X
تبلیغات
رایتل

مصاحبه با نفر دوم فرآوری و انتقال گاز

علی راد دوشنبه 18 آبان‌ماه سال 1388 @ 08:50 چاپ

غلامرضا روح الهی:

هم زیاد بخوانید، هم مفید

«اواسط کار متوجه شدم که این شیوه درس خواندنم اشتباه است و برای اصلاح آن برنامه‌ام را تغییر دادم» این شاید شاه بیت تفکر صحیح در رسیدن به یک موفقیت باشد؛ شاه بیتی که غلامرضا روح الهی روی آن تأکید دارد و با چنین نگاهی است که در کنار «زیاد» خواندن «درست» خواندن را هم تجویز می‌کند و بر «کیفیت» همراه «کمیت» مهر تأکید می زند.

غلامرضا در مقطع کارشناسی شاگرد دوم دانشگاه صنعتی اصفهان در رشته شیمی بود و با همین پشتوانه و با انتخاب صحیح آنچه به آن علاقه‌مند بود توانست در کنکور کارشناسی ارشد و با گرایش پتروشیمی، نفر دوم رشته «فراوری و انتقال گاز» شود: «بدون اغراق بگویم که بی نهایت به رشته «فراوری و انتقال گاز» علاقه‌مند شده بودم و برای همین تصمیم گرفتم که در این رشته ادامه تحصیل بدهم و بالطبع، خیلی تلاش کردم تا بتوانم به چیزی که علاقه‌مند بودم برسم.» 

 

از چه زمانی به طور جدی شروع به درس خواندن برای کنکور ارشد کردید؟  

بعد از گذراندن واحد کارآموزی در ترم آخر کارشناسی؛ یعنی حدوداً اوایل شهریورماه سال گذشته بود که تقریباً به صورت جدی برای موفقیت در کنکور کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی و مطالعه‌ام را شروع کردم. در روزهای اول به طور متوسط روزی 6 ساعت درس می‌خواندم اما بعد که جلوتر می‌رفتم و به زمان کنکور نزدیکتر می‌شدم این زمان را بیشتر می‌کردم و تقریباً تا متوسط روزی 14 تا 15 ساعت هم رسید. ( علی راد:)

 

کجا بیشتر مطالعه می‌کردید؟ آیا جای خاصی را در نظر گرفته بودید؟  

تقریباً می‌توانم بگویم که محل اصلی سالن مطالعات دانشگاه بود که در آنجا دو حالت داشت یا دوستانم هم بودند و به صورت جمعی درس‌ها را می‌خواندیم و مباحثه می‌کردیم و یا خودم تنها می‌رفتم و مطالعه می‌کردم؛ البته من بیشتر تنها درس می‌خواندم و تک نفره مطالعه کردن را ترجیح می‌دادم.

 

چرا این رشته را انتخاب کردید. تا چه حد علاقه‌مندی در انتخابتان تأثیر داشت؟  

قطعاً خیلی تأثیر داشت. من از همان دوران تحصیل در مقطع کارشناسی و زمانی که با رشته «فرآوری و انتقال گاز» آشنا شدم می‌توانم بدون اغراق بگویم که بی نهایت به آن علاقه‌مند شدم و تصمیم گرفتم که در همین رشته ادامه تحصیل بدهم. بالطبع برای همین هم بود که خیلی تلاش کردم تا بتوانم به چیزی که علاقه‌مند بودم، برسم.

پس به نوعی می‌توان گفت از همان ابتدا انتظار رتبه تک رقمی را از خودتان داشتید؟ 

 شاید بتوان اینگونه هم تحلیل کرد اما صادقانه بخواهم بگویم؛ نه، این‌طور نبود. در واقع باید بگویم که اصلاً فکر چنین رتبه‌ای را هم نمی‌کردم. چون وقتی جلسه کنکور را ترک کردم طبق محاسبات خودم، درس «کاربرد ریاضی» را خوب نزده بودم و فکر می‌کردم که کنکور را خراب کرده‌ام.

یعنی واقعاً برایتان مسجل شده بود که کنکور را خوب نداده‌اید؟ 

 بله. اصلاً فکر نمی‌کردم بتوانم رتبه خوبی بیاورم، چه برسد به رتبه یک رقمی!

برای درس خواندن فضای خانه به چه صورت بود. آیا خانواده را در موفقیتان سهیم می‌دانید؟ 

بله صددرصد؛ خانواده‌ام به خصوص مادرم در دوران مطالعه برای کنکور خیلی از من حمایت کردند و این خیلی برای رسیدن به موفقیت مهم است چرا که به نظرم در این مدت که تمام فکر و ذکر داوطلب درس خواندن است خانواده نقش اصلی را ایفا می‌کند و می‌تواند ساپورت روحی داوطلب را برای آمادگی و البته مطالعه در یک فضای آرام و به دور از استرس بر عهده بگیرد.

اگر امسال در کنکور موفق نمی‌شدید آیا باز هم در آزمون سال بعد شرکت می‌کردید یا اینکه وارد بازار کار می‌شدید؟  

حتماً دوباره شرکت می‌کردم. البته با این تفاوت که این بار ضعف‌هایم را می‌شناختم و با توجه به نقاط ضعف و قوتی که داشتم در روش درس خواندم تجدید نظر می‌کردم. همین امسال هم من اواسط کار متوجه شدم که این شیوه درس خواندنم اشتباه است و برای اصلاح آن برنامه‌ام را تغییر دادم.

