X
تبلیغات
رایتل

مصاحبه با رتبه 13 اتوماسیون و ابزار دقیق

علی راد دوشنبه 20 مهر‌ماه سال 1388 @ 03:04 چاپ

    این مطلب از سایت کنکوری نصیر www.nasir.ir  گرفته شده است. من فقط قسمت هایی را که احساس می کردم اهمیت بیشتری دارد٬ با رنگ قرمز مشخص کردم و پی نوشت.  


آقای ابوالفضل حاجی سامی، دانش آموخته مهندسی برق دانشگاه شهید بهشتی، معدل موثر 20/16 و  رتبه 13 آزمون کارشناسی ارشد اتوماسیون و ابزار دقیق. 

◄با سلام، آیا امسال نخستین بار بود که در آزمون کارشناسی ارشد شرکت می کردید؟
من قصد شرکت در آزمون قبلی را نیز داشتم و تابستان 85 هم کم و بیش مطالعه می کردم ولی با شروع ترم احساس کردم که با وجود واحد های درسی کار برایم مشکل خواهد بود و تصمیم گرفتم دوره کارشناسی را پنج ساله تمام کنم. ترم نهم را هم مرخصی گرفتم و وقت خود را تنها به کنکور ارشد اختصاص دادم.

◄برای آزمون امسال از چه زمانی شروع به مطالعه کردید؟از تابستان با شروع کلاسهای کنکور درس خواندن من هم آغاز شد. کلاسهای الکترومغناطیس، مدارهای الکتریکی و سیگنال را در موسسه نصیر ثبت نام کردم البته کلاس الکترونیک هم می رفتم. پاییز کلاس دیگری نگرفتم و تنها در آزمون ها شرکت می کردم.

◄رتبه شما در آزمون ها در چه حدودی بود؟
حدود 1 یا 2، بدترین رتبه ام 6 بود. البته رتبه برایم مهم نبود، سوالها کیفیت خوبی داشتند و مهم تر از آن تجربه جلسه آزمون بود که برایم ارزشمند بود.

◄برای مطالعه جای مشخصی را انتخاب کرده بودید؟من به همراه یکی از دوستان دانشگاه برای کنکور می خواندیم. از همان 15 تیر که شروع کردیم از صبح ساعت 8 به کتابخانه دانشگاه شهید بهشتی می رفتیم و اگر کلاس نداشتیم تا 10 شب می ماندیم و با هم درس می خواندیم. در اوقات استراحت هم باهم بودیم و خلاصه سعی می کردیم دوران کنکور سخت نگذرد. این رویه را تا زمان کنکور ادامه دادیم، در این مدت به طور مفید 7 تا 8 ساعت درس می خواندیم. به نظرم درس خواندن باهم خیلی به حفظ انگیزه من کمک کرد.
در تابستان بیشتر تمرکز من بر درس هایی بود که کلاس می رفتم، هر هفته درس های هفته پیش را از روی جزوه مرور می کردم و بعد همان مباحث را از روی کتابهای کنکوری می خواندم و تست می زدم. البته در درس های الکترونیک، مدار و سیگنال پیش از مطالعه جزوه ابتدا کتاب و مراجع اصلی را مطالعه می کردم و بعد به سراغ جزوه استاد می رفتم. غیر از این درسها کنترل را هم در تابستان خواندم. در واقع قصد داشتم که تقریبا تمام درسها را در تابستان تمام کنم که تا حد زیادی موفق شدم. درس های معادلات، آمار و ریاضی را هم گذاشته بودم که ترم پاییز با کلاس پیش بروم که نشد و آنها را هم خودم در پاییز خواندم.

◄و در پاییز؟
غیر از مطالعه دروس ریاضی، بیشتر پاییز به دوره گذشت، سعی می کردم هماهنگ با آزمون های نصیر پیش بروم و با توجه به سرفصل هر آزمون مباحث را از کتابهای تست می خواندم و تست می زدم و این روال تا آزمون 100 درصد ادامه داشت. بعد از این مرور کلی دیگر برنامه چندان مشخصی برای مطالعه نداشتم، بیشتر وقتم صرف تست زدن می شد و سعی می کردم در همه درس ها تست بزنم.
با توجه به اینکه به موقع شروع کرده بودم زمان کافی داشتم، به ویژه که آزمون هم یک ماه عقب افتاد و باعث شد تا یک ماه آخر را به کتاب مجموعه سوالات کنکور اختصاص دهم . البته با توجه به محدودیت تست ها ، آزمون های موسسات مختلف را هم حل می کردم.

◄در روز های آخر درس ها را مرور نمی کردید؟
مرور می کردم ولی از طریق خلاصه هایم. من اول پاییز شروع به خلاصه برداری کردم و خلاصه های خوب و مفیدی برای خودم تهیه نمودم و در مطالعات بعدی تنها خلاصه ها را می خواندم. بعضی از دوستانم هم از خلاصه هایم استفاده کردند و در این چند وقت هم خیلی از کنکوری های امسال از خلاصه هایم کپی گرفته اند تا استفاده کنند. به نظرم کار خوبی بود و کاش از تابستان این کار را شروع کرده بودم.
در دوره نهایی سعی می کردم زمان مشخصی را به مطالعه خلاصه ها اختصاص دهم، مثلا در 3 ساعت کل مغناطیس را می خواندم و بعد به سراغ تست ها می رفتم، اگر حین تست زنی به مشکلی برخورد می کردم دوباره خلاصه ها را نگاه می کردم.

◄برنامه ریزی شما برای درس زبان به چه صورتی بود؟من اصلا زبان را نخواندم؛ البته در برنامه ام بود که در ماه آخر بخوانم ولی باز ترجیح دادم که این زمان را به درس های دیگر اختصاص دهم اما احساس می کنم که کار خوبی نکردم. اصولا به نظرم رها کردن یک درس کار اشتباهی است و باید تلاش کرد تا هر درسی را تا حد قابل قبولی خواند.

◄منابع شما برای مطالعه؟
ریاضی مهندسی: جزوه دکتر معتقدی و کتاب های تست دکتر نیکوکار.
مدارهای الکتریکی: جزوه دکتر ملک محمد ، کتاب درس و تست انتشارات جهش و رهیافت حل مساله 1 و 2 .
کنترل: کتاب آریاز برادرانی.
سیگنال و سیستم: جزوه مهندس کهن ، کتاب اپنهایم و کتاب تست راهیان ارشد.
الکترونیک: جزوه دکتر لطیفی ، کتاب سدرا ، کتاب تست راهیان ارشد و رهیافت حل مسأله 1 و 2.
مغناطیس: جزوه مهندس اشرفیان، رهیافت حل مسأله و کتاب پردازش.

◄چه طور شد که به رشته اتوماسیون علاقه مند شدید و این رشته را به عنوان رشته دوم خود انتخاب کردید؟
من از ابتدا خودم را برای آزمون مهندسی برق آماده می کردم ولی با توجه به امکان انتخاب رشته دوم تصمیم گرفتم در آزمون رشته اتوماسیون هم شرکت کنم. چون هم بازار کار خوبی دارد و هم عناوین دروس آزمون این رشته در رشته مهندسی برق نیز وجود دارد.
البته در نهایت با توجه به اینکه به گرایش مخابرات علاقه بیشتری داشتم و از سوی دیگر با توجه به اینکه دوره کارشناسی ارشد اتوماسیون در جنوب برگزار می شودبا توجه به رتبه 103 خود در آزمون مهندسی برق تصمیم گرفتم برای ادامه تحصیل گرایش مخابرات سیستم را انتخاب کنم و از انتخاب خودم هم راضی هستم. 

 

پی نوشت:دوستانی که امسال کنکور ارشد دارید و دانشگاه دوره ی لیسانس شما چندان معتبر نبود مثل دانشگاه لیسانس من(دانشگاه صنعتی بابل): 

اگر احساس می کنید در کنکور کارشناسی ارشد نمی توانید حریف لیسانسه های شریف و امیرکبیر (در کل دانشگاه های قوی ) شوید و رتبه ی برتر کسب کنید ، ادامه مطلب را بخوانید. 

 


ادامه مطلب...

مصاحبه با رتبه 8 مهندسی برق - کنترل

علی راد یکشنبه 19 مهر‌ماه سال 1388 @ 22:17 چاپ

    این مطلب از سایت کنکوری نصیر www.nasir.ir  گرفته شده است. من فقط قسمت هایی را که احساس می کردم اهمیت بیشتری دارد٬ با رنگ قرمز مشخص کردم و پی نوشت. 

