X
تبلیغات
رایتل

***مهمترین پست وبلاگ***

علی راد جمعه 9 بهمن‌ماه سال 1388 @ 01:54 چاپ

  دعا

 پرواضح است منظور من از مهمترین پست، بدون در نظر گرفتن سخنان ارزشمند امام علی و احادیث دیگری که در این وبلاگ آمده است می باشد.  

دیروز با دختری 18 ساله (ف)که برای کنکور 89 درس می خواند،چت می کردم،آشفته بود آشفته... آخرش گفت من را درک نمی کنید  و ... بدون خداحافظی رفت  اما:
روش ها و قانون های مدیریت زمان  کمکی نمی کنند اگر...
آشنایی با روش های مطالعه و برنامه ریزی و خلاصه نویسی و... کمکی نمی کنند اگر...
کلاس های تست و شرکت در آزمون های های آزمایشی کمکی نمی کنند اگر...
اگر  شخص به یکی از مشکلات روحی و روانی مثلا افسردگی دائمی و حاد(افسردگی شیدایی و...) وسواس های عملی و فکری و ... دچار باشد. پس  مطالب مدیریت زمان و موفقیت که در وبلاگ من یا هر سایت دیگری آمده، به اینگونه افراد کمک چندانی نمی کند. 

کتابهای دیل کارنگی و آنتونی رابینز و باربارا دی آنجلیس و ....  کمکی نخواهند کرد. تازه همه چیز در دین ما هست.در یکی از حکمت های ارزشمند نهج البلاغه امام علی (ع) به 4 مورد اشاره می کنند و تضمین می کنند که اگر کسی آن 4 مورد را انجام ندهد،هیچ آسیبی به او وارد نخواد شد ، یادتان باشد تضمین کردن. حتما خیلی دوست دارید آن 4 مورد را بدانید عجله نکنید یکی از آن 4 مورد عجله هست. لطف کنید یک بار کل حکمت های امام علی را بخوانید به آن حکمت می رسید.هیچ مسابقه ای در کار نیست.(کل حکمت های امام علی در این وبلاگ هست).
بسیاری از این بیماری ها با مصرف دارو برطرف می شوند. قضیه ساده هست،مثلا یک ماده ای در مغز کم ترشح می شود،دارو این نقصان را جبران می کند یا... امروزه ثابت شده هست که بسیاری از افراد افسرده و ... با خوردن قرص 90 درصد مشکلشان حل می شود. پس نباید ترسید،  بایستی خوشحال هم بود ، چرا که 90 درصد مشکل دست شما نیست، شما قرار نیست کاری زیادی انجام دهید. آن 10 درصد هم با گذشت زمان و مشاوره ی روانشناس حل می شود.
2 مورد زیر را بخوانید:
1-یادم می آید زمان کنکور لیسانسم به علت فشار درس ها و استرس و... دچار دو نوع وسواس شده بودم. یکی این بود که در نمازم شک زیادی می کردم. مثلا شک داشتم که چند رکعت خواندم 2 رکعت، 3رکعت ویا ۴ رکعت؟! مادرم موضوع را فهمیده بود و گفت تو  کثیرشک شدی و کسی که در نماز زیاد شک می کند، شکهایش باطل هست.یعنی نباید به آنها اعتنا کند تا زمانی که کاملا از این حالت خارج شود(در رساله آمده است). مورد اول حل شد.
خرداد ماه آن سال دچار وسواس نظم شدم.کتاب ها باید مرتب باشند و جزوه ها دقیقا سر جایشان باشد و...حدود دو سه روز درگیرش بودم تا اینکه یک فکری به ذهنم رسید : به خودم گفتم:"علی هر چی ذهنت می گوید تو برعکسش عمل کن!" مثلا ذهنم می گفت:" فلان کتاب که فلان جاست بطور منظم چیده نشده است کمی باید زاویه اش را تغییر دهی تا منظم شود و... "حال من چکار می کردم:
من یا به ذهنم می گفتم:" درسته نامرتب هست ولی من دوست دارم نامرتب باشد من عاشق بی نظمی هستم "یا اینکه همان کتاب را جابجا می کردم،اما نه به آن صورتی که ذهنم می گفت مثلا نامرتبش می کردم یا به گوشه ای دیگر از اتاق پرتش می کردم، به ذهنم می گفتم:"دوست دارم بی نظم باشم".در ساعات اولیه فشار زیادی در ذهنم احساس می کردم، اما درکمتر از 24 ساعت مشکلم حل شد! شور و شعفی داشتم وصف نشدنی. بعدها فهمیدم این خودش تکنیکی هست در درمان وسواس.
پس خواهر 18 ساله ی من،من هم مشکل داشتم،همه مشکل داریم،ولی مشکل شما را نمی دانم،ولی اگر مورد های بالا بود،بدانید که از اینها بدتر هم هستند.مثلا در فیلم "ذهن زیبا" که داستان واقعی دکتر نش(ریاضی دان) بود: ایشان استاد دانشگاه بودن و بخاطر مشکل روانی(که لازم نیست نامش را بیاورم) از دانشگاه اخراج شدند، ولی آنقدر با مشکلش مبارزه کرد تا دوباره استاد دانشگاه شد و اینکه اینگونه ناراحتی ها را اگر به مرحله ی حادی نرسیده باشند،شاید بتوان بدون روانشناس و مصرف دارو حل کرد ولی اگر شخصی به خاطر وسواس آلودگی همیشه در وان حمام هست و...
2-چند هفته ی پیش به پیشنهاد همکارم طاهره خانم برای خرید کتاب"حکایت کسی که قورباغه اش را قورت داد" (اثر مسعود لعلی ) به شهر کتاب بابلسر رفته بودم:
داشتم محتویات کتاب را چک می کردم که دو دختر حدودا 20 ساله وارد کتابفروشی شدند. نزدیک قفسه ی کتاب های روانشناسی شدند. یکی از آنها شروع کرد به بلند صحبت کردن. من احساس کردم می خواست من صحبتهایش را بشنوم چون خیلی بلند صحبت می کرد(انگار بلندگو قورت داده بود حالا من داشتم قورباغه را قورت می دادم) نمی دانم شاید می خواست کلاس بگذارد و جلب توجه کند و... ولی چه می گفت؟: اشاره می کرد به نویسنده ی یکی از کتابهای روانشناسی و به دوستش می گفت:" آن نویسنده رواشناس هست و مطبش فلان جاست و من زمان کنکورم نزد ایشان می رفتم و خیلی هم به من کمک کرد" و حتی داروهایی که روانشناس برایش تجویز کرده بود را گفت. تعجب کردم گفتم نه به آن افرادی که برای نرفتن به مطب رواشناس صد تا بهانه دارن،نه به این دختر که برای رفتن به مطب روانشناس کلاس می گذارد. ولی در کل کارش عالی بود.
پس هر چه قدر مشکل بزرگ باشد خدا بزرگتر از آن هست و خداوند یکسری از مشکلات بندگانش را به واسطه ی دیگر بندگانش(مثلا روانشناسان) بر طرف می کند. اعتماد کنیم به این عزیزانی که هر کدام 18 سال 20 سال درس خواندند. برای حل این مشکلات سراغ افراد نااهل(رمال و فالگیر و دعا خوان) نرویم. گول افرادی که ادعا می کنند نائب خاص امام زمان هستند را نخوریم. نگران از دست رفتن وقتمان نباشیم.مدیریت زندگی فوق مدیریت زمان هست و اینکه خیلی از افراد عادی وقتشان را بیهوده هدر می دهند. مثلا زمان دانشگاه خیلی ها کلاس درس را بی خیال می شوند و وقتشان را با کشیدن سیگار و صحبت های بیهوده در بوفه ی دانشگاه هدر می دهند!

