X
تبلیغات
رایتل

حکمت شادان من- داریم مث قورباغه می پزیم!

علی راد چهارشنبه 11 اسفند‌ماه سال 1395 @ 23:50 چاپ

کارهای کوچک و سنگینی که میتونیم سال 96 انجام بدیم. من سعی میکنم مواردی رو بنویسم که خودم رعایت میکنم و یه سری توضیحات دیگه:

-لقمه های درشت بر نداریم. باعث میشه به فک و مغز فشار بیاد. وقتی لقمه دهنمونه حرف نزنیم و در صورت اجبار جلو دهنمون رو بگیریم. فک کنم سه تا کتاب کلا از علامه حسن زاده آملی  بیشتر نخوندم و یکی از نکاتی که علامه در یکی از اون سه کتاب اشاره کردن رو همیشه رعایت میکنم و اون اینه که از سر عادت غذا نخوریم. چای تعارف می کنن و بلادرنگ میخوریم. همیشه قبل از خوردن فکر کنیم. آیا الان میل دارم به قهوه چای بستنی...؟ من میگم حتی قلیون(که نباد بکشین) هم میخواین بکشین اول فک کنید که حسش هست یا نه؟ همیشه گلاره موقع غذا بهم میگه گنجشک. از بس حجم غذاهام کمه(ولی تعداد وعده هام زیاده)

-خدا رحمت کند مرحوم حسن جوهرچی رو. بعده مرگشون یه کلیپ ازشون دیدم که متاثر شدم.نقل به مضمون:" ایشون میگفتن با هم خوب باشیم، بد همدیگه رو نخوایم، پشت سر هم بد نگیم. احترام همدیگه رو نگه داریم.." بیاین مهر باطلی بزنیم بر"انسان گرگ انسان هست"  گرگ ها اجتماعی هستن و برونگرا. برون گرایی خوبه و هدفه ولی به قول سپهری"بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم"

- اقدامات کوچک رو دسته کم نگیریم. خیلی هامون به سمت فشار میریم، به سمت  تلاش های شدید میریم نه پشتکار که به نظرم پشتکار تلاش تدریجی و دائمی هست . تلاش های آنی و شدید برا خوندن سریع چند کتاب و امثالهم از نظر منه مردوده. من نگفته بودم بشین خونه و چپ و راست کتاب بخون و سرآخر کمر درد بگیر! زمانی که رفته رو تحت هیچ شرایطی نمیشه جبران کرد. هر ساله با بعضی از جملات زندگی میکنم هر روزه تو ذهنم مرور میشه و چه خوش گفت شوپنهاور که:"زندگی ارزش تلاش های سخت رو نداره"

- شاید بخواین بدونین من خودم کدوم قانون مدیریت زمان رو می پرستم!: اصل قورباغه ای. دو تا قورباغه داریم. یکی که میگه قورباغه ات رو قورت بده  و دیگری  همان تدریجی و پختن زنده زنده ی قورباغه و دومی مدنظرمه...

 برا حکمت شادان 2:

 پومودور 96 اب مقومت.. چند تا مثال.. اهرم خودم خودم خودم ولی مگه پدرم منو تنها میذاره.. وای احترام یتیم ها.. تکنیک 10-10-10 کار دو ماه بعدو الن فک نکن..-تلمبار جوراب..-پدر مادر.. پس خوش بحال فریبا.. پس احترام.. فرض کنید چند ماه دیگه. نمیتونید فرض کنید که همون پست خون اشام و لوبیل و عزراییل..


دندان طمع رو بکشین

علی راد سه‌شنبه 10 اسفند‌ماه سال 1395 @ 23:33 چاپ

اره قبلی رو دی اکتیو کردم وکسی هم ازم رمز نخواست که.. همون هفتم یادم بودش منتها  فک کردم تصمیم گرفتی برنگردی و گفته بودم (حذر از عشق ندانم نتوانم دی) کاری نکنم که  باز دوبه شک بشی. اگه خواستی ایمیلت رو برام بفرست که قبلی رو ندارم. امشب 00:30 نگران من نباش بعداظهر کلی خوابیدم..

............

