X
تبلیغات
رایتل

مدیریت زمان با پومودور/لیسنینگ

علی راد یکشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 19:43 چاپ

تولدت مبارکمرسی که کمکم کردی بیشتر خودم باشم.

................

اواسط زبان نصرت که رسیده بودم همراه رایتینگ....... Listening-Practice-Through-Dictation هم کار کردم. نوشته برا سطوح  متوسط و بالاتر و کلن چار تا سکشن داره. علاوه بر لیسنینگ  برا املاء هم هست که املاء خودش یه مصیبته و رایتینگ یه مصیبت دیگه. برا تایپینگ هم لزوما باس املا و رایتینگتون خوب باشه و البته سرعت. اصل پارتو  در مدیریت زمان میگه نتایج کارهای شما ماحصل 20 درصد از فعالیت های شماست بقیه پرتی هستن   واین در صورتی هست که یک کیس خاص مث یادگیری زبان دوم  مدنظر ما نباشد و گرنه  برا یادگیری زبان دوم میشه گفت پرتی نداریم و هر تلاشی یه تاثیری داره چه رایتینگ باشه چه ریدینگ چه.. و همه ی این تلاش ها رو همدیگه تاثیر میذارن و معمولن  در کسانی که پرآموزی/اور لرنینگ/  یا غوطه وری میکنن نمود بیشتری داره.(پراموزی همون هست که میگن 6 ماهه روزی 8 ساعت زبان و زبان فول میشن که کار دشواریه به نظرم.) یکی از ابزارهای خوشگلی که  برا مدیریت زمان معرفی کرده بودم  پومودور بود.  ظاهرا  افرادی که نیت پراموزی دارن باس از پومودرهای رایتینگ و گرامر و ریدینگ و بقیه در هر روز  استفاده کنن. ولی یان به اون معنی نیست که پومودور برا  منی که دارم اهسته و پیوسته جلو میرم(نه غوطه وری) لازم نباشه و  چه شد که این پست بوجود اومد؟:

فروردین و اردیبهشت  چه کردم برا زبان؟ هیچی هر وقت حسش بود و کار نداشتم زبان خوندم و نتیجه ی اردیبهشت:

خسته تر از اونم که بخوام این پست رو کامل کنم منتظرم یه ساعتی بگذره و بخوابم اشتهای شام هم ندارم حوصله ی مسواک زدن هم ندارم  یه سیب میخورم.. لذا این پست هم ناقص


قانون مورفی : بدبین باشین

علی راد جمعه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 08:22 چاپ

پرچم قانون مورفی رو بالا نگه داریم گرچه احتمالا موضع خیلی هاتون نسبت به این قانون میتونه بدبینانه باشه. قسمت هایی از قانون مورفی رو دوباره میارم که  بیشتر جنبه ی عمومی و فردی  داره:

1- هیچ کاری به آن سادگی که بنظر می آید نمی باشد. 

2- تمام کارها بیشتر از آن چیزی که شما فکر می کنید وقت می گیرند. 

3- اگر احتمال اینکه چند پدیده باهم رخ دهند و باعث خرابی سیستم شوند خیلی کم باشد، هنگامی که شما نیاز دارید سیستم درست کار کند این پدیده ها باهم رخ خواهند داد. 

4- هر راه حلی که برای مشکلات ارائه می شود، خود مشکلات جدیدی بوجود می آورد. 

 قست چهارم رو ایشون خیلی  حرفه ای شرح دادن(در واقع راهکار،مشکل رو پیش می برد)

خب چی شد؟! میگه بدبین باشیم که! خیلی خوش بین هستیم در کل؟ بیشتر حسن ظن داریم تا سوءظن؟ اگه جوابتون مثبت هست که پس نسبت به این قانون هم خوش بین باشین و ادامه رو بخونین:

معمولا وقتی از کسی پول قرض می گیریم تاریخ برگشت رو اعلام میکنیم. بعضی ها که در پناه خدا و هدی یه تاریخی  میدن. بعضی ها یه لول بالاتر عمل میکنن. تاریخ رو الکی نمیدن. امروز که انتخاباته 20 تومن از من می گیرین و جوجه اردک زشت هم به شما 20 تومن بدهکاره و قراره  اول تابستون بهتون پس بده. شما بر اساس حرف جوجه ادرک زشت، بهم میگین که 20 تومن منو اول تابستون پس میدین. بعضی ها دو لول بالاترن. میگن شاید این جوجه اردک زشت بدقولی کنه و  اون وقت جواب علی راد رو چی بدم؟ لذا ضریب اطمینان در نظر میگیرین و  دو هفته عقب تر تاریخ میدین  برا شرایط غیر قابل پیش بینی. من  تا حالا به هر کی پول قرض دادم به موقع نگرفتم الا یک نفر.

در مورد یادگیری زبان  انگلیسی هم بدبین باشیم که قانون مورفی حاکمه. بررسی کرده بودم و  دیدم در عرض 75 مین میشه سه درس فلان کتاب(توامان لیسنینگ ریدینگ و دامنه افزایش لغات بود) رو خوند،لذا بعده امتحانات که کلاسا تق و لقه  میشه دانشگاه رو پیچوند و بست نشست خونه و دو هفته ای اون کتاب  که چند جلدی بود رو تموم کنم. موفق نبودم  و تا یه سال بعدش سراغ اون کتاب نرفتم! در واقع من دقت نکرده بودم که روند یادگیری خطی نیست. من که نتونستم روزی 10 درس رو بخونم. بعده سه چار درس مغز هنگ میکرد(غیرخطی)

ما اینطوری فکر میکردیم و در کل دو دسته بودیم: خب چار سال که لیسانس هست و دو سال سربازی و بعضی هامون معافی بهمون میخورد. بعدش ازمون استخدامی و کار دولتی یا پارتی و کار خصوصی. یه مسیر دیگه ارشد و دکتری و هئیت علمی بود. چقدر خوش بین؟ البته دسته ی سوم هم خدایی وجود داشت ولی ما فک میکردیم خل و چلن. همیشه اولین ها در هر کیسی قوی میشن عزیز میشن. لذا یاد و خاطره ی اون هم کلاسی دوران لیسانس که همون ترم های اول انصراف داد رو گرامی میدارم. الان که انصراف دادن کلاس داره ولی 14 سال دیگه دمده میشه!

پیاده روی با یکی از دوستان: بحث دعا و توسل  رو وسط کشید و خنده کنان مثال زدم که در جریان هستم که بعضی از دخترهای دم بخت میرن حرم سلطان علی بن موسی الرضا و نامه مینویسن  که ما شوهر میخوایم! ناراحت شد رفیقم و با پرحرفی نمیذاشت من حرف بزنم و بحث عوض شد. مطلبی رو مهندس هخا اینجا نوشتن که  با کمی زاویه ذهنیات من در مورد دعا کردن هست و قابل تامله و با توجه به  محدودیت های  قانونی که داریم خوب بود به نظرم. ( اسفند پارسال از ایشون درخواست کردم که دوباره بیان، منتها به دلیل مشغله های زیاد رد کردن)

پس چهار تا مثال در مورد قانون مورفی یا بدبین بودن آگاهانه زدم:دعا/ تحصیل/ زبان/قرض دادن/ منتها تمرین مهمه:

1-مرتضی علی  یه جا گفته سوظن خوبه یه جا گفته سوءظن بده. جوابش یا تو نهج البلاغه هست یا غررالحکم و درالکلم.

2-یه مدت بدبین باشین! اگه دقت کنیم ما خیلی هامون بدبین هستیم. تو  پارتی یه یا محل کار یه حرفی میشنویم و وقتی خونه اومدیم مثل ادامایی که وسواس فکری دارن دائم به حرف طرف فکر میکنیم و ده ها برداشت غلط میکنیم. دلتون رو بزنید دریا و بدبین باشین  و نگران فشار خون نباشید بجاش نمک کمتر بخورید.


