X
تبلیغات
رایتل

بخاطر موزیک لباس خریدم!

علی راد دوشنبه 24 آبان‌ماه سال 1395 @ 16:54 چاپ

حکایت کسی که لباس میخره(درس میخونه/ازدواج میکنه..) و وقتی رفته خونه تازه شستش خبردار میشه که  ای وای من تحت تاثیر موزیکی(تحت تاثیر اقا مهندس و خانوم دکتر گفتن های دیگران/تحت تاثیر اینکه پسره تحصیلات عالی داره، دختره به طرز وحشتناکی زیباست..) که تو فروشگاه بود این لباس رو خریدم(دکتر و مهندس و.. شدم/ازدواج کردم). لطفا پولمو(زمانمو) پس بدین که این لباس برا من نیست.

1-این مطلب صرفا یادآوری بود نه نق نق+ قسمتی از تمرین ریدینگ امروزم

2-اون موزیک که در حاشیه هست  و خیلی هم قوی عمل میکنه در واقع ناخوداگاه هست.

3-اشکال نداره گذشته آینه بغل هست و جلو رو دریابین ولی هرزگاهی ترمز کنید..


برچسب‌ها: مدیریت زمان

برنامه هفتگی دوست داشتنی من

علی راد سه‌شنبه 6 مهر‌ماه سال 1395 @ 00:38 چاپ


مصمم شدم خزان دوست داشتنی  هفتگی برنامه داشته باشم و اواخر شهریور  یا علی گفتم.

سه حالت داریم1-خلا2-بی نظمی3-کشیدن نظم از درون بی نظمی

نظم رو نمیشه از خلا کشید بیرون. بی نظمی همین برگه ی دفتر معمولی هست که کارهایی که به ذهنمون میرسه رو می نویسم و بعد هر کدوم که طول هفته انجام شد تیک میزنیم یا خط میزیم قرمز میکنیم حالا هر چی.. اتاق بدون وسیله یعنی خلا و منظم و مرتب کردن چنین اتاقی معنی نداره. اونایی که ستاره زدم یعنی مهم  هست و البته فوریت هم دارن.اونایی که شماره دارن جز روزانه ها هستن و لزوما 7 تا نیستن.. چند تا حاشیه بگم تا پست کمی طولانی تر بشن:

این کارا(ورق بازی  نه اون ورقا! و نه عرق و زرورق!) پوچی رو از بین می برن و بی قراری رو

من به شخصه افسردگی خفیف رو ترجیح میدم تا بیهودگی و پوچی

افسردگی خزان که عشقه

در حالتی نامتعادل نوشتم لذا لذا لذا بد خط نیستم

احتمال داره موردی حذف بشه به دلایلی یا بره برا هفته ی بعدی یا موردی اضاف بشه

دست به قلم که بشین یا دور اتاق که بچرخین خود به خود کارها به ذهنتون میرسه

طبیعتا خیلی از کارها نیازی به نوشتن نداره مث دوش گرفتن..

تعهدها  هم میتونن برا یاداوری تو همین برگه دوباره نویسی شون که من در این بازه تعهدی ندارم

همین دیگه شبتون بهشت



قانون: ننویس

علی راد جمعه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1395 @ 23:10 چاپ

خیلی خوبه قانون هایی برا خودمون داشته باشیم. تاکید/امفسیس/ من بزرگ یا کوچیک نیست. تاکید من حتی "همه پسند" هم نیست کافیه با اصول فعلی خودمون تعارض نداشته باشه نه اصول دیگران و محیط. تا الان حدود دو ماه از سال نو گذشته و حتی یه تعهد هم داخل دفتر یادداشتم ننوشتم. یکی از قانون های/لا!/ من اینه که یا ننویسم یا اگه نوشتم ردخور نداشته باشه و باید عمل بشه. امشب نوشتم اولی رو. من امسال دیگه از تقویم استفاده نمیکنم و همون دفتر یادداشت بهتره به نظرم. تقریبا تا همین جاش برا مدیریت زمان بود و مابقی خیر.