بیشتر در این رابطه توضیح می‌دهید؟ 

 ببینید در یک مقطعی وقتی به عقب بر می‌گشتم تا مروری روی مطالب داشته باشم متوجه می‌شدم که خیلی از مطالب را فراموش کرده‌ام و همین زمان زیادی را از من گرفت تا بتوانم این مطالب را یادآوری کنم همین بود که به نظرم رسید همین شیوه «تقسیم بندی» که موسسه «پارسه» آزمون‌های خود را براساس آن برنامه‌ریزی می‌کند و طبق آن هم پیش می‌رود شاید بهترین شیوه باشد. این بود که متد مطالعه‌ام را تغییر دادم و در عین حال هم به این نکته توجه داشتم که  از این به بعد باید در مطالعه درس‌ها کیفیت و کمیت را در کنار هم و به صورت توأمان مد نظر داشته باشم.

و این را حتماً به سایرین هم توصیه می‌کنید؟ 

 بله. در یک جمع بندی می‌توانم بگویم که برای موفقیت در کنکور باید هم زیاد و هم درست درس خواند. در نظر داشته باشند که بدون برنامه‌ریزی و بدون توجه به کیفیت هر کتاب آن را برای کنکور نخوانند چون گاهی کتاب‌ها اشکالاتی دارند که بیشتر باعث فراسایش و بی‌کیفیت شدن مطالعات می‌شوند؛ هرچقدر هم که کمیت بالا برود. 

   منبع: پورتال پارسه    

پی نوشت:

1- مصاحبه های زیادی را خواندم ولی تاکنون هیچ مصاحبه ای به اندازه ی مصاحبه ی بالا باعث اشتیاق من برای درس خواندن نشد. ایشان ویژگی اصلی افراد موفق یعنی اصل انعطاف را به خوبی رعایت کردند. اگر متدی جواب نداد متد دیگر و....( البته این بدان معنی نیست که با هر حرفی و تغییر شرایطی مثل پشه در هوا سرگردان باشیم و مدام مسیر پرواز را عوض کنیم و...)  

 

2-در مصاحبه ایشان گفتند که اواخر روزی 14 تا 15 ساعت مطالعه می کردند. دقت کنید ایشان لیسانس خودشان را از دانشگاه صنعتی اصفهان گرفتند. دانشجویان این دانشگاه عادت دارند به مطالعه ی زیاد و آنهم به خاطر شرایط خاص این دانشگاه و صد البته انگیزه و ارداه ی خودشان. 

دقت کنید من نمی خواهم بگویم مثلا لیسانسه ی "دانشگاه صنعتی بابل" نمی تواند به این ساعت مطالعه برسدو... 

 


مصاحبه با رتبه یک IT

علی راد یکشنبه 17 آبان‌ماه سال 1388 @ 21:40 چاپ

علیرضا صادقی: رقابت دانشجویان پارسه انگیزه‌ام رابالا برد. خوب بلد بودم تست بزنم

 

باور کنید با همین روش کنکور را با بهترین نتیجه تمام کرد. طوری در مورد تست زدن حرف می‌زند که انگار خودش آن‌ها را طراحی کرده است. روش مناسب در تست‌ها در نهایت او را به رتبه یک آزمون کارشناسی ارشد رساند. «تمام موفقیت‌ها از طریق درس خواندن به دست نمی‌آید » این جمله‌ی کسی است که رتبه 1 آزمون کارشناسی ارشد را کسب کرده است. علیرضا صادقی متولد 1363 ساکن تهران از آن دسته آدم‌هایی است که در کنار تحصیل به کار نیز مشغول بوده و هست. کسی که اعتقاد دارد، مهم‌ترین فعالیتش تا پیش از آزمون تست زدن بوده. کاری که رویش متمرکز شده.

 

برای شروع بد نیست به عقب برگردیم ، معدل کارشناسی شما چند بود؟   

۱۷/16 ، دو سال اول را خوب درس نخواندم . آنهم به دلیل اینکه درس هایی که وجود داشت غالبا عمومی بود، در نتیجه علاقه زیادی به خواندن آن نداشتم ولی از زمانی که درس هایی تخصصی شروع شد علاقه ام بیشترهم شد و معدلم هم بالاتر رفت. نمی دانم واقعا دلیلش چه بود، ولی بدون شک دروس تخصصی زندگی من را دگرگون کرد. 

کسب رتبه تک رقمی برای شما هدف بود؟  

حقیقت این است که هدف من بیشتر قبول شدن در دانشگاه شریف بود ولی از وقتی در پارسه شرکت کردم و حضور در آزمون‌ها را تجربه کردم، با دیدن رتبه‌های موفق برای من کسب رتبه تک رقمی دور از دسترس نبود. رقابتی که در بین دانشجویان این موسسه دیدم، هدفم را برای رسیدن به رتبه بالا، افزایش داد.  