 

  نام: مجید جان زمین ،دبیرستان :علامه حلی ، رتبه کارشناسی : 8 منطقه 1 ، رشته کارشناسی :مخابرات دانشگاه شریف ، معدل کارشناسی:17.36 ، رتبه کارشناسی ارشد: 8کنترل و 10مخابرات 

 

◄ جناب آقای جان زمین! معمولا وقتی ما میزبان رتبه های برتر شریف هستیم بحث مان رابا این سوال شروع می کنیم که چه شدکه ایران رابرای ادامه تحصیل انتخاب کردید؟

- من هنوز نمی دانم که بقیه بچه ها که برای تحصیل در کارشناسی ارشد از ایران خارج می شوند واقعا دلیل خاصی دارند ویاتحت تاثیر جو قرار می گیرند ولی من خود دلیلی برای این کار ندیدم.ضمن اینکه دوری از خانواده برای من سخت بود و درکل احساس کردم مشکلات این قضیه از مزایای آن بیشتر است.

◄  باتوجه به اینکه ازابتدا تصمیم خود را برای شرکت درآزمون گرفته بودید ،ازچه زمانی شروع به مطالعه کردید؟

--  باتوجه به برخی مشکلات شخصی شروع مطالعات من از آبان ماه بود،درواقع تاقبل ازآن دغدغه هایی داشتم که مانع درس خواندن برای کنکور بود.درمجموع حدود چهارماه برای کنکور خواندم.

◄ نحوه مطالعه شما چگونه بود؟

--  باتوجه به اینکه احساس می کردم زمان زیادی ندارم سعی کردم ازدروسی شروع کنم که مسلط تر هستم تابتوانم نتیجه بهتری کسب کنم.

◄  کدام دروس؟

--  کنترل ،سیگنال،مدار،ریاضی ،والکترومغناطیس .

◄  بقیه دروس چه طور؟

-- گرچه به الکترونیک خیلی علاقه نداشتم ولی دلیل اصلی ام برای مطالعه کمترنسبت به بقیه دروس این بود که احساس می کردم سوالات این درس به گونه ای است که برخی از سوالات آن را با همین سطح اطلاعات هم می توانم پاسخ بدهم و درمورد برخی دیگر، اگر هم بخوانم قادر به پاسخگویی نخواهم بود. البته این نگاه ناشی از شرکت من در آزمون سال قبل بود ولی در دوره سوالات سالهای مختلف این موضوع برایم مشخص تر شد. خلاصه درمجموع دو روز صرف دوره این درس از روی جزوه دانشگاهم کردم، البته درهنگام تست زنی دوره ای سوالات الکترونیک راهم درحدی که بلد بودم حل می کردم و جوابهای آن را هم چک می کردم.

◄  ازهمین آبان ماه که شروع مطالعات شما بود چگونه درس می خواندید؟

--  روزهایی که دانشگاه می رفتم حدود 3ساعت وروزهای تعطیل حدود 7 ساعت درروز مطالعه داشتم.

◄ برنامه درسی شما چه طور بود؟

--  سعی می کردم درطول هفته همه دروس رابخوانم،البته باتوجه به معلومات قبلی ام نسبت به دروس ،زمانی هم که به آنها اختصاص داده بودم تفاوت داشت.مثلا سیگنال دو هفته ای تمام شد ودرمجموع حدود 10ساعت ازوقت مرا گرفت یا آمار را یک روز بیشتر نخواندم ،درمورد مطالعه دروس دیگر هم به طور تقریبی الکترومغناطیس 2ماه،مدار 1ماه ونیم وریاضی مهندسی ومعادلات هم مجموعا 2ماه طول کشید.همان طور که قبلاگفتم درس کنترل را یک ماه دیرتر ازبقیه درسها شروع کردم، جزوه ها را خلاصه برداری کرده وحدود دی ماه بودکه مطالعات پایه ای من تمام شد.

◄  برنامه تست زنی شماچطور بود؟

--  بااتمام امتحانات دانشگاه که دوسه هفته ای وقت مراگرفته بود شروع به زدن تست های سال های قبل (ازسال 76به بعد)کردم. تست ها را در زمان بندی خود میزدم وبعد پاسخها را چک می کردم.این مدت چهل روزی طول کشید ودرطی این مدت به طور خالص حدود 7ساعت درروز درس می خواندم. البته برای این کار مجبور بودم که کمتر درسرکلاس ها حاضر شوم وعقب ماندگی هارا در تعطیلات عید جبران کنم.(علی راد: منظورش عقب ماندگی هایی هست که مربوط به شروع ترم ۸ دانشگاه می باشد)البته از دوره دروس هم غافل نمی شدم ودرشش هفته ای که وقت داشتم درسه مرحله دوهفته ای مطالب رادوره کردم وآماده تست زنی شده بودم.

◄  منابع شما چه بود؟

--  دردرسهای الکترومغناطیس ،مدار،ریاضی مهندسی ومعادلات ازجزوه های نصیر که دوستانم درسرکلاس نت برداری کرده بودنداستفاده کردم،دربقیه درسها هم جزوه های دانشگاهیم راخواندم بجز کنترل که کتاب آریازبرادرانی رامطالعه کردم.

◄ به نظر شما وقتی که به تست زنی اختصاص دادید،کافی بود؟

-- بله فکر می کنم وقت خوبی بود،البته شاید من درفکراختصاص زمان کمتری بودم ولی وقتی دردومین آزمون جامع نصیر که نخستین آزمون آزمایشی من بود شرکت کردم فهمیدم که باید روی تست زنی سرمایه گذاری بیشتری داشته باشم،البته متوجه ضعف خوددربرخی مباحث دروس (به ویژه دردروس مداروکنترل)شدم که آنهارا هم تاحدامکان برطرف کردم به طوری که درآزمون بعدی نصیر نتیجه خیلی بهتری گرفتم.  

پی نوشت:افرادی که برای کنکور کارشناسی ارشد امسال(بهمن 88) هدف سنگینی را انتخاب می کنند (مثلا قبولی در شریف یا امیر کبیر یا دانشگاه تهران) باید هدف دیگری را در حاشیه قرار دهند. البته اول به خودم می گویم.راستی چه هدفی؟

از الان یعنی 19 مهر ماه 88 تا زمان کنکور ارشد کمتر از 5 ماه وقت باقیست.هدفمان(هدف حاشیه ای ) این باشد که در این چهار پنج ماه باید سختی بکشیم. بهتر است روی این هدف حاشیه ای زیاد زوم نکنیم بلکه به لذت های بعد از موفقیت بیندیشیم.  

 


مصاحبه با رتبه 18 فوتونیک

علی راد یکشنبه 19 مهر‌ماه سال 1388 @ 19:39 چاپ

    این مطلب از سایت کنکوری نصیر www.nasir.ir  گرفته شده است. من فقط قسمت هایی را که احساس می کردم اهمیت بیشتری دارد٬ با رنگ قرمز مشخص کردم و پی نوشت.  


این دفعه برای مصاحبه سراغ یکی از رتبه های برتر فیزیک رفتم. ندا حافظ خیابانی- متولد 1362 - رتبه 18 فوتونیک و رتبه 86 فیزیک امسال را کسب کرده است. در دانشگاه خواجه نصیر با او قرار مصاحبه ای گذاشتم . با آرامش و صمیمی به سوالاتم پاسخ داد که چکیده این مصاحبه پیش روی شما خوانندگان محترم است. امیدوارم مورد توجه قرار گیرد. 

دوران تحصیل در مدرسه را چه‌طور بود؟ خوب بود، معدلم هیچ وقت از 19 پایین تر نمی شد، چون به درس خواندن علاقه داشتم، درسها را عمقی می خواندم، نه اینکه حفظ کنم .

رشته کارشناسی شما چه بود؟ من با رتبه حدود 3800 در کنکور سال 80، در دانشگاه خواجه نصیر در رشته فیزیک گرایش حالت جامد پذیرفته شدم.

به خاطر علاقه در دبیرستان این رشته را انتخاب کردید؟ نه، من در ابتدا اصلاً علاقه ای به رشته ام نداشتم. برای اینکه در رشته ای که دوست داشتم – مهندسی کامپیوتر- نمی توانستم قبول شوم ، این رشته را انتخاب کردم. اما الان به این رشته (مهندسی کامپیوتر)علاقه ای ندارم.

با این رتبه نمی‌شد در رشته مهندسی کامپیوتر درس بخوانید؟ در شهرهایی غیر از تهران می شد، اما من به علت وابسته بودن به خانواده ام نمی خواستم در جای دیگری درس بخوانم. و احساس می کنم آدم وقتی در شهر دیگری درس بخواند، دو سالی طول می کشد تا به محیط عادت کند و ممکن است نتواند خوب درس بخواند. ضمناً خیلی ها معتقدند دانشگاههای تهران سطح علمی بالاتری دارند و جو رقابتی در آن ها وجود دارد.