 


GTD

علی راد سه‌شنبه 6 بهمن‌ماه سال 1388 @ 17:32 چاپ

معرفی سامانه مدیریت زمان GTD
GTD چیست؟

GTD یک سامانه ساده و کاربردی برای مدیریت کارها، اطلاعات و تمامی اتفاقات غیر منتظره‏ای است که در طول روز برای شما اتفاق می‏افتد. این سامانه ساده به سرعت در زندگی شخصی و حرفه‏ای شما قابل پیاده سازی است.

آیا می دانید که علت اصلی انجام نشدن کارها کمبود وقت نیست؟

آیا می دانید که در صورتی که آرامش را در ذهنتان تجربه کنید می توانید کارهای بیشتری انجام دهید؟

آیا می دانید که ما از ذهنمان به عنوان ابزار ذخیره سازی استفاده می کنیم در صورتی که کار ذهن ما تصمیم گیری خلاقانه است؟


آنچه که این مدل ارایه می‏دهد:
تکنیک‏های ساده و تاثیرگذار برای سازمان‏دهی اطلاعات پراکنده، پروژه‏ها و کارها.

نحوه پیاده سازی قدم به قدم یک فرآیند برای اطمینان از آگاه بودن و تسلط بر تمامی کارها و تعهدات شخصی شما.

چگونگی ضبط و ذخیره سازی تمام ورودی هایی که به صورت روزانه توجه شما را به خود جلب می کند و قرار دادن آن در سیستمی که ذهن شما بدان اعتماد دارد.