قانون مه یر/ وقتی نیچه گریست

علی راد چهارشنبه 20 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 13:31 چاپ

مه یر/ وام/ گریست/مطرب

امروز هم درگیر مراحل گرفتن وام بودم. چقد

مراحل زیاده؟ سفته ضامن کسری حقوق فاکتور سوری فیش آب سند منزل .. و چرا

کاری نمیکنن که  حداقل پشت سر باشه مراحل؟

یاد قانون مه یر یا پیچیدگی(Meyer's LAW) افتادم. اینجا هم اشاره داشتم. دکتر یالوم متون نیچه  و فروید رو خونده و بر اساس اونا کتاب"وقتی نیچه گریست" رو نوشته در قالب یه رمان. کتاب پر است از اندیشه های نیچه. وقتی  مستقیم خوده نیچه رو میخونید پیچیدگی  1 هست. وقتی با یه واسطه مث دکتر یالوم بخواید از نیچه بدونید پیچیدگی میشه 4. الان من بخوام کتاب رو معرفی کنم و بر اساس این کتاب شما رو با اندیشه های نیچه اشنا کنم پیچیدگی میشه 9! 

 ترکیه یه وام میده که 5 مین فقط زمان میبره و اینترنتی هم هست. بروکراسی ایران با توجه به سیاست های افزایش جمعیت میتونه مفید واقع بشه برا پایین اوردن  آمار بیکاری! دقیقا از همین پیچیدگی سواستفاده می کنن و وام های میلیاردی میگیرن و اگر هم مث بچه ادم پس دادن من اسممو عوض میکنم و میذارم جوجه اردک زشت! قانون  مه یر و روانشناسی و مرگ مادر

صرفا یه اشاراتی به کتاب" وقتی نیچه گریه کرد":

اگر میتوانستم همه چیز رو دوباره اغاز کنم دوباره همین اشتباهات رو مرتکب میشدم.

یالوم اشاره به اصل" تفکر بر مبنای صفر" داره. در خوده متن کتاب به این اصل اشاره نشده.

اگر کسی خواهان تسریع در مرگ باشد، باید خواسته اش رو اجابت کرد. که نیچه جواب مثبت داد به نوعی و  اشاره میکنه که: این یکی از راه های ممکن هست در صورتیکه دانش کافی در اختیار باشد. به اتانازی اشاره داره. وقتی میگه" دانش کافی" متوجه نمیشم منظورش  چیه. آتانازی در خیلی از کشور ها از جمله ایران ممنوع هست. اگر کسی دچار شرایط سختی برا زندگی باشه و درخواست مرگ(مثلن تزریق دوز بالای مورفین) بشه اصطلاحا میگن آتانازی که توفیر داره با خودکشی.

طبق تعریف شورای اخلاق پزشکی آمریکا، اتانازی یعنی ایجاد مرگ در یک بیمار لاعلاج، با روشی بدون درد و به علت ترحم نسبت به بیماری  که رنج و درد غیرقابل و بدون درمانی دارد.

طرف مقابل  نیچه به "شرط بندی پاسکال" اشاره میکنه. ریچارد داوکینز در پندار خدایش حدود یه ص به نقد این شرط بندی  یا قمار می پردازه که یکی از ضعیف ترین قسمت های کتابش هست. راسل رو بی خدا دانسته و  پسندیده و پاسکال  رو با خدا و نپسندیده. که این مرز بندی رو من قبول ندارم و درست مث مصاحبه  حوزه های داخل کشور هست که می پرسن کدوم گزینه حزب الله هست؟ اقای خمینی؟ فلان شهید ارمنی؟ استیو جابز؟ من نمیتونم قبول کنم که راسل،نیچه و امثالهم بی خدا بودن حتی داوکینز هم تو دسته بندی که در کتابش  انجام میده خودشو بیخدای مطلق معرفی نمیکنه.