پس چرا این رشته را در مقطع کارشناسی ارشد می‌خواهید ادامه دهید؟ بعد از اینکه وارد این رشته شدم، تقریباً از ترم دوم ، به بعد به این رشته علاقه مند شدم. به علاوه علوم پایه، base تمامی رشته هاست . الان از اینکه احساس می کنم شرایط طوری شد که من این رشته را انتخاب کردم ، خیلی خوشحالم.

از وضعیت تحصیلیتان در دوره کارشناسی برایمان بگویید. ترم اول و دوم معدلم 14 می شد. دلیلش هم این بود که من شاید زیاد به رشته ام علاقه نشان نمی دادم. ضمن اینکه مدل درس خواندن را نمی دانستم ، درس خواندن برای دانشگاه خیلی با مدرسه تفاوت دارد، چون منابع مشخصی وجود ندارد. البته از سال بالایی ها می پرسیدم، اما تا خودت جدی نخواهی درس بخوانی، نمی توانی انتظار موفقیت داشته باشی. اما از ترم های بعدی که تلاش جدی کردم، معدلم 16 و 17 شد و معدل کلم هم بالای 16 شد.

دوران دانشجویی فعالیت‌هایی (علمی، ورزشی و ...) داشتید؟ بله، اگر بخواهم از قبل از دانشجویی شروع کنم و برایتان بگویم، من دوران دبیرستان، زبان انگلیسی ام را در آموزشگاهی می خواندم، موفق به گرفتن مدرک FCE هم شدم. در همین زمینه هم تدریس کرده ام. یک ترم هم فیزیک درس دادم. به نظرم فعالیت در دو زمینه ورزش و موسیقی هم خیلی خوب است که از نظر ورزشی، من به بدمینتون والیبال علاقه دارم. در انجمن علمی فیزیک دانشگاه هم بودم. اما بیشتر اوقات فراغتم را هم در زمینه رشته خودم مطالعه داشتم چون هر ترم حدود 17 الی 18 واحد داشتیم که باید خیلی تلاش می کردم.

هم اکنون به شغلی می پردازید یا خیر؟ بله، اما شغلم هیچ ارتباطی به رشته ام ندارد. من در یک شرکت خدمات دندانپزشکی مشغول به کار هستم. به طور کل از کار کردن و اینکه آدم در زمینه های مختلف آشنایی یا مهارتی داشته باشد، لذت می برم. احساس می کنم نباید انسان در زندگی تک بعدی باشد. بعد از فارغ التحصیلی دوست دارم به شغلی مرتبط با رشته ام بپردازم، اگرچه در ایران برای رشته های علوم پایه نباید آینده شغلی چندان زیادی را تصور کرد. حتی اگر خیلی آرمانی بخواهید فکر کنید، می شوید استاد دانشگاه.

شروع مطالعه شما برای کنکور از چه زمانی بود؟ اینکه چه زمانی تصمیم گرفتم برای کارشناسی ارشد بخوانم از تابستان 83 بود،‌‌ یعنی یک سال قبل از فارغ التحصیلی. با دکتر فیض آبادی هم کلاس می رفتم، اما چون ترم هفتم درسهایم سنگین بود، نتوانستم زیاد درس بخوانم، به همین دلیل شبانه دانشگاه امیرکبیر قبول شدم. اما وقتی مشورت کردم، گفتند اگر کمی بیشتر بخوانم، حتماً رتبه ام بهتر می شود. از شهریور 84 که فارغ التحصیل شدم، با راهنمایی گرفتن از دوستانم که سال گذشته رتبه های بالایی کسب کرده بودند، منابع را تهیه کردم و از مهر ماه به طور جدی شروع کردم.

چه طور درس می‌خواندید؟ در ابتدا هر روز حوصله هر درسی را که داشتم، همان را می خواندم اما به کنکور که نزدیک می شدم، مجبور بودم درسهایی را که علاقه کمتری دارم هم جدی بخوانم. کلاس نمی رفتم و فقط در آزمون‌های نصیر شرکت می کردم. درس خواندن برای کنکور ابتدا برایم سخت بود، ولی با نزدیک شدن به زمان کنکور تلاشم بیشتر می شد. البته یک ماه مانده به کنکور واقعاً بریده بودم . فکر می کنم چون زود شروع کرده بودم. توصیه می کنم داوطلب از سه الی چهار ماه قبل از کنکور شروع کند، البته به شرطی که موضوعات پایه را بداند و هدف داشته باشد و برای رسیدن به هدفش هر کاری که می تواند بکند؛ تست زدن ، کتاب خواندن و مسئله حل کردن و...به نظر من آن موقع دیگر امکان ندارد این تلاش‌ها بی‌نتیجه بماند.
برای درس زبان (چون علاقه خاصی دارم) از چند ماه مانده به کنکور، متن کتاب زبان تخصصی انتشارات سمت را شروع کردم به خواندنم و لغات جدید را دفتری یادداشت می کردم و هرشب لغات شب قبل را مرور می کردم این کار نه تنها در کنکور کمکم کرد بلکه هر موقع که برنامه ای به زبان انگلیسی تماشا می کنم، مجموعه لغتی دارم(حداقل لغات مربوط به رشته خودم) که کمکم می کند.

چند ساعت در روز مطالعه داشتید؟ هر زمان که می دیدم توانایی و حوصله دارم و آن زمان برای مطالعه مفید است، درس می خواندم. روزهایی بود که درس نمی خواندم و روزهایی هم بود که خیلی می خواندم. به طور متوسط روزهای اولیه 4-5 ساعت که بعدها به 6-7 ساعت رسید.

به نظرتان کدام کتابها یا جزوات یا به طور کلی چه کار هایی خیلی کمکتان کردند؟به طور کلی سرفصل های مختلف را از کتاب های مختلف خوانده بودم:
زبان: پوران پژوهش – کتاب زبان تخصصی برای رشته فیزیک از انتشارات سمت(لغات)
مکانیک: هالیدی جلد اول(تمرینها) – جزوه استاد بهتاج و فیض آبادی – جزوه استاد قدیری
– تمرینهای سایمون، فولز
الکترومغناطیس: هالیدی جلد سوم- میلفورد، ریتس – پوران پژوهش – جزوه استاد فیض آبادی
مکانیک کوانتومی: پوران پژوهش – گاسیواوویچ – 6 فصل اول کتاب سولومید – کتاب تست و جزوه استاد بهتاج و استاد ابوالحسنی
کنکور آزمایشی نصیر به علت تنوع تست
حل مسائل فراوان و زدن تست های فیزیک و فوتونیک کنکورهای سال های گذشته، که می توانم بگویم پنج الی مرتبه تست های سال های اخیر را زده بودم و جوابشان را حفظ بودم. البته حفظ بودن جواب ها خوب نیست و مهم این است که آن قدر با مسائل مختلف آشنا باشید که سر کنکور بتوانید شبیه سازی کنید.

آزمون‌ها چه تاثیری داشتند؟ بین هر دو آزمون سه هفته فاصله بود که من وقتم را با آن‌ها تنظیم می کردم، هفته اول تا اواسط هفته دوم کتاب‌ها را می خواندم بعد تست آن‌ها را می زدم، بعد دوباره نکات مهم را می‌خواندم و مسائل را حل می کردم. تا اینکه برای هفته سوم آماده بودم تا خودم را محک بزنم. روی ترازم و رتبه ام تصمیم گیری می کردم که مطالب را خوب فهمیده ام یا نه. به طور کلی باید برای درس خواندن برنامه ای داشت که من برنامه ام را آزمون ها قرار داده بودم.

بین دروسی که برای کنکور ارشد باید می خواندید، به چه درسی علاقه داشتید؟ من زبان را خیلی دوست دارم و همیشه به صورت تفریح در بین درسها زبان می خواندم . بعد مکانیک، چون به واقعیت نزدیک تر است. در آخر هم کوانتوم را، از نظر من چون ملموس نیست علاقه چندانی ندارم.

روزهای نزدیک کنکور چه حسی داشتید؟ استرس زیادی داشتم . چون با افرادی که آن ها هم می‌خواستند کنکور بدهند، صحبت می کردم، می دیدم آن‌ها منابعی را مطالعه کرده‌اند که من نخوانده ام. اما باید این مواقع اعتماد به نفس داشت.

کنکور84 چه طور بود و حدس می زدید چه رتبه ای را به دست آورید؟ کنکور84 بسیار مشکل‌تر و متفاوت‌تر از کنکور سال گذشته‌اش بود، به طوری که درصدهای من در کنکورسال 83 از درصدهای سال 84 بهتر بود، ولی همانطور که گفتم رتبه 83 ام کمتر از رتبه 84 بود. دلیلش هم این بود که کنکور سال 83 خیلی آسان‌تر گرفته شده بود. در کنکور 84 بعد از پاسخ دادن به سوالات زبان و رسیدن به سوالات مکانیک ، احساس کردم دفترچه ام را با رشته ای دیگر اشتباه گرفته ام. بعد از مکانیک، با اینکه به خودم امیدواری می دادم سوالات بهتر شود، همچنان سوالاتی را می دیدم که استادها در هیچ کلاسی درس نمی دادند و معتقد بودند اصلاً روی آن‌ها وقت نگذارید. بعضی سوال‌ها آنقدر سطحی بودند که فکر می کردم درست متوجه نشده ام و در پاسخم شک می کردم و برخی دیگر گنگ و نامفهوم بودند یا نیاز داشتند تا راه حلی برایشان کشف کنیم البته یک فارغ التحصیل فیزیک باید بتواند از عهده این کار بربیاید امادر مدت زمان کوتاه کنکور نمی شد این کار را کرد. برای همین احساس می کردم اصلاً مجاز نشوم. گواه این مطلب این بود که جواب سوالات همه رشته ها یک هفته بعد آمد، اما جواب سوالات فیزیک هفته دوم فروردین آمد که من اصلاً با جواب‌های خودم چک نکردم.

آیا فکر می کنید انسانی موفق هستید؟ چه قدر در رسیدن به هدفهایتان موفق بوده اید؟ به نظرم موفقیت در تحصیل 30 تا 40 درصد موفقیت است و نه همه آن و فکر می کنم راه طولانی برای رسیدن به موفقیت دارم. 

 اصولاً نقش خانواده تان را در رسیدن به این موفقیت چه طور ارزیابی می کنید؟ به خاطر اینکه هم والدینم هم هر دو برادر بزرگترم تحصیلات دانشگاهی دارند من هم به درس خواندن جذب شدم .همین طور وقتی آدم می بیند افراد موفق در فامیل- یا سایر اطرافیان- افرادی تحصیل کرده هستند ، تشویق می شود هدف ادامه تحصیل را برای موفقیت در زندگی انتخاب کند. یکی از عواملی که انسان درس را ملاک و هدف خودش قرار می دهد، تشویق خانواده و جو خانواده است.

در مورد طرح آ.ت.ت چه نظری دارید؟ به نظرم اصلاً خوب نیست که دانشگاه دوره کارشناسی فرد آنقدر تاثیر منفی در پذیرش داشته باشد. مثلاً سال گذشته رتبه 90 کنکور فیزیک در دانشگاه شریف پذیرفته شد چون فارغ التحصیل آنجا بود اما مثلاً شخص دیگری با رتبه بهتر از دانشگاه دیگری نمی تواند پذیرفته شود. به این صورت اصلاً رقابت علمی به وجود نمی آید. به نظرم کسی که در کنکور ارشد توانسته است موفق شود پس پایه علمی مناسب را داشته است و نباید به خاطر دانشگاه کارشناسی اش از ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاهی که علاقه دارد، محروم شود چون اصلاً کنکور کارشناسی با کارشناسی ارشد تفاوت دارد. عیب دیگر این کار این است که سال گذشته دانشگاه تهران تا زمان اعلام نتایج اولیه و حتی پس از اینکه ما مدارکمان را ارسال کردیم طرح آ.ت.ت داشت، اما الان برداشته اند. البته مصاحبه عملی برای برخی رشته‌ها خوب است.

درصدهای تان را برایمان بگویید.
درصدها در رشته فیزیک:
زبان عمومی و تخصصی:44/54 – مکانیک : 88/29 – الکترومغناطیس : 19/9 –
مکانیک کوانتومی : 11/21

درصدها در رشته فوتونیک:
زبان عمومی و تخصصی : 60 – الکترومغناطیس : 33/61 – مکانیک کوانتومی : 33/61
الکترونیک :------- - فیزیک مدرن : 36
الکترونیک را اصلاً نخوانده بودم چون به نظرم اگر کسی بقیه موارد را دقیق خوانده باشد ، رتبه قابل قبولی را کسب می کند.
در انتخاب رشته چه دانشگاه‌هایی را انتخاب کردید؟و کدام یک از دو رشته را دوست دارید ادامه دهید؟ اول تهران و بعد شهید بهشتی البته شهرستان‌های نزدیک را هم انتخاب کرده ام. فوتونیک را، چون به مباحثی مثل نور و فیبر نوری می پردازد و کاربرد عملی دارد.

و حرف آخر برای خوانندگان؟هرسال که می گذرد، جو کنکور کارشناسی به سمت کارشناسی ارشد می آید؛
رقابت سنگین ، کلاس کنکور، رتبه و... . اما با تلاش و برنامه ریزی درست، می توان از سد کارشناسی ارشد هم عبور کرد. 

 

پی نوشت: فردی با سرچ جمله ی (آیا من می توانم 14 ساعت درس بخوانم) در گوگل وارد وبلاگ من شد. در صفحه ی 54 دفتر برنامه ریزی قلم چی از قول خود آقای کاظم قلم چی آمده است:" بعضی ها می گویند روزی 15 تا 16 ساعت درس بخوانید اینها کسانی هستند که از برنامه ریزی واقعی آموزشی اطلاعی ندارند. من درطول سال ها کار با هزاران داوطلب کنکورهنوز داوطلبی را ندیدم که در یک دوره ی چند ماهه بطور متوسط بیش از 13 ساعت در روز مطالعه کند." 

پس بودند افرادی که در یک دوره ی چند ماهه بطور میانگین 13 ساعت و شاید.. در روز مطالعه کرده باشند.  

برای دیدن ۲۰ نکته از دفتر برنامه ریزی قلم چی اینجا کلیک کنید. 

 


مصاحبه با رتبه 4 مهندسی پزشکی در آزمون 86

علی راد یکشنبه 19 مهر‌ماه سال 1388 @ 18:23 چاپ

    این مطلب از سایت کنکوری نصیر www.nasir.ir  گرفته شده است. من فقط قسمت هایی را که احساس می کردم اهمیت بیشتری دارد٬ با رنگ قرمز مشخص کردم و پی نوشت. 

 

با سلام ، لطفا در ابتدا خود را معرفی نمایید.

 علی اصغر شریفی نوری، با 22 سال و 2 ماه سن. دیپلم خود را با معدل 18.35 از دبیرستان علامه حلی اخذ نمودم و با رتبه کشوری 59 در دانشگاه صنعتی شریف، رشته برق پذیرفته شدم و در کنکور کارشناسی ارشد سال 86، در کل رشته برق رتبه 6 را کسب نمودم.

 از چه زمانی درس خواندن برای کنکور ارشد را آغاز نمودید؟

پاسخ به این سوال کمی مشکل است، من با توجه به معدل خوبی که داشتم (بالای 19) امکان پذیرش از طریق قانون پذیرش رتبه های برتر دوره کارشناسی را داشتم و اتفاقا بعضی از بچه ها هم به من پیشنهاد می کردند که بی خیال کنکور شوم و به دروس دانشگاه بیشتر برسم اما انگیزه اولیه من برای کنکور معافیت رتبه های یک تا سه از خدمت نظام وظیفه بود. با این انگیزه من در نمایشگاه بین المللی کتاب اردیبهشت 85 شروع به تهیه کتابهای مورد نیاز کنکور کردم ولی چیزی از این شروع نگذشته بود که این قانون لغو شد و خوب من هم انگیزه خود را از دست دادم به طوری که در کل تابستان من برای کنکور مطالعه ای نداشتم. مشابه این وضعیت تا نزدیکی های کنکور هم ادامه داشت. اواخر دی ماه وضعیت تغییر کرد و من دوباره برای مطالعه انگیزه گرفتم و تصمیم گرفتم که در چند آزمون آزمایشی شرکت کنم. من قبلا پوسترهای نصیر را در دانشکده دیده بودم ولی علت اصلی مراجعه من به نصیر شرکت دوستانم در آزمون های این موسسه و انگیزه رقابت با آنها بود. خلاصه من برای دومین آزمون جامع نصیر ثبت نام کردم و چون دوستانم هم در این آزمون شرکت می کردند و همه مرا به عنوان "شاگرد زرنگ" می شناختند، تصمیم گرفتم که در همین ده روز باقیمانده تا آزمون حسابی خودم را آماده کنم، کاردرمنزل ها و آزمون های گذشته نصیر را تهیه کردم و در ده روزی که به آزمون آزمایشی مانده بود اساسی مطالعه کردم و تست زدم.