کلا نوشتن خطر هم داره. اینکه متنی از درونیات، اهداف و.. خودمون بنویسیم و در معرض خوانش(قرائت/ برداشت/ استنباط) دیگران قرار دهیم احتمال راضی شدن مغز و  ذهن  و فریب خوردن خودمون زیاده و کی می تونه این مفهوم ذهنی منو درک کنه؟ هر کی تجربه اش رو داشته. اینجاست که روزانه نویسی و  بلاگر بودن سخت میشه و وقتی هم این سختی مضاعف میشه که  اکثریت خواننده ها  افرادی باشند که اگه ازشون بخوایم در مورد یک شخصیت تاریخی ریسرچ کنن، کمتر سراغ حرفاش میرن و بیشتر پیگیر زندگی خصوصی اش هستن.

اگه اشنایان ، افراد فامیل و همسایه هایی که باهاشون ارتباط دارم رو جمع بزنم حدودا 700 نفر میشن.(فقط خودم میدونم این 700 رو از کجا اوردم!) یه مورد رو اعتراف کنم که بخاطرش حس بدی دارم یا  خنثی هست و حداقل خوب نیست.از اون 700 نفر خیلی هاشون با من اختلاف سن زیادی دارن و من اونا رو دلیت میکنم و  از مابقی:

حس میکنم فقط  دو سه نفر در سطح من هستن و بقیه پایین تر و این همون حس بد یا خنثی هست. منظور من سطح درک هست و شعور و کتابخونی  و تفکر.بحث غرور و این حرفا نیست بحث اینه که  من:

1-نگران خودم هستم که تلف نشم(حس خنثی چون میل به بقا ندارم)

2-اینکه هنوز بصورت دقیق  شناسایی نکردم نقاط قوت دیگران رو (در حد چند مورد تا الان شناسایی شده). دیگرانی که باهاشون ارتباط دارم مخصوصا اونایی که ارتباطم باهاشون بیشتره.(حس بد)


چالش مدیریت زمان- بهار 94

علی راد شنبه 17 مرداد‌ماه سال 1394 @ 21:34 چاپ

چالش مدیریت زمان- بهار 94

میخوام کل ساعات مطالعه  خودم در بهار 94 رو جمع بزنم. منتها قبلش  میخوام  حدس بزنم چقد شده؟ من حدسم اینه که میانیگن روزی 3 و نیم ساعت  مطالعه داشتم. یعنی کل بهار (که میشه 93 روز) میشه 325 ساعت. منظور از مطالعه فقط کتب و چزوات درسی هست نه روانشناسی و غیره.  مطالعه ی کتاب  و جزوه. چه کاغذی چه ایبوک.منهای ریسرچ و مقاله و..

میرم  که محاسبه کنم. لذت بخشه.

رندش کردم شد 210 ساعت و تقسیم بر 93 یعنی متوسط روزی دو ساعت و 15 مین. حالا بحث"دروغ ذهن":

بارها گفتم که یاداشت بشه ساعات مطالعه. 

من: هفته ی اخیر چقد درس خوندی  رستمک؟

رستمک: روزی حدود هفت هشت ساعت.

من: یاداشت میکردی ساعت مطالعه رو؟

رستمک: نه ذهنی میگم.

من:هفته ی بعد یاداشت کن.

هفته ی بعد و من:

هفته ی اخیر چقد درس خوندی  رستمک؟

رستمک: یاداشت کردم روزی شد 4 ساعت.

جالب اینجاست با اینکه یاداشت کردم ولی ذهنم گفت حدود سه نیم ساعت.  خب این بار یه کار جدید کرده بودم. اصلا ساعت مطالعه ی هفتگی رو نمینوشتم و ذهن هم این چیزا حالیش نیست.  عبارت" دروغ ذهن" اسمی هست که خودم گذاشتم روش. البته موقع حدس حواسم بود  به این قضیه ولی گفتم هر چه ذهنم گفته.. بگذریم و نکات:

بازده ی خزان و زمستان من بیشتره تا بهار و تابستان. چه کاری چه درسی چه. و خزان هم بیشتر از زمستان. کلا با سرما بیشتر حال میکنم و طاقت گرما ندارم. یادمه قدیما زمستونی آستین کوتاه می پوشیدم  تو حیاط خونه!