نحوه شفاف سازی و سازماندهی کارها و کاستن از احساس غرق شدن در حجم زیاد کار.

نحوه ذخیره سازی مراجع، ایمیل‏ها و دست نوشته‏ها برای بازیابی سریع و آسان آنها در آینده. 


فضاسازی ذهنی

طاهره رستمی سه‌شنبه 1 دی‌ماه سال 1388 @ 14:30 چاپ

گریز از دقیقه‌ی 90
دوستی داشتم که دائم غرق در تفکر بود. هر وقت و هر کجا او را می‌دیدیم، اشتغال فکری او کاملاً مشهود بود. اگرچه هیچ‌گاه دچار ضعف درسی نمی‌شد ولی اغلب آموزگاران اطمینان داشتند که او دچار مشکل روحی است. دبیر ریاضی برای حل این مشکل پیش‌قدم شد. به‌عنوان گام نخست از او پرسید: «فلانی دائم مشغولی! چه‌چیز فکر تو را تا این اندازه اشغال کرده است؟» پاسخ دوستم در عین کوتاهی، کاملاً رسا بود. او گفت: «در ذهن صفحه‌ی شطرنج را می‌چینم و روش‌های گوناگون برنده شدن را محاسبه می‌کنم.» او به‌زودی قهرمان مسابقات شطرنج جوانان شد.

درس‌خواندن، آزمون دادن، موفقیت در کنکور و ورود به دانشگاه و رشته‌ی دلخواه، چه میزان از فضای ذهنی شما را به خود اختصاص داده است؟ 

زمانی می‌توانید ادعا کنید کاری که انجام می‌دهید، برای شما مهم است که قسمت عمده‌ای از فضای ذهنی شما را اشغال کرده باشد. کسی که درس می‌خواند اما به فکر درس‌خواندن نیست، درواقع کار خود را جدی نگرفته است. شما اگر برای کنکور درس می‌خوانید، کنکور چه حجمی از اشتغالات ذهنی شما را –به‌صورت واقعی و نه کاذب- به خود اختصاص داده است؟ ساده‌تر این‌که چه‌قدر کنکوری فکر می‌کنید، چه‌قدر جو کنکور شما را گرفته است؟ اغلب دانش‌آموزان بیش‌تر شعار می‌دهند و به دلایل خودآگا ه و ناخودآگاه، کنکور اصلی‌ترین مشغله‌ی ذهنی آنان نیست. وقتی مشغول مطالعه هستید، از خود بپرسید:

- چه‌قدر مجذوب مطالعه می‌شوم؟
- چه‌قدر دچار حواس‌پرتی می‌شوم؟
- مطالعه‌ام چه‌قدر هوشیارانه است؟
- حاشیه‌های غیردرسی‌ام تا چه اندازه مهم هستند؟
- آیا هنگام مطالعه، زود خسته ‌می‌شوم؟
- چه‌قدر در برنامه‌های خود جدی هستم؟
- درس‌خواندن را چگونه می‌بینم؟ برایم آزاردهنده است یا از درس‌خوندن لذت می‌برم؟
- کنکور را چگونه می‌بینم؟ مجبور هستم در کنکور شرکت کنم یا برای ورود به مرحله‌ای دیگر از تحصیل و زندگی باید آن را پشت‌سر بگذارم؟
گروهی از دانش‌آموزان وقتی به فضای آزمون نزدیک می‌شوند، حساسیت موضوع را درک می‌کنند و در فضای آن قرار می‌گیرند، تازه متوجه حساسیت موضوع شده و سعی می‌کنند خود را در فضای درس و آزمون قرار دهند. قرار دادن خود در فضای ذهنی مناسب و دوری از مشغله‌ها و حاشیه‌های ذهنی، اجتناب‌ناپذیرترین کاری است که هر دانش‌آموز کوشا باید انجام دهد.

گام‌های عملی,می‌خواهم موفق باشم
1- از کارهای غیرمهم صرف‌نظر کنید.
2- کارها را اولویت‌بندی کنید.
3- راهزنان وقت را بشناسید.
4- راه‌های ایجاد وقت را یاد بگیرید.


ادامه مطلب...

