بود از جلسات غیبت خود استفاده می کردم چون خیلی در درس خواندن در رشت موفق نبودم بویژه که دو نفر دیگر از دوستانم که هم خانه بودیم کنکوری نبودند. خلاصه از کل ترم حدود 2 ماه اینجا بودم و با همان میانگین 8 ساعت در روز مطالعه می کردم.

اینجا چه طور درس می خواندید؟

به کتابخانه اندیشه می رفتم، برای کنکور کارشناسی هم همانجا درس می خواندم.

برای مطالعه دروس مختلف زمان بندی خاصی داشتید؟

کلا سعی کردم درس خواندن را با مطالعه دروسی که دوست داشم شروع کنم و تابستان و اوایل مهرماه را به دروس الکترومغناطیس، سینگنال ، کنترل، الکترونیک و مدار اختصاص دادم ،ضمنا ماه اول خودم را به هیچ برنامه ای مجبور نکردم و هر وقت دوست داشتم درس می خواندم،  دروس ریاضی را در فرصت هایی که آبان و آذر داشتم خواندم و زبان را هم تنها یک ماه آخر مطالعه کردم.

چه زمانی تست کار کردید؟

البته همان طور که گفتم من تست های طبقه بندی را از همان ابتدا و همراه با مطالعه دروس حل می کردم ولی خوب یک ماه آخر را به تست زنی اختصاص داده بودم و از روی کتاب آبی (مجموعه سوالات آزمون کارشناسی ارشد) و با زمان بندی واقعی تست می زدم.

آن موقع چند ساعت وقت می گذاشتید؟

با دوره های کوتاهی که داشتم در مجموع حدود 10 تا 11 ساعت به طور خالص مشغول کنکور بودم.

در زمانهایی که رشت بودید ، دور شدن از کنکور اذیت کننده نبود؟

 نه خیلی، ولی خوب موقع امتحانات میان ترم که این دوری زیاد طول کشید و احساس می کردم مطالب را فراموش می کنم اعصابم به هم ریخته بود.

جو دانشگاه کنکوری نبود؟

آنجا بیشتر بچه ها در ترم 9 کنکور می دهند و ترم 9 هم معمولا واحد خاصی ندارند و در شهر خود درس می خوانند.

منظور شما از کتابهای اصلی چیست؟

برای مدار، دسور، چنگ برای مغناطیس، برای سیگنال اپنهایم و برای الکترونیک هم میرعشقی را خواندم.

در آزمون آزمایشی هم شرکت کردید؟

بله، در نزدیکی های کنکور یک آزمون شرکت کردم.

کنکور چه طور بود؟

شب قبل از بخش دوم آزمون نتوانستم خوب بخوابم و سر جلسه کمی اذیت شدم ولی در کل خوب بود و مشکلی نبود. 

منبع: سایت نصیر  

پی نوشت:زمانی که برای کنکور کارشناسی خودمان را آماده می کردیم اشتباهات زیادی مرتکب شدیم. برای کنکور کارشناسی ارشد آن اشتباهات را تکرار نکنیم تکرار نکنیم تکرار نکنیم. 

 


مصاحبه با رتبه 13 اتوماسیون و ابزار دقیق

علی راد دوشنبه 20 مهر‌ماه سال 1388 @ 03:04 چاپ

    این مطلب از سایت کنکوری نصیر www.nasir.ir  گرفته شده است. من فقط قسمت هایی را که احساس می کردم اهمیت بیشتری دارد٬ با رنگ قرمز مشخص کردم و پی نوشت.  


آقای ابوالفضل حاجی سامی، دانش آموخته مهندسی برق دانشگاه شهید بهشتی، معدل موثر 20/16 و  رتبه 13 آزمون کارشناسی ارشد اتوماسیون و ابزار دقیق. 

◄با سلام، آیا امسال نخستین بار بود که در آزمون کارشناسی ارشد شرکت می کردید؟
من قصد شرکت در آزمون قبلی را نیز داشتم و تابستان 85 هم کم و بیش مطالعه می کردم ولی با شروع ترم احساس کردم که با وجود واحد های درسی کار برایم مشکل خواهد بود و تصمیم گرفتم دوره کارشناسی را پنج ساله تمام کنم. ترم نهم را هم مرخصی گرفتم و وقت خود را تنها به کنکور ارشد اختصاص دادم.