غروبی نوبت دندونپزشکی داشتم. حدود 10 مین منتظر موندم تا بیمار قبلی که دختر و مادری بودن بیان بیرون. دختر حدود 20 ساله و  کاملا مشخص بود که از رفتار مادرش خجل هست. دکتر لحظه ای اومد بیرون تا تو پرونده ی دختره موارد لازم رو بنویسه.. مادره داشت خودشو میکشت که مثلا صد تومن از دکتر تخفیف بگیره. اینقده بدم میاد از این چانه زدن های الکی به بهانه ی اینکه اسلام گفته چونه بزنید و.. اصلا میدونستین فروشنده هم باید چونه بزنه تا متضرر نشه؟ کلا روایات"چانه زدن" زیاد قوی نیست. باید فروشنده رو در نظر گرفت. بعضا که میرم بازار روز و خرید میکنیم از این موارد زیاد  میبینم که خب اکثرا خانوما هستن. فروشنده خودش یه پیرزنی هست که محصولات باغ خودشو داره زیر قیمت میوه فروشی ها.. با این داری چونه میزنی؟ دندانپزشکی دقیقا همون تجارت و معامله نیست..

اصل مطلبی که میخوام بگم در عین سادگی خیلی مهمه و اطرافیان ما که رعایت نمیکنن. اولویت مهمه. کسی که 100 تومن سرمایه خالص داره نمیره مزدا تری بخره فقط بخاطر اینکه شوهر خواهر دختر عمه ام مزدا تری داره. چی میشه ال90 بگیری؟ خیلی از خرج های بیخود رو حذف کنید و به زیبایی تون برسین. خب بجای ماشین 40 تومنی 30 تومنی بگیر و بقیه رو خرج مثلن دندانپزشکی یا خرید کتاب و.. باز میگن هزینه ی دندانپزشکی زیاده. خب طرف زرنگ بوده (نه مث  بعضی ها که چسبیدن به مهندسی)درس خونده، زحمت کشیده مواد دندانپزشکی گرونه، هزینه کرده، مطب خریده، دستگاه خریده، وام گرفته برا خرید دستگاه..

اون دقایق"چانه زنی" من الکی یه مجله دندنپزشکی گرفته بودم و میخوندم که دختره بیشتر خجل نشه.

یه خورده علمی تر حرف بزنیم:

دقیقا وقتی که زیر توربین و کامپوزیت دکتر بودم داشتم به  تکنولوژی فکر میکردم و ذهنم رفت سمت اثر گرانسنگ فروید "تمدن و ملالت های "(فعلن نه میتون لینک بدم نه شکلک بذارم)

فروید یکی از ارمغان های تمدن رو زیبایی گفته. ارمغان یا انتظاری که ما از تمدن داریم. زیبایی شهری چه کاشت درخت و معماری ساختمان ها چه.. در تعریف تمدن(نه فرهنگ نه تکنو) گفته مجموعه دستاوردهای بشری که ادمی رو از اسلاف حیوانی دور و دو تا هدف داره. یکی غلبه بر طبیعت و دیگری بهتر کردن روابط عمومی


جمعه ی من چگونه گذشت؟

علی راد جمعه 6 اسفند‌ماه سال 1395 @ 23:18 چاپ

دیشب حدود 22 خوابیدم و صبح ساعت 10 بیدار شدم یعنی 12 ساعت! پیشب حدود 4 ساعت خوابیده بودم و مغزم جبران کرد. وقتی به هر دلیلی مث کمبود خواب، هوای بهاری و..بیش از حدود 7:30 ساعت بخوابم اون روز کمی خپل میشم و اواخر روز کمی عصبی. گفتم جمعه هست و کمی اتاقم رو تمیز کنم. راستی به غیر از ضرب العجل های اینجا باید اتاقمو گردگیری کنم شستن پرده ها، پنجره ها.. وای منو غصه گرفت که فرش رو بشورم یا نه؟ دندونپزشکی  هم باید برم و.. کاش فقط همون ضرب العجل ها بودن. گفتم هنوز مونده به عید و به تعویق انداختم گردگیری اتاق رو.  جمعه های نزدیک عید و کلا دم عید و دو هفته ی نوروز آب کوچه مون برا ساعات زیادی در شبانه روز قطع میشه. امروزم چند ساعتی قطع بود. باید گردگیری اتاقمو به چند تا کار کوچیک تقسیم کنم. جاروبرقی کشیدن اتاقم خیلی سخته. آخه هر گوشه ای کتاب هست . هر سال هم یه تعدادی از کتاب ها فرستاده میشه پشت بوم. اومدم پای سیستمو و وبگردی. چون 96 سال انتخاباته گفتم چند تا کلیپ سیاسی.. رفتم آپارات و زدم ظریف. حدودا 10 تا کلیپ دیدم. دو تا از اون کلیپ ها رو میذارم و حرف دارم من:

