X
تبلیغات
رایتل

شما متوسط اطرافیانتون هستین

علی راد دوشنبه 30 اسفند‌ماه سال 1395 @ 09:34 چاپ

@@@به قول جیم ران (اگه اشتباه نکنم)شما متوسط اطرافیانتون میشین در نهایت. خب خیلی بهش اعتقاد دارم و مرتبط با 4 هم هست. من سبک حرف زدنم شبیه پدرمه. حرکات دستام و.. همه میگن شبیه پدرم هستم. حتی قیافه ام بیشتر شبیه پدرمه. کاش بیشتر شبیه مادرم بودم و میرفتم بازیگر میشدم. خب از بحث دور نشیم. مرور کنید سال 95 رو.  با کی حرف زدین؟ سخنرانی کی رو گوش کردین؟ رحیم پور ازغدی یا شاملو؟ (اسم بعضی ها رو که میخوام بیارم اذیت میشم)کتاب سریع القلم رو خوندین یا جلال آل احمد؟ با چند تا کارمند؟ چند تا بازاری؟موزیک رپ گوش کردین بیشتر یا سنتی؟ و.. شما میانگین همون افراد و تفکرات و هیجانات هستین به اضافه ی ژنتیک. لذا برا سال 96 مد نظر داشته باشین. 

@@@ نوشته های من بی نظمی زیادی داره. این نوشته ها بدرد کسی که میخواد نویسنده ای قوی بشه نمیخوره. ضد تمرکزه. من خودم علاقه ای به نویسندگی کتابی ندارم. برا این هدف باید کتاب های زیادی بخونید و اهسته هم بخونید و دامنه واژگانتون رو بالا ببرین. حتی وبلاگ هم که میزنید باس پست هاتون خیلی تر و تمیز و با رعایت نکات نگارشی باشه و در قالب خاصی بگنجین و سر فرصت از قالب های رایج اوج بگیرین.


حکمت شادان من-اقرار زبانی کنید

علی راد دوشنبه 30 اسفند‌ماه سال 1395 @ 05:38 چاپ

حکمت شادن2- مواردی که خودم رعایت میکنم:

###اقرار زبانی کنید. با خیلی ها سر یه موضوعی، غفلتی، شکستی صحبت میکنم و منتها دریغ از یه اقرار زبانی که مثلا "اشتباه کردم" "کاش ادامه میدادم" "کاش ادامه نمیدام" و.. البت زیاد و نزد هر کسی اقرار زبانی نکنید که ظرفیت افراد توفیر داره. بواسطه ی همین وبلاگ هم با چند نفر سال 95 چت کردم و فقط یکیتون این ویژگی خوب رو داشت. این نشون میده اگه موقعیت مشابه پیش بیاد باز احتمالا همون اشتباه رو مرتکب میشین.

###ورزش کنید. خودم دو ساله که ورزشو دوباره شروع کردم و تاثیرات مثبتش کاملا حس.. منظور من غیر از پیاده روی و بدنسازی هست.

###حداقل روزی یه بار نخ دندون بزنید.به نظرم جلوی آینه باید رفت، جوری دیگر باید دید!

###کتاب نخونده داخل اتاقتون نداشته باشید. میدونم دیگه(من می دونستمممم) کمتر از دو ماه دیگه نمایشگاه کتاب هست و خرید کتاب های نو. من از دوتا چیز چندشم میشه. یکی اینکه بشنوم فردی کتاب نخونده زیاد داره و اقرار هم میکنه! حداقل پیش من اقرار نکنید. مورد دوم واژه ی دانشگاه هست.

###کالباس، سوسیس، همبرگر و کباب لقمه نخورید. من حدودا از سال 81 نخوردم مگر دفعات معدود(معدود درسته یا محدود؟) در مهمانی ها که دور از ادب هست..

###من چند سال بود که پرتقال زیاد میخوردم و یکی از موفقیت های سال 95 برا من این بود که سیب زیاد میخوردم. تقریبا هر روز میخوردم. خیلی سخته خوردن سیب برام، تموم هم نمیشه. موز که راحت الحلقوم هست. راستی موز رو اهسته بخورید و خوب بجویید. به نظرم در حال سقوط هم باید شیر خورد مخصوصا اگه شیر محلی باشه که بدون مواد نگهدارنده.. سال 95 مقدار شکر قهوه هام کمتر شده و چای هم چند باری خوردم. شکر و نمک سم های سفیدن. یه بار طهران با یکی قرار داشتم(قصد ازدواج بود). از اون کافی شاپ های باکلاس و موزیک سنتی.. کلاس گذاشتم گفتم قهوه تلخ! عجب زهر ماری بود! عجب زهر ماری بود! مویز هم امسال زیاد خوردم. یکی از برنامه هام برا سال 96 اینه که کمتر کلاس بذارم.

###دامنه ی واژگان زبان مادریتون(پارسی) رو زیاد کنید. من اخیرا چند تا یاد گرفتم که اقامه میکنم براتون.(اقامه رو داشتین؟) اگه بخوایم پارسی رو پاس بداریم استفاده اقامه در جمله ی قبلی صحیح نبود زیاد:

استفسار. یعنی با تحقیق و بررسی و تفسیر. اینو اول بار از آقای خامنه ای شنفتم.

اخیرا هر جا میرم و بحث می کنم میگم"اجازه بدین کلامم منعقد بشه" خیلی باحاله. یعنی وسط حرفم سیگارت نترکون، جفتک نزن، بذار حرفم تموم بشه..

به نظرم کتاب دکتر بجان رجحان داره مسعود جان. رجحان یعنی برتری.

پس شد رجحان استفسار و منعقد


بهترین های سال 95

علی راد پنج‌شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1395 @ 00:23 چاپ

"ابد و یک روز" بهترین فیلم ایرانی بود که دیدم. پیمان معادی چقد خوبه.. اواسط فیلم بود که بلند شدم  و رفتم چند تا مشت زدم  به پرده ی اتاق چپ چپ راست. چپ جهشی..

هکسا ریج (hacksaw ridge) لبه ی اره ای یا پرتگاه اره آهن بری یا سه تیغ.. چند مدل ترجمه شده عنوان فیلم. جنگیه. "نجات سرباز رایان-Saving Private Ryan-(اثر اسپیلبرگ)" رو دیدین با هنرمندی تام هنگس؟ خب هکسا ریج تو مایه های.. کارگردانش مل گیبسون، خالق میهن پرست، شجاع دل و مصائب مسیح.. یه جمله ی مل گیبسون تو ذهنتون باشه همیشه. ایشون گفتن اگه قراره دو تا کلاه  رو سرت بذاری، بهتره دو تا کله هم  داشته باشی. لذا علی جان  ارشد و کار، همزمان میشه ولی کله میخواد. منظورم از کله لزوما هوش نیست بلکه اعصاب مصاب هم هست.

"باتلاق فریب" دنیل گلمن و با ترجمه ی آقای  رامین بختیاری. بهترین کتابی بود که 95 خوندم. البته  هنوز تموم نکردم و چند هفته ی پیش شروع کردم. فک کنم تمام کتاب های دکتر گلمن رو خونده باشم (حدودا شش هفت تا از کتابای ایشون ترجمه شده..فوکوس، هوش هیجانی و اجتماعی و ای کیو..) باتلاق فریب بهترین کتاب ایشونه به نظرم و من اشتباه کردم که همون اول نخوندم. ایشون دکترای عصب شناسی هاروارد.. به وجد میاره شما رو با کتاباش. زیگموند فروید و داروین کبیر رو به عنوان دو تا غول کنار همدیگه تصور کنید. دنیل گلمن یه پاشو گذاشته رو شونه فروید و پای دیگرشو رو شونه ی داروین. و به کمک تکنولوژی داره ادامه میده مسیر فروید و داروین رو و البته منصف هستن ایشون و مضاف بر اون  لزوما همه جا فروید رو تایید نمی.. فروید بارها تو کتاباش اشاره کرده که ایندگان نظریاتشو بسط بدن تست کنن.. ارزوی فروید رو براورد گلمن. گلمن یکی از چار نویسنده معاصری هست که دارم کل کتاب هاشون(ترجمه شده البته که انگلیسی بلای جون ما..) رو میخونم سه تای دیگه رو بعدها معرفی میکنم. نکات مهم گلمن  و بقیه  رو تو پستام تزریق میکنم اگه موقع نوشتن یادم باشه.. تمام حرفای گلمن اینه که بزنید بیرون و برون گرا باشین وگرنه مغزتون کسری پیدا میکنه!

Open up ya eyes بهترین موزیک انگلیسی بود که امسال شنفتم البت برا امسال نیست.

چنگیز محسن چاوشی هم بهترین.. عذاب هرزه رویی رو گل جالیز میدونه..


چه خبرا؟

علی راد چهارشنبه 18 اسفند‌ماه سال 1395 @ 22:59 چاپ

مامور شهرداری آیفون رو زدو گلاره صدام کرد که برم پایین. شب عید هستو عیدی میخواست. یکی از همسایه در خونه شون رو باز کرد و تا مامور شهرداری گفته بود عیدی، معطل نکرد و چند تا بد و بیراه تحویلش داد. مگه از دولت نمیگیری و.. بد جور قاطی بود. من تو دلم گفتم دولت به این خوبی؟ سهام عدالت! اینکه احتمالا سال اینده پول برق و گاز بالا نمیره.. حداقل نکرد با من سلام علیک کنه. اینهمه درس خوندیم هیییییچکی ما رو تحویل نمیگیره. یادمه دوران جاهلیت با یکی از رفقا خیلی پیاده روی می رفتیم. نزدیک یه گربه سیاه میشیدم که رو زمین و کنار دیوار لم داده بود. به ما که نزدیکش میشیدم خیره شد. ما انتظار داشتیم که وقتی نزدیکش میشیم یه واکنشی نشون بده و فلنگو ببنده. منتها فقط گردن کج کرد. دقیقا گردن کج کردا. یعنی یه پیشی هم نباس ما رو تحویل بگیره؟ 

یه راننده ی سبک مغز رو تصور کنید که دخترشو گذاشته بود رو پاهاش. ریشو هم بود. سوپر جمع نبودم میزد بهم. دختره حدودا سه چار ساله بود و چادری! من اون لحظه داشتم فکر میکردم اگه سرعتش بیشتر بود و ترمز میزد دختره چی میشد؟

این جریانات که پیش میاد همه یاد فرهنگ میوفتیم. نمیخوام بگم چند مورد بالا بی فرهنگ بودن. همسایه مون که میدونم چند ماهه درگیر یه مشکلیه. اون مامور شهرداری هم حتما از دولت طلب داره و راننده هم سبک مغز  و نه لزوما بی فرهنگ. شاخص های فرهنگی هافستد رو من احتمالا چندین بار دیگه لینک میدم و اگه برا تمدن بارها به کتاب"تمدن و ملالت های آن" فروید اشاره کردم(برخی به اشتباه فرهنگ ترجمه کردن) برا فرهنگ هم هافستد.. گرایش بلند مدت ایرانی ها از همه کمتر بود بین اون کشورها. هر کسی وقتی یه مطلب میخونه با توجه به مطالعاتش و تجربیاتش یاد یه موضوعاتی میوفته. من یاد جمعه ها و ظهور گل نرگس افتادم. ما تمام پتانسیل های خودمون، من باب تفکرات بلند مدت رو خرج ظهور گل نرگس کردیم و غفلت و اسیر دعا شدن و تنبلی کردن.. یه مطلب میخوام بگم و دوس دارم چنگ بزنیم با همدیگه. چه باخدا باشین و چه ناخدا حتما در مورد قضا قدر و علت و معلول و اسباب زیاد خوندین و شنفتین. خدا تعیین کرده که فرضا چاقو یا هر شی تیز برنده باشه ولی توپ تنیس و اشیا کروی برنده نباشن و لذا با چاقو میتونید سیب پوست بکنید ولی با توپ تنیس نه! مطلب تکراری بود ولی کاش چنگ بزنیم بهش. شاید بعضی ها تعجب کرده باشن از اینکه ناخداها رو اوردم تو این جمع، چون ظاهرا تو این زمینه نقطه ضعف ندارن ولی اخیرا چند تا ناخدای وبلاگی خوندم که ظرفیت نداشتن. بی خدایی هم ظرفیت میخواد!


برچسب‌ها: فرهنگ هافستد

پدر

علی راد شنبه 14 اسفند‌ماه سال 1395 @ 05:54 چاپ
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور

حکمت شادان من- داریم مث قورباغه می پزیم!

علی راد چهارشنبه 11 اسفند‌ماه سال 1395 @ 23:50 چاپ

کارهای کوچک و سنگینی که میتونیم سال 96 انجام بدیم. من سعی میکنم مواردی رو بنویسم که خودم رعایت میکنم و یه سری توضیحات دیگه:

-لقمه های درشت بر نداریم. باعث میشه به فک و مغز فشار بیاد. وقتی لقمه دهنمونه حرف نزنیم و در صورت اجبار جلو دهنمون رو بگیریم. فک کنم سه تا کتاب کلا از علامه حسن زاده آملی  بیشتر نخوندم و یکی از نکاتی که علامه در یکی از اون سه کتاب اشاره کردن رو همیشه رعایت میکنم و اون اینه که از سر عادت غذا نخوریم. چای تعارف می کنن و بلادرنگ میخوریم. همیشه قبل از خوردن فکر کنیم. آیا الان میل دارم به قهوه چای بستنی...؟ من میگم حتی قلیون(که نباد بکشین) هم میخواین بکشین اول فک کنید که حسش هست یا نه؟ همیشه گلاره موقع غذا بهم میگه گنجشک. از بس حجم غذاهام کمه(ولی تعداد وعده هام زیاده)

-خدا رحمت کند مرحوم حسن جوهرچی رو. بعده مرگشون یه کلیپ ازشون دیدم که متاثر شدم.نقل به مضمون:" ایشون میگفتن با هم خوب باشیم، بد همدیگه رو نخوایم، پشت سر هم بد نگیم. احترام همدیگه رو نگه داریم.." بیاین مهر باطلی بزنیم بر"انسان گرگ انسان هست"  گرگ ها اجتماعی هستن و برونگرا. برون گرایی خوبه و هدفه ولی به قول سپهری"بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم"

- اقدامات کوچک رو دسته کم نگیریم. خیلی هامون به سمت فشار میریم، به سمت  تلاش های شدید میریم نه پشتکار که به نظرم پشتکار تلاش تدریجی و دائمی هست . تلاش های آنی و شدید برا خوندن سریع چند کتاب و امثالهم از نظر منه مردوده. من نگفته بودم بشین خونه و چپ و راست کتاب بخون و سرآخر کمر درد بگیر! زمانی که رفته رو تحت هیچ شرایطی نمیشه جبران کرد. هر ساله با بعضی از جملات زندگی میکنم هر روزه تو ذهنم مرور میشه و چه خوش گفت شوپنهاور که:"زندگی ارزش تلاش های سخت رو نداره"

- شاید بخواین بدونین من خودم کدوم قانون مدیریت زمان رو می پرستم!: اصل قورباغه ای. دو تا قورباغه داریم. یکی که میگه قورباغه ات رو قورت بده  و دیگری  همان تدریجی و پختن زنده زنده ی قورباغه و دومی مدنظرمه...

 برا حکمت شادان 2:

 پومودور 96 اب مقومت.. چند تا مثال.. اهرم خودم خودم خودم ولی مگه پدرم منو تنها میذاره.. وای احترام یتیم ها.. تکنیک 10-10-10 کار دو ماه بعدو الن فک نکن..-تلمبار جوراب..-پدر مادر.. پس خوش بحال فریبا.. پس احترام.. فرض کنید چند ماه دیگه. نمیتونید فرض کنید که همون پست خون اشام و لوبیل و عزراییل..


دندان طمع رو بکشین

علی راد سه‌شنبه 10 اسفند‌ماه سال 1395 @ 23:33 چاپ

اره قبلی رو دی اکتیو کردم وکسی هم ازم رمز نخواست که.. همون هفتم یادم بودش منتها  فک کردم تصمیم گرفتی برنگردی و گفته بودم (حذر از عشق ندانم نتوانم دی) کاری نکنم که  باز دوبه شک بشی. اگه خواستی ایمیلت رو برام بفرست که قبلی رو ندارم. امشب 00:30 نگران من نباش بعداظهر کلی خوابیدم..

............

غروبی نوبت دندونپزشکی داشتم. حدود 10 مین منتظر موندم تا بیمار قبلی که دختر و مادری بودن بیان بیرون. دختر حدود 20 ساله و  کاملا مشخص بود که از رفتار مادرش خجل هست. دکتر لحظه ای اومد بیرون تا تو پرونده ی دختره موارد لازم رو بنویسه.. مادره داشت خودشو میکشت که مثلا صد تومن از دکتر تخفیف بگیره. اینقده بدم میاد از این چانه زدن های الکی به بهانه ی اینکه اسلام گفته چونه بزنید و.. اصلا میدونستین فروشنده هم باید چونه بزنه تا متضرر نشه؟ کلا روایات"چانه زدن" زیاد قوی نیست. باید فروشنده رو در نظر گرفت. بعضا که میرم بازار روز و خرید میکنیم از این موارد زیاد  میبینم که خب اکثرا خانوما هستن. فروشنده خودش یه پیرزنی هست که محصولات باغ خودشو داره زیر قیمت میوه فروشی ها.. با این داری چونه میزنی؟ دندانپزشکی دقیقا همون تجارت و معامله نیست..

اصل مطلبی که میخوام بگم در عین سادگی خیلی مهمه و اطرافیان ما که رعایت نمیکنن. اولویت مهمه. کسی که 100 تومن سرمایه خالص داره نمیره مزدا تری بخره فقط بخاطر اینکه شوهر خواهر دختر عمه ام مزدا تری داره. چی میشه ال90 بگیری؟ خیلی از خرج های بیخود رو حذف کنید و به زیبایی تون برسین. خب بجای ماشین 40 تومنی 30 تومنی بگیر و بقیه رو خرج مثلن دندانپزشکی یا خرید کتاب و.. باز میگن هزینه ی دندانپزشکی زیاده. خب طرف زرنگ بوده (نه مث  بعضی ها که چسبیدن به مهندسی)درس خونده، زحمت کشیده مواد دندانپزشکی گرونه، هزینه کرده، مطب خریده، دستگاه خریده، وام گرفته برا خرید دستگاه..

اون دقایق"چانه زنی" من الکی یه مجله دندنپزشکی گرفته بودم و میخوندم که دختره بیشتر خجل نشه.

یه خورده علمی تر حرف بزنیم:

دقیقا وقتی که زیر توربین و کامپوزیت دکتر بودم داشتم به  تکنولوژی فکر میکردم و ذهنم رفت سمت اثر گرانسنگ فروید "تمدن و ملالت های "(فعلن نه میتون لینک بدم نه شکلک بذارم)

فروید یکی از ارمغان های تمدن رو زیبایی گفته. ارمغان یا انتظاری که ما از تمدن داریم. زیبایی شهری چه کاشت درخت و معماری ساختمان ها چه.. در تعریف تمدن(نه فرهنگ نه تکنو) گفته مجموعه دستاوردهای بشری که ادمی رو از اسلاف حیوانی دور و دو تا هدف داره. یکی غلبه بر طبیعت و دیگری بهتر کردن روابط عمومی


تعداد کل : 356 <<   1     ...     3     4     5     6     7     ...     51   >>