اول شدن در تمام گرایشهای آزمون آزمایشی نصیر باعث شد که من اعتماد به نفس خوبی به دست آورم و از آن به بعد به طور جدی برای کنکور مطالعه کنم و روزی هفت تا ده ساعت را درس بخوانم، البته در این فاصله در یکی از آزمونهای پارسه هم شرکت کردم که آن هم مفید بود .

البته مشکلاتی هم در سر راه وجود داشت. برای مثال من همزمان با مطالعه برای کنکور در سه دبیرستان هم تدریس می کردم که قسمت زیادی از وقت من را می گرفت و کار را برای ادامه دادن مشکل می کرد، اما همه این مشکلات با یک برنامه ریزی درست قابل حل بود.

شیوه مطالعه شما چگونه بود؟

با توجه به پایه خوبی که در دانشگاه داشتم منابع اصلی را مطالعه نکردم و بیشتر سعی کردم جزوه های موسسات مختلف و کتابهای کنکوری را مطالعه کنم. البته در فرصت محدودی که داشتم تست های سالهای 77 تا 85 را هم زدم و علاوه بر آزمونهای برخی موسسات کنکور، در دو هفته پایانی از طریق سوالات آزمون سراسری نیز خودم را می آزمودم. بعد از هرآزمون سعی می کردم سؤالهایی را که نتوانسته بودم در زمان بندی آزمون حل کنم یا غلط حل کرده بودم، بعد از آزمون با دقت و حوصله حل نمایم  و در آخر اگر سؤالی می ماند که نمی توانستم به جواب برسم، به پاسخنامه رجوع می کردم.

برای موفقیت تنها آمادگی داوطلب کافیست یا شرایط محیط اطراف هم تأثیر گذار است؟

به نظر من موفقیت در کنکور فقط و فقط به آمادگی شخص بستگی دارد. البته شرایط محیط اطراف هم ممکن است باعث تغییراتی در نتیجه شود. به بیان برقی تر آمادگی داوطلب حکم یک مقدار DC را دارد که شرایط محیطی می تواند نقش یک نویز را داشته باشد. اگر این مقدار DC به اندازه کافی بزرگ باشد بیشترین تأثیر نویز ، کمی بالا یا پایین کردن رتبه فرد است.

رتبه شما در گرایش های دیگر چگونه است؟

در مهندسی پزشکی رتبه 4، در مخابرات رتبه 5، در کنترل رتبه 6 و در الکترونیک رتبه 7 را به دست آورده ام.

کنکور کارشناسی سخت تر بود یا کنکور کارشناسی ارشد؟  

کنکور کارشناسی با کنکور ارشد کاملا متفاوت است. چون در کنکور سراسری همه قوی هستند ولی در دانشگاه همه خوب درس نمی خوانند با این حال به نظر من، قبول شدن در کنکور کارشناسی ارشد راحتر است و کار سختی نیست.

نظر بچه های شریف در مورد حذف طرح آ.ت.ت چیست؟

خوب، قاعدتا باید ناراحت بشوند که همین طور هم هست.

نظر شما در مورد جو دانشگاه شریف چیست؟ آیا به قول معروف ((ارشدی)) بود؟

راستش وقتی که ما به دانشگاه آمده بودیم جو اصلا کنکوری نبود و خیلی ها به ادامه تحصیل در داخل کشور فکر نمی کردند ولی الان این طور نیست. با ورود استادان جدیدی که دارای معلومات خوبی هستند مشکلی در این زمینه وجود ندارد و خیلی از بچه های ما به فکر کنکور ارشد هستند، رتبه های خوبی که بچه های شریف در دو سال اخیر کسب کرده اند نشانه خوبی از این تغییرات است.به امید خدا اگر همین طور پیش رود می توان امیدوار بور که همچون دو سال اخیر رتبه 1 برق از شریف باشد.

چه منابعی را برای کنکور مطالعه کردید؟

 همان طور که گفتم به علت کمبود زمان من بیشتر روی تست زدن تاکید داشتم. البته جزوه های یکی از موسسات را مطالعه می کردم و از کتابهای راهیان ارشد نیز استفاده می نمودم. 

پیشنهاد شما به داوطلبان کنکور امسال، مخصوصاً دانشجویان دانشگاه شریف چیست؟

حتما درآزمونهای آزمایشی یکی از موسسات ثبت نام کنند و سعی کنند با آزمونهای آزمایشی طبقه بندی شده خود را همراه نمایند. شاید اگر من هم این کار را کرده بودم خیلی زودتر انگیزه لازم را برای درس خواندن پیدا می کردم. انگیزه قوی در کارشناسی ارشد خیل مهم است.

از سوی دیگر شرکت در آزمون های آزمایشی طبقه بندی بهتر از هر چیز دیگری یک برنامه ریزی درست و منطقی را پیش روی داوطلب می گذارد.

حرف آخر؟

کافیست آماده باشند،از آزمون نترسند، نظم داشته باشند و بر خداوند توکل کنند.  

 

پی نوشت: توضیحی در مورد طرح ا.ت.ت(ارزشیابی تحصیلات تکمیلی):  

کسانی که در آزمون کارشناسی ارشد شرکت می کردند پس از قبولی اولیه باید با ارسال مدارک خود به دانشگاههایی که این طرح را اجباری کرده بودند(از جمله شریف) مورد تایید دانشگاههای مذکورقرار می گرفتند. ولی این طرح در سال 85 به دلایل مختلف لغو شد. ولی تاثیر 20 درصدی معدل همچنان باقیست از جمله در کنکور کارشناسی ارشد 89( اواخر بهمن 88) 


مصاحبه با رتبه 1برق قدرت

علی راد یکشنبه 19 مهر‌ماه سال 1388 @ 07:16 چاپ

   این مطلب از سایت کنکوری نصیر www.nasir.ir  گرفته شده است. من فقط قسمت هایی را که احساس می کردم اهمیت بیشتری دارد٬ با رنگ قرمز مشخص کردم و پی نوشت. 


با سلام در ابتدای مصاحبه لطفا معرفی مختصری از خود داشته باشید.
من احمد صالحی متولد سال 63 شهرستان رشت هستم. دبیرستان و راهنمایی را در مدرسه میرزا کوچک خان رشت گذراندم. در کنکور کارشناسی با رتبه 20 منطقه و 64 کل در رشته مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف قبول شدم.

بهتر است از دبیرستان شروع کنیم، در دبیرستان هم درس خوان بودید؟
معدل من در ترم دوم پیش دانشگاهی 19.96 و معدل کل دبیرستانم 19.6 بود.

از دوران تحصیل در دانشگاه برایمان بگویید.
دانشگاه شریف جو خاصی دارد . دانشجویان سعی می کنند از همان ترم اول نمرات خوب و عالی داشته باشند تا در صورت نیاز بتوانند از این نمرات استفاده کنند. در نتیجه جو دانشگاه خیلی به اصطلاح درسی بود حتی خود من که انگیزه زیادی نداشتم تحت تأثیر اطرافیان این شکلی شدم. خلاصه رقابت شدیدی وجود داشت و این موضوع تأثیر عمده ای در قوی شدن پایه درسهایی که در کنکور ارشد می آیند داشت.

آیا به نظر شما این رقابت سازنده بود؟
الان که نگاه می کنم می بینم مفید بود. چون اگر رقابت نبود پایه من اینقدر قوی نمی شد و باید برای کنکور بیشتر درس می خواندم و 6 ماهی که وقت گذاشتم شاید کافی نمی بود و در نتیجه کار سخت تر می شد.

آیا به رشته ای که مشغول به تحصیل هستید علاقه دارید؟
معمولا داوطلبان کنکور کارشناسی به طور سلبی انتخاب رشته می کنند. خوب من در موقع انتخاب رشته شنیده بودم که برق شریف اول است، من هم دیدم می توانم قبول شوم رفتم برق شریف. البته الان هم انصافا راضی هستم ولی برای ارشد احساس کردم همه می خواهند بروند مخابرات، گفتم من بروم قدرت. ولی الان فکر می کنم اگر کنترل می رفتم شاید بهتر بود.

خوب چرا برای ارشد این گرایش را انتخاب نکردید؟البته برای فوق می توانستم این کار را بکنم. چون رتبه ام 31 بود. حتی دانشگاه تهران هم می توانستم قبول شوم ، چون می دانید که کنترل دانشگاه تهران از شریف بالاتر است، ولی چون به قدرت آمده ام ، احساس کردم همان را ادامه بدهم بهتر است.