خب من اگه چنین وزیری داشتم آلخین(از بزرگان شطرنج) میشدم. راستی سال 96 شاید برگردم به شطرنج. سال 92 یا 93 بود که شطرنج رو ترک کردم. سال 92 یا 93 بود که کل سخنرانی های رائفی پور رو در حدود 4 ماه گوش کردم. هر کدومشون حدودا 3 ساعته. تابستون 96 شاید شطرنج.. لذا اگه کسی مایل بود از همین الان خودشو اماده کنه که آلخین داره میاد کلیپ بعدی:

خب بعد تماشای این دو کلیپ، کدوم رو قبول می کنید؟ 


ادامه مطلب...

ساده و جذاب ولی غیرعلمی

علی راد جمعه 6 اسفند‌ماه سال 1395 @ 17:04 چاپ

درود

اگه کامنتی قراره بذارین که مربوط به پستام میشه زیر همون پست.. چرا خصوصی میذارین؟ گرچه پیامت توهین و لغو و بیهوده بود ولی اگه زیر پست میذاشتین تایید میکردم. تا اونجایی که جا داره تایید میکنم. اگه توهین به شخص خودم باشه میگم مورد نداره. اگه توهین به رئوس نظام باشه شرمنده ام اگه توهین به خانواده باشه که هیچی شب خوابم نمیگیره. ولی خدا رو شکر تا الان خانوادگی نداشتیم. 

ایشون اشاره کرده بودن به پست های درون گرایی من(البت معلولیت درون گرایی) و گفتن ساده و جذاب مینویسی ولی غیرعلمی و بد و بیراه هایی که نثارم من شد.. احیانا چندین تست روانشناسی زدن و درون گرایشون تایید شد و چقد سخته حزب باد باشیم و حزب باد رو بکوبونیم نقد کنیم. نقد یعنی گفتن مثبت و منفی کتاب فیلم..

معلولیت هست نه مریضی. کسی که یه دست نداشته باشه معلول هست و لذا نمیتونه خیلی از کارها رو بخوبی افراد سالم انجام بده. کسی که سرما میخوره مریضه.

اگه منظورتون از غیرعلمی بودن اینه که قبلن اعلام کردن باید بگم  تا جایی که من مطالعه کردم خیر. فک کنم اول بار پرفسور یونگ این مفهوم(درون گرایی نه چیزی مث معلولیت درون گرایی) رو بیان کرد و در مقابل برون گرایی قرار گرفت. اگه روانشناسی قبلن اعلام میکرد حتما از "برش اسم اون روانشناس" استفاده میکردم.. مثلن می گفتم فروید(استاد بزرگ عصب شناسی) گفته درون گرایی معلولیت هست.. اتفاقا اینطوری پذیرشش از طرف شماها راحت تر بود.

خیلی از کشفیات فروید بر اساس نمونه های بالینی بود. پس تعریف ما از علمی بودن باید لحاظ شود. خیلی از روانشناسان و عصب شناسان امروزی دارن رو نظریات روانشناسان سابق مانور میدن تحلیل می کنند مقاله می نویسند ام آر آی می گیرند!

تموم ذهنیت من در مورد درون گرایی با مثال مریضی و معلولیت عیان میشه که کافی هست خودتون بیشتر فکر کنید غور کنید رو اطرافتون. چه بسا خیلی ها دست ندارن ولی چه کارها که انجام نمیدهن. چه بسا طرفدارن زیادی دارن. لزوما واژه تکامل بار مثبت ندارد. لزوما "شست و شوی ذهنی" بار منفی ندارد و لزوما "درون گرایی" بار منفی ندارد.

اگه منظورتون اینه که باید بر اساس مقالات آکادمیک باشه تا علمی باشه که اتفاقا من از چند مسیر به این نتیجه رسیدم  یکیش همین مقالات آکادمیک بود ولی جمع بندی و خلاصه ی مقالات و ارجاع دادن فرایند وقت گیری هست و خودتون چرا دست بکار نمیشن بلکه از طریق علمی بتونید منو "رد کنید"؟! من دارم بهتون میگم بذارین کنار انجیل و تورات  و.. و برین سراغ اساتید روانشناسی و عصب شناسی و منو قانع کنید اگاه کنید. لذا بد نگوییم به مهتاب(علی راد) اگر تب داریم من مثلن اصلن دوس ندارم مث سپهری باشم ولی واقعا لذت میبرم از شعرهاش. اصلن هم نمیخوام بحث کنم در مورد عرفان سهراب و اینکه اصلن درون گرا بودش یا نه؟ ولی از شعراش لذت میبرم با اینکه با تپش پنجره وضو نمیگیرم و خیلی عادی مث همه وضو میگیرم بازم از شعراش لذت میبرم.


