X
تبلیغات
رایتل

ساده و جذاب ولی غیرعلمی

علی راد جمعه 6 اسفند‌ماه سال 1395 @ 17:04 چاپ

درود

اگه کامنتی قراره بذارین که مربوط به پستام میشه زیر همون پست.. چرا خصوصی میذارین؟ گرچه پیامت توهین و لغو و بیهوده بود ولی اگه زیر پست میذاشتین تایید میکردم. تا اونجایی که جا داره تایید میکنم. اگه توهین به شخص خودم باشه میگم مورد نداره. اگه توهین به رئوس نظام باشه شرمنده ام اگه توهین به خانواده باشه که هیچی شب خوابم نمیگیره. ولی خدا رو شکر تا الان خانوادگی نداشتیم. 

ایشون اشاره کرده بودن به پست های درون گرایی من(البت معلولیت درون گرایی) و گفتن ساده و جذاب مینویسی ولی غیرعلمی و بد و بیراه هایی که نثارم من شد.. احیانا چندین تست روانشناسی زدن و درون گرایشون تایید شد و چقد سخته حزب باد باشیم و حزب باد رو بکوبونیم نقد کنیم. نقد یعنی گفتن مثبت و منفی کتاب فیلم..

معلولیت هست نه مریضی. کسی که یه دست نداشته باشه معلول هست و لذا نمیتونه خیلی از کارها رو بخوبی افراد سالم انجام بده. کسی که سرما میخوره مریضه.

اگه منظورتون از غیرعلمی بودن اینه که قبلن اعلام کردن باید بگم  تا جایی که من مطالعه کردم خیر. فک کنم اول بار پرفسور یونگ این مفهوم(درون گرایی نه چیزی مث معلولیت درون گرایی) رو بیان کرد و در مقابل برون گرایی قرار گرفت. اگه روانشناسی قبلن اعلام میکرد حتما از "برش اسم اون روانشناس" استفاده میکردم.. مثلن می گفتم فروید(استاد بزرگ عصب شناسی) گفته درون گرایی معلولیت هست.. اتفاقا اینطوری پذیرشش از طرف شماها راحت تر بود.

خیلی از کشفیات فروید بر اساس نمونه های بالینی بود. پس تعریف ما از علمی بودن باید لحاظ شود. خیلی از روانشناسان و عصب شناسان امروزی دارن رو نظریات روانشناسان سابق مانور میدن تحلیل می کنند مقاله می نویسند ام آر آی می گیرند!

تموم ذهنیت من در مورد درون گرایی با مثال مریضی و معلولیت عیان میشه که کافی هست خودتون بیشتر فکر کنید غور کنید رو اطرافتون. چه بسا خیلی ها دست ندارن ولی چه کارها که انجام نمیدهن. چه بسا طرفدارن زیادی دارن. لزوما واژه تکامل بار مثبت ندارد. لزوما "شست و شوی ذهنی" بار منفی ندارد و لزوما "درون گرایی" بار منفی ندارد.

اگه منظورتون اینه که باید بر اساس مقالات آکادمیک باشه تا علمی باشه که اتفاقا من از چند مسیر به این نتیجه رسیدم  یکیش همین مقالات آکادمیک بود ولی جمع بندی و خلاصه ی مقالات و ارجاع دادن فرایند وقت گیری هست و خودتون چرا دست بکار نمیشن بلکه از طریق علمی بتونید منو "رد کنید"؟! من دارم بهتون میگم بذارین کنار انجیل و تورات  و.. و برین سراغ اساتید روانشناسی و عصب شناسی و منو قانع کنید اگاه کنید. لذا بد نگوییم به مهتاب(علی راد) اگر تب داریم من مثلن اصلن دوس ندارم مث سپهری باشم ولی واقعا لذت میبرم از شعرهاش. اصلن هم نمیخوام بحث کنم در مورد عرفان سهراب و اینکه اصلن درون گرا بودش یا نه؟ ولی از شعراش لذت میبرم با اینکه با تپش پنجره وضو نمیگیرم و خیلی عادی مث همه وضو میگیرم بازم از شعراش لذت میبرم.