93 در 24 میشه 2232 ساعت. 210 که مطالعه. 45 ساعت هم ترجمه قرآن و نماز.744 ساعت خواب(متوسط روزی 8 ساعت) من از خوابم نمیزنم. اگر میبینید بعضا میگم 4 ساعت خوابیدم حتما مغزم بعدا جبران میکنه و مانع اش نمیشم. 6 جلسه بدنسازی که میشه حدود 10 ساعت. ولی طبیعتا تابستونی بیشتر بدنسازی میرم مگر کار مانع بشه با توجه به اینکه بدنسازی خواب رو هم زیاد میکنه. 45 ساعت هم پیاده روی. هدف من اینه که ببینم تا چقد راه داره برا کار(منظور کاری که مانی بگیریم) خب ادامه: ناهار و شام و صبحونه و مسواک و حموم حدود یک و نیم  ساعت پس 135 ساعت.  ریسرچ و تفریح و فیلم و کتاب غیر درسی و صله رحم و امثالهم رو فعلا حساب نکنم:

سر جمع میشه 1189 ساعت که از 2232 کم بشه:

1043 و تقسیم بر 93 میشه: روزی حدود 11 ساعت و 15 مین.


تمارینی برا درمان ایده آل گرایی

علی راد سه‌شنبه 23 تیر‌ماه سال 1394 @ 00:17 چاپ

قبلا اشاره داشتم که ایده آل گرایی یکی از سارقان زمان هست و الان فعلا سه تا راهکار رو می نویسم و چند روز ناقصش میذارم تا ببینم شما چه مواردی به ذهنتون میرسه. حدودا 20 مورد مد نظرم هست و اگه شما هم اشاره کنید اضافه میکنم بزودی. در همه ی موارد مالی درسی مذهبی

ترم هفت لیسانس رو تموم کردی با معدل افتضاح. در صورتیکه اول قرار بود معدل الف بشی. پیش خودت نگو حالا که معدلم افتضاح شده پس ترم آخر هم فرقی نداره معدلم چقد بشه. تمرین: سعی کن ترم هشت ، معدلت بالای 17 بشه!

احتمالا دوستای صمیمیت ایده آل گرا هستن در انتخاب همسر درس کنکور کار.. تو الان اگاه شدی تمرین: مستقیم بهشون هشدار بده و بگو که داری با این دشمن مرموز مبارزه می کنی و تو یکی دیگه سعی نکن با حرفات ، ایده آل گرایی امو تشدید کنی

قرار شد سوره ی ذاریات رو 40 روز پشت سر هم بخونی جهت افزایش رزق و روزی و هر شب بعده نماز مغرب عشا. یه شب بعده نماز حسش نبود یا حوصله نداشتی و گفتی میذارم ساعت 11 میخونم. همون شب مراسم روز مادر بود و بکل از دستت در رفت. تمرین: حتما فرداش بخون تا روز 41.  گرچه اتصال از بین رفت..