برنامه مطالعه درسیتان برای کنکور به چه صورت بود؟
برنامه من به این شکل بود که از اواخر مردادماه شروع کردم به مطالعه برای کنکور البته نه به صورت خیلی سفت و سخت، در مهرماه جدی تر شد. البته کلاسهای دانشگاه هم بود. این بود که در آن زمان روزی تقریبا 4 ساعت مطالعه می کردم تا آخر امتحانهای ترم- بعد از 40 تا 50 روز باقی مانده فکر می کنم به طور مفید روزی 7 ساعت مطالعه داشتم و شاید نکته جالبی که باشد این بود که من آن مدتی که زودتر شروع کردم در پایان به همان اندازه اضافه آوردم که باعت شد آن یک ماه آخر فقط مرور کنم یعنی اگر کنکور 1 ماه زودتر هم برگزار می شد من آماده بودم.

نحوه ی مطالعه تان چطور بود؟
من در آزمون های نصیر ثبت نام کرده بودم – هر هفت مرحله را – آزمون اول که آزمون مقدماتی بود باعث شد ببینم در بین شرکت کنندگان چه جایگاهی دارم و درصد هایی که آوردم نشان از آمادگی اولیه ام داشت.
در آزمون های بعدی با توجه به عنوان بندی ای که داشت با همان جلو می رفتم – در کنکور لیسانس هم همین کار را با آزمون های اندیشه سازان کرده بودم- البته تا جایی که یادم هست کمی جلوتر از سرفصل ها می خواندم. مثلا وقتی آزمون 25 درصد بود من وارد بخشی از 50 درصد شده بودم. ولی به هر حال نزدیک آزمون روی همان 25 درصد تمرکز می کردم. در آزمون های بعدی هم به همین صورت عمل کردم.

برای کنکور چه منابعی را مطالعه کرده اید؟
شاید بهتر باشد که درس به درس توضیح بدهم.
من برای درس ریاضی از کتاب مرجع کریزیک استفاده کردم چون مسائل خوبی داشت البته برای تست، کتاب نیکوکار را خواندم ولی این کتاب همه مطالب را پوشش نمی داد و به همین دلیل از کتاب کریزیک نیز بهره بردم و درصد خوبی هم زدم ، به هر حال 75 درصد برای یک قدرتی خیلی خوب است. در درس معادلات هم از جزوه ای استفاده کردم که خیلی شبیه نیکوکار بودند.
آمار هم که برای خودش داستانی داشت من با توجه به سوالات سالهای قبل تصورم این بود که سئوالات آمار همیشه خیلی ساده و یکنواخت می آید ، به همین خاطر فقط تست های سالهای قبل را زدم ؛ نتیجه اش هم این شد که از 4 تا تست 2 تا را غلط زدم. در اینجا من جا دارد به داوطلبان توصیه جدی کنم که هیچ درسی را دست کم نگیرند.
برای مدار کتاب انتشارات پردازش را خواندم، تست های آخرش را هم زدم که خیلی خوب بود، تست های راهیان ارشد را هم خواندم.
در درس ماشین هم از کتاب پردازش و رهیافت استفاده کردم که البته این دومی کتاب خوبی نبود.البته پایه من در ماشین خوب نبود ولی با تلاش توانستم دراین درس هم درصد خوبی بیاورم.
بررسی سیستمهای قدرت درسی بود که 100 زدم و با توجه به اینکه تازه به عناوین آزمون کارشناسی ارشد اضافه شده بود کتاب خوبی برایش پیدا نکردم و از همین تست های نصیر استفاده کردم که خیلی خوب بود.
نحوه تست زنی هم به این صورت بود که تست هایی را که غلط می زدم، علامتی در کنارش می گذاشتم تا در دور بعدی دوباره آن را حل کنم. اگر دوباره غلط حل می کردم یک علامت دیگر می زدم و اینقدر حل می کردم تا مشکلم حل شود. در انتها نیز به طور اتفاقی تست می زدم تا این طور نباشد که از تست ساده ای غافلگیر شوم و بتوانم همه را حل کنم.
در مورد زبان، من هم مثل بسیاری دیگر معتقدم که هر فردی باید در دوران کارشناسی پایه خود را قوی کند و دوران کنکور وقت کافی برای این کار وجود ندارد، برای همین روی این درس وقت نگذاشتم و حاصل این موضوع هم این شد که درصد زبان من پایین ترین درصدم بود که البته من راضی ام.

کنکور چه طور بود؟
کنکور ارشد خوب بود. با این که من هر دو شبش را خوب نخوابیدم و خاطره ای جالب این بود که شب کنکور تا آمدیم بخوابیم دیدم که همسایه ما داد می زند که چرا این آشغال ما را بر نمی دارید و ...(البته آقای صالحی کامل توضیح دادند)، خلاصه فکر می کنم سه چهار ساعت بیشتر نخوابیدم، صبحانه کامل خوردم – طبق توصیه بزرگان پنیر هم نخوردم – در کنکور هم به گمانم صندلی ها بر حسب محل تولد چیده بودند، به همین خاطر بغل دستی ام کسی بود که در کنکور کارشناسی هم با او در یک اتاق بودیم و من این قضیه را به فال نیک گرفتم همین جا بگویم که دوست مذکور هم رتبه 17 مخابرات شد. کنکور که شروع شد این دوستم سریع برگه را برداشت و من هم کمی جو گرفتم و سوالهای ریاضی را 45 دقیقه ای زدم. به نظر من استرس کنکور برای اولش است و لذا قرار دادن زبان به عنوان درس اول خیلی خوب است. برای مدار یک ساعت و ربع وقت گذاشتم ولی متأسفانه 61 درصد بیشتر نتوانستم بزنم.


نظرتان راجع به آ.ت.ت چیست؟به نظر من این طرح خیلی ظالمانه است، چون بعضی دانشگاه ها با ضرایبی که به دانشجویان می دهند سعی می کنند بیشتر، دانشجویان خود و یا دانشگاه های بالاتر را انتخاب کنند.

شما در مرحله مقدماتی المپاد هم اول شده اید؟ چه موقع از این موضوع مطلع شدید؟ نظرتان در این مورد چیست؟
من همان موقع که کارنامه ام را گرفتم این موضوع را فهمیدم. در کارنامه رقمی گمنام است که دوستان می گفتند این رتبه کل است و در کارنامه من در این قسمت 1 درج شده بود. در مورد مرحله نهایی المپیاد هم فکر می کنم که کار سختی در پیش داشته باشم چون به هر حال سال سومی های آماده تر می آیند و خلاصه کار راحتی نیست.

پیشنهاد شما برای داوطلبان امسال چیست؟
به نظر من فعلا مهمترین کار این است که برای خود یک انگیزه بسیار قوی دست و پا کنند؛ انگیزه ای که بتواند آنها را در این چند ماه پشتیبانی کند. و در آخر هم این که از کنکور ،سایر رقبا و حتی ضعف پایه نترسند.  

پی نوشت:روی کاغذی افکاری مثل:

این همه تلاش می کنم اگر کسی در کنکور تقلب کند حق من که ضایع می شود.  

در مملکت ما به افراد کوشا و درس خوان چیزی تعلق نمی گیرد. اگر هم جایزه ای باشد ناچیز است نه100 سکه طلاو... 

را می نویسم. 

بعد آن کاغذ را تکه تکه می کنم و می اندازم دور. به همین راحتی!  

 

 

 


مصاحبه با رتبه 6 آموزش زبان انگلیسی

علی راد یکشنبه 19 مهر‌ماه سال 1388 @ 04:41 چاپ

    این مطلب از سایت کنکوری پارسه گرفته شده است. من فقط قسمت هایی را که احساس می کردم اهمیت بیشتری دارد٬ با رنگ قرمز مشخص کردم و پی نوشت.  

در سن پایین و به دلیل تسلطی که به زبان انگلیسی دارد، وارد بازار کار می‌شود. با وجود سود خوب مالی کارش، به بالا بردن سطح سوادش می‌اندیشد و به همین دلیل هم با تمام قوا برای قبولی در مقطع کارشناسی ارشد تلاش می‌کرد. آرش سحرخیز پرانرژی است و خیلی راحت از مسیری که در آن به موفقیت رسیده صحبت می‌کند. متولد 17 آبان 1365 است و دوره کارشناسی‌اش را در دانشگاه علامه طباطبایی و در رشته زبان و ادبیات انگلیسی گذرانده‌است. دانشگاه و رشته‌ای که درباره‌اش می‌گوید: «اگر در دانشگاه دیگری بودم شانس قبولی‌ام این‌قدر نبود.» آرش در 21 سالگی رتبه 6 کنکور کارشناسی ارشد را در رشته آموزش زبان انگلیسی به دست آورده است و توصیه‌اش به داوطلبان فقط یک چیز است: «مفید درس خواندن، مفید درس خواندن و مفید درس خواندن».