برچسب‌ها: درون گرایی

ارتباط بین امپرازول و نارسایی کلیه

علی راد یکشنبه 1 اسفند‌ماه سال 1395 @ 17:24 چاپ

چار  تا مقاله جدید خوندم(2016 2017 )در مورد  کپسول امپرازول و کلا مهارکنندهای پمپ پرتون مث پنتوپرازول..  وقتی میگم مقاله منظورم همون مقالات اکادمیک هست یعنی رفرنس داره کنکلوژن داره فلان و یسار.. یه قرارداد باشه بین ما که من بعد هر جا گفتم مقاله یعنی همونی که اشاره کردم و موارد دیگه رو با متن، کتاب، پست و غیره بیان میکنم. هدفم مقایسه پنتو پرازول و امپرزول  و اون دوتای دیگه بود.منتها به مقاله ای  رسیدم که تاثیرات این کپسول ها رو بر کلیه ی انسان نشان داد. این مقاله جدیدترینه و همیشه حجت با جدیدترین ریسرچ هست.  مثلا احمد شاملو تحقیق کرد بررسی کرد که عاشورا زمستان واقع شد و الان بروبکس محاسبه کردن(گویا محاسباتش ثقیله) که عاشورای اون سال به تقویم شمسی میشه حدود 20 مهر.  این مقاله  گفته مصرف امپرازول با انتی باکتریال های دیگه که تو ایران معمولا اموکسی سیلین و مترونیدازول هستش  در دراز مدت میتونه باعث نارسایی کلیه-kidney- بشه و  مصرف  امپرازول به تنهایی ام هم  میتونه باعث نارسایی کلیه بشه ولی اثر منفی اش کمتر از حالت قبل یعنی ترکیبی هست. ولی هنوز جا داره برا تحقیق. مقاله بر روی حیوانات تست کرده.

لینک مقاله 

.....................................................

کارهای ناتموم رو بررسی کنم:

1-زبان که تدریجی جلو رفتم و ردیفه.

2-خون آشام

3-لوبیا

4-یک متری

5-وام

6-ذهاب(در حال انجام. احتمالا  تا اخر فروردین 96 تموم میشه)


رمزی نوشتم خودم الان متوجه نمیشم چی نوشتم. اها تازه فهمیدم خون اشام چی بود. شب عیده واقعا حریفش نمیشم. اصلا فکر شب عید رو نکرده بودم. اینطور مواقع شما چه می کنید؟ من حداقل یه قسمتشو ردیف میکنم. گفته بودم 4 قسمتیه.. لوبیا نفشه ی ب رو پیش گرفتم. یک متری رو حذف میکنتم و میذارم برا 96.


بازم درون گرایی

علی راد سه‌شنبه 26 بهمن‌ماه سال 1395 @ 00:18 چاپ

امروز رفتم بانک فلان و تکلیف وام رو یکسره کردم. قراره برج 2 سال 96 وام رو بهم بدن. مستقیم با رئیس بانک صحبت کردم. واقعیت رو بخواین خیلی خوش برخورد بود. نوبت هم رعایت کرد. تو دلم می گفتم اینجا ایرانه؟ آخرش بهم گفت خوش تیپ هیچی دیگه شرایط خودمو که توضیح دادم گفت با این میانگین حسابت اواسط اردیبهشت میتونیم بهت فلان مبلغ وام بدیم نوشت و مهر ضمانت هم زد و خیال منو راحت کرد. پس تکلیف وام مشخص شد و مدیر سایت مدیریت زمان تا الان شرمنده ی خوانندهاش نشده(شکلک زبون یاهو مسنجر سابق)چقد از این دست فعالیت ها متفرین؟ فراری هستین؟ فعالیت هایی که باید با دیگران سرو کله بزنید نه صرفا سرو کله زدن بلکه وجود دیگران الزامی باشه مث اقدام برا وام. ثبت نام حضوری رو بیشتر می پسندین یا ثبت نام نتی؟ بیشتر دوس دارین در مورد کپسول امپرازول سرچ کنید یا اینکه تو هوای بارونی چتر بگیرین و برین بقالی سر کوچه و با چند تا همسایه هم صحبت بشین؟ غوطه ور شدن تو سایت های استخدامی یا سرک زدن به شرکت های مختلف؟ 

غیر از زبان بقیه مواردی که اینجا ذکر شد، دیدن دیگران نیازه و من به نوعی فراری بودم. اره زیاد نمیشه به نئو اعتماد کرد در واقع نئو میگه تو دلت میخواد بیشتر برون گرا باشی ولی شرایشو فعلن نداری.فردگرایی یه معلولیت هست و درون گرایی یه معلولیت. به تفاوت ها دقت کنید من خودم حدود دو ساله که دارم دقیق.. چه بسا تو پست های قدیمی رعایت هم نکرده.. پست قرض  و هم پست حاضر در مورد درون گرایی هست نه.. معلولیت ها هم نسبی هستن و وقتی بقرنج میشن که دلیل خاصی حداقل تو ذهن بیمار نداشته باشه. خیلی ها با مدرک فلان چون چند وقته بیکارن حوصله ی پند دیگران رو ندارن و از جمع فاصله و درون گرا میشن. بعضی ها چون دماغشون بزرگه از جمع فاصله میگیرن. بعضی ها چون سنشون بالاست و هنوز ازدواج نکردن از جمع فاصله میگیرن چون حوصله حرف و حدیث دیگران رو.. اما بعضی ها بدون چنین دلایلی  پناه میارن به نت و اتاق و غار که این وضعیت بقرنج هست که من کار ندارم. ولی دماغ و کار و ازدواج و امثالهم راهکار شفافی دارند. دقت کنید. خوانندگان باخدای  وبلاگ رو به خدا قسم میدم و بی خدای های وبلاگ رو به تکامل و داروین! اون  تئوری اسمش چی بود؟ بگ بگ؟ بیگ بیگ؟ حالا هر چی که دقت کنید خیلی از حرف و حدیث های اطرافیانتان حتی اگه آلوده به حسد و تمسخر و کینه و امثالهم باشه درسته. سالها پیش بهم می گفتن اینقده درس نخون ولی مث بچه آدم نمیگفتن. مث بچه آدم نمیگفتن که پول مهمه پسر. مردم برا پول فلان میدن. الانه که فکر میکنم میبینم تا حدودی درست میگفتن. اینجا یه نکته ی مهم رو بگم چون یکی کامنت گذاشته بود که انصراف دادم و از این حرفا. خب من هیچ وقت نگفتم از دانشگاه انصراف بدین. نامزد میکنید وقتی دانشجو فلان مقطع هستین بعد دوران نامزدی چار تا مقاله در مورد وضعیت نظام اموزشی کشور میخونید و میخواین انصراف بدین. خب طرفتون(اون دختره یا پسره) بهتون جواب مثبت داد چون دانشجوی فلان مقطع بودین بعد شما انصراف! حساب کرده رو تحصیلات شما. خب شاید توانایی هضمش رو نداشته باشه اینقد قوی نباشه مث شما(بووووق) که جلوی حرف و حدیث دیگران کم نیاره. من هیچ وقت توصیه به انصراف نمیکنم ولی  ذهنیت فعلی منه اینه:

اول: اطرافیان نباد اذیت بشن مخصوصا  نامزدتون. خیلی هاشون با اکراه راضی میشن واین درست نیست. به این فکر کنید که اگه انصراف بدین جایگزین چیه؟ خیلی ها در پناه خدا و هدی انصراف میدن. کلاس داره و از این حرفا.

دوم: پول همه چیزه. از چند نفر پرسیدم کدوم مشکل هست که با پول حل نشه یا درد رو کمتر نکنه؟ و تته پته کردن. اگه تاریخچه پول رو بخونید به جواب میرسین. طلا و نقره رو بذاریم کنار. اول مبادله کالا به کالا بود و بعد تصمیم به ایجاد پول.. فرض کنید الان برا شارژ نت  میبایست به isp  چند کیلو پرتقال میدادین ووو خب نمیشه. همه ی کالا ها بینشون یه واسطه به نام پول اومد و پرونده ی کالا به کلا بسته شد و همه ی کالا ها شدن پول. همه چیز شدن پول و الان دقیقا درسته که بگیم"پول همه چیزه" در واقع از قبل همه چیز رو پول کرده بوده ایم(ماضی بعیده بعید) پس من هیچ وقت نگفتم انصراف و شلوغ نکنید.

از کجا به کجا رسیدم؟ آها راهکار دماغ جراحی هست. بعضی ها مغزشون مورد داره در واقع امراض دماغی(به کسر دال) دارن. مخشون تعطلیه. نقش مخ فیلتره. فیلتر مغزیشون کار نمیکنه. خیلی از اشنایان ما الکی عمل میکنن. طرف بینی داشت عقابی و واقعا به صورتش میومد و عمل کرد و نوک بینیشو به سمت بالا برد. پس اگه اشکال از دماغ(به کسر دال) هست با عمل کردذن دماغ(به فتح دال) مشکل حل نمیشه.

زنجیره ی انگلیسی..:

How many people are there?

How much did u buy it?

قوی باشید

4

علی راد جمعه 22 بهمن‌ماه سال 1395 @ 20:19 چاپ
غیر از این چهار تا اگه موردی سراغ دارین رو کنید که ندارین. دیشبی مهمون داشتیم و خودمو انداختم تو جمع تا انرژی مثبت بگیرم. بحث بود بین یکی از اقایون و یکی از خانومای جمع منتها تحت کنترل پدر و مادرم. البت جرقه ی بحث با من بود به قول شمالی ها سر سر هدامهسر سر نده ریکا بحث راهپیمایی 22 بهمن بود و حواشی. بیست و دوووو بهمن بیست و دوووو بهمن لل لل  لل لل لل لل لل للل لل.. دد دد ددد دد دد ددد من حرف هر دو  رو تایید میکردم. یکی میگفت پسرم الان لیسانسه فلانه منتها بیکاره و از بیمه ی ما هم خارج شد و تایید من. یکی میگفت پس خون شهدا چه؟ و من تایید. اون میگفت جوونا خودشون مقصرن چرا علی مشروب نمیخوره ؟چرا علی معتاد نشده؟(منو میگفت- یکی از پسرای پاک فامیلم) ووو. چار چیز تو بدبختی خوشبختی، لذت رنج و جفت های دیگه تاثیر دارن. نطفه/محیط/استاد/ معاشر
معاشر میتونه نامزد باشه پدر باشه رفیق باشه../محیط میتونه تهران باشه وبلاگ مدیریت زمان باشه نظام حاکم بر کشور باشه قوانین کشور باشه بی بی سی باشه مشاوره تبیان باشه سیاست های کشورهای دیگه باشه ووو/استاد میتونه استاد رزمی باشه استاد رقص باشه نویسنده ی کتاب باشه../نطفه ژن عوامل ژنتیکی اولیشه. ancestry DNA  یه آزمایش هست که  تبار شما رو مشخصه میکنه و ایران فعلن نداره..  اگه ترامپ شلوغ نمیکرد هفته ی بعد میرفتم امریکا و این تست رو.. درصد میده به شما. مثلن میگه 75 درصد شما مغولیه 5 درصد ارمنی 5 درصد اروپایی 5 درصد بربری ووو من حدس میزنم بالای 90 درصدم اروپایی ام خیلی باکلاسم دی.
تا اینجاش برا همه بود و مورد پنجم برا افرادی که به متا و ماورا اعتقاد دارن.. حتما شنیدین که خیلی از خانوما دوران بارداری  قران میخونن که.. یا زمانی که وارد ماه چهارم بارداری شدن به اولین نفری که نگاه کنن، بچه شبیه همون فرد میشه ووو.  خوب شد یادم اومد. یادم باشه خواهرم یا فریبا وقتی وارد ماه چهارم شدن به من نگاه نکنن چون دماغم.. اووووم راستش سه تا ضربه شدید خورد دماغم یکی کلاس کیک بوکس اون قدیما. یکی وقتی نوجوون بودم و از اون شلوار پاره پوره ها و تیشرت کوتاها می پوشیدم خورد به دیوار. یه بار هم سوخت. خوردن به و تغذیه دوران بارداری رو. بذارین تو سبد نطفه و ژن.
زنجیره ی انگلیسی یا هر زبان دوم رو نشکونیم:
Are u free at 22:30?

از چند نفر میتونید قرض بگیرین؟

علی راد یکشنبه 17 بهمن‌ماه سال 1395 @ 22:15 چاپ

تسلیت  میگم فوت آقای جوهرچی رو. یادش بخیر که یه تی وی قدیمی بود و شبکه ی یک دو بود و سریال هایی که هر هفته یه قسمتشون پخش میشد و در پناه تو و حسن جوهرچی اش..

کس نمیداند کدامین روز می آید

کس نمیداند کدامین روز می میرد

پس چرا آگاهی از این قصه ما رو نیست؟ (ولی من همش احساس میکنم به این زودی ها..)

.....................

اعتقادی به زندگی در کوه و غار ندارم و این پست به نوعی ادامه ی معلولان درون گرا هست.

همه دستور ترامپ برا روادید 7 کشور.. چند روز دیگه جام جهانی کشتی به میزبانی ایران هست و ایرانی ها هم ورود کشتی گیران امریکایی به ایران رو محروم کردن و به نوعی جواب سیلی ترامپ رو دادن منتها امروز فهمیدم که تصمیم مسئولین ایرونی عوض شد و ورزش کاران امریکایی میتونن.. حرکت خوبی بود به نظرم.  بعضی ها که چک میخورن اون ور صورتشون رو میارن جلو که اینور هم بزن! بعضی ها سکوت میکنن بعضی ها جواب چک رو با چک میدن. به نظرم همه ی ری اکشن های ذکر شده خوبه منتها هر کدوم  شرایط خاص خودشو میطلبه. مثلن بعضی اوقات باید غر زدن های خانومتون(به عنوان چک) رو تحمل کنید تا تخلیه ذهنی بشه و نره یه جا دیگه کار رو خراب تر کنه، رو یه عزیز دیگه خراب بشه ووو

دوستان خودمو از دست نمیدم حتی اگه خیلی منفی گرا باشن حتی.. یه سوال: همین حالا تو زندگی چند نفر رو دارین که اگه مشکل مالی داشته باشین، روتون بشه ازشون تقاضا کنید؟ همین حالا نه چند ماه دیگه. یارو رفته بود خواستگاری و گفته بود چند ماه دیگه کنکور ارشد مرشد دارم ازمون استخدامی هم شرکت کردم یه کار با حقوق کم داشتماااا منتها بخاطر کنکور و ازمون فعلن..(ای خااااک...) اگه کنکور قبول بشم سربازی فلان. برا زندگی ام برنامه دارم هدف دارم و چند تا خزعبل دیگه و در نهایت گفت حدود 6 ماه دیگه تکلیفم مشخص میشه. دختره اگه زیرک  باشه باید بگه برو 6 ماه دیگه بیا. از این موارد تا دلتون بخواد تو سایت های مشاوره هست. اره برو 6 ماه دیگه بیا و تو این شش ماه خیلی چیزا ممکنه تغیر کنه. الکی بهت قول نمیدم چه بسا خواستگار اومد و خوب بود و تو اینده سیر نمیکرد و جواب مثبت دادم بهش.

 مرزها باید مشخص بشه و تفهمیم بشه به دیگران نه اینکه سریع قطع رابطه کنیم. دوستان و معاشران و اقوام رو نباد از دست داد فوقش اوضاع خیلی حاد بشه که رابطه رو موقتا قطع کنم یا محدود کنم.. یه هم بازی دوران کودکی دارم که وضع مالیش ازم بهتره. یه زمانی هم بهش ریاضی درس میدادم شطرنج.. همینا باعث شد رابطه مون ادامه پیدا کنه. سال ها پیش بود که گیر 500 تومن پول بودم. اون موقع 500 تومن خیلی زیاد بود و تقریبا کسی رو نداشتم که ازش قرض بگیرم. حوصله ی گیر دادن های پدر رو هم نداشتم لذا..رفقای فابریک ما هم همه آس و پاس بودن. همین الانش هم اگه پول لازم باشم افراد زیادی رو ندارم که.. و این یعنی اینه باهوش نیستم تو این موارد و ضعفه و باید برطرف بشه. اون هم بازی  با اینکه زیاد دست بده نداشت 500 تومن رو داد و یه ماهه پس دادم با یه کار موقت. رو اعصاب بود همش بهم میگفت:"علی خیلی درس مرس میخونی و کار کن من الان اینقد پول دارمو تو چی داری و.."از همین جملات همیشگی اش استفاده کردم برا اون 500.. منتظر بودم که بازم بحث رو پیش بکشه و معطل نکردم و گفتم: واقعا اینقد پول داری تو؟ گفت اره. گفتم یه 500 تومن بهم قرض بده. نمیتونست نه بیاره اون سکانس.. چند وقت پیش هم عروسیش بود منتها چون فریبا نبود نرفتم. خیلی از کارهاشو قبول ندارم  مرزهامو میدونه(مشروب نمیخورم اهل ماری جوانا و.. نیستم ووو)ولی قطع رابطه نکردم باهاش که شرایط سخت ممکنه به کارم بیاد. بعده عروسیش دیگه ندیدمش ولی تو فکرم هست که از دلش دربیارم برا غیبتم تو عروسیش.


3 تا 18

علی راد جمعه 8 بهمن‌ماه سال 1395 @ 23:46 چاپ
حدود 22 خوابیدم و 3 صبح بیدار شدم و دیگه خوابم نگرفت و بد خواب شم و دپرس. سرعت اینترنت هم طبق معمول این ساعت ها بالاست و چند تا کلیپ طنز سوری لند دیدم و عجیب خندیدم. ها اروم اروم حالم بهتر میشد. یه نیم ساعت لیسنینگ انگلیسی گوش کردم که متوجه میشدم ولی خیلی سنگین بود. سطحش رو گفتن بین متوسط و پیشرفته ولی اصطلاح زیاد داشت و از این منظر اگه نگاه کنیم میشه گفت فوق پیشرفته. چقد سریع صحبت میکنن؟!
بعده لیسنینگ قهوه میچسبید. معمولن بلافاصله بعده بیداری قهوه نمیخورم چون میشه چک کشیدن رو سلامتی. باید بذارین که بصورت طبیعی ذهنتون هوشیار بشه نه با کافیین. لذا خوندن کتاب کاغذی یا ایبوک و امثالهم پیشنهاد منه. (اگه بد خواب بشین زیاد فرقی نداره به نظرم) قهوه رو خوردم و چون هوا زیاد سرد نبود و حدود 48 ساعت هم دوش نگرفته بودم رفتم دوش گرفتم و مرغ سحر استاد شجریان رو تقلید کردم و بعدش صبحانه. معمولن صبحانه شیر نمیخورم چون طول روز میخورم و کلن عاشق سه تا چیزم تو این دنیا. اولی خوده گاوه(تیپ و وجنات گاو)و دومیش شیره گاوه و سومیش گوشت گوسفنده. ولی این بار صبحانه شیر موز خوردمو و پنیر و گردو کاغذی. بو علی در کتاب "قانون در طب" گفته خوردن قبل از حموم لاغرکننده هست و خوردن بعده حموم چاق کننده ی صورت و کلن بدن ولی من زیاد رعایت نمیکنم چون میترسم دماغم بزرگ بشه.
فروشنده ی اصغر فرهادی رو دیدم. سکانس های آخر(شهاب حسینی و .. تقابل خشم و شرم) بدخوابی منو جبران کرده بود حداقل تو اون لحظات و ساعتی بعدش. جهت حمایت از محیط زیست و جنگل و پلنگ مازندران و این حرفا امروز کتاب کاغذی نخوندم. بارون میزد. اگه هوا افتابی باشه بیرون رفتن اینطور مواقع خوبه. یعنی بد خواب بشین و چند ساعت هم پای سیستم و نور مصنوعی باشین اتاقتون هم آفتابگیر نباشه و پرده و لامپ در روز، ولی هوا آفتابی باشه که خیلی آفتاب گرفتن تاثیر داره. با این که بارونی بود چتر گرفتم و زدم بیرون و تاثیر داشت و ناهار چه بود؟ خورشت گوشت چرخ کرده تهیه شده با روغن کنجد و حدود ساعت14 خوابیدم تا 18
انگلیسی:
I saw a film called ”the salesman”. This film really has something to say.
 

کی میخواد نوروز 96 ازم حساب بکشه؟

علی راد جمعه 8 بهمن‌ماه سال 1395 @ 21:20 چاپ

حدود 22 خوابیدم و 3 صبح بیدار شدم و دیگه خوابم نگرفت= این تعریف بدخوابی بود از نظر من.

 اگه بد خواب بشیم تا حدود ساعت 11 صبح کمی عصبی هستیم و ساعت 11 که میشه معمولا چند تا خمیازه میکشیم و اکسیژن به مغزه میرسه و قطعا تغییرات هورمونی و شاد و ملنگ میشیم و خوشحال از اینکه سرکار تونستیم دوام بیاریم یا تو خونه هم چند تا فعالیت مفید و خنثی تونستیم انجام بدیم. برا من که دقیقا همینطوریه. یعنی اگه شب بدخواب بشم  سه خط بالا کپی پیست همینجا.

یه حالت اینه که بعدظهر 3 ساعت بخوابیم و  بعد مثلا ساعت 2 شب بخوابیم و 6 صبح بیدار بشیم که این بدخوابی نیست.

دپرس بودم.  3 صبح هوا البته زیاد سرد نبود و اگه سرد باشه وضعیت ذهنی(نه روحی) بدتر. بهمن که اومد چند تا از برنامه های کلان سال  95 مخصوصا برنامه های نیم سال دوم، رو سرم خراب شدن و این دلیل دپرشن بود و اون موقع صبح  بیشتر منو ازار داد. لذا یه ضرب العجل بزنم تا نوروز.  فرض میکنم  تا نوروز 96 فقط فرصت دارم یعنی عید که میشه عزراییل میاد سراغم. چند تا کار نیمه تموم دارم که قرار بود سال 95 یکسره کنم؟:

1-زبان که تدریجی جلو رفتم و ردیفه.

2-خون آشام

3-لوبیا

4-یک متری

5-وام

6-ذهاب

خب خدا رو شکر زبان خوب بود امسال/ خون آشام رو حتما باید انجام بدم کلا 4 قسمته/لوبیا زیاد مهم نیست ظاهرا فقط باس پول الکی خرج کنم ولی دارم نقشه ب  رو اجرا میکنم(برا بعضی از کارها نقشه الف و ب و پ دارم)/یک متری  هم بین این چند مورد اولویت نیست/وام حتما باید اقدام کنم/ذهاب حتما حتما حتما

البته اگه عزراییل هم بیاد هیچ کدوم از شش گانه ی فوق مهم نیست.  یعنی اگه یه بیماری داشتم که دکتر جوابم میکرد و میگفت  فقط تا نوروز96 زنده ای، اصلن طرف هیچ کدومشون نمیرفتم. ولی من همش احساس میکنم به این زودی ها.. لذا لذا دیگه..

خب حدود 50 روز مونده تا پایان سال95 و اینا رو نوشتم که نوروز 96 بیام(اگه خدافظی موقت نکردم اگه..) و بهتون بگم  چه کردم؟ از اون شش تا کدوماشو  انجام دادمو؟.. مشخصه ضعیف عمل کردم که شب عیدی دارم اینطوری تقلا میکنم.. 


تعداد کل : 359 <<   1     ...     3     4     5     6     7     ...     52   >>