...............
همین سه تا فعلا کافیه و وقتی کامل بشه یکی از قویترین پستام خواهد شد.
.....
کمال گراها لزوما باهوش.
1-ترم هفت لیسانس رو تموم کردی با معدل افتضاح. در صورتیکه اول قرار بود معدل الف بشی. پیش خودت نگو حالا که معدلم افتضاح شده پس ترم آخر هم فرقی نداره معدلم چقد بشه. 
تمرین: سعی کن ترم هشت ، معدلت بالای 17 بشه!
2-احتمالا دوستای صمیمیت ایده آل گرا هستن در انتخاب همسر درس کنکور کار.. تو الان اگاه شدی
 تمرین: مستقیم بهشون هشدار بده و بگو که داری با این دشمن مرموز مبارزه می کنی و تو یکی دیگه سعی نکن با حرفات ، ایده آل گرایی امو تشدید کنی
3-قرار شد سوره ی ذاریات رو 40 روز پشت سر هم بخونی جهت افزایش رزق و روزی و هر شب بعده نماز مغرب عشا. یه شب بعده نماز حسش نبود یا حوصله نداشتی و گفتی میذارم ساعت 11 میخونم. همون شب مراسم روز مادر بود و بکل از دستت در رفت. 
تمرین: حتما فرداش بخون تا روز 41.  گرچه اتصال از بین رفت..
4-معتاد به سیگاری و تصمیم گرفتی ریشه ای مشکلت رو حل کنی. علی راد پیشنهاد سه کتاب میده. "تقویت نیروی اراده" اثر پل ژاگو. "اراده کافی نیست" اثر آرنولد واشتون. " ترک راحت سیگار" اثر کار.  در پروسه ی خوندن  این کتابا عمیقا مشکلتو رو درک می کنی و متوجه دشواری کاری که در پیش داری میشی. خواندن این سه کتاب دشوار است! این کتاب ها تو رو به ضمیر ناخودآگاهت می برد.هضم آنچه که در ضمیر ناخودآگاهت  قرار دارد سخت هست. لذا احیانا کتاب ها رو کامل نمیخونی.. ولش کن تو اینکاره نیستی.
......هدف خوندن کتابا بود..
 تمرین: حداقل همان  روش سنتی و عامیانه رو انجام بده. به تدریج مقدار مصرف سیگارت رو کم کن که احتمالا به صفر نخواهد رسید و هدفت هم این نباشد! 
تمرین: تصمیم بگیر یک هفته سیگار نکشی ولی به ذهنت بگو بعد از این یک هفته دوباره میکشم!
5-استاد اخلاقت آقای پناهیان بوده و تا الان سخنرانی های زیادی از ایشون گوش کردی. برایند صحبت های ایشون ادمو سمت السابقون السابقون میکشونه!  و انگاری یا باید در سنین نوجوانی و جوانی چشم برزخی  بدست بیاریم و اطرافیان رو سگ و خوک و.. ببینم یا در آن واحد یک عدد ارازل(چاقو کش و دعوایی) و معتاد( ماری جوانا کوکایین کرک) و منحرف جنسی (دختر یا پسر مردم عاصی کن) باشیم و جهنم و بهشت هم درجات نداره. جامعه و خانواده های کمال گرای ما هم مزید بر علت شده و درجا میزنی.
تمرین: مرتضی علی و مقداد..
6-تقویم 94 رو باز کن. یه چند تا برنامه و هدف و تعهد داخلش نوشتی و تا الان که حدودا اواسط تابستون هست  هیچ کدوم رو عمل نکردی. اعصابت خورد میشه. بی خیال تقویم میشی.
تمرین: ما همیشه منتظر اول هفته اول ماه اول سال هستیم برا برنامه هامون.  اون تقویم رو دور نداز و از الان عمل کن.
... خوندن نیم ساعت کتاب مناسب و فعال شدن مغز برا تفکر
7-تصمیم گرفتی بری بدنسازی(لاغر بشی چاق بشی زیبا تر بشی). بدنسازی هم الکی نیست. میزان خواب بالا میره میزان خوراک تغییر میکنه.. از طرفی تو شرایط دشوار کاری و درسی  سخته که مثلا زیاد بخوابی.
تمرین: تو اون زمان هایی که فشار کار و درس خوابید برو بدنسازی. هر چند در کل سه ماه در سال باشه.
8-تصمیم اولت مقاله isi  بود و تلاش کردی و استاد پیشنهاد میده برا جورنال داخلی خوبه.
تمرین: بیخیال نشو و مطمئن باش خیلی از داخلی ها قویتر از خارجی هست. لزوما هر مقاله داخلی ضعیف تر از  جورنال خارجی نیست.
9-در شرف ازدواج هستی و فاکتور زیبایی دختره یا پسره شدیدا مدنظرت هست . حالت هایی از کمال گرایی.
تمرین: با چند نفر از دوستان متاهلت در این مورد صحبت کن. فقط و فقط دنیای واقعی نه مجازی. یه  شرایطی فراهم شده بود که خانواده عکس دختره رو بهم نشون دادن و منتظر نظر من بودن. الان فهمیدم اصلا اینطوری صحیح نیست. راستش  نظرم منفی بود ولی گفتم نظرم مثبت هست. بعدش چند جلسه با هم صحبت کردیم. عملا به زیبایی خاصی از طرف رسیده بودم زیبایی اخلاق و.. در کل شرف داشت به خیلی دیگر از کیس هایی که برام پیش اومده بود. در نهایت به دلایلی بهم نرسیدیم.

