X
تبلیغات
رایتل

خطبه ی 88 مرتضی علی

علی راد سه‌شنبه 23 خرداد‌ماه سال 1396 @ 23:26 چاپ

ترجمه خطبه ۸۸

(به نقل برخى از شارحان، این خطبه در سال ۳۶ هجرى پس از قتل عثمان در مدینه ایراد شد)

عوامل هلاکت انسانها

پس از ستایش پروردگار، خدا هرگز جبّاران دنیا را در هم نشکسته مگر پس از آن که مهلت‏هاى لازم و نعمت‏هاى فراوان بخشید، و هرگز استخوان شکسته ملّتى را باز سازى نفرمود مگر پس از آزمایش‏ها و تحمّل مشکلات. مردم در سختى‏هایى که با آن روبرو هستید و مشکلاتى که پشت سر گذاردید، درس‏هاى عبرت فراوان وجود دارد. نه هر که صاحب قلبى است خردمند است، و نه هر دارنده گوشى شنواست، و نه هر دارنده چشمى بیناست. در شگفتم، چرا در شگفت نباشم از خطاى گروه‏هاى پراکنده با دلایل مختلف که هر یک در مذهب خود دارند نه گام بر جاى گام پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم مى‏نهند، و نه از رفتار جانشین او پیروى مى‏کنند، نه به غیب ایمان مى‏آورند و نه خود را از عیب بر کنار مى‏دارند، به شبهات عمل مى‏کنند و در گرداب شهوات غوطه ‏ورند، نیکى در نظرشان همان است که مى‏پندارند، و زشتى‏ها همان است که آنها منکرند. در حل مشکلات به خود پناه میبرند، و در مبهمات تنها به رأى خود تکیه مى‏کنند، گویا هر کدام، امام و راهبر خویش مى‏باشند که به دستگیره‏هاى مطمئن و اسباب محکمى که خود باور دارند چنگ مى‏زنند.

........

آب حیات:

من یادم می آید اول بار که این خطبه رو خواندم تا صبح روز بعدش بیدار بودم! دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادن..

مماشات: 

مماشات یعنی همراهی کردن با کسی در رفتار و گفتگو، سهل گرفتن، کوتاه آمدن. ری اکشن هایم در برابر ناهنجاری های فردی همیشه با مماشات همراه بوده است. بواسطه ی مطالعات روانشناسی ام فقط فرد حاضر و کج رفتاری اش رو نگاه نمی کردم، بلکه به گذشته اش هم توجه می کردم. به محیطی که در آن بزرگ شده بود. به تدریج فهمیدم که زیاده روی در این نوع رفتارها که به نوعی مماشات محسوب می شود، هم طرف رو نسبت به عقاید فکری خودمان به اشتباه  می اندازد  و هم اینکه  پایه های فکری خودمان رو سست می کند.

فهم بسی رفت و نبودش طریق:

اینکه تا 40 سالگی سعی کنم سلمان وار مطالعات و بررسی های گسترده داشته باشم تا به یک همگرایی قابل قبولی برسم ،تا چند ماه پیش قوت داشت. این  کم و بیش ده سال چگونه سپری شود؟ با این پیش زمینه ی فکری حتما حجم مماشات بیشتر خواهد شد و  صرفا محدود به حوزه ی روانشناسی نخواهد شد. بعضا تو همین راه لگد های سنگینی از اطرافیان خودمون خواهیم خورد.

ما سه نوع رفتار را در برخورد با دیگران پیش خواهیم گرفت. تهاجمی ،قاطعانه و تدافعی. علاوه بر مواردی که پیش تر ذکر شدند خیلی از مماشات ها بواسطه ی برخورد تدافعی و ترس ماست جهت اینکه یک حاشیه ی امن و سپر محکم در برابر ضربت های دیگران برای خودمان  ایجاد کنیم و  من هم اکنون نمی توانم منکر این قضیه شوم . برای من وقت آن رسیده هست که بگویم اگر ضربت های دیگران رو  تحمل نکنیم و صرفا تدافعی باشیم بعدها به نوعی دیگر ضربه خواهیم خورد. پس چه بهتر که این ضربت ها سهم ریشه های فکری ما باشد نه سهم شل گرفتن های ما.

"در حل مشکلات به خود پناه میبرند":