در حین تحصیل کار هم می کردی؟ بله من از سال دوم مشغول کار شدم و چون رشته‌ام زبان بود در آموزشگاه‌های مختلف مکالمه انگلیسی تدریس می‌کردم. بعد از اینکه رتبه‌ام هم اعلام شد با استفاده از امتیاز آن توانستم به عنوان مشاور ارشد مشغول به کار شوم.

با توجه به این کار و اینکه نیاز شغلی برای درس نداشتی، چرا ادامه تحصیل را انتخاب کردی؟ کار در آن سطح قطعاً نمی‌توانست برایم آینده داشته باشد و اگر با مدرک لیسانس می‌خواستم وارد بازار کار شوم، قطعاً همین شغل‌های آموزشگاهی نصیبم می‌شد. اما هدف من چیز دیگری بود و می‌خواستم از طریق تحصیل و کار،  آینده شغلی‌ام را تضمین کنم.

قبولی در کنکور کارشناسی راحت تر بود یا کارشناسی ارشد؟ به نظر من قبولی در ارشد راحت‌تر است اما درس‌هایی که در ارشد باید خواند سخت‌تر و سنگین‌تر است، اگر چه باز هم می‌توان با خوب خواندن به موفقیت رسید.

معدل کارشناسی ات چند بود؟ بعد از شش ترم 23/18؛ یعنی در کنکور با این معدل شرکت کردم اما با احتساب دو ترم نهایی نمی دانم چند می‌شود.

به رتبه 6 در کنکور کارشناسی ارشد رسیدی؛ این را پیش بینی می‌کردی؟ نه در واقع از چند ماه اول و قبل از شرکت در آزمون‌ها که با دوستان و کسانی که قبلاً شرکت کرده بودند صحبت می‌کردم و اواسط تیر که خواندن را شروع کردم، صرفاً می خواستم رتبه 40-50 داشته باشم تا بتوانم روزانه در تهران بخوانم، اما کم کم که توانایی‌ام را دیدم، به خصوص که در آزمون‌های پارسه هم نتیجه می‌گرفتم، دیدم که خوب است برای رتبه اول بخوانم، ولی خب نتیجه یک نشد اما برای خودم قابل قبول بود.

برای موفقیت در ارشد چه کتاب‌هایی را می‌خواندی؟ منابع اعلام شده از سوی وزارت علوم خیلی زیاد بود برای همین کاری که کردم این بود که با کمک و مشورت دوستانم و کسانی که در ارشد شرکت کرده بودند این لیست قطور را باریک کردم؛ یعنی اگر 20 کتاب بود به 10 کتاب رساندم. این 10-12 منبع را خواندم و فکر می‌کنم همین تعداد منابع هم برایم کافی بود.

کجا و به طور میانگین چند ساعت در روز درس می‌خواندی؟ درباره مکان که جای ثابتی وجود نداشت؛ یک ماه تابستان را در خانه خواندم و بعد از آن در خوابگاه و کتابخانه دانشگاه. از نظر زمان هم طی هفت ماه، به طور میانگین روزی 6 تا 7 ساعت درس خواندم.

از چه تاریخی شروع کردی؟ از اواسط تیر شروع کردم و تا خود کنکور خواندم. البته این وسط سه هفته ای هم کنکور به خاطر سرمای هوا به تأخیر افتاد که این خیلی به نفع ما شد.

برنامه‌ات چطور بود؟ فقط می توانم بگویم که در ماه‌های آخر بسیار فشرده می‌خواندم. قبل از سه هفته تأخیری که در کنکور افتاد، من سه دور کامل درس‌ها را خوانده بودم اما خب هنوز مطمئن نبودم؛ به خصوص اینکه برای رتبه بالا می‌خواندم و باید همه جوره خیالم را جمع می‌کردم. این بود که در سه هفته آخر برای دروس عمومی بیشتر وقت گذاشتم و یک دور دیگر هم مرور کردم تا از لحاظ روحی و روانی به اطمینان برسم و اعتماد به نفس هم پیدا کنم.

برای درس خواندن متد خاصی داشتی؟ اصل قضیه این است که خواندن برای کنکور سبک خاص خودش را پیدا کرده است؛ آن هم این است که به طور مفهومی درس‌ها را بخوانی، چیزهای حفظی را بیشتر بفهمی تا اینکه بخوانی و می‌شوذ گفت کلیتش بر اساس همین فهمیدن و مفهومی خواندن است. اتفاقاً امسال سوالات مفهومی‌تر بود و کسانی که این طور خوانده بودند موفق‌تر بودند اگرچه می‌گفتند امسال سوالات آسان‌تر بوده اما حقیقت امر این است که مفهومی‌تر بود.

حرف آخرت برای داوطلبان چیست؟ اینکه مطمئن باشند اگر تلاش کنند به نتیجه می‌رسند. فقط بخوانند، بخوانند و بخوانند؛ اگر هم در جایی ضعفی داشتند از دوستان و آشنایانشان راهنمایی بخواهند. اگر بخوانند قطعاً به نتیجه خواند رسید. 

 


مصاحبه با رتبه ۲۱ مهندسی صنایع-سیستم

علی راد یکشنبه 19 مهر‌ماه سال 1388 @ 03:49 چاپ

   این مطلب از سایت کنکوری نصیر www.nasir.ir  گرفته شده است. من فقط قسمت هایی را که احساس می کردم اهمیت بیشتری دارد٬ با رنگ قرمز مشخص کردم و پی نوشت.

با سلام، لطفا خودتان را معرفی کنید.

نگار قنبری، متولد 1364، درسال 82 وارد دانشگاه شدم و  فارغ التحصیل رشته صنایع گرایش برنامه ریزی و تحلیل سیستم از دانشگاه الزهرا با معدل 17.70 هستم. رتبه 21 را در کنکور کارشناسی ارشد سال  87 کسب کردم.

 

سال گذشته هم کنکور شرکت کردید؟

بله، اما چون رتبه ام 120 شد و دانشگاه غیرانتفاعی قبول شدم، ترجیح دادم نروم و برای کنکور سال بعد تلاش بیشتری کنم.

 

از چه زمانی شرکت در کنکور ارشد و رتبه بالا داشتن را هدف خود قرار دادید؟

من از رتبه ام در دوره کارشناسی اصلاً راضی نبودم و حتی مردد بودم که انتخاب رشته انجام بدهم یا نه. مشاوری که برای انتخاب رشته به او مراجعه کرده بودم، پیشنهاد داد که اگر از این رتبه راضی نیستم همان سال وارد دانشگاه بشوم اما این رتبه را در کارشناسی ارشد جبران کنم.

 

و از چه زمانی برای این هدف تلاش جدی کردید؟

من از آبان ماه سال 1386 شروع کردم.

 

دیر نبود؟

چرا، برای کسی که سال اول کنکورش است دیر هم هست. اما من سال گذشته درس ها را یک بار خوانده بودم و برای درس هایی که احساس نیاز می­کردم، کلاس هم رفته بودم. ضمناً چون پروژه پایانی­ام طول کشید، عملاً زودتر از آبان نمی­توانستم برای کنکور شروع به درس خواندن کنم.

حدوداً چند ساعت مطالعه داشتید؟

این سوال را خیلی­ها می­پرسند اما حقیقتش همه می دانند که جواب واحدی ندارد. چون بستگی کامل به تمرکز و کیفیت مطالعه دارد. من از روزی 4ساعت مطالعه داشتم تا 11ساعت. یعنی به طور متوسط 7 الی 8 ساعت. فکر می کنم اگر کسی بخواهد قبولی خود را تضمین کند، باید مدت 6 ماه 7 الی8 ساعت مطالعه با تمرکز داشته باشد.

 

قبل از کنکور چه رتبه ای را برای خودتان متصور بودید؟ و بعد از آن چه طور؟

چون می خواستم مهندسی مالی را انتخاب کنم تا رتبه 50 باید کسب می­کردم. بعد از کنکور، چندین روز بسیار ناراحت بودم چون آزمون اصلاً با آن چه که انتظارش را داشتم یکی نبود و  حتی حدس می زدم از سال گذشته هم رتبه­ام بدتر شود. سازمان سنجش بدون اطلاع قبلی تعداد سوالات آمار و تحقیق را کم کرده بود و واضح است وقتی تعداد سوالات از30 به 20 برسد اهمیت هر سوال بسیار بیشتر می­شود. ضمن این که معمولا داوطلبانی که می­خواهند در آزمون صنایع شرکت کنند، در آزمون سیستم که روز قبل برگزار می شود، شرکت می­کنند تا وضعیت خود را در درس های آمار و احتمال و تحقیق در عملیات بسنجند. من هم این کار را کردم و با کمال تعجب دیدم که سوالات این دو درس به قدری پیش پا افتاده­اند که عامل تمایزی برای داوطلبان نیست(مثلا درصد احتمال سیستم من 95% شد) درعوض در آزمون صنایع  با سوالات سختی مواجه شدم. چنان استرس پیدا کرده بودم که تست­های کنترل موجودی که آخرین درس دفترچه است را بسیار بد زدم. کلا فکر می کردم آمار و  ORرا که ضریب 3 داشتند و کنترل موجودی را بد زده­ام و از طرفی زبان و طرح ریزی را خوب. به همین خاطر استرس زیادی برای نتایج داشتم.