مدیریت زمان

طاهره رستمی جمعه 6 آذر‌ماه سال 1388 @ 20:57 چاپ

 

اگرچه در یک تعبیر ساده مدیریت زمان یعنی هنر استفاده از وقت ولی در تلاش و فعالیت مطالعاتی، موضوع مدیریت زمان فقط به کنترل زمان برای افزایش ساعات مطالعه اختصاص ندارد، بلکه هر موضوع و نکته‌ای که منجر به افزایش بهره‌وری مطالعه نظیر اصول مطالعه، برنامه‌ریزی و روش‌های آن شود و حتی به آمادگی‌های روحی و روانی در مورد مطالعه و حواشی آن ارتباط پیدا ‌کند. بنابراین اگرچه در این نوشتار فقط به بحث وقت و زمان می‌پردازیم، ولی سایر نوشته‌هایی که به‌نوعی مرتبط با موضوع مطالعه هستند  ، راه‌گشای شما در موضوع مدیریت زمان خواهند بود.

خواندن اما درست
زیاد درس‌خواندن اگر همراه با درست خواندن نباشد، نتیجه‌ای جز از بین بردن زمان ندارد. بهره‌وری کامل و دقیق از ساعت مطالعه، زمانی صورت می‌گیرد که درس‌خواندن صحیح باشد و دقیقاً مساوی با حداکثر استفاده از زمان موجود می‌باشد. دانش‌آموزانی که نمی‌توانند درست درس بخوانند، با ارتباط دادن مشکل خود به عوامل بیرونی مانند کمبود امکانات، ضعف دبیران، کم بودن زمان و... عملاً از پذیرش این واقعیت که مشکل اصلی به خودشان و انگیزه‌های آنان مربوط می‌شود، فرار می‌کنند. عوامل زیادی را می‌توان نام برد که در درست درس‌خواندن نقش مهم ایفا می‌کنند اما مختصراً بدانید که درست درس خواندن یا مطالعه‌ی بهینه، یعنی استفاده‌ی کامل از زمان موجود برای درک و فهم مطالب و اگر نمی‌توانید از ساعات مطالعه‌ی خود استفاده‌ی مطلوب را ببرید، باید به‌دنبال عوامل و دلایل آن بگردید چراکه بدون این پرداختن، عملاً زمان شما بدون استفاده‌ی مفید تلف خواهد شد.

افزایش ساعات اما نه ایجاد بن‌بست 

گاه دانش‌آموزان به‌قدری درباره‌ی افزایش ساعات مطالعه اصرار و تمرکز دارند که مسأله‌ی مهم‌تر یعنی استفاده‌ی بهینه از ساعات مطالعه، به فراموشی سپرده می‌شود. دانش‌آموز باید بداند که در مسابقه‌ی رکوردگیری افزایش ساعات، شرکت نکرده است و این‌که کسی ساعات بیش‌تری را صرف کند، لزوماً به معنای پیشرفت او نخواهد بود. افزایش ساعات مطالعه باید روندی تدریجی و منطقی داشته باشد و در کنار آن باید نحوه‌ی استفاده‌ی مطلوب و بهینه از زمان نیز مورد توجه جدی قرار بگیرد. گاه دانش‌آموزی روزانه 4 ساعت مطالعه می‌کند اما استفاده‌ی واقعی او بیش از 1 ساعت نیست و از سوی دیگر دانش‌آموزانی وجود دارند که از 1 ساعت مطالعه‌ی خود، استفاده‌ی مفید و کامل می‌برند. باید توجه داشته باشید که اگرچه افزایش ساعات مطالعه مهم است اما استفاده‌ی بهینه از این ساعات مهم‌تر است. اگر دانش‌آموزی به این نکته توجه نداشته باشد که هنر درس خواندن، به زیاد خواندن نیست، ممکن است دچار خودفریبی شود.

علیرضا خراطها
 


قانون مورفی

علی راد یکشنبه 24 آبان‌ماه سال 1388 @ 19:22 چاپ

یکی از قانون های مهم بحث مدیریت زمان قانون مورفی می باشد. قانون قدرتمند پارکینسون(قانونی که بسیاری از کارهای ما را تحت الشعاع قرار داده است) را قبلا معرفی کردم.از نظر اهمیت، قانون مورفی را می توان بعد از قانون پارکینسون قرار داد. تاکید بنده پیشتر و بیشتر قسمت قوانین عمومی مورفی می باشد. بعد از خواندن قانون مورفی بگویید این قانون چگونه به ما کمک خواهد کرد؟ خوب تامل کنید.

 مطلب زیر از سایت هشت دات کام گرفته شده است.  