خب دوستانی که مطالعاتی پیرامون اگزیستانسیال داشته اند طبیعتا این قسمت از خطبه مکث خواهند کرد. نیت مهم هست و نمی شود تلاش های روانشناسان داخلی و خارجی  در این حوزه را نادیده گرفت. بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران آقای خمینی اشاره کرده بودند که"خیلی از معمم ها هستند که دنیا رو به تعفن می کشند"(کلیپ سخنرانی موجود هست). تندروری ها مخصوصا نسبت به حوزه ی ظریفی مث اگزیستانسیال که دائما در مورد دلبستگی،تنهایی، آرامش و امثالهم صحبت می کند دور از انصاف هست و نمی توانید بگویید ضمانت اجرایی ندارد و آنها که به تعفن کشیده اند دستان شما رو خالی گذاشته اند. خدا هم با"لااکراه فی الدین" اش به نوعی گفته است که حاضر نیست به اجبار موی کسی را بکشد و وارد بهشت کند ولی حاضر هست  انسان با اختیار خودش وارد جهنم شود. دوستانی که متوجه اگزیستانسال نمی شوند بهتر هست  چند پستی که قبلا در موردش نوشتم را بخوانند.چند کتاب معرفی شد که اگر بخوانید تا حدودی خط مشی این حوزه برایتان مشخص می شود. اگزیست با "من" و "معنی" خیلی سروکار دارد. به نظر من اگزیستانسیالیست یه دختری هست حساس و پر از احساس و هنوز نمی توانم بطور کامل نظر برخی ها رو بپذیرم که می گویند این دختر بکل فاقد عقل هست(هر دو مفهومی که فلاسفه  از عقل برایمان فرستادند) در معارف اسلامی وقتی به تفاوت حیوان و انسان اشاره می شود و بحث عقل مطرح می شود مثال معروفی رو می آوردند. انسان دقیقا بخاطر همین عقلش پرخوری می کند و حیوان به خاطر نداشتن همون عقل، پرخوری نمی کند و این تمثیلی هست که در ذهنم نگه خواهم داشت و روزهای آتی احتمالا ذهنم، آرامش بعد از کم خوری و آرامش بعد از مطالب اگزیستانسیالیستی را با هم مقایسه خواهد کرد.


قانون مه یر/ وقتی نیچه گریست

علی راد چهارشنبه 20 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 13:31 چاپ

مه یر/ وام/ گریست/مطرب

امروز هم درگیر مراحل گرفتن وام بودم. چقد

مراحل زیاده؟ سفته ضامن کسری حقوق فاکتور سوری فیش آب سند منزل .. و چرا

کاری نمیکنن که  حداقل پشت سر باشه مراحل؟

یاد قانون مه یر یا پیچیدگی(Meyer's LAW) افتادم. اینجا هم اشاره داشتم. دکتر یالوم متون نیچه  و فروید رو خونده و بر اساس اونا کتاب"وقتی نیچه گریست" رو نوشته در قالب یه رمان. کتاب پر است از اندیشه های نیچه. وقتی  مستقیم خوده نیچه رو میخونید پیچیدگی  1 هست. وقتی با یه واسطه مث دکتر یالوم بخواید از نیچه بدونید پیچیدگی میشه 4. الان من بخوام کتاب رو معرفی کنم و بر اساس این کتاب شما رو با اندیشه های نیچه اشنا کنم پیچیدگی میشه 9! 

 ترکیه یه وام میده که 5 مین فقط زمان میبره و اینترنتی هم هست. بروکراسی ایران با توجه به سیاست های افزایش جمعیت میتونه مفید واقع بشه برا پایین اوردن  آمار بیکاری! دقیقا از همین پیچیدگی سواستفاده می کنن و وام های میلیاردی میگیرن و اگر هم مث بچه ادم پس دادن من اسممو عوض میکنم و میذارم جوجه اردک زشت! قانون  مه یر و روانشناسی و مرگ مادر

صرفا یه اشاراتی به کتاب" وقتی نیچه گریه کرد":

اگر میتوانستم همه چیز رو دوباره اغاز کنم دوباره همین اشتباهات رو مرتکب میشدم.

یالوم اشاره به اصل" تفکر بر مبنای صفر" داره. در خوده متن کتاب به این اصل اشاره نشده.

اگر کسی خواهان تسریع در مرگ باشد، باید خواسته اش رو اجابت کرد. که نیچه جواب مثبت داد به نوعی و  اشاره میکنه که: این یکی از راه های ممکن هست در صورتیکه دانش کافی در اختیار باشد. به اتانازی اشاره داره. وقتی میگه" دانش کافی" متوجه نمیشم منظورش  چیه. آتانازی در خیلی از کشور ها از جمله ایران ممنوع هست. اگر کسی دچار شرایط سختی برا زندگی باشه و درخواست مرگ(مثلن تزریق دوز بالای مورفین) بشه اصطلاحا میگن آتانازی که توفیر داره با خودکشی.

طبق تعریف شورای اخلاق پزشکی آمریکا، اتانازی یعنی ایجاد مرگ در یک بیمار لاعلاج، با روشی بدون درد و به علت ترحم نسبت به بیماری  که رنج و درد غیرقابل و بدون درمانی دارد.

طرف مقابل  نیچه به "شرط بندی پاسکال" اشاره میکنه. ریچارد داوکینز در پندار خدایش حدود یه ص به نقد این شرط بندی  یا قمار می پردازه که یکی از ضعیف ترین قسمت های کتابش هست. راسل رو بی خدا دانسته و  پسندیده و پاسکال  رو با خدا و نپسندیده. که این مرز بندی رو من قبول ندارم و درست مث مصاحبه  حوزه های داخل کشور هست که می پرسن کدوم گزینه حزب الله هست؟ اقای خمینی؟ فلان شهید ارمنی؟ استیو جابز؟ من نمیتونم قبول کنم که راسل،نیچه و امثالهم بی خدا بودن حتی داوکینز هم تو دسته بندی که در کتابش  انجام میده خودشو بیخدای مطلق معرفی نمیکنه.