◄برای آزمون امسال از چه زمانی شروع به مطالعه کردید؟از تابستان با شروع کلاسهای کنکور درس خواندن من هم آغاز شد. کلاسهای الکترومغناطیس، مدارهای الکتریکی و سیگنال را در موسسه نصیر ثبت نام کردم البته کلاس الکترونیک هم می رفتم. پاییز کلاس دیگری نگرفتم و تنها در آزمون ها شرکت می کردم.

◄رتبه شما در آزمون ها در چه حدودی بود؟
حدود 1 یا 2، بدترین رتبه ام 6 بود. البته رتبه برایم مهم نبود، سوالها کیفیت خوبی داشتند و مهم تر از آن تجربه جلسه آزمون بود که برایم ارزشمند بود.

◄برای مطالعه جای مشخصی را انتخاب کرده بودید؟من به همراه یکی از دوستان دانشگاه برای کنکور می خواندیم. از همان 15 تیر که شروع کردیم از صبح ساعت 8 به کتابخانه دانشگاه شهید بهشتی می رفتیم و اگر کلاس نداشتیم تا 10 شب می ماندیم و با هم درس می خواندیم. در اوقات استراحت هم باهم بودیم و خلاصه سعی می کردیم دوران کنکور سخت نگذرد. این رویه را تا زمان کنکور ادامه دادیم، در این مدت به طور مفید 7 تا 8 ساعت درس می خواندیم. به نظرم درس خواندن باهم خیلی به حفظ انگیزه من کمک کرد.
در تابستان بیشتر تمرکز من بر درس هایی بود که کلاس می رفتم، هر هفته درس های هفته پیش را از روی جزوه مرور می کردم و بعد همان مباحث را از روی کتابهای کنکوری می خواندم و تست می زدم. البته در درس های الکترونیک، مدار و سیگنال پیش از مطالعه جزوه ابتدا کتاب و مراجع اصلی را مطالعه می کردم و بعد به سراغ جزوه استاد می رفتم. غیر از این درسها کنترل را هم در تابستان خواندم. در واقع قصد داشتم که تقریبا تمام درسها را در تابستان تمام کنم که تا حد زیادی موفق شدم. درس های معادلات، آمار و ریاضی را هم گذاشته بودم که ترم پاییز با کلاس پیش بروم که نشد و آنها را هم خودم در پاییز خواندم.

◄و در پاییز؟
غیر از مطالعه دروس ریاضی، بیشتر پاییز به دوره گذشت، سعی می کردم هماهنگ با آزمون های نصیر پیش بروم و با توجه به سرفصل هر آزمون مباحث را از کتابهای تست می خواندم و تست می زدم و این روال تا آزمون 100 درصد ادامه داشت. بعد از این مرور کلی دیگر برنامه چندان مشخصی برای مطالعه نداشتم، بیشتر وقتم صرف تست زدن می شد و سعی می کردم در همه درس ها تست بزنم.
با توجه به اینکه به موقع شروع کرده بودم زمان کافی داشتم، به ویژه که آزمون هم یک ماه عقب افتاد و باعث شد تا یک ماه آخر را به کتاب مجموعه سوالات کنکور اختصاص دهم . البته با توجه به محدودیت تست ها ، آزمون های موسسات مختلف را هم حل می کردم.

◄در روز های آخر درس ها را مرور نمی کردید؟
مرور می کردم ولی از طریق خلاصه هایم. من اول پاییز شروع به خلاصه برداری کردم و خلاصه های خوب و مفیدی برای خودم تهیه نمودم و در مطالعات بعدی تنها خلاصه ها را می خواندم. بعضی از دوستانم هم از خلاصه هایم استفاده کردند و در این چند وقت هم خیلی از کنکوری های امسال از خلاصه هایم کپی گرفته اند تا استفاده کنند. به نظرم کار خوبی بود و کاش از تابستان این کار را شروع کرده بودم.
در دوره نهایی سعی می کردم زمان مشخصی را به مطالعه خلاصه ها اختصاص دهم، مثلا در 3 ساعت کل مغناطیس را می خواندم و بعد به سراغ تست ها می رفتم، اگر حین تست زنی به مشکلی برخورد می کردم دوباره خلاصه ها را نگاه می کردم.

◄برنامه ریزی شما برای درس زبان به چه صورتی بود؟من اصلا زبان را نخواندم؛ البته در برنامه ام بود که در ماه آخر بخوانم ولی باز ترجیح دادم که این زمان را به درس های دیگر اختصاص دهم اما احساس می کنم که کار خوبی نکردم. اصولا به نظرم رها کردن یک درس کار اشتباهی است و باید تلاش کرد تا هر درسی را تا حد قابل قبولی خواند.