روش خاصی برای درس خواندن داشتید ؟ 

 درس‌ها را خوب می‌خواندم و کاملا به مطالب مسلط بودم. فقط دنبال برنامه‌ریزی بودم و به یک برنامه ‌ریزی خوب احتیاج داشتم چون در دوره کارشناسی خوب درس‌ها را خوانده‌ بودم و به رشته‌ام تسلط داشتم فقط دنبال تست زدن بودم. نمی‌دانم ولی انگار همین تست زدن مهم‌ترین مساله در بالا بردن شانس موفقیتم بود. 

میانگین مطالعه روزانه شما چقدر بود؟ ثابت نبود. ازاوایل مهر ماه 4  تا 5 ساعت ولی بهمن ماه 8 ساعت در روز. 

ولی معمولا دانشجویان در تمام طول سال، ساعت های ثابتی برای مطالعه دارند... 

درست است. اما به هر حال هر دانشجویی نوعی برنامه‌ریزی خاص، برای خودش دارد. 

پس به غیر از تست زدن، این‌را هم می توان به نوعی روش ویژه شما برای رسیدن به موفقیت محسوب کرد؟ 

شاید، به هر حال رسیدن به یک استاندارد مفید در مطالعه، آرزوی هر دانشجویی است.

محل خاصی برای درس خواندن داشتید ؟  

فقط درمنزل عادت به درس خواندن داشتم. ضمن اینکه فقط هم صبح‌ها درس می‌خواندم، چون عصرها باید سرکار می‌رفتم، در نتیجه فقط صبح‌ها وقت درس خواندن داشتم .

چطور می‌توانستید به کار و درس، در کنار هم بپردازید؟ 

 شاید اول کار کمی برایم سخت بود اما به هر حال اتفاقی بود که باید خیلی زود با آن کنار می آمدم. 

نقش خانواده را در موفقیت خودتان چقدر موثر می دانید؟ 

به نظر من خانواده نقش موثری داشتند و بیشتر هم در نقش روحیه دادن و فراهم کردن فضای مناسب خیلی تاثیرگذار بودند.

برای حضور در آزمون کارشناسی ارشد، چه زمانی شروع به درس خواندن کردید ؟  

کارم را دقیقا از مهر ماه شروع کردم.

شانس را چند درصد در قبولیتان دخیل می دانید ؟  

بالاخره شانس و وجود آن هم، کم تاثیرگذار نیست. در جلسه کنکور ظرف 4 تا 5 ساعت باید خودتان را نشان بدهید حتی این‌که سوالات چقدر مطابق با مطالعه شما هستند، مهم است. در واقع می‌توان به اتفاقات جانبی شانس گفت.

چه توصیه ای برای داوطلبان کنکور کارشناسی ارشد دارید؟  

برای من که در رتبه 1 IT قبول شدم این حرف راحت است ولی این جمله را واقعا می‌گویم که لزومی ندارد حتما موفقیت در ادامه تحصیل باشد.

صحبت دیگری دارید که بگویید... 

فقط تلاش و پشتکار. این چیزی است که من کاملا به آن اعتقاد دارم. 

  منبع: پورتال پارسه   

پی نوشت: 

قانون کارما: این قانون می گوید هر معلولی نتیجه ی علت یا عللی خاص است. موفقیت یا شکست اتفاقی نیست. دقت کنید این قانون در ساده ترین شکلش می گوید: اگر در زندگی خواهان نتیجه ی خاصی هستید فقط باید سابقه ی این نتیجه را بررسی کنید و کسی را بیابید که زمانی هنوز به این نتیجه نرسیده بود بعد جستجو کنید آن فرد برای رسیدن به نتیجه ی مطلوب شما چه کار کرده است. آن گاه همان کارهایی را انجام دهید که او کرده است .

نام های دیگر این قانون: علت و معلولی- کاشت و برداشت- اصل ارسطویی حادثه  

 


مصاحبه با 3 کنکور ارشد مهندسی شیمی و 2 بیوتکنولوژی

علی راد شنبه 16 آبان‌ماه سال 1388 @ 23:57 چاپ

یکی از آن دانشجویانی است که وقتی از نقش «انگیزه» در تحصیل حرف می‌زند، می توانید کاملا به صحبت‌هایش اعتماد کنید؛ چون به حرفی که می زند اعتقاد کامل دارد.

امیرحسین راد یکی از برترین‌های کنکور کارشناسی ارشد بود که توانست رتبه 3 کنکور ارشد مهندسی شیمی و 2 بیوتکنولوژی را از آن خود کند؛ رتبه ای که حتی پس از آزمون هم انتظارش را نداشت، خودش می گوید: «بعد از کنکور وقتی درصدهایم را حساب کردم فکر می‌کردم که بتوانم رتبه زیر20 را به دست بیاورم.» اما در نهایت این‌طور نشد. امیرحسین متولد سال 1365 است و فارغ التحصیل دانشگاه تهران. یکی از دلایل اصلی موفقیتش را هم قوی بودن پایه علمی و خوب خواندن در طول 4 سال کارشناسی می‌داند؛ خواندنی که در پایان کارشناسی معدل 16 را برایش رقم زد و زمینه را برایش فراهم آورد تا هم‌زمان با درس خواندن در دانشگاه، عزمش را برای موفقیت در کنکور کارشناسی ارشد جزم کند و به علاقه‌اش (که به گفته خودش نقش مهمی در موفقیت دارد) وفادار باشد.  

 

امیر حسین راد: تقسیم بندی دروس و جزوه‌ها بهترین شیوه برای مطالعه است.

ادامه تحصیل انگیزه می‌خواهد.

 

برای موفقیت و کسب رتبه دوم چند ساعت در روز مطالعه می‌کردید؟ 

راستش چون پایه علمی من قوی بود و در دوران چهار سال کارشناسی در دانشگاه خوب درس‌ها را خوانده‌بودم، اوایل فقط روزی 5 ساعت آن هم بیشتر در روزهای آخر هفته مطالعه می‌کردم و خیلی ساعت مطالعه بالایی نداشتم.

چرا؟ استرس این را نداشتید که زمان کم بیاورید؟  

خب در آن مقطع من هم‌زمان دانشگاه هم می‌رفتم و طبیعتاً فرصتم کمتر بود. اما وقتی که خوشبختانه آزمون به دلیل سرما سه هفته به تعویق افتاد، فرصت را مغتنم دیدم و چون دانشگاه را هم تعطیل کرده بودم و نمی‌رفتم، روزی 8 ساعت درس می‌خواندم و خب این بازه واقعاً به نفع من شد.

از چه تاریخی شروع به درس خواندن کردید؟ 

 تابستان بود که جدی شروع کردم؛ البته در طول سال تحصیلی به خاطر دروس دانشگاه کمی کند پیش می‌رفتم و سرعتم یکنواخت نبود اما دوباره اواخر ترم فرصت بیشتری پیدا کردم و بالطبع بیشتر هم زمان برای مطالعه اختصاص دادم.

آقای راد به نظر شما قبول شدن در آزمون کارشناسی سخت تر بود یا کارشناسی ارشد؟      

من فکر می کنم کنکور کارشناسی سخت‌تر بود، به دو دلیل: اول این‌که تعداد رقبا بیشتر از کنکور ارشد است و همین باعث می‌شود رقابت جدی‌تر باشد، از طرف دیگر خود داوطلبان هم بی تجربه‌تر هستند و مثل مقطع ارشد، تجربه یک دوره چهار ساله دانشجویی را ندارند، این خودش باعث استرس می‌شود.

تا قبل از آزمون اصلی تصور این رتبه را داشتید؟ 

نه خیلی دقیق اما بعد از کنکور وقتی درصدهایم را گرفتم فکر می کردم که بتوانم رتبه زیر20 را بیاورم.

خانواده چقدر برای ادامه تحصیل شما را حمایت کرد و تا چه میزان در کسب این موفقیت سهیم بود؟ 

به طور قطع نقش خانواده خیلی مهم است. خانواده من شرایطی را برای من فراهم کردند تا بتوانم در آرامش مطالعه کنم و با تسلط و خیال آسوده خودم را برای کنکور آماده کنم.

بعد از اتمام مقطع کارشناسی ارشد قصد ادامه تحصیل دارید یا وارد بازار کار می شوید؟ 

هنوز برای ادامه تحصیل تصمیمی ندارم. 

یعنی قصد دارید وارد بازار کار شوید؟

شاید اگرموقعیت کاری خوبی پیدا کنم دنبال کار بروم. به نظرم ادامه تحصیل بستگی به انگیزه دارد و کسانی که به دنبال شغل‌های مدیریتی هستند کارشناسی این رشته هم می‌تواند برایشان کافی باشد اما اگر به دنبال کارهای تخصصی‌تر باشند، بهتر است ادامه تحصیل بدهند. 

  منبع: پورتال پارسه   

پی نوشت1:

دوستی با سرچ عبارت"تاثیر معدل در کنکور ارشد" وارد وبلاگ من شد. اما اطلاعاتی که من در این مورد دارم :اول اینکه همه می دانیم که :" گزینش نهایی بر اساس نمره ی کل حاصل از 80 درصد نمره ی آزمون و 20 درصد معدل دوره ی کارشناسی انجام خواهد گرفت. تاثیر 20 درصدی معدل بصورت ترازی خواهد بود".
 دوستانی که برای ارشد صنایع می خوانن،حتما آقای ایوزیان(استاد درس آمار و احتمالات) را می شناسند. به گفته ی ایشان و با توجه به محاسبات آماری و احتمالی(دقت کنید که تخصص ایشان همین درس آمار و احتمالات هست) که انجام دادند معدل تاثیر چندانی ندارد و...
اما فرمول محاسبه ی تراز دانشجو در کنکور ارشد که از مشاور پارسه گرفتم:
100×{معدل لیسانس دانشجو +80×(نمره علمی نفر اول ÷نمره ی علمی دانشجو )}= نمره ی تراز دانشجو
از سایت نصیر:ضریب موثر معدل برای دانشگاه خواجه نصیر 1.05 می باشد. طبق گفته ی مشاور سایت نصیر این ضریب برای دانشگاه صنعتی بابل(دانشگاه محل تحصیل لیسانس خودم) دقیقا مشخص نیست. 

پی نوشت 2: 

من هیچ نسبتی با آقای امیر حسین راد ندارم. 