10-تصمیم گرفتی کتاب خون بشی. چپ و راست کتاب میخونی و هر چه جلوتر میری بیش از پیش متوجه حجم ندانسته هات میشی. و دلسردی و در جا زدن.
کمال گرایی و واقع گرایی هر دو عالی هستن! کمال گرایی عالیست و در مورد ....... بهش می پدازم گرچه قبلا هم اشاره داشتم. دلسردی تو بخاطر واقع گرایی تو بود  که اینم عالیست. در واقع حریف اصلی کمال گرایی همین واقع گرایی هست. واقع گرایی میزان هست ترازو هست که  متعدل کنی زندگی ات رو. یه وقتایی با خانواده یه وقت هایی کار..رسیدیم به اصل مطلب:
تمرین: حجم صله رحم های که در واقع بیهوده هست و گناه هستن را کم کن و کتاب بیشتری بخون.

.....کمال گرا باش و دعای کمیل.
خرج ترجمه

مدیریت زمان/اصلا قرار نیست لذت ببرید

علی راد پنج‌شنبه 14 خرداد‌ماه سال 1394 @ 01:27 چاپ

یک داره و دو: 

یک رو قبلا اشاراتی داشتم. الان سرچ کردم و پیدا نکردم کدوم پست بود. احتمالا تو کامنت ها نوشتم. اشاره کردم اولین گام مدیریت زمان نوشتن هست(نه برا همه و بیشتر برا افرادی که هی روش های مدیریت زمان رو میخونن منتها بازم تر می زنن)  فرضا استارت کنکور رو زدین حالا ارشد یا دکتری. لیسانس نه که احتمالا منظور منو نمی فهممن و مغز پر از راهکارهای قلم چی و گاج و.. استارت می زنید و برا دو هفته سه هفته یه ماه  و حتی بیشتر می نویسید ساعات مطالعه خودتون رو. ساعاتی که تفریح کردین. دیفالت این هست که فشار نیارید و سست هم نباشید و بی برنامه ی خاصی و اینکه امروز 8 ساعت بخونم نیست. امروز 100 تست فلان مطلب بزنم شاید هست یا نیست. لزوما کنکور نیست می تونه طول ترم باشه. می تونه پروژهای آغازین مهندسین باشه می تونه اصلا مرتبط به درس و آکادمیک نباشه. بعده سه هفته جمع بزنید ساعات رو.. شما طبق واقعیت های وجودی خودتون پیش رفتین. شما تقویت کردین ذهنتون رو برا واقع گرایی( حریف اصلی ایده آل گرایی) شما.. ببینید ساعات تفریح و مطالعه رو. شما باگ ها رو شناسایی می کنید شما..

دو هم برا ضعیف هاست برا آماتور هاست یا برا حرفه هاست که اسیر محیط شدن. روش قدرتمند و در عین حال سنگین خودم در مواقعی که به نوعی زده می شید، در مواقعی که اسیر محیط(استاد کارفرما..) شدید یا اسیر قانون مورفی شدین یا وقت تنگ میشود و موارد مشابه.کمیت رو سوار کیفیت کنید. 3 ساعت رو پر کنید بدون سیگار بدون قهوه و فقط می تونید نفس گیری کنید و کمی تو اتاق یا محیط کار راه برید یا آب بخورید یا حتی آب هم نخورید که مقاومت به یادگیری یا انجام هر کاری رو کم کنید. سه تعهد سه ساعته در هر شبانه روز یعنی 9 ساعت کار 9 ساعت درس 9 ساعت تست 9 ساعت ریسرچ.. اصلا قرار نیست لذت ببرید قراره سختی بکشید. حالا بعضی ها هستن که همیشه لذت میبرن رو من نمدونم جریانشون چیه؟ حتی کارهایی نظیر ریسرچ هم بعضا برای من منزجر کننده هست چرا که که قالب ها رو ما همیشه تعیین نمیکنیم برنامه ها رو ما همیشه تعیین نمیکنیم و اساتید و کارفرماها و مدیران تعیین میکنن.. 