قانون مورفی: 
 قوانین مورفی منشا نظامی دارد
آیا دقت کردید هنگامی که به یک کنسرت موسیقی می روید، به یک سمینار مهم دعوت می شوید، یا در حال ارائه Demo برنامه ای که نوشته اید به مدیر خود می باشید و ... اغلب اتفاق هایی نا خواسته که تا قبل از آن در هیچ یک از آزمایش ها خود را نشان نداده اند، بروز می کند و باعث اخلال در برنامه می شود. هر روز غذا میل می کنید و ذره ای به روی لباستان نمی ریزد اما روزی که می خواهید با لباس تمیز به جایی بروید، مقداری از سس غذا روی لباستان می ریزد. اغلب دوستان تحت این شرایط می گویند "بازهم قانون مورفی اجرا شد!"


قانون مورفی (Murphys Law) در حالت کلی می گوید "اگر قرار باشد چیزی خراب شود، می شود". ریشه این قانون به سال 1949 و یکی از پایگاه های هوایی در آمریکا بنام Edwards Air Force Base بر می گردد. کاپیتان ادوارد در حال کار روی یکی از پروژه های پایگاه هوایی بود که ناگهان مدیر پروژه متوجه می شود که سیمهای یکی از مبدلهای الکترو مکانیکی بصورت اشتباه نصب شده است.

در این حالت مدیر پروژه با عصبانیت بر سر مورفی داد می زند که : "این دیگر چه وضعی است!"

مورفی در جواب می گوید : "اگر قرار باشد این سیستم مشکل داشته باشد، حتما مشکل خواهد داشت."

پس از آن مدیر پروژه در یکی از صفحات دفترچه کنترل پروژه خود قانونی بنام مورفی را با همین مضمون یادادشت می کند. چندی بعد یکی از پزشکان مدیر این پایگاه در حال انجام مصاحبه مطبوعاتی علت پیشرفت پروژه خود را مدیون قانون مورفی اعلام می کند که : "بر اساس این قانون، تمام شرایط نا محتمل برای شکست پروژه را در نظر گرفتم". با توجه به آنکه محصولات صنعت هوایی باید دارای ضریب اطمینان و امنیت کاری بالا باشند از آن به بعد در تولید و ساخت این محصولات تمام شرایط غیر محتمل در نظر گرفته می شد. از آن به بعد قانون مورفی شهرت جهانی پیدا میکند.

به تدریج تفسیرهای زیادی راجع به این قانون توسط مدیران و مهندسان ارائه شده است که در زیر نمونه هایی از آنها را می خوانید :

قوانین عمومی: 

- هیچ کاری به آن سادگی که بنظر می آید نمی باشد.
- تمام کارها بیشتر از آن چیزی که شما فکر می کنید وقت می گیرند.
- اگر احتمال اینکه چند پدیده باهم رخ دهند و باعث خرابی سیستم شوند خیلی کم باشد، هنگامی که شما نیاز دارید سیستم درست کار کند این پدیده ها باهم رخ خواهند داد.
- هر راه حلی که برای مشکلات ارائه می شود، خود مشکلات جدیدی بوجود می آورد.

قوانین نظامی:
- هرگز یک سنگر را با کسی که از تو قوی تر است تقسیم نکن.
- اگر افسر مافوق تو را می بینید، پس دشمن هم تو را می بیند.
- اگر در جبهه داری خوب پیشرفت می کنی، حتما به سمت دام دشمن می روی.
- اگر نیاز داری که همین الآن با افسر مافوق خود صحبت کنی، یک چرت بزن

قوانین تکنولوژی:
- منطق عبارت است از یک روش سیستماتیک برای رسیدن به یک نتیجه غلط
- تمامی اکتشافات و اختراع های بزرگ دنیا بر اثر اشتباه بجود آمده اند.
- مهمترین email ای را که میخواهی بگیری گم می شود.
- اگر یک برنامه کامپیوتری بدرد نخورد باید آنرا مستند کرد.
- اگر یک برنامه کامپیوتری مفید باشد باید آنرا عوض کرد.
- در اجرای پروژه مهم نیست چقدر منابع در اختیار دارد به هر حال کم است. 

 

پی نوشت:  

 این قانون چگونه به ما کمک خواهد کرد؟ خوب تامل کنید. 

بر اساس این قانون، تمام شرایط نا محتمل برای شکست پروژه را باید در نظر بگیریم. 

 آن پروژه می تواند کنکور باشد. می تواند امتحان پایان ترم باشد. می تواند ساخت خودروی ملی باشد! می تواند...  

باز هم بیندیشید.


مصاحبه با نفر دوم فرآوری و انتقال گاز

علی راد دوشنبه 18 آبان‌ماه سال 1388 @ 08:50 چاپ

غلامرضا روح الهی:

هم زیاد بخوانید، هم مفید

«اواسط کار متوجه شدم که این شیوه درس خواندنم اشتباه است و برای اصلاح آن برنامه‌ام را تغییر دادم» این شاید شاه بیت تفکر صحیح در رسیدن به یک موفقیت باشد؛ شاه بیتی که غلامرضا روح الهی روی آن تأکید دارد و با چنین نگاهی است که در کنار «زیاد» خواندن «درست» خواندن را هم تجویز می‌کند و بر «کیفیت» همراه «کمیت» مهر تأکید می زند.