مطرب پیر آغاسی


به مناسبت هفته ی کتاب-نیاز

علی راد دوشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 23:01 چاپ

خوندن کتاب چندین دلیل میتونه داشته باشه. یکی  برا وقت گذرونی و لذت. یکی برا اینکه نیاز پیدا میکنه. یکی..

 رو نیاز کلیک کنم و پیشنهاد بدم هر کی با توجه به نیازش.. قصد معرفی کتاب ندارم فقط اشاره میکنم و احتمالا چند تا لینک معرفی  اگه همین الان سریع بخونم وگرنه هیچی. اصل همون واژه ی نیاز هست چرا که اگه خیلی هم مقاوم باشیم برابر کتابخونی، احساس نیاز میشکنه اون سد مقاوم رو. خوشبختانه و متاسفانه "احساس نیاز" و درد و مشکل که زیاده..:

کتاب های برتراند راسل رو یه مدت قبل از خواب میخوندم و خواب منو سهل تر کردن. کلن چار تا کتاب از راسل خوندم: جهانی که من میشناسم/تسخیر سعادت/جهان بینی علمی/زناشویی. اخری رو قبلن تو وبلاگ معرفی.. سه تا میمونه که از هر کدوم یه جمله  کش برم:

از جهان بینی علمی: داروین در قوانین  وراثت که توسط نظریه مندل تغییر یافت دچار اشتب بود.

جهانی که..: اصلن علامت نزدم. پف!

تسخیر سعادت: به همان نسبت که شبی رو خوش گذرانده باشید روز بعد ملول تر خواهید بود.

معرفی کلی کتاب

توتم و تابو زیگموند فروید برا انواع وسواس و..

بررسی کتاب توتم و..

اشباهات لپی زیگموند فروید برا لغزش های کلامی(زبانی) و نوشتاری(قلمی کیبوردی). یه جورایی ادمو با هوش میکنه به نظرم. منتها سنگینه بد هم ترجمه شده. تا الان سه بار خوندم. بعید میدونم میلتون بکشه برا خوندن.

دانلود کتاب اشتباهات..

ثروت ملل ادام اسمیت. نیست که تفکر اقتصادی ندارم گفتم بزنم به ریشه. این شد که ناقص خوندمش.

کتاب های اگزیستانسیال: اول یه توضیح مختصر در مورد این مکتب بدم.فلسفه  دیدین که چقدر واژگان خفن داره؟ مخصوصا فلسفه ی اسلامی. خب اگزیستانسیال از این نظر شما رو اذیت نمیکنه.با دردهای رایج سروکار داره مث تنهایی پوچی عشق مرگ ازادی.  اگه از هر کدوم از  افراد زیر یعنی هایدگر و سارتر و نیچه و یالوم و فرانکل ، چند تا کتاب بخونید میشه گفت  به راحتی میتونید  اگزیستانسیالیسم رو تلفظ کنید بدون لغزش زبانی!

اخیرا چند تا کتاب از یالوم که معرفی.. 

معرفی "انسان در جستجوی معنی"    اثر فرانکل  و من دیگه در پستی جدا معرفی نمیکنم. دو قسمتیه کتابش فک کنم. یه قسمت از کتابش که در مورد زندگی در اردوگاه بود و دومی تحلیل. فقط یه مضمون از  قسمت دوم کتاب در ذهنم مانده. انجا که گذشته ی فرویدی رو با یه مثال نقض زیر سوال میبره. جالب اینجاست که فروید در گریه های نیچه هم کمرنگ بود و نیچه چاووش خوان قافله!

پست تموم


امروز خود رو چگونه گذرانده اید؟

علی راد جمعه 3 دی‌ماه سال 1395 @ 22:49 چاپ

آمدم، آمدنم بهر چه بود؟

 آها میخواستم در مورد امروزم بنویسم. حدود 45 مین لیسنینگ تمرین کنم بلکه یه فعالیت فسفر سوز  امروز انجام داده باشم. حدود یه ساعت دیگه میام.

امروز صبح که بیدار شدم  حس خوبی نداشتم با اینکه  حدود 9 صبح بیدار شدم کمی دپرس بودم. معمولن  وقتی حدود ساعت 4 صبح بیدار میشیم دپرس هستیم که فک کنم همه تون موافق من باشین. از خودم دلگیر بودم و دلتنگ خودم شده بودم نه تنفر. شاید هم از یکی دیگه دلگیر بودم ولی تنفر هرگز! مخ تعطیل  هم شده بودم چون چند روزی بود کتابی نخونده بودم و اینطور مواقع کتاب های روانشناسی خیلی کمکم میکنه و ذهنمو(نه روحمو- صد بار) تازه میکنه. کتاب"بازگشت به خویشتن" اثر دکتر دوست داشتنی زنده یاد علی شریعتی رو انتخاب کردم. قسمت هایی از ذهنیات این دکتر عزیز:


ادامه مطلب...