 

زبان را چه طور قوی کرده بودید؟

من زبان را برای کنکور نخوانده بودم، از دوره دبیرستان کلاس می­رفتم و زبانم خوب بود و تست ها را معمولا بالای 60% می­زدم. اما وقتی نتایج آمد با اتفاق عجیبی روبه رو شدم : درصد زبانم 40 بود، بسیار پایین تر از انتظارم و درصد دو درسی که ضریب 3 داشتند، 70و 72 بود یعنی بیشتر از انتظارم.

 به نظرم دو کتاب مفید برای زبان  504و essential words for TOEFL هستند چون دایره لغت را تا حد خوبی پوشش می­دهند و حداقل برای زبان عمومی و تخصصی رشته صنایع همین کافی است و می شود درصد بالایی از تست ها را زد.

 

میان صحبت هایتان اشاره به کلاس کنکور داشتید، آن ها چه کمکی کردند؟ آزمون آزمایشی چه طور؟

من دو درس اصلی کنکور صنایع یعنی آمار و تحقیق را کلاس رفتم و خوب برای من بسیار هم مفید بود. اما همه قبول دارند که صرفاً کلاس رفتن موثر نیست و باید وقت گذاشت و جزوات را خواند.

سال قبل در آزمون های آزمایشی موسسه ای شرکت کرده بودم که اصلاً مناسب نبودند به دو دلیل: یکی این که جامعه آماری زیادی نداشتند و رتبه هایش به هیچ وجه معیار خوبی برای سنجش نبود و دوم این که سوالات بدون تغییر عدد و عین سوالات کنکور بود و اگر کسی تست های سال های قبل را می­­زد، می­توانست حفظی و بدون محاسبه یا فکر، جواب صحیح را بشناسد. بعد موسسه ام را عوض کردم و برای آزمون­های آزمایشی به آموزشگاه معتبری که روی جامعه آماریش می­شود حساب کرد، رفتم. آنجا سوالاتش سخت ولی جهت­دار بود یعنی کسانی که در کلاس­های آن موسسه شرکت می­کنند یا کسانی که سوالات سال قبل آن موسسه را تهیه کرده­اند خیلی خوب می­توانند تست­ها را بزنند و این نتیجه را خیلی عوض می­کند. به همین دلیل رتبه کنکور سراسری من از میانگین رتبه­هایم در آن موسسه بسیار بهتر بود. البته من هم جزء آن طیفی هستم که در رقابت خودم را می­شناسم و صرفا سنجیده شدن در یک گروه آماری برایم ایجاد انگیزه می­کرد و حداقل با آن رتبه ها می­شد خودم را در حالت بدبینانه بسنجم.

 

از چه کتاب ها و کلاس هایی بیشتر استفاده کردید؟

درس آمار و احتمال : کلاس آقای اشراق را رفتم. کتاب تست آقای ایوزیان در دوجلد که کاش سال قبل با این کتاب آشنا می­شدم، مجموعه خیلی کاملی است که جواب­هایش هم اکثراً درست است. کتاب های تشریحی نیاکی، لیبرمن، مونتگمری و فروند هم مناسبند. البته به نظر من مطالعه کتاب­های تشریحی را برای کنکور باید از تابستان شروع کرد.

تحقیق در عملیات: کلاس آقای زاهدی سرشت را رفتم. کتاب بازارا در این زمینه معروف است. تست زدن هم خیلی کمک می­کند به شرطی که شما کتابی با جوابهای درست پیدا کنید که حداقل در رشته ما تناقضاتی در جواب صحیح بین کتاب های معتبر  ORوجود دارد.

طرح ریزی: جزوه آقای نیکوفکر را پیشنهاد می­کنم. برای تست کتاب راهیان را استفاده می­کردم.

موجودی:جزوه آقای پورسعیدی و کتاب پوران پژوهش.

 نکته مهم دیگر این که داوطلب سعی کند تا جایی که می­تواند همه جزوات و کتاب هایی که معروفند، مطالعه کند و تک منبعی نباشد. اینکه شما نمونه­ سوال کنکور را قبلا دیده باشید، در پاسخ صحیح دادن به آن سر جلسه بسیار موثر است و زدن تست­های استادان مختلف با سبکهای متفاوت در این زمینه کاملا راه­گشاست.

 

برای درس خواندن با شخص خاصی درس می خواندید؟

بله و به نظرم این شانس بزرگی­ست که شما با شخصی درس بخوانید که به اندازه شما برای کنکور انگیزه دارد و سطح درسیتان هم مشابه است. چون کنکور پروسه تقریباً طولانی است از این طریق می­توانید انگیزه خود را در طول این مدت حفظ کنید و رقابت سالمی بین شما به وجود بیاید. ضعف­های همدیگر را پوشش می­دهید. ما روی سوالات بحث می کردیم و به طور کلی روی هم تاثیر خوبی داشتیم.

 

برای ادامه تحصیل چه رشته و گرایشی را انتخاب کردید؟

من رشته صنایع را دوست ندارم چون احساس می­کنم رشته عمیقی نیست، البته گرایش سیستم را هم داریم که به اعتقاد اکثریت داوطلبان، گرایش صنایع در سطح بالاتری از آن است. درنتیجه با توجه به رشته کارشناسی در کنکور صنایع شرکت کردم اما گرایش مهندسی مالی دانشگاه صنعتی امیرکبیر را انتخاب کردم چون به آن علاقه دارم، با این که از ضعف­ها و محدودیتهای این رشته هم مطلع ام.

 

چه ضعف هایی؟

مثلاً متاسفانه در حال حاضر از جهت وجود استادان خوب در مهندسی مالی بسیار کمبود داریم و یا داوطلبانی که رتبه های بهتر دارند صنایع- صنایع را و تقریباً رتبه های 30 تا 50 مهندسی مالی را انتخاب می کنند. 

 

به کارکردن هم فکر می کنید؟

بله حتماً، با توجه به این که برای فارغ التحصیلان رشته ما بازار کار خوبی وجود دارد و این که تا وارد بازارکار نشوید، رشته تان را نمی­توانید خوب درک کنید و دید کافی از آن ندارید. به علاوه برای من بیشترین لذت از مباحث تئوری هنگام کاربرد آن حاصل می­شود.

 

چه کسانی یا عواملی در رسیدن شما به هدفتان موثر بودند؟

مسیر موفقیت ما حتما از میان آدمهایی می­گذرد. متشکرم از تمام آنهایی که در این راه موثر بودند ;طبیعتا خانواده­ام به خاطر حمایتشان و شرایط مناسبی که برای مطالعه­ی من به وجود آوردند. دوستان بسیار خوبم که سال کنکور را با هم گذارندیم و وجودشان بسیار برایم ارزشمند است. استادان و دوستانی که قبلا این مسیر را طی کرده بودند و راهنماییها و روحیه دادنشان عامل موثری در طی درست این راه بود. نهایتاً هم اراده و تلاش؛ چون فارغ التحصیلان رشته­های مهندسی تقریباً از پایه هوشی یکسانی برخوردارند و آنچه که باعث ایجاد فاصله می شود همان اراده و تلاش است.

و صحبت پایانی؟

امیدوارم همه کسانی که برای خودشان هدف هایی را معین کرده اند به هدف هایشان برسند و موفق شوند.

مجموعه نصیر هم برای شما و خانواده محترمتان آرزوی سلامتی و موفقیت روزافزون دارد. 

 

پی نوشت: کنکور یعنی رقابت.  

من در این رقابت از کسی که ضریب هوشی اش از من بالاتر است نمی ترسم. 

من در این رقابت از کسی که در اکثر کلاس های کنکوری شرکت می کند نمی ترسم. 

من در این رقابت از کسی که تلاش می کند نمی ترسم! 

من در این رقابت از کسی می ترسم که پشتکار(پشتکار تلاشی مستمر است همان ثبات قدم) دارد و این ترس مفیدی هست. ارزش پشتکار 

 

 


تعداد کل : 1987 <<   1     ...     277     278     279     280     281     ...     284   >>