غلامرضا در مقطع کارشناسی شاگرد دوم دانشگاه صنعتی اصفهان در رشته شیمی بود و با همین پشتوانه و با انتخاب صحیح آنچه به آن علاقه‌مند بود توانست در کنکور کارشناسی ارشد و با گرایش پتروشیمی، نفر دوم رشته «فراوری و انتقال گاز» شود: «بدون اغراق بگویم که بی نهایت به رشته «فراوری و انتقال گاز» علاقه‌مند شده بودم و برای همین تصمیم گرفتم که در این رشته ادامه تحصیل بدهم و بالطبع، خیلی تلاش کردم تا بتوانم به چیزی که علاقه‌مند بودم برسم.» 

 

از چه زمانی به طور جدی شروع به درس خواندن برای کنکور ارشد کردید؟  

بعد از گذراندن واحد کارآموزی در ترم آخر کارشناسی؛ یعنی حدوداً اوایل شهریورماه سال گذشته بود که تقریباً به صورت جدی برای موفقیت در کنکور کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی و مطالعه‌ام را شروع کردم. در روزهای اول به طور متوسط روزی 6 ساعت درس می‌خواندم اما بعد که جلوتر می‌رفتم و به زمان کنکور نزدیکتر می‌شدم این زمان را بیشتر می‌کردم و تقریباً تا متوسط روزی 14 تا 15 ساعت هم رسید. ( علی راد:)

 

کجا بیشتر مطالعه می‌کردید؟ آیا جای خاصی را در نظر گرفته بودید؟  

تقریباً می‌توانم بگویم که محل اصلی سالن مطالعات دانشگاه بود که در آنجا دو حالت داشت یا دوستانم هم بودند و به صورت جمعی درس‌ها را می‌خواندیم و مباحثه می‌کردیم و یا خودم تنها می‌رفتم و مطالعه می‌کردم؛ البته من بیشتر تنها درس می‌خواندم و تک نفره مطالعه کردن را ترجیح می‌دادم.

 

چرا این رشته را انتخاب کردید. تا چه حد علاقه‌مندی در انتخابتان تأثیر داشت؟  

قطعاً خیلی تأثیر داشت. من از همان دوران تحصیل در مقطع کارشناسی و زمانی که با رشته «فرآوری و انتقال گاز» آشنا شدم می‌توانم بدون اغراق بگویم که بی نهایت به آن علاقه‌مند شدم و تصمیم گرفتم که در همین رشته ادامه تحصیل بدهم. بالطبع برای همین هم بود که خیلی تلاش کردم تا بتوانم به چیزی که علاقه‌مند بودم، برسم.

پس به نوعی می‌توان گفت از همان ابتدا انتظار رتبه تک رقمی را از خودتان داشتید؟ 

 شاید بتوان اینگونه هم تحلیل کرد اما صادقانه بخواهم بگویم؛ نه، این‌طور نبود. در واقع باید بگویم که اصلاً فکر چنین رتبه‌ای را هم نمی‌کردم. چون وقتی جلسه کنکور را ترک کردم طبق محاسبات خودم، درس «کاربرد ریاضی» را خوب نزده بودم و فکر می‌کردم که کنکور را خراب کرده‌ام.

یعنی واقعاً برایتان مسجل شده بود که کنکور را خوب نداده‌اید؟ 

 بله. اصلاً فکر نمی‌کردم بتوانم رتبه خوبی بیاورم، چه برسد به رتبه یک رقمی!

برای درس خواندن فضای خانه به چه صورت بود. آیا خانواده را در موفقیتان سهیم می‌دانید؟ 

بله صددرصد؛ خانواده‌ام به خصوص مادرم در دوران مطالعه برای کنکور خیلی از من حمایت کردند و این خیلی برای رسیدن به موفقیت مهم است چرا که به نظرم در این مدت که تمام فکر و ذکر داوطلب درس خواندن است خانواده نقش اصلی را ایفا می‌کند و می‌تواند ساپورت روحی داوطلب را برای آمادگی و البته مطالعه در یک فضای آرام و به دور از استرس بر عهده بگیرد.