مطرب پیر آغاسی


سال اولویت ها

علی راد سه‌شنبه 1 فروردین‌ماه سال 1396 @ 20:34 چاپ

سال 94 و 95 به مرگ زیاد فکر کردم. با فکر مرگ خیلی از رنج هامو کمتر کردم که توضیح هر کدومشون یه پست جدا میطلبه. راستش هنوز برا سال 96 ننشستم و دور اتاق نچرخیدمو و برنامه ریزی نکردم که بنا بر تجربه این کار رو نخواهم هم کرد حداقل در اون قالب خاصی که تو ذهن خیلی ها هست. کلن اهل زیبا و خوشگل نویسی نیستم تمایلی به خودکارهای ابی و قرمز و سیز.. ندارم. 95 مخصوصا نیمه ی دوم 95 خیلی به اولویت ها توجه کردم. من که شعار امسالمو میخوام بذارم اولویت ها.پس اسم امسال من هست سال اولویت ها که چون سنگینه شاید چند روز دیگه بیامو و پس بگیرم حرفمو. دغدغه بهبود بشریت رو هم پس می گیرم مزخرف گفتم.

خون اشام رو انجام دادم اواخر سال 95. خیلی ساده چند روز مرخصی اضافه بر سازمان گرفتم و کارشو یکسره کردم.

تصمیمات خودتون رو آشکار نکنید. این نکته ای هست که مرتضی علی هم اشاره کردن سایت تد هم اخیرا شنفتم. مگر موارد خاص روزانه و.. سبک سنگین کنید دیگه..

اگه دیگران رو حذف کنیم خیلی از اولویت ها رو در واقع حذف کردیم: مهرداد اگه زودتر ازدواج میکرد(یا میشه گفت اگه همسر رو حذف نمیکرد) اولویت مالی رو..

اگه دیگران رو حذف نکنیم خیلی از اولویت ها رو در واقع حذف کردیم: این مورد که مثال زیاد داره.

پس میمونه تعادل که خیلی سخته و نیچه خون ها براشون سوال میشه که نیچه رو گوش کنیم یا نه ؟ رجوع شود به مطالب نیچه در مورد تعادل و فردیت و پست من تمام.


بخاطر موزیک لباس خریدم!

علی راد دوشنبه 24 آبان‌ماه سال 1395 @ 16:54 چاپ

حکایت کسی که لباس میخره(درس میخونه/ازدواج میکنه..) و وقتی رفته خونه تازه شستش خبردار میشه که  ای وای من تحت تاثیر موزیکی(تحت تاثیر اقا مهندس و خانوم دکتر گفتن های دیگران/تحت تاثیر اینکه پسره تحصیلات عالی داره، دختره به طرز وحشتناکی زیباست..) که تو فروشگاه بود این لباس رو خریدم(دکتر و مهندس و.. شدم/ازدواج کردم). لطفا پولمو(زمانمو) پس بدین که این لباس برا من نیست.

1-این مطلب صرفا یادآوری بود نه نق نق+ قسمتی از تمرین ریدینگ امروزم

2-اون موزیک که در حاشیه هست  و خیلی هم قوی عمل میکنه در واقع ناخوداگاه هست.

3-اشکال نداره گذشته آینه بغل هست و جلو رو دریابین ولی هرزگاهی ترمز کنید..


برچسب‌ها: مدیریت زمان

برنامه هفتگی دوست داشتنی من

علی راد سه‌شنبه 6 مهر‌ماه سال 1395 @ 00:38 چاپ


مصمم شدم خزان دوست داشتنی  هفتگی برنامه داشته باشم و اواخر شهریور  یا علی گفتم.