 


مصاحبه با رتبه3 روانشناسی عمومی

علی راد شنبه 16 آبان‌ماه سال 1388 @ 00:35 چاپ

گفت و گو با شبنم حمیدی رتبه 7 روانشناسی بالینی و 3 روانشناسی عمومی:

دوست داشتم در بابل بمانم

آنچنان از"بابل" تعریف می‌کند که گویا زیباترین شهر جهان است. حتی اصلا نمی‌خواهد کمی و کاستی‌های شهر مورد علاقه اش را ببیند. "شبنم حمیدی" متولد اردیبهشت 1364 از بابل موفق به کسب رتبه 7 روانشناسی بالینی و 3 روانشناسی عمومی شده است. از ابتدا هدفش قبول شدن دریکی ازدانشگاه‌های تهران بود، فقط به این دلیل که تهران از نظر امکانات نزدیک‌ترین شهر به بابل است. به هر ترتیب او امروز دانشجوی شهر تهران است و قطعا زندگی در پایتخت تجربه‌های جدیدی را برای او رقم می‌زند.  

به نظر شما قبولی در مقطع کارشناسی سخت تر بود یا کارشناسی ارشد؟ قبول شدن درکارشناسی. به این دلیل که در مقطع کارشناسی ارشد هدف داشتم ولی در مقطع کارشناسی  فقط قبول شدن در دانشگاه و کسب تحصیلات عالی مهم بود. از طرفی گستردگی مطالب در مقطع کارشناسی بیشتر بود. من هرچه در مقطع کارشناسی ارشد مطالعه کردم روانشناسی بود و وابسته به رشته روانشناسی.

از اول به رتبه تک رقمی فکر می‌کردید؟ برای من بیشتر کسب رتبه زیر 100 مهم بود تا بتوانم شبانه تهران قبول شوم. در مورد سوال شما اما باید بگویم که نه، واقعا به تک رقمی شدن فکر نمی‌کردم.

چرا فقط تهران؟ به این دلیل که رفت و آمد به مشهد و شیراز برایم بسیارمشکل بود. تهران از نظر امکانات هم برایم بهتر بود. این مسئله بسیار برایم ناراحت کننده است که چرا نمی‌توانم در بابل؛ شهری که دوستش دارم، درس بخوانم.

پس با این وجود بابل از نظر امکانات شغلی هم خیلی مطلوب نیست؟ علیرغم میل باطنی باید این مطلب را قبول کرد که بابل از نظر شغلی هم مناسب نیست. من با مدرک کارشناسی باید به کارهای کاملا معمولی مانند منشی مطب شدن قناعت می‌کردم.

چه جور منابع و مراجعی را برای مطالعه استفاده می‌کردید؟ منابعی که همکلاسی‌هایم استفاده کردند و منابعی که دانشگاه در اختیارمان گذاشت. حدود 20 جلد کتاب بود که من به صورت گلچین و خلاصه از آن‌ها استفاده می‌کردم. از طرفی دنبال جایی بودم که کنکور آزمایشی داشته باشد. پارسه را انتخاب کردم.

مدت زمان مطالعه شما در روز چقدر بود؟ متغیر بود. گاهی اوقات 8 ساعت گاهی اوقات 9 ساعت. شاید بیشتر هم می‌شد. البته این شکل مطالعه مداوم نبود. 1 ساعت دروس دیگر را مطالعه می‌کردم مثل زبان و آمار و احتمالات. در این بین گذری به جزوات پارسه هم می‌زدم. در کل، مدت زمان مطالعه‌ی دقیق و عمیق من 6 ساعت در روز بود. ازهشت صبح شروع می‌کردم و تا یازده شب ادامه می‌دادم.

واقعا این تنها عامل تعیین کننده در قبولی شما بود؟ من فقط مفید درس خواندن را قبول دارم. به عنوان مثال اگر کسی ساعت‌ها مطالعه کند و این مدت زمان مطالعه به اندازه یک ساعت هم مفید نباشد، درس خواندن او همان معنای درس نخواندن را می‌دهد.

مکان خاصی برای درس خواندن داشتید؟ به خاطر حساس بودن به سر و صدا خانه مادربزرگم درس می‌خواندم. یک اتاق کاملا دور نسبت به محیط اصلی خانه را انتخاب کرده بودم که صدا تمرکزم را از بین نبرد.

روش خاصی هم داشتید؟ از زمان کنکور کارشناسی سبک مطالعه من به این شکل بود که یک کتاب را به طور کامل می‌خواندم  و وقتی کتاب تمام می‌شد، سراغ کتاب دیگری می‌رفتم. در رشته روانشناسی هفت مبحث وجود داشت. به عنوان مثال اگر برای درس روانشناسی کودک دو منبع وجود داشت من دو منبع را مطالعه می‌کردم و بعد سراغ مبحث دیگری می‌رفتم. اصلا هم خلاصه برداری را قبول نداشتم به این دلیل که خلاصه برداری باعث فراموشی بیشتر می‌شود. من بجای این روش نکات مهم را بالای صفحه یادداشت می‌کردم یا زیر آن‌ها خط می‌کشیدم.

مدتی که درس می‌خواندید تفریح خاصی هم داشتید؟ از شنبه تا پنج شنبه عصر درس می‌خواندم. ساعت 8 به بعد هم با خانواده خودم بیرون می‌رفتم که البته بیشتر از 1 ساعت نمی‌شد.

از چه زمانی شروع به درس خواندن برای کارشناسی ارشد کردید؟ از پانزده تیر شروع به درس خواندن کردم. البته با ثبت نام در موسسه پارسه مدت زمان مطالعه و انگیزه برایم اهمیت بیشتری پیدا کرد.

یک ماه پایانی مانده به کنکور را چه‌طور گذشت؟
متاسفانه عقب افتادن تاریخ کنکور کارشناسی ارشد مصادف با قطعی گاز بود که این قضیه کاملا درس خواندن من را تحت تاثیر قرار داد. بیشتر در آن زمان خلاصه مطالبی که در طول سال گردآوری کرده بودم را مطالعه می‌کردم.  تست‌های ده سال گذشته و تست‌هایی که در پارسه امتحان داده بودم را هم می‌زدم.

 برای داوطلبان در کنکور توصیه ای دارید؟ درس خواندنشان هدفمند باشند.  

حرف آخر...  طوری زندگی کنید که هرگز حسرت به عقب برگشتن را نخورید. 

 منبع: پورتال پارسه  


مصاحبه با رتبه 1 مهندسی مکانیک

علی راد جمعه 15 آبان‌ماه سال 1388 @ 23:27 چاپ

بدون شک سهیل قنبرزاده یکی از پدیده های کنکور کارشناسی ارشد امسال بود. دانشجویی که خودش روزی 12 ساعت مطالعه می کرده اما به هیچ کسی، حتی یک نفر توصیه نمی کندکه چنین زمانی را به درس خواندن اختصاص دهد.

سهیل بچه بندر ماهشهر است. او که امروز در جایگاه رتبه نخست کنکور ارشد در رشته مهندسی مکانیک قرار گرفته است، متولد بهمن 65 است. در سال 83 کنکور کارشناسی را با رتبه 2 منطقه سه و 91 کشوری پشت سر گذاشت و از همان سن 18 سالگی شهر محل تولدش را به قصد تهران ترک کرد. امروز نزدیک دو سال است که خانواده سهیل هم دیگر در ماهشهر ساکن نیستند و به شیراز نقل مکان کرده اند اما او هنوز با افتخار می‌گوید: «من تنها ماهشهری هستم که در دانشگاه شریف قبول شده است».

 

تحصیل در جایی مثل بندر ماهشهر کار سختی است، نه؟ شرایط تحصیل در دوران دبیرستان و قبل از آن واقعاً خیلی بد بود. اما چون خانواده من تحصیل کرده بودند، علاقمند به تحصیل شدم و تا امروز هم من تنها کسی هستم که از بندر ماهشهر در دانشگاه شریف قبول شده‌ام و فکر می کنم با تلاش و زحمت پدر و مادرم که در آن شهر شرایط مطلوب را برایم فراهم آوردند، به اینجا رسیدم.

از انگیزه ات برای ادامه تحصیل بگو. من از ابتدا قصدم این بود که از ایران بروم اما برخی مسایل به خصوص خواست و علاقه ای که نسبت به خانواده داشتم باعث شد که این تصمیم را کنار بگذارم. همیشه هم کاری کرده‌ام که از خودم راضی باشم. درس خواندنم هم برای همین بود و هست. فقط علاقمندی به رشته‌ام بود که باعث شد تا الان درس خواندن را ادامه بدهم و هرچه هم درس‌ها تخصصی‌تر می‌شود علاقمندتر می‌شوم.

از کی درس خواندن برای کنکور ارشد را شروع کردی؟ از عید آخرین سال دانشگاه به فکر کنکور ارشد افتادم. البته قصد ارشد خواندن را قطعاً از همان ابتدا هم داشتم همانطور که امروز هم قصد خواندن دکترا را دارم، اما چون اول می‌خواستم در خارج تحصیلم را ادامه بدهم و بعد این برنامه کنسل شد، این بود که از آن تاریخ رسماً خواندن برای ارشد را شروع کردم. مردادماه بود در مجموع کمتر از 7 ماه درس خواندم.

به نظرت افرادی که در میان راه قصد می کنند در ارشد شرکت کنند، حداقل چقدر زمان نیاز دارند، تا برای قبولی امیدوار باشند؟ در رشته خود ما که 62 واحد درسی را باید کنکور بدهیم به نظرم کسی که واقعاً چیزی نخوانده باشد و صرفاً برای پاس کردن، درس‌ها را خوانده باشد، به جای 7 ماهی که من خواندم حداقل باید 12 ماه درس بخواند تا به نتیجه مطلوب برسد. به نظرم در هر مقطعی امکان موفقیت به صورت صددرصد وجود دارد، اما به شرایط خود فرد و استعدادهایش هم بستگی دارد.