با سه ساعت اول به وجد میام با سه ساعت دوم پشتک میزنم با سه ساعت آخر آرام میگیرم


برچسب‌ها: مدیریت زمان

به شدت از ضرب العجل ها استقبال کنید

علی راد شنبه 29 فروردین‌ماه سال 1394 @ 23:10 چاپ

خواستم به اصل تلنبار در مدیریت زمان اشاره کنم  که متوجه شدم قبلا اشاره کردم. طبیعتا برا هر کیسی مناسب نخواهد بود. مثلا تلنبار کردن دروس و گذاشتن برای فرجه و شب امتحان. اینکه  بگوییم برای من بهتر است در یک بازه ی زمانی فشرده تمام سرفصل های یک درس را بخونم، صرفا یک عادت هست و آهسته و پیوسته شرط اصلی می باشد. حتما متوجه شدید که مادرتان یا خانومتان وقتی لباس های کثیف تلنبار شدن، یکسره داخل ماشین لباس شویی می گذراند و تنظیم مواد شوینده و تایمر و شست و شو و خشک و تمام. این همان اصل تلمبار هست وگرنه تصور کنید برای هر لباسی یک بار ماشین لباس شویی را روشن کنیم!

تو سایت های انگلیسی سرچ می کردم و متوجه قانون دوم پارکینسون شدم البته بارها خوانده بودم منتها نمی دانستم به نام قانون دوم پارکیسنون معروف است. هدف این پست  بیشتر یادآوری قاون اول پارکینسون است و قانون دوم پارکینسون بهانه ای بیش نیست چرا که ربطی به مدیریت زمان ندارد. 

قاون پارکینسون یا قانون اول پارکینسون می گوید:" کار به اندازه ی زمانی که برایش در نظر می گیرید کش می یابد"

من معتقدم 1 (2 سال)سال کافی هست تا فردی دوره ی ارشد(دکتری) را بگذراند  اگر جایی مشغول به کار نباشد(فول تایم مشغول درس و ریسرچ باشد) اگر سالم باشد، اگر پیش زمینه ای اندک در مورد ریسرچ یا فعالیت های آزمایشگاهی داشته باشد، اگر تمام امکانات آزمیشگاهی فراهم باشد، اگر استاد راهنما تند و تیز باشد.

به شدت از ددلاین ها ضرب العجل ها استقبال کنید تا قربانی اولین قانون پارکینسون نشوید.

قانون دوم پارکینسون(که به نوعی در پستهای قدیمی وبلاگ اشاره کردم):

به همان اندازه که پول بیشتری بدست می آورید خرجتان بیشتر خواهد شد. اگر با حقوق 800 تومن هفته ای یک بار دست خانومتان را بگیرین و رستوران بروید با ماهی یک تومن احتمالا هفته ای دوبار به رستوران خواهید رفت.

فضای بیشتر(خانه ی بزرگتر) به خرید وسایل بیشتر منجر می شود.اگر ذهن بازتری( به تعبیر من همان فضای بیشتر) داشته باشین، بیشتر کتاب میخوانید. کتاب های مخالف عقیده تان هم بیشتر میخوانید. بیشتر فکر می کنید. ذهن بازتر مستلزم کنار گذاشتن یا شک کردن در آموز های دوران کودکی هست. بهانه ای شد که از زنده یاد دکتر علی شریعتی بگویم:

اسمم را والدینم انتخاب کردن، اسم فامیلم را اجدام. راهم را خودم انتخاب خواهم کرد.

از لینک زیر کمک گرفته شده:

http://www.fluent-time-management.com/parkinsons-law.html


تعداد کل : 61   1     2     3     4     5     ...     9   >>