◄منابع شما برای مطالعه؟
ریاضی مهندسی: جزوه دکتر معتقدی و کتاب های تست دکتر نیکوکار.
مدارهای الکتریکی: جزوه دکتر ملک محمد ، کتاب درس و تست انتشارات جهش و رهیافت حل مساله 1 و 2 .
کنترل: کتاب آریاز برادرانی.
سیگنال و سیستم: جزوه مهندس کهن ، کتاب اپنهایم و کتاب تست راهیان ارشد.
الکترونیک: جزوه دکتر لطیفی ، کتاب سدرا ، کتاب تست راهیان ارشد و رهیافت حل مسأله 1 و 2.
مغناطیس: جزوه مهندس اشرفیان، رهیافت حل مسأله و کتاب پردازش.

◄چه طور شد که به رشته اتوماسیون علاقه مند شدید و این رشته را به عنوان رشته دوم خود انتخاب کردید؟
من از ابتدا خودم را برای آزمون مهندسی برق آماده می کردم ولی با توجه به امکان انتخاب رشته دوم تصمیم گرفتم در آزمون رشته اتوماسیون هم شرکت کنم. چون هم بازار کار خوبی دارد و هم عناوین دروس آزمون این رشته در رشته مهندسی برق نیز وجود دارد.
البته در نهایت با توجه به اینکه به گرایش مخابرات علاقه بیشتری داشتم و از سوی دیگر با توجه به اینکه دوره کارشناسی ارشد اتوماسیون در جنوب برگزار می شودبا توجه به رتبه 103 خود در آزمون مهندسی برق تصمیم گرفتم برای ادامه تحصیل گرایش مخابرات سیستم را انتخاب کنم و از انتخاب خودم هم راضی هستم. 

 

پی نوشت:دوستانی که امسال کنکور ارشد دارید و دانشگاه دوره ی لیسانس شما چندان معتبر نبود مثل دانشگاه لیسانس من(دانشگاه صنعتی بابل): 

اگر احساس می کنید در کنکور کارشناسی ارشد نمی توانید حریف لیسانسه های شریف و امیرکبیر (در کل دانشگاه های قوی ) شوید و رتبه ی برتر کسب کنید ، ادامه مطلب را بخوانید. 

 


ادامه مطلب...

مصاحبه با رتبه 8 مهندسی برق - کنترل

علی راد یکشنبه 19 مهر‌ماه سال 1388 @ 22:17 چاپ

    این مطلب از سایت کنکوری نصیر www.nasir.ir  گرفته شده است. من فقط قسمت هایی را که احساس می کردم اهمیت بیشتری دارد٬ با رنگ قرمز مشخص کردم و پی نوشت. 

 

  نام: مجید جان زمین ،دبیرستان :علامه حلی ، رتبه کارشناسی : 8 منطقه 1 ، رشته کارشناسی :مخابرات دانشگاه شریف ، معدل کارشناسی:17.36 ، رتبه کارشناسی ارشد: 8کنترل و 10مخابرات 

 

◄ جناب آقای جان زمین! معمولا وقتی ما میزبان رتبه های برتر شریف هستیم بحث مان رابا این سوال شروع می کنیم که چه شدکه ایران رابرای ادامه تحصیل انتخاب کردید؟

- من هنوز نمی دانم که بقیه بچه ها که برای تحصیل در کارشناسی ارشد از ایران خارج می شوند واقعا دلیل خاصی دارند ویاتحت تاثیر جو قرار می گیرند ولی من خود دلیلی برای این کار ندیدم.ضمن اینکه دوری از خانواده برای من سخت بود و درکل احساس کردم مشکلات این قضیه از مزایای آن بیشتر است.

◄  باتوجه به اینکه ازابتدا تصمیم خود را برای شرکت درآزمون گرفته بودید ،ازچه زمانی شروع به مطالعه کردید؟

--  باتوجه به برخی مشکلات شخصی شروع مطالعات من از آبان ماه بود،درواقع تاقبل ازآن دغدغه هایی داشتم که مانع درس خواندن برای کنکور بود.درمجموع حدود چهارماه برای کنکور خواندم.

◄ نحوه مطالعه شما چگونه بود؟

--  باتوجه به اینکه احساس می کردم زمان زیادی ندارم سعی کردم ازدروسی شروع کنم که مسلط تر هستم تابتوانم نتیجه بهتری کسب کنم.

◄  کدام دروس؟

--  کنترل ،سیگنال،مدار،ریاضی ،والکترومغناطیس .

◄  بقیه دروس چه طور؟

-- گرچه به الکترونیک خیلی علاقه نداشتم ولی دلیل اصلی ام برای مطالعه کمترنسبت به بقیه دروس این بود که احساس می کردم سوالات این درس به گونه ای است که برخی از سوالات آن را با همین سطح اطلاعات هم می توانم پاسخ بدهم و درمورد برخی دیگر، اگر هم بخوانم قادر به پاسخگویی نخواهم بود. البته این نگاه ناشی از شرکت من در آزمون سال قبل بود ولی در دوره سوالات سالهای مختلف این موضوع برایم مشخص تر شد. خلاصه درمجموع دو روز صرف دوره این درس از روی جزوه دانشگاهم کردم، البته درهنگام تست زنی دوره ای سوالات الکترونیک راهم درحدی که بلد بودم حل می کردم و جوابهای آن را هم چک می کردم.

◄  ازهمین آبان ماه که شروع مطالعات شما بود چگونه درس می خواندید؟

--  روزهایی که دانشگاه می رفتم حدود 3ساعت وروزهای تعطیل حدود 7 ساعت درروز مطالعه داشتم.

◄ برنامه درسی شما چه طور بود؟

--  سعی می کردم درطول هفته همه دروس رابخوانم،البته باتوجه به معلومات قبلی ام نسبت به دروس ،زمانی هم که به آنها اختصاص داده بودم تفاوت داشت.مثلا سیگنال دو هفته ای تمام شد ودرمجموع حدود 10ساعت ازوقت مرا گرفت یا آمار را یک روز بیشتر نخواندم ،درمورد مطالعه دروس دیگر هم به طور تقریبی الکترومغناطیس 2ماه،مدار 1ماه ونیم وریاضی مهندسی ومعادلات هم مجموعا 2ماه طول کشید.همان طور که قبلاگفتم درس کنترل را یک ماه دیرتر ازبقیه درسها شروع کردم، جزوه ها را خلاصه برداری کرده وحدود دی ماه بودکه مطالعات پایه ای من تمام شد.

◄  برنامه تست زنی شماچطور بود؟

--  بااتمام امتحانات دانشگاه که دوسه هفته ای وقت مراگرفته بود شروع به زدن تست های سال های قبل (ازسال 76به بعد)کردم. تست ها را در زمان بندی خود میزدم وبعد پاسخها را چک می کردم.این مدت چهل روزی طول کشید ودرطی این مدت به طور خالص حدود 7ساعت درروز درس می خواندم. البته برای این کار مجبور بودم که کمتر درسرکلاس ها حاضر شوم وعقب ماندگی هارا در تعطیلات عید جبران کنم.(علی راد: منظورش عقب ماندگی هایی هست که مربوط به شروع ترم ۸ دانشگاه می باشد)البته از دوره دروس هم غافل نمی شدم ودرشش هفته ای که وقت داشتم درسه مرحله دوهفته ای مطالب رادوره کردم وآماده تست زنی شده بودم.

◄  منابع شما چه بود؟

--  دردرسهای الکترومغناطیس ،مدار،ریاضی مهندسی ومعادلات ازجزوه های نصیر که دوستانم درسرکلاس نت برداری کرده بودنداستفاده کردم،دربقیه درسها هم جزوه های دانشگاهیم راخواندم بجز کنترل که کتاب آریازبرادرانی رامطالعه کردم.

◄ به نظر شما وقتی که به تست زنی اختصاص دادید،کافی بود؟

-- بله فکر می کنم وقت خوبی بود،البته شاید من درفکراختصاص زمان کمتری بودم ولی وقتی دردومین آزمون جامع نصیر که نخستین آزمون آزمایشی من بود شرکت کردم فهمیدم که باید روی تست زنی سرمایه گذاری بیشتری داشته باشم،البته متوجه ضعف خوددربرخی مباحث دروس (به ویژه دردروس مداروکنترل)شدم که آنهارا هم تاحدامکان برطرف کردم به طوری که درآزمون بعدی نصیر نتیجه خیلی بهتری گرفتم.  

پی نوشت:افرادی که برای کنکور کارشناسی ارشد امسال(بهمن 88) هدف سنگینی را انتخاب می کنند (مثلا قبولی در شریف یا امیر کبیر یا دانشگاه تهران) باید هدف دیگری را در حاشیه قرار دهند. البته اول به خودم می گویم.راستی چه هدفی؟

از الان یعنی 19 مهر ماه 88 تا زمان کنکور ارشد کمتر از 5 ماه وقت باقیست.هدفمان(هدف حاشیه ای ) این باشد که در این چهار پنج ماه باید سختی بکشیم. بهتر است روی این هدف حاشیه ای زیاد زوم نکنیم بلکه به لذت های بعد از موفقیت بیندیشیم.  

 


مصاحبه با رتبه 18 فوتونیک

علی راد یکشنبه 19 مهر‌ماه سال 1388 @ 19:39 چاپ

    این مطلب از سایت کنکوری نصیر www.nasir.ir  گرفته شده است. من فقط قسمت هایی را که احساس می کردم اهمیت بیشتری دارد٬ با رنگ قرمز مشخص کردم و پی نوشت.  


این دفعه برای مصاحبه سراغ یکی از رتبه های برتر فیزیک رفتم. ندا حافظ خیابانی- متولد 1362 - رتبه 18 فوتونیک و رتبه 86 فیزیک امسال را کسب کرده است. در دانشگاه خواجه نصیر با او قرار مصاحبه ای گذاشتم . با آرامش و صمیمی به سوالاتم پاسخ داد که چکیده این مصاحبه پیش روی شما خوانندگان محترم است. امیدوارم مورد توجه قرار گیرد. 

دوران تحصیل در مدرسه را چه‌طور بود؟ خوب بود، معدلم هیچ وقت از 19 پایین تر نمی شد، چون به درس خواندن علاقه داشتم، درسها را عمقی می خواندم، نه اینکه حفظ کنم .

رشته کارشناسی شما چه بود؟ من با رتبه حدود 3800 در کنکور سال 80، در دانشگاه خواجه نصیر در رشته فیزیک گرایش حالت جامد پذیرفته شدم.

به خاطر علاقه در دبیرستان این رشته را انتخاب کردید؟ نه، من در ابتدا اصلاً علاقه ای به رشته ام نداشتم. برای اینکه در رشته ای که دوست داشتم – مهندسی کامپیوتر- نمی توانستم قبول شوم ، این رشته را انتخاب کردم. اما الان به این رشته (مهندسی کامپیوتر)علاقه ای ندارم.

با این رتبه نمی‌شد در رشته مهندسی کامپیوتر درس بخوانید؟ در شهرهایی غیر از تهران می شد، اما من به علت وابسته بودن به خانواده ام نمی خواستم در جای دیگری درس بخوانم. و احساس می کنم آدم وقتی در شهر دیگری درس بخواند، دو سالی طول می کشد تا به محیط عادت کند و ممکن است نتواند خوب درس بخواند. ضمناً خیلی ها معتقدند دانشگاههای تهران سطح علمی بالاتری دارند و جو رقابتی در آن ها وجود دارد.

پس چرا این رشته را در مقطع کارشناسی ارشد می‌خواهید ادامه دهید؟ بعد از اینکه وارد این رشته شدم، تقریباً از ترم دوم ، به بعد به این رشته علاقه مند شدم. به علاوه علوم پایه، base تمامی رشته هاست . الان از اینکه احساس می کنم شرایط طوری شد که من این رشته را انتخاب کردم ، خیلی خوشحالم.

از وضعیت تحصیلیتان در دوره کارشناسی برایمان بگویید. ترم اول و دوم معدلم 14 می شد. دلیلش هم این بود که من شاید زیاد به رشته ام علاقه نشان نمی دادم. ضمن اینکه مدل درس خواندن را نمی دانستم ، درس خواندن برای دانشگاه خیلی با مدرسه تفاوت دارد، چون منابع مشخصی وجود ندارد. البته از سال بالایی ها می پرسیدم، اما تا خودت جدی نخواهی درس بخوانی، نمی توانی انتظار موفقیت داشته باشی. اما از ترم های بعدی که تلاش جدی کردم، معدلم 16 و 17 شد و معدل کلم هم بالای 16 شد.

دوران دانشجویی فعالیت‌هایی (علمی، ورزشی و ...) داشتید؟ بله، اگر بخواهم از قبل از دانشجویی شروع کنم و برایتان بگویم، من دوران دبیرستان، زبان انگلیسی ام را در آموزشگاهی می خواندم، موفق به گرفتن مدرک FCE هم شدم. در همین زمینه هم تدریس کرده ام. یک ترم هم فیزیک درس دادم. به نظرم فعالیت در دو زمینه ورزش و موسیقی هم خیلی خوب است که از نظر ورزشی، من به بدمینتون والیبال علاقه دارم. در انجمن علمی فیزیک دانشگاه هم بودم. اما بیشتر اوقات فراغتم را هم در زمینه رشته خودم مطالعه داشتم چون هر ترم حدود 17 الی 18 واحد داشتیم که باید خیلی تلاش می کردم.

هم اکنون به شغلی می پردازید یا خیر؟ بله، اما شغلم هیچ ارتباطی به رشته ام ندارد. من در یک شرکت خدمات دندانپزشکی مشغول به کار هستم. به طور کل از کار کردن و اینکه آدم در زمینه های مختلف آشنایی یا مهارتی داشته باشد، لذت می برم. احساس می کنم نباید انسان در زندگی تک بعدی باشد. بعد از فارغ التحصیلی دوست دارم به شغلی مرتبط با رشته ام بپردازم، اگرچه در ایران برای رشته های علوم پایه نباید آینده شغلی چندان زیادی را تصور کرد. حتی اگر خیلی آرمانی بخواهید فکر کنید، می شوید استاد دانشگاه.

شروع مطالعه شما برای کنکور از چه زمانی بود؟ اینکه چه زمانی تصمیم گرفتم برای کارشناسی ارشد بخوانم از تابستان 83 بود،‌‌ یعنی یک سال قبل از فارغ التحصیلی. با دکتر فیض آبادی هم کلاس می رفتم، اما چون ترم هفتم درسهایم سنگین بود، نتوانستم زیاد درس بخوانم، به همین دلیل شبانه دانشگاه امیرکبیر قبول شدم. اما وقتی مشورت کردم، گفتند اگر کمی بیشتر بخوانم، حتماً رتبه ام بهتر می شود. از شهریور 84 که فارغ التحصیل شدم، با راهنمایی گرفتن از دوستانم که سال گذشته رتبه های بالایی کسب کرده بودند، منابع را تهیه کردم و از مهر ماه به طور جدی شروع کردم.

چه طور درس می‌خواندید؟ در ابتدا هر روز حوصله هر درسی را که داشتم، همان را می خواندم اما به کنکور که نزدیک می شدم، مجبور بودم درسهایی را که علاقه کمتری دارم هم جدی بخوانم. کلاس نمی رفتم و فقط در آزمون‌های نصیر شرکت می کردم. درس خواندن برای کنکور ابتدا برایم سخت بود، ولی با نزدیک شدن به زمان کنکور تلاشم بیشتر می شد. البته یک ماه مانده به کنکور واقعاً بریده بودم . فکر می کنم چون زود شروع کرده بودم. توصیه می کنم داوطلب از سه الی چهار ماه قبل از کنکور شروع کند، البته به شرطی که موضوعات پایه را بداند و هدف داشته باشد و برای رسیدن به هدفش هر کاری که می تواند بکند؛ تست زدن ، کتاب خواندن و مسئله حل کردن و...به نظر من آن موقع دیگر امکان ندارد این تلاش‌ها بی‌نتیجه بماند.
برای درس زبان (چون علاقه خاصی دارم) از چند ماه مانده به کنکور، متن کتاب زبان تخصصی انتشارات سمت را شروع کردم به خواندنم و لغات جدید را دفتری یادداشت می کردم و هرشب لغات شب قبل را مرور می کردم این کار نه تنها در کنکور کمکم کرد بلکه هر موقع که برنامه ای به زبان انگلیسی تماشا می کنم، مجموعه لغتی دارم(حداقل لغات مربوط به رشته خودم) که کمکم می کند.

چند ساعت در روز مطالعه داشتید؟ هر زمان که می دیدم توانایی و حوصله دارم و آن زمان برای مطالعه مفید است، درس می خواندم. روزهایی بود که درس نمی خواندم و روزهایی هم بود که خیلی می خواندم. به طور متوسط روزهای اولیه 4-5 ساعت که بعدها به 6-7 ساعت رسید.

به نظرتان کدام کتابها یا جزوات یا به طور کلی چه کار هایی خیلی کمکتان کردند؟به طور کلی سرفصل های مختلف را از کتاب های مختلف خوانده بودم:
زبان: پوران پژوهش – کتاب زبان تخصصی برای رشته فیزیک از انتشارات سمت(لغات)
مکانیک: هالیدی جلد اول(تمرینها) – جزوه استاد بهتاج و فیض آبادی – جزوه استاد قدیری
– تمرینهای سایمون، فولز
الکترومغناطیس: هالیدی جلد سوم- میلفورد، ریتس – پوران پژوهش – جزوه استاد فیض آبادی
مکانیک کوانتومی: پوران پژوهش – گاسیواوویچ – 6 فصل اول کتاب سولومید – کتاب تست و جزوه استاد بهتاج و استاد ابوالحسنی
کنکور آزمایشی نصیر به علت تنوع تست
حل مسائل فراوان و زدن تست های فیزیک و فوتونیک کنکورهای سال های گذشته، که می توانم بگویم پنج الی مرتبه تست های سال های اخیر را زده بودم و جوابشان را حفظ بودم. البته حفظ بودن جواب ها خوب نیست و مهم این است که آن قدر با مسائل مختلف آشنا باشید که سر کنکور بتوانید شبیه سازی کنید.

آزمون‌ها چه تاثیری داشتند؟ بین هر دو آزمون سه هفته فاصله بود که من وقتم را با آن‌ها تنظیم می کردم، هفته اول تا اواسط هفته دوم کتاب‌ها را می خواندم بعد تست آن‌ها را می زدم، بعد دوباره نکات مهم را می‌خواندم و مسائل را حل می کردم. تا اینکه برای هفته سوم آماده بودم تا خودم را محک بزنم. روی ترازم و رتبه ام تصمیم گیری می کردم که مطالب را خوب فهمیده ام یا نه. به طور کلی باید برای درس خواندن برنامه ای داشت که من برنامه ام را آزمون ها قرار داده بودم.

بین دروسی که برای کنکور ارشد باید می خواندید، به چه درسی علاقه داشتید؟ من زبان را خیلی دوست دارم و همیشه به صورت تفریح در بین درسها زبان می خواندم . بعد مکانیک، چون به واقعیت نزدیک تر است. در آخر هم کوانتوم را، از نظر من چون ملموس نیست علاقه چندانی ندارم.

روزهای نزدیک کنکور چه حسی داشتید؟ استرس زیادی داشتم . چون با افرادی که آن ها هم می‌خواستند کنکور بدهند، صحبت می کردم، می دیدم آن‌ها منابعی را مطالعه کرده‌اند که من نخوانده ام. اما باید این مواقع اعتماد به نفس داشت.

کنکور84 چه طور بود و حدس می زدید چه رتبه ای را به دست آورید؟ کنکور84 بسیار مشکل‌تر و متفاوت‌تر از کنکور سال گذشته‌اش بود، به طوری که درصدهای من در کنکورسال 83 از درصدهای سال 84 بهتر بود، ولی همانطور که گفتم رتبه 83 ام کمتر از رتبه 84 بود. دلیلش هم این بود که کنکور سال 83 خیلی آسان‌تر گرفته شده بود. در کنکور 84 بعد از پاسخ دادن به سوالات زبان و رسیدن به سوالات مکانیک ، احساس کردم دفترچه ام را با رشته ای دیگر اشتباه گرفته ام. بعد از مکانیک، با اینکه به خودم امیدواری می دادم سوالات بهتر شود، همچنان سوالاتی را می دیدم که استادها در هیچ کلاسی درس نمی دادند و معتقد بودند اصلاً روی آن‌ها وقت نگذارید. بعضی سوال‌ها آنقدر سطحی بودند که فکر می کردم درست متوجه نشده ام و در پاسخم شک می کردم و برخی دیگر گنگ و نامفهوم بودند یا نیاز داشتند تا راه حلی برایشان کشف کنیم البته یک فارغ التحصیل فیزیک باید بتواند از عهده این کار بربیاید امادر مدت زمان کوتاه کنکور نمی شد این کار را کرد. برای همین احساس می کردم اصلاً مجاز نشوم. گواه این مطلب این بود که جواب سوالات همه رشته ها یک هفته بعد آمد، اما جواب سوالات فیزیک هفته دوم فروردین آمد که من اصلاً با جواب‌های خودم چک نکردم.

آیا فکر می کنید انسانی موفق هستید؟ چه قدر در رسیدن به هدفهایتان موفق بوده اید؟ به نظرم موفقیت در تحصیل 30 تا 40 درصد موفقیت است و نه همه آن و فکر می کنم راه طولانی برای رسیدن به موفقیت دارم. 

 اصولاً نقش خانواده تان را در رسیدن به این موفقیت چه طور ارزیابی می کنید؟ به خاطر اینکه هم والدینم هم هر دو برادر بزرگترم تحصیلات دانشگاهی دارند من هم به درس خواندن جذب شدم .همین طور وقتی آدم می بیند افراد موفق در فامیل- یا سایر اطرافیان- افرادی تحصیل کرده هستند ، تشویق می شود هدف ادامه تحصیل را برای موفقیت در زندگی انتخاب کند. یکی از عواملی که انسان درس را ملاک و هدف خودش قرار می دهد، تشویق خانواده و جو خانواده است.

در مورد طرح آ.ت.ت چه نظری دارید؟ به نظرم اصلاً خوب نیست که دانشگاه دوره کارشناسی فرد آنقدر تاثیر منفی در پذیرش داشته باشد. مثلاً سال گذشته رتبه 90 کنکور فیزیک در دانشگاه شریف پذیرفته شد چون فارغ التحصیل آنجا بود اما مثلاً شخص دیگری با رتبه بهتر از دانشگاه دیگری نمی تواند پذیرفته شود. به این صورت اصلاً رقابت علمی به وجود نمی آید. به نظرم کسی که در کنکور ارشد توانسته است موفق شود پس پایه علمی مناسب را داشته است و نباید به خاطر دانشگاه کارشناسی اش از ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاهی که علاقه دارد، محروم شود چون اصلاً کنکور کارشناسی با کارشناسی ارشد تفاوت دارد. عیب دیگر این کار این است که سال گذشته دانشگاه تهران تا زمان اعلام نتایج اولیه و حتی پس از اینکه ما مدارکمان را ارسال کردیم طرح آ.ت.ت داشت، اما الان برداشته اند. البته مصاحبه عملی برای برخی رشته‌ها خوب است.

درصدهای تان را برایمان بگویید.
درصدها در رشته فیزیک:
زبان عمومی و تخصصی:44/54 – مکانیک : 88/29 – الکترومغناطیس : 19/9 –
مکانیک کوانتومی : 11/21

درصدها در رشته فوتونیک:
زبان عمومی و تخصصی : 60 – الکترومغناطیس : 33/61 – مکانیک کوانتومی : 33/61
الکترونیک :------- - فیزیک مدرن : 36
الکترونیک را اصلاً نخوانده بودم چون به نظرم اگر کسی بقیه موارد را دقیق خوانده باشد ، رتبه قابل قبولی را کسب می کند.
در انتخاب رشته چه دانشگاه‌هایی را انتخاب کردید؟و کدام یک از دو رشته را دوست دارید ادامه دهید؟ اول تهران و بعد شهید بهشتی البته شهرستان‌های نزدیک را هم انتخاب کرده ام. فوتونیک را، چون به مباحثی مثل نور و فیبر نوری می پردازد و کاربرد عملی دارد.

و حرف آخر برای خوانندگان؟هرسال که می گذرد، جو کنکور کارشناسی به سمت کارشناسی ارشد می آید؛
رقابت سنگین ، کلاس کنکور، رتبه و... . اما با تلاش و برنامه ریزی درست، می توان از سد کارشناسی ارشد هم عبور کرد. 

 

پی نوشت: فردی با سرچ جمله ی (آیا من می توانم 14 ساعت درس بخوانم) در گوگل وارد وبلاگ من شد. در صفحه ی 54 دفتر برنامه ریزی قلم چی از قول خود آقای کاظم قلم چی آمده است:" بعضی ها می گویند روزی 15 تا 16 ساعت درس بخوانید اینها کسانی هستند که از برنامه ریزی واقعی آموزشی اطلاعی ندارند. من درطول سال ها کار با هزاران داوطلب کنکورهنوز داوطلبی را ندیدم که در یک دوره ی چند ماهه بطور متوسط بیش از 13 ساعت در روز مطالعه کند." 

پس بودند افرادی که در یک دوره ی چند ماهه بطور میانگین 13 ساعت و شاید.. در روز مطالعه کرده باشند.  

برای دیدن ۲۰ نکته از دفتر برنامه ریزی قلم چی اینجا کلیک کنید. 

 


تعداد کل : 1984 <<   1     ...     276     277     278     279     280     ...     284   >>