سه حالت داریم1-خلا2-بی نظمی3-کشیدن نظم از درون بی نظمی

نظم رو نمیشه از خلا کشید بیرون. بی نظمی همین برگه ی دفتر معمولی هست که کارهایی که به ذهنمون میرسه رو می نویسم و بعد هر کدوم که طول هفته انجام شد تیک میزنیم یا خط میزیم قرمز میکنیم حالا هر چی.. اتاق بدون وسیله یعنی خلا و منظم و مرتب کردن چنین اتاقی معنی نداره. اونایی که ستاره زدم یعنی مهم  هست و البته فوریت هم دارن.اونایی که شماره دارن جز روزانه ها هستن و لزوما 7 تا نیستن.. چند تا حاشیه بگم تا پست کمی طولانی تر بشن:

این کارا(ورق بازی  نه اون ورقا! و نه عرق و زرورق!) پوچی رو از بین می برن و بی قراری رو

من به شخصه افسردگی خفیف رو ترجیح میدم تا بیهودگی و پوچی

افسردگی خزان که عشقه

در حالتی نامتعادل نوشتم لذا لذا لذا بد خط نیستم

احتمال داره موردی حذف بشه به دلایلی یا بره برا هفته ی بعدی یا موردی اضاف بشه

دست به قلم که بشین یا دور اتاق که بچرخین خود به خود کارها به ذهنتون میرسه

طبیعتا خیلی از کارها نیازی به نوشتن نداره مث دوش گرفتن..

تعهدها  هم میتونن برا یاداوری تو همین برگه دوباره نویسی شون که من در این بازه تعهدی ندارم

همین دیگه شبتون بهشت



قانون: ننویس

علی راد جمعه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1395 @ 23:10 چاپ

خیلی خوبه قانون هایی برا خودمون داشته باشیم. تاکید/امفسیس/ من بزرگ یا کوچیک نیست. تاکید من حتی "همه پسند" هم نیست کافیه با اصول فعلی خودمون تعارض نداشته باشه نه اصول دیگران و محیط. تا الان حدود دو ماه از سال نو گذشته و حتی یه تعهد هم داخل دفتر یادداشتم ننوشتم. یکی از قانون های/لا!/ من اینه که یا ننویسم یا اگه نوشتم ردخور نداشته باشه و باید عمل بشه. امشب نوشتم اولی رو. من امسال دیگه از تقویم استفاده نمیکنم و همون دفتر یادداشت بهتره به نظرم. تقریبا تا همین جاش برا مدیریت زمان بود و مابقی خیر.

کلا نوشتن خطر هم داره. اینکه متنی از درونیات، اهداف و.. خودمون بنویسیم و در معرض خوانش(قرائت/ برداشت/ استنباط) دیگران قرار دهیم احتمال راضی شدن مغز و  ذهن  و فریب خوردن خودمون زیاده و کی می تونه این مفهوم ذهنی منو درک کنه؟ هر کی تجربه اش رو داشته. اینجاست که روزانه نویسی و  بلاگر بودن سخت میشه و وقتی هم این سختی مضاعف میشه که  اکثریت خواننده ها  افرادی باشند که اگه ازشون بخوایم در مورد یک شخصیت تاریخی ریسرچ کنن، کمتر سراغ حرفاش میرن و بیشتر پیگیر زندگی خصوصی اش هستن.

اگه اشنایان ، افراد فامیل و همسایه هایی که باهاشون ارتباط دارم رو جمع بزنم حدودا 700 نفر میشن.(فقط خودم میدونم این 700 رو از کجا اوردم!) یه مورد رو اعتراف کنم که بخاطرش حس بدی دارم یا  خنثی هست و حداقل خوب نیست.از اون 700 نفر خیلی هاشون با من اختلاف سن زیادی دارن و من اونا رو دلیت میکنم و  از مابقی:

حس میکنم فقط  دو سه نفر در سطح من هستن و بقیه پایین تر و این همون حس بد یا خنثی هست. منظور من سطح درک هست و شعور و کتابخونی  و تفکر.بحث غرور و این حرفا نیست بحث اینه که  من:

1-نگران خودم هستم که تلف نشم(حس خنثی چون میل به بقا ندارم)

2-اینکه هنوز بصورت دقیق  شناسایی نکردم نقاط قوت دیگران رو (در حد چند مورد تا الان شناسایی شده). دیگرانی که باهاشون ارتباط دارم مخصوصا اونایی که ارتباطم باهاشون بیشتره.(حس بد)


تعداد کل : 65   1     2     3     4     5     ...     10   >>