برچسب‌ها: درون گرایی

ارتباط بین امپرازول و نارسایی کلیه

علی راد یکشنبه 1 اسفند‌ماه سال 1395 @ 17:24 چاپ

چار  تا مقاله جدید خوندم(2016 2017 )در مورد  کپسول امپرازول و کلا مهارکنندهای پمپ پرتون مث پنتوپرازول..  وقتی میگم مقاله منظورم همون مقالات اکادمیک هست یعنی رفرنس داره کنکلوژن داره فلان و یسار.. یه قرارداد باشه بین ما که من بعد هر جا گفتم مقاله یعنی همونی که اشاره کردم و موارد دیگه رو با متن، کتاب، پست و غیره بیان میکنم. هدفم مقایسه پنتو پرازول و امپرزول  و اون دوتای دیگه بود.منتها به مقاله ای  رسیدم که تاثیرات این کپسول ها رو بر کلیه ی انسان نشان داد. این مقاله جدیدترینه و همیشه حجت با جدیدترین ریسرچ هست.  مثلا احمد شاملو تحقیق کرد بررسی کرد که عاشورا زمستان واقع شد و الان بروبکس محاسبه کردن(گویا محاسباتش ثقیله) که عاشورای اون سال به تقویم شمسی میشه حدود 20 مهر.  این مقاله  گفته مصرف امپرازول با انتی باکتریال های دیگه که تو ایران معمولا اموکسی سیلین و مترونیدازول هستش  در دراز مدت میتونه باعث نارسایی کلیه-kidney- بشه و  مصرف  امپرازول به تنهایی ام هم  میتونه باعث نارسایی کلیه بشه ولی اثر منفی اش کمتر از حالت قبل یعنی ترکیبی هست. ولی هنوز جا داره برا تحقیق. مقاله بر روی حیوانات تست کرده.

لینک مقاله 

.....................................................

کارهای ناتموم رو بررسی کنم:

1-زبان که تدریجی جلو رفتم و ردیفه.

2-خون آشام

3-لوبیا

4-یک متری

5-وام

6-ذهاب(در حال انجام. احتمالا  تا اخر فروردین 96 تموم میشه)


رمزی نوشتم خودم الان متوجه نمیشم چی نوشتم. اها تازه فهمیدم خون اشام چی بود. شب عیده واقعا حریفش نمیشم. اصلا فکر شب عید رو نکرده بودم. اینطور مواقع شما چه می کنید؟ من حداقل یه قسمتشو ردیف میکنم. گفته بودم 4 قسمتیه.. لوبیا نفشه ی ب رو پیش گرفتم. یک متری رو حذف میکنتم و میذارم برا 96.


بازم درون گرایی

علی راد سه‌شنبه 26 بهمن‌ماه سال 1395 @ 00:18 چاپ

امروز رفتم بانک فلان و تکلیف وام رو یکسره کردم. قراره برج 2 سال 96 وام رو بهم بدن. مستقیم با رئیس بانک صحبت کردم. واقعیت رو بخواین خیلی خوش برخورد بود. نوبت هم رعایت کرد. تو دلم می گفتم اینجا ایرانه؟ آخرش بهم گفت خوش تیپ هیچی دیگه شرایط خودمو که توضیح دادم گفت با این میانگین حسابت اواسط اردیبهشت میتونیم بهت فلان مبلغ وام بدیم نوشت و مهر ضمانت هم زد و خیال منو راحت کرد. پس تکلیف وام مشخص شد و مدیر سایت مدیریت زمان تا الان شرمنده ی خوانندهاش نشده(شکلک زبون یاهو مسنجر سابق)چقد از این دست فعالیت ها متفرین؟ فراری هستین؟ فعالیت هایی که باید با دیگران سرو کله بزنید نه صرفا سرو کله زدن بلکه وجود دیگران الزامی باشه مث اقدام برا وام. ثبت نام حضوری رو بیشتر می پسندین یا ثبت نام نتی؟ بیشتر دوس دارین در مورد کپسول امپرازول سرچ کنید یا اینکه تو هوای بارونی چتر بگیرین و برین بقالی سر کوچه و با چند تا همسایه هم صحبت بشین؟ غوطه ور شدن تو سایت های استخدامی یا سرک زدن به شرکت های مختلف؟ 

غیر از زبان بقیه مواردی که اینجا ذکر شد، دیدن دیگران نیازه و من به نوعی فراری بودم. اره زیاد نمیشه به نئو اعتماد کرد در واقع نئو میگه تو دلت میخواد بیشتر برون گرا باشی ولی شرایشو فعلن نداری.فردگرایی یه معلولیت هست و درون گرایی یه معلولیت. به تفاوت ها دقت کنید من خودم حدود دو ساله که دارم دقیق.. چه بسا تو پست های قدیمی رعایت هم نکرده.. پست قرض  و هم پست حاضر در مورد درون گرایی هست نه.. معلولیت ها هم نسبی هستن و وقتی بقرنج میشن که دلیل خاصی حداقل تو ذهن بیمار نداشته باشه. خیلی ها با مدرک فلان چون چند وقته بیکارن حوصله ی پند دیگران رو ندارن و از جمع فاصله و درون گرا میشن. بعضی ها چون دماغشون بزرگه از جمع فاصله میگیرن. بعضی ها چون سنشون بالاست و هنوز ازدواج نکردن از جمع فاصله میگیرن چون حوصله حرف و حدیث دیگران رو.. اما بعضی ها بدون چنین دلایلی  پناه میارن به نت و اتاق و غار که این وضعیت بقرنج هست که من کار ندارم. ولی دماغ و کار و ازدواج و امثالهم راهکار شفافی دارند. دقت کنید. خوانندگان باخدای  وبلاگ رو به خدا قسم میدم و بی خدای های وبلاگ رو به تکامل و داروین! اون  تئوری اسمش چی بود؟ بگ بگ؟ بیگ بیگ؟ حالا هر چی که دقت کنید خیلی از حرف و حدیث های اطرافیانتان حتی اگه آلوده به حسد و تمسخر و کینه و امثالهم باشه درسته. سالها پیش بهم می گفتن اینقده درس نخون ولی مث بچه آدم نمیگفتن. مث بچه آدم نمیگفتن که پول مهمه پسر. مردم برا پول فلان میدن. الانه که فکر میکنم میبینم تا حدودی درست میگفتن. اینجا یه نکته ی مهم رو بگم چون یکی کامنت گذاشته بود که انصراف دادم و از این حرفا. خب من هیچ وقت نگفتم از دانشگاه انصراف بدین. نامزد میکنید وقتی دانشجو فلان مقطع هستین بعد دوران نامزدی چار تا مقاله در مورد وضعیت نظام اموزشی کشور میخونید و میخواین انصراف بدین. خب طرفتون(اون دختره یا پسره) بهتون جواب مثبت داد چون دانشجوی فلان مقطع بودین بعد شما انصراف! حساب کرده رو تحصیلات شما. خب شاید توانایی هضمش رو نداشته باشه اینقد قوی نباشه مث شما(بووووق) که جلوی حرف و حدیث دیگران کم نیاره. من هیچ وقت توصیه به انصراف نمیکنم ولی  ذهنیت فعلی منه اینه:

اول: اطرافیان نباد اذیت بشن مخصوصا  نامزدتون. خیلی هاشون با اکراه راضی میشن واین درست نیست. به این فکر کنید که اگه انصراف بدین جایگزین چیه؟ خیلی ها در پناه خدا و هدی انصراف میدن. کلاس داره و از این حرفا.

دوم: پول همه چیزه. از چند نفر پرسیدم کدوم مشکل هست که با پول حل نشه یا درد رو کمتر نکنه؟ و تته پته کردن. اگه تاریخچه پول رو بخونید به جواب میرسین. طلا و نقره رو بذاریم کنار. اول مبادله کالا به کالا بود و بعد تصمیم به ایجاد پول.. فرض کنید الان برا شارژ نت  میبایست به isp  چند کیلو پرتقال میدادین ووو خب نمیشه. همه ی کالا ها بینشون یه واسطه به نام پول اومد و پرونده ی کالا به کلا بسته شد و همه ی کