X
تبلیغات
رایتل

برنامه روزانه پروفسور حسابی

علی راد چهارشنبه 16 تیر‌ماه سال 1389 @ 13:39 چاپ

یک روز از زندگی مرحوم پروفسور حسابی 

صبح زود: عبادات و مطالعات خصوصی.

7:30 تا 8:30 صبح: صرف صبحانه با خانواده.

8:30 تا 10 صبح: محاسبه تئوری بی‌نهایت بودن ذرات.

10 تا 10:30 صبح: استراحت و صحبت با خانواده.

10:30 تا 12:30 ظهر: نوشتن کتب و جزوات دروس دانشگاهی.

12:30 تا 13:30 صرف ناهار.

13:30 تا 14:30 استراحت.

14:30 تا 15:00 صرف چای با خانواده.

3 تا 5 بعدازظهر: مطالعه کتاب‌های فیزیک که از کتابخانه‌ها، دانشگاه‌های معروف دنیا، سفارش داده و دریافت می‌کردند.

5 تا 7 بعدازظهر: مطالعه مجلات فیزیک جدید و مجلات تخصصی دیگر.

7 شب: گوش دادن به اخبار رادیو، مطالعه مجلات خارجی و روزنامه‌های داخلی مانند: اشپیگل، لوپوان، تایم، نیوزویک، اطلاعات و کیهان.

9 تا 10 شب: تدریس و پاسخ سوالات فرزندان همسایه‌ها (علی آقا شیری و مشهدی اسماعیل راننده دانشکده علوم).

10 تا 12 شب: تدریس و پاسخ سوالات ایرج و انوشه (فرزندانشان).

12 تا 12:30 شب: مطالعه کتب آلمانی (تمرین زبان آلمانی به مدت 38سال).

12:30 تا 1:30: مطالعه نامه‌های رسیده و پاسخ به آنها و مطالعه کتاب‌های رمان، فلسفه و ادبیات.


۱+۷ دام باهوش بودن

علی راد جمعه 28 خرداد‌ماه سال 1389 @ 10:28 چاپ

ابتدا گفتگویی بین هوش هیجانی( EQ) و هوش شناختی(IQ) که در کتاب "هوش هیجانی و معنویت"(اثر پرویز شریفی)آمده است:
EQ به IQ می گوید: تو 105 سال است که به دنیا آمدی و من 10 سال است که به دنیا آمده ام. من یک کودک 10 ساله هستم و تو یک انسان بزرگسال 105 ساله هستی ولی 105 سال است که هنوز نمی دانی باید چه کاری انجام دهی. اشتباه تو در دو چیز است:
الف ـ چون فکر می کنی از جنس تفکر و اندیشه های انتزاعی هستی، درباره هرچیزی فکر می کنی و به هر ایده انتزاعی دسترسی داری، دارای قدرت بالایی هستی و در مورد هر چیزی(از چیزی که اصلاً به تو ارتباطی ندارد تا چیزی که به تو ارتباط دارد) اظهار نظر می کنی. تو می توانی در مورد شیمی، فیزیک، ریاضی و علوم حرف بزنی اما نمی توانی راجع به علوم انسانی و اجتماعی اظهارنظر کنی.
ب ـ از نظرات خود با اطمینان دفاع می کنی. این برای ما پیام بزرگی دارد. انسان باهوش راجع به نظری که داده است، دفاع می کند چون فکر می کند که درست و صحیح است، بدون اینکه اندکی تردید منطقی داشته باشد. بدون اینکه طبق منطق احتمالات، احتمال بدهد که ممکن است اشتباه می کند!
هوش هیجانی و اجتماعی این دو اشتباه را کمتر مرتکب می شود و به همین دلیل است که محبوب تر است و در حوزه علوم انسانی و اجتماعی و هرآنچه که در حوزه مناسبات و روابط انسانی، اجتماعی و فرهنگی می گنجد، بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد. به این دلیل که در این حوزه یک سؤال لزوماً یک پاسخ از قبل تعیین شده ای ندارد.
هفت مورد زیر هم دام ها و آفات هوش هستند که در کتاب معروف" تفکر جانبی" اثر ادوارد دوبونو(ادوارد دی بونو) آمده است: 

1- وضعیت ممتاز افراد باهوش این عقیده را محکم مى‏کند که او همواره محق است و هر چه مى‏گوید درست است.
2- استفاده انتقاد آمیز از هوش، همواره سریع‏تر از استفاده سازنده ازآن ،به شخص رضایت مى‏دهد. اثبات اینکه دیگران اشتباه مى‏کنند، دستاوردى فورى بوده و به شما برترى مى‏بخشد. موافقت کردن، شما را بى‏خاصیت و چاپلوس جلوه مى‏دهد. بنابراین ذهن‏هاى مستعد فراوانى در این وضعیت منفى و وسوسه‏انگیز گرفتار مى‏شوند.
3- افراد باهوش با دریافت چند نشانه اولیه به نتیجه مى‏رسند. ذهن‏هاى کندتر باید بیشتر در انتظار باشند و ممکن است به نتیجه درست‏ترى برسند. سوال زیر را هر کی سریعتر جواب داد باهوش تر هست.
مادر سارا سه فرزند دارد به نام های: دی ، بهمن ...؟
4- روانى در گفتار اغلب در مدرسه و پس از آن، با فکر کردن اشتباه مى‏شود. افراد باهوش این را مى‏آموزند و وسوسه مى‏شوند که یکى را به جاى دیگرى به کار ببرند.
5- افراد باهوش مى‏توانند براى هر دیدگاهى یک قضیه منطقى و مستدل بسازند.هر چه جانبدارى از دیدگاهى مستدل‏تر باشد فرد فکر کننده نیاز کمترى براى کاوشى حقیقى در آن وضعیت مى‏بیند. چنین شخصى در این صورت صرفاً به خاطر توانایى جانبدارى از دیدگاهى خاص گرفتار آن مى‏شود.
6- افراد باهوش ترجیح مى‏دهند و ترغیب شده‏اند که به هوشمندى ارزش بیشترى بدهند تا تفکر. شاید به این دلیل که هوشمندى قابل نمایش است(کلاس دارد) و همچنین کمتر نیازمند تجربه است.
7- افراد باهوش معمولاً مسایلی را خوب حل می کنند که تمام داده‌های آن موجود باشد. اما از سوی دیگر، در موقعیت‌هایی که نیاز به یافتن اجزاء وجود دارد، آنگونه که از آنها انتظار می رود عمل نمی‌کنند.
در مورد سه، کی جوگیر شد و گفت اسفند. 


یک تمرین برای تقویت تفکر جانبی

علی راد پنج‌شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1389 @ 17:16 چاپ
ابتدا تفکر جانبی را بخوانید.  

روزی یک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت:

 خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ "، خداوند او را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها  باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورشت بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند. مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. 

به نظر شما، برای جهنمی ها راه حلی وجود داشت؟

بهتر است ابتدا فکر کنید بعد پاسخ را که در ادامه آمده هست بخوانید. برای دیدن پاسخ select کنید. 

خداوند گفت: "تو جهنم را دیدی، حال نوبت بهشت است"، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود، یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن و افراد دور میز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خندیدند، مرد روحانی گفت: "خداوندا نمی فهمم؟!"، خداوند پاسخ داد: "ساده است، فقط احتیاج به یک مهارت دارد، می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به یکدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!"  

داستان عبرت آموز بهشت و جهنم را خواندید. اگر قبلا این داستان را خواندید قضیه فرق می کند. خودخواه، دگرخواه(عاشق) نمی شود.


مثلث مرگ تصمیم‌ها

علی راد پنج‌شنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1389 @ 03:14 چاپ

 3 مشکل اصلی که اغلب سد راه تصمیم‌هایمان می‌شوند:

1‌-نا امیدی: قدرت تخریب نا امیدی تا جایی است که در احادیث آمده است: «بزرگترین بلا نا امیدی است.» اما دو پادزهر اساسی هم برای مقابله با این زهر کشنده وجود دارد؛ «خودشناسی صحیح و ایمان به توانایی‌های فردی و دیگری توکل به خدا».

2‌-عادت‌ها: طبیعت انسان به گونه‌ای است که رفتار و کردار او با مرور زمان جزو خلق و خوی او قرار می‌گیرد و وقتی جزو عادت‌هایش درآمد تغییر آن بسیار دشوار می‌شود. اگر عادت‌هایی دارید ‌که لازمه تصمیم جدید کنار گذاشتن آنهاست‌ سخت‌ترین مرحله همین غلبه بر عادات قبلی می‌باشد. اما جای امیدواری اینجاست که اگر با استقامت و اصرار توانستیم بر عادت‌های گذشته پیروز شویم با گذشت زمان به همان شدت قبل به برنامه‌ها و عادات جدید هم خو می‌گیریم .

3‌-تاخیر: مطالعه و بررسی روی 25هزار نفر که در کار خود شکست خورده و به اهداف خود نرسیده بودند، نشان داده است که از جمع 31 عامل شکست و ناکامی، ناتوانی در تصمیم‌گیری و مسامحه و کار امروز را به فردا موکول کردن مهم‌ترین دلیل شکست آنها بوده است. 


تفکر جانبی

علی راد پنج‌شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1389 @ 06:21 چاپ

عنوان موضوع:تفکر جانبی
عنوان انگلیسی موضوع: Lateral Thinking
تعریف:روش های تفکر معطوف به تغییر مفاهیم و ادراک. فرایند حل مسئله به روش های ظاهراً غیر منطقی.
شرح تفکر جانبی شامل استدلال هایی است که در ظاهر معلوم نیستند و شامل ایده هایی است که تنها با استفاده از منطق گام به گام سنتی به دست نمی‌آیند.