اگر امسال در کنکور موفق نمی‌شدید آیا باز هم در آزمون سال بعد شرکت می‌کردید یا اینکه وارد بازار کار می‌شدید؟  

حتماً دوباره شرکت می‌کردم. البته با این تفاوت که این بار ضعف‌هایم را می‌شناختم و با توجه به نقاط ضعف و قوتی که داشتم در روش درس خواندم تجدید نظر می‌کردم. همین امسال هم من اواسط کار متوجه شدم که این شیوه درس خواندنم اشتباه است و برای اصلاح آن برنامه‌ام را تغییر دادم.

بیشتر در این رابطه توضیح می‌دهید؟ 

 ببینید در یک مقطعی وقتی به عقب بر می‌گشتم تا مروری روی مطالب داشته باشم متوجه می‌شدم که خیلی از مطالب را فراموش کرده‌ام و همین زمان زیادی را از من گرفت تا بتوانم این مطالب را یادآوری کنم همین بود که به نظرم رسید همین شیوه «تقسیم بندی» که موسسه «پارسه» آزمون‌های خود را براساس آن برنامه‌ریزی می‌کند و طبق آن هم پیش می‌رود شاید بهترین شیوه باشد. این بود که متد مطالعه‌ام را تغییر دادم و در عین حال هم به این نکته توجه داشتم که  از این به بعد باید در مطالعه درس‌ها کیفیت و کمیت را در کنار هم و به صورت توأمان مد نظر داشته باشم.

و این را حتماً به سایرین هم توصیه می‌کنید؟ 

 بله. در یک جمع بندی می‌توانم بگویم که برای موفقیت در کنکور باید هم زیاد و هم درست درس خواند. در نظر داشته باشند که بدون برنامه‌ریزی و بدون توجه به کیفیت هر کتاب آن را برای کنکور نخوانند چون گاهی کتاب‌ها اشکالاتی دارند که بیشتر باعث فراسایش و بی‌کیفیت شدن مطالعات می‌شوند؛ هرچقدر هم که کمیت بالا برود. 

   منبع: پورتال پارسه    

پی نوشت:

1- مصاحبه های زیادی را خواندم ولی تاکنون هیچ مصاحبه ای به اندازه ی مصاحبه ی بالا باعث اشتیاق من برای درس خواندن نشد. ایشان ویژگی اصلی افراد موفق یعنی اصل انعطاف را به خوبی رعایت کردند. اگر متدی جواب نداد متد دیگر و....( البته این بدان معنی نیست که با هر حرفی و تغییر شرایطی مثل پشه در هوا سرگردان باشیم و مدام مسیر پرواز را عوض کنیم و...)  

 

2-در مصاحبه ایشان گفتند که اواخر روزی 14 تا 15 ساعت مطالعه می کردند. دقت کنید ایشان لیسانس خودشان را از دانشگاه صنعتی اصفهان گرفتند. دانشجویان این دانشگاه عادت دارند به مطالعه ی زیاد و آنهم به خاطر شرایط خاص این دانشگاه و صد البته انگیزه و ارداه ی خودشان. 

دقت کنید من نمی خواهم بگویم مثلا لیسانسه ی "دانشگاه صنعتی بابل" نمی تواند به این ساعت مطالعه برسدو... 

 


مصاحبه با رتبه یک IT

علی راد یکشنبه 17 آبان‌ماه سال 1388 @ 21:40 چاپ

علیرضا صادقی: رقابت دانشجویان پارسه انگیزه‌ام رابالا برد. خوب بلد بودم تست بزنم

 

باور کنید با همین روش کنکور را با بهترین نتیجه تمام کرد. طوری در مورد تست زدن حرف می‌زند که انگار خودش آن‌ها را طراحی کرده است. روش مناسب در تست‌ها در نهایت او را به رتبه یک آزمون کارشناسی ارشد رساند. «تمام موفقیت‌ها از طریق درس خواندن به دست نمی‌آید » این جمله‌ی کسی است که رتبه 1 آزمون کارشناسی ارشد را کسب کرده است. علیرضا صادقی متولد 1363 ساکن تهران از آن دسته آدم‌هایی است که در کنار تحصیل به کار نیز مشغول بوده و هست. کسی که اعتقاد دارد، مهم‌ترین فعالیتش تا پیش از آزمون تست زدن بوده. کاری که رویش متمرکز شده.

 

برای شروع بد نیست به عقب برگردیم ، معدل کارشناسی شما چند بود؟   

۱۷/16 ، دو سال اول را خوب درس نخواندم . آنهم به دلیل اینکه درس هایی که وجود داشت غالبا عمومی بود، در نتیجه علاقه زیادی به خواندن آن نداشتم ولی از زمانی که درس هایی تخصصی شروع شد علاقه ام بیشترهم شد و معدلم هم بالاتر رفت. نمی دانم واقعا دلیلش چه بود، ولی بدون شک دروس تخصصی زندگی من را دگرگون کرد. 

کسب رتبه تک رقمی برای شما هدف بود؟  

حقیقت این است که هدف من بیشتر قبول شدن در دانشگاه شریف بود ولی از وقتی در پارسه شرکت کردم و حضور در آزمون‌ها را تجربه کردم، با دیدن رتبه‌های موفق برای من کسب رتبه تک رقمی دور از دسترس نبود. رقابتی که در بین دانشجویان این موسسه دیدم، هدفم را برای رسیدن به رتبه بالا، افزایش داد.  

روش خاصی برای درس خواندن داشتید ؟ 

 درس‌ها را خوب می‌خواندم و کاملا به مطالب مسلط بودم. فقط دنبال برنامه‌ریزی بودم و به یک برنامه ‌ریزی خوب احتیاج داشتم چون در دوره کارشناسی خوب درس‌ها را خوانده‌ بودم و به رشته‌ام تسلط داشتم فقط دنبال تست زدن بودم. نمی‌دانم ولی انگار همین تست زدن مهم‌ترین مساله در بالا بردن شانس موفقیتم بود. 

میانگین مطالعه روزانه شما چقدر بود؟ ثابت نبود. ازاوایل مهر ماه 4  تا 5 ساعت ولی بهمن ماه 8 ساعت در روز. 

ولی معمولا دانشجویان در تمام طول سال، ساعت های ثابتی برای مطالعه دارند... 

درست است. اما به هر حال هر دانشجویی نوعی برنامه‌ریزی خاص، برای خودش دارد. 

پس به غیر از تست زدن، این‌را هم می توان به نوعی روش ویژه شما برای رسیدن به موفقیت محسوب کرد؟ 

شاید، به هر حال رسیدن به یک استاندارد مفید در مطالعه، آرزوی هر دانشجویی است.

محل خاصی برای درس خواندن داشتید ؟  

فقط درمنزل عادت به درس خواندن داشتم. ضمن اینکه فقط هم صبح‌ها درس می‌خواندم، چون عصرها باید سرکار می‌رفتم، در نتیجه فقط صبح‌ها وقت درس خواندن داشتم .

چطور می‌توانستید به کار و درس، در کنار هم بپردازید؟ 

 شاید اول کار کمی برایم سخت بود اما به هر حال اتفاقی بود که باید خیلی زود با آن کنار می آمدم. 

نقش خانواده را در موفقیت خودتان چقدر موثر می دانید؟ 

به نظر من خانواده نقش موثری داشتند و بیشتر هم در نقش روحیه دادن و فراهم کردن فضای مناسب خیلی تاثیرگذار بودند.

برای حضور در آزمون کارشناسی ارشد، چه زمانی شروع به درس خواندن کردید ؟  

کارم را دقیقا از مهر ماه شروع کردم.

شانس را چند درصد در قبولیتان دخیل می دانید ؟  

بالاخره شانس و وجود آن هم، کم تاثیرگذار نیست. در جلسه کنکور ظرف 4 تا 5 ساعت باید خودتان را نشان بدهید حتی این‌که سوالات چقدر مطابق با مطالعه شما هستند، مهم است. در واقع می‌توان به اتفاقات جانبی شانس گفت.

چه توصیه ای برای داوطلبان کنکور کارشناسی ارشد دارید؟  

برای من که در رتبه 1 IT قبول شدم این حرف راحت است ولی این جمله را واقعا می‌گویم که لزومی ندارد حتما موفقیت در ادامه تحصیل باشد.

صحبت دیگری دارید که بگویید... 

فقط تلاش و پشتکار. این چیزی است که من کاملا به آن اعتقاد دارم. 

  منبع: پورتال پارسه   

پی نوشت: 

قانون کارما: این قانون می گوید هر معلولی نتیجه ی علت یا عللی خاص است. موفقیت یا شکست اتفاقی نیست. دقت کنید این قانون در ساده ترین شکلش می گوید: اگر در زندگی خواهان نتیجه ی خاصی هستید فقط باید سابقه ی این نتیجه را بررسی کنید و کسی را بیابید که زمانی هنوز به این نتیجه نرسیده بود بعد جستجو کنید آن فرد برای رسیدن به نتیجه ی مطلوب شما چه کار کرده است. آن گاه همان کارهایی را انجام دهید که او کرده است .

نام های دیگر این قانون: علت و معلولی- کاشت و برداشت- اصل ارسطویی حادثه  

 


تعداد کل : 1987 <<   1     ...     275     276     277     278     279     ...     284   >>