برای قبولی بیشتر به جزوات مراجعه کردی یا منابع اصلی؟ در کنکور ارشد صرفا خواندن جزوات جواب نمی‌دهد و آدم باید یک اشراف کلی (حتی بدون ورود به جزییات) داشته باشد و کسانی که قبلاً اصلاً تلاش نکرده و درس نخوانده‌اند باید این تلاش را بکنند و خیلی هم مفید مطالعه کنند. اما برای کسانی که این اشراف کلی را دارند مراجعه به «تکس بوکها» و منابع و مآخذ اصلی خیلی نیاز نیست. من خودم بیشتر تکیه‌ام بر روی جزوات کنکوری و سوالات تستی کنکور بود و صرفاً همین کنکوری بودن منابع برایم مهم بود.

تست زدن در کنکور ارشد هم به اندازه کارشناسی که برای هر تست زمان کمی در نظر گرفته شده، مهم است؟ برای ما مکانیکی‌ها خیلی متفاوت نیست و زمانبندی کارشناسی و کارشناسی ارشد برای پاسخ به سوالات تقریباً یکی است. خب البته این هست که در ارشد باید مفهومی تر خواند تا بتوان جواب داد و به نتیجه رسید.

با این برنامه ها، روزی چقدر درس می خواندی؟ من روزی 12 ساعت می خواندم.

واقعاً؟ بله من روزی 12 ساعت می خواندم، اما این را تجویز نمی‌کنم و هرکس برای این زمانبندی باید برای ظرفیت‌های خودش توجه کند. من به افراد عادی اصلاً چنین ساعتی را تجویز نمی‌کنم، به خصوص کسانی که از خودشان توقع رتبه‌های زیر 50 را دارند. اما من با توجه به توانایی و هدفی که داشتم در 6 ماه آخر روزی 12 ساعت را به طور فیکس مطالعه می‌کردم.

وقت برای تفریح هم داشتی؟ بله، بیشتر تفریحم این بود که از خانه ای که در تهران داشتم یا به شیراز و پیش خانواده بروم و یا به خوابگاه دانشجویی، پیش دوستانم. اما اصلاً اهل سینما و پارک نبوده و نیستم. فیلم هم اصلاً نگاه نمی‌کنم مگر فیلم خنده داری به دستم برسد. علاقه مندی اصلی من در هنر هم موسیقی و نقاشی است.

در این زمان چه طور درس می خواندی؟خودم شخصاً با مشورت یکی از دوستانم برنامه‌ای ریختم که بر اساس آن ابتدا یک فصل از درس را می خواندم و بعد تست‌های همان فصل را می‌زدم و در چند ماه اول برنامه‌ام همین بود. بعد کم کم و بدون درس خواندن تست می‌زدم. در کنار این برنامه در 8 دوره آزمون پارسه هم شرکت کردم.

از شب کنکور بگو، استرس نداشتی؟ شب کنکور واقعاً استرس داشتم، بیشتر هم این استرسم را با تماس‌های تلفنی با دوستان و خانواده تخلیه می‌کردم. همین استرس هم باعث شد شب کنکور تا صبح نخوابم. صبح هم دو ساعت مانده به شروع آزمون در محل حاضر بودم(!) اما الان که نگاه می‌کنم چنین حالتی کمی مسخره به نظر می‌رسد، اما خب کاریش هم نمی‌شد کرد.

استرس تأثیری در نتیجه آزمون نداشت؟

استرس قطعاً تأثیر منفی دارد. حتی من روزی که جلسه کنکور را ترک کردم خودم اصلاً از آزمونی که داده بودم راضی نبودم و به نظرم در حد خودم نتوانستم ظاهر شوم. اما خب شکر خدا بازهم به نتیجه‌ای که می‌خواستم رسیدم. 

منبع: پورتال پارسه  


بی اهمیت ها را مهم نشمار

طاهره رستمی جمعه 1 آبان‌ماه سال 1388 @ 08:34 چاپ

روزی مردی مزرعه دار با شتاب نزد همسرش آمد و به او گفت که چند دقیقه پیش متوجه شده اسب آنها در اصطبل به او می خندد!زن مزرعه دار با تعجب گفت:عجیب است!خوب به فرض هم که بخندد!این چه اهمیتی دارد؟!
مرد مزرعه دار گفت:تازه این که چیزی نیست،وقتی آمدم این خبر را به تو بدهم متوجه شدم که سگ مان دم در اتاق نشسته و گریه می کند و گربه هم بالای نرده ها به من زل زرده و خمیازه می کشد!به گمانم امسال محصول گندم خوبی نداشته باشیم!
آن شب مزرعه دار تا صبح نتوانست بخوابد.او احساس می کرد مشکلی بسیار با اهمیت به جان مزرعه او افتاده و باید هر طوری شده آن را برطرف کند.صبح که شد سراسیمه به سراغ اسبش رفت.دید که اسب مثل همیشه مشغول خوردن علوفه است و مظلومانه به او نگاه می کند.سری به لانه سگ زد دید روی دستانش خوابیده و با یک چشم به او نگاه می کند.سعی کرد گربه را پیدا کند اما در عوض دید خروس بالای نرده ها نشسته و آواز می خواند.مرد مزرعه دار با ناراحتی پیش زنش آمد و گفت :به گمانم همسایه ها حیوانات مارا چشم زده اند.هیچ کدام آن طوری که باید باشند،نیستند.شاید امسال گوسفند هایمان هم به اندازه کافی بره دنیا نیاورند و ما حسابی ضرر کنیم.ای زن می بینی چه مشکلات مهمی در این یکی دو روز به سراغ ما آمده است ؟!
بعد از صرف صبحانه مزرعه دار به سراغ اسب رفت و او را به گاری بست.ریسمانی به گردن سگ بست و سر دیگر آن را به ته گاری گره زد و خروس و گربه را هم داخل یک قفس تنگ داخل گاری گذاشت و شروع کرد در جاده اطراف منزل،اسب بیچاره را راه بردن و سگ را دواندن.او هر روز این کار را انجام می داد و چندین هفته تمام کار و زندگی خود را رها کرده بود و اسب و سگ و خروس و گربه را ادب می کرد.مزرعه دار از دید خود مشغول انجام کاری بسیار مهم بود!اما از این نکته کلیدی غافل بود که با این کارش نه تنها آبرویی نزد همسایه ها برایش نمانده بود بلکه همه از این که او به مزرعه و دام هایش نمی رسید ریشخندش می کردند.
اشکال مزرعه دار کجا بود و چه خطایی باعث شده بود که او اینقدر خودش و حیوانات مزرعه و زن و فرزندانش را آزار دهد و به خود در دراز مدت ضرر و زیان سنگینی وارد سازد؟جواب خیلی ساده است."او مسایل جزیی و پیش پا افتاده را بی جهت بزرگ و مهم انگاشته بود و به آنها اهمیت بی دلیل داده بود."
اگر می خواهید در دنیا بی دلیل متحمل زحمت و خسارت بی دلیل نشوید و برای مسائل پیش پا افتاده بی جهت هزینه گزاف پرداخت نکنید،هنگام اهمیت دادن به چیزها هشیار باشید و بی دلیل نامهم های دانیا را مهم نشمارید."
شما می توانید همین الا امتحان کنید.ببینید چه چیزی بیشترین وقت شما را به خود اختصاص داده و مانع از انجام کار مفید از سوی شما می شود.خواهید دید که یک مورد بسیار ساده و بی اهمیت است که خود شما بی جهت به آن پروبال داده اید.آنقدر که جسارت یافته و وارد زندگی شما شده و آرامش و استراحت و سرمایه ی شما را به خود اختصاص داده.وقتی این مورد بی ارزش را یافتید خواهید دید که فقط با بی اعتنایی به آن چه قدر راحت می شوید و چه قدر فرصت و سرمایه ی اضافی برای کارهای اساسی و مهم در زندگی خود به دست می آورید.


توانایی های نامحدود

طاهره رستمی چهارشنبه 29 مهر‌ماه سال 1388 @ 10:11 چاپ

کنکور خوب  دادن برنامه ریزی خوبی میطلبد.این کار به تنهایی نمیتونه موفقیت ما رو تضمین بکنه.ذهن انسان از دو بخش خودآگاه و ناخودآگاه تشکیل شده.بخش خودآگاه ذهن ما 10% و بخش ناخودآگاه 90% را به خودش اختصاص داده.بخش خودآگاه صاحب عقل و منطق و استدلاله و ابزارهای اون حواس پنج گانه است.بخش ناخودآگاه صاحب عقل و منطق استدلال نیست و به صورت خودکار عمل میکنه.در واقع بر اساس برنامه ای که داره،تنها پیام هایی رو که ما در اختیارش قرار میدیم اجرا میکنه.می تونیم بگیم که قدرت عمل نداره.
برای موفقیت در کنکور علاوه بر برنامه ریزی خوب،یکی از فاکتورهای مهمی که کمک میکنه تا راحت تر به هدفمون برسیم تجسم خلاقه.تجسم خلاق در واقع «فن استفاده از نیروی خیال برای آفرینش خواسته های زندگی» است.همون طوری که در مقاله قبل اشاره کردم؛ذهن به دنبال شواهدی دال بر موفق بودن،خوش شانس بودن،بد شانس بودن و یا هر تصوری که توی ذهنتون راجع به خودتون دارید؛می گرده. وقتی که شما هدفی رو برای خودتون تعیین می کنید؛اون هدف رو مکتوب می کنید و روزی چند بار به اون نگاه می کنید،رفتارتون اون وقته که هدف مند میشه.(جایگاه آرزو در ذهن قرار داره و هدف مکتوب میشه).تصوراتی که توی ذهن شکل میگیره به شما در رسیدن به هدفتون کمک می کنه.تجسم خلاق باعث برنامه ریزی بخش ناخودآگاه ذهن میشه.اگر بخواهید چیزی رو تغییر بدید و یا به وجود بیارید مسلماً بهترین راه، تغییر بخش ناخودآگاه ذهنه،چرا که تاثیر بیشتری داره. البته استفاده از این تکنیک نباید مانع تلاش شما بای رسیدن به هدفتون بشه.(برای خودم این مشکل به وجود اومد و الان خیلی سخت دارم این رفتار رو تغییر میدم.)
تجسم خلاق مثل اکسیر به هدفتون رنگ و لعاب میده و انگیزه شما رو برای رسیدن به هدفتون بیشتر میکنه.


تعداد کل : 1982 <<   1     ...     275     276     277     278     279     ...     284   >>