تفکر جانبی واژه ای است که توسط ادوارد دبونو (Edward de Bono)، روانشناس، پزشک و نویسنده اهل کشور مالت، مطرح شد. این واژه اولین بار در کتاب دبونو با عنوان «استفاده از تفکر جانبی» که در سال 1967 منتشر گردید ظاهر شد. پس از آن این واژه در واژه‌نامه انگلیسی آکسفورد که منبع اصلی واژگان زبان انگلیسی است وارد شد.

به عنوان مثال فرض کنید: پدر و پسری سوار بر ماشین خودشان تصادف می‌کنند و پدر جان خود را از دست می‌دهد. پسر را برای جراحی به بیمارستان می‌رسانند اما پزشک جراح می‌گوید که پسر را عمل نمی‌کند چون نمی‌تواند پسر خود را عمل کند. چطور ممکن است؟ ممکن است جوابهایی به نظر شما برسد. مثلاً پدری که جان باخته است پدر ناتنی پسر است. اما اگر بتوانیم ادارکات و مفروضات معمول خود (که جراحان معمولاً مرد هستند) را کنار بگذاریم آنگاه به این نتیجه می‌رسیم که پزشک جراح، می‌تواند مادر پسر مجروح باشد.

تفکر جانبی گونه‌ای از تفکر خلاق است. تفکر خلاق شامل چند تفکر نوع می‌گردد.

در تفکر جانبی سعی می‌شود منطق محاسباتی، منطق استدلالی سنتی و مفروضات و ادراکات تغییر کند و با رویکرد سنت شکنی از زاویه های دیگری به موضوع مورد تفکر و بررسی نگاه شود. البته تفکر جانبی هیچگاه تفکر سنتی را نفی نمی‌کند چه بسا در خیلی از موارد ممکن است به صورت مؤثر بتوانیم از تقکر سنتی استفاده کنیم.

تفکر جانبی فقط در حوزه حل مسئله محدود نمی‌شود و همواره هنگام تفکر قابل استفاده است. تفکر جانبی واژه جدایی از تفکر موازی است و این دو واژه مترداف یکدیگر نیستند. تفکر موازی سعی می‌کند زوایای مختلف مورد نظر تفکر جانبی را همزمان در بررسی مسائل و موضوعات به کار بگیرد. به عنوان مثال تکنیک شش کلاه تفکر برای پیاده سازی تفکر موازی به کار گرفته می‌شود.
نویسنده: امیدوار، مجید  

منبع: http://www.mgtsolution.com


توانایی های نامحدود

طاهره رستمی چهارشنبه 29 مهر‌ماه سال 1388 @ 10:11 چاپ

کنکور خوب  دادن برنامه ریزی خوبی میطلبد.این کار به تنهایی نمیتونه موفقیت ما رو تضمین بکنه.ذهن انسان از دو بخش خودآگاه و ناخودآگاه تشکیل شده.بخش خودآگاه ذهن ما 10% و بخش ناخودآگاه 90% را به خودش اختصاص داده.بخش خودآگاه صاحب عقل و منطق و استدلاله و ابزارهای اون حواس پنج گانه است.بخش ناخودآگاه صاحب عقل و منطق استدلال نیست و به صورت خودکار عمل میکنه.در واقع بر اساس برنامه ای که داره،تنها پیام هایی رو که ما در اختیارش قرار میدیم اجرا میکنه.می تونیم بگیم که قدرت عمل نداره.
برای موفقیت در کنکور علاوه بر برنامه ریزی خوب،یکی از فاکتورهای مهمی که کمک میکنه تا راحت تر به هدفمون برسیم تجسم خلاقه.تجسم خلاق در واقع «فن استفاده از نیروی خیال برای آفرینش خواسته های زندگی» است.همون طوری که در مقاله قبل اشاره کردم؛ذهن به دنبال شواهدی دال بر موفق بودن،خوش شانس بودن،بد شانس بودن و یا هر تصوری که توی ذهنتون راجع به خودتون دارید؛می گرده. وقتی که شما هدفی رو برای خودتون تعیین می کنید؛اون هدف رو مکتوب می کنید و روزی چند بار به اون نگاه می کنید،رفتارتون اون وقته که هدف مند میشه.(جایگاه آرزو در ذهن قرار داره و هدف مکتوب میشه).تصوراتی که توی ذهن شکل میگیره به شما در رسیدن به هدفتون کمک می کنه.تجسم خلاق باعث برنامه ریزی بخش ناخودآگاه ذهن میشه.اگر بخواهید چیزی رو تغییر بدید و یا به وجود بیارید مسلماً بهترین راه، تغییر بخش ناخودآگاه ذهنه،چرا که تاثیر بیشتری داره. البته استفاده از این تکنیک نباید مانع تلاش شما بای رسیدن به هدفتون بشه.(برای خودم این مشکل به وجود اومد و الان خیلی سخت دارم این رفتار رو تغییر میدم.)
تجسم خلاق مثل اکسیر به هدفتون رنگ و لعاب میده و انگیزه شما رو برای رسیدن به هدفتون بیشتر میکنه.


تعداد کل : 342 <<   1     ...     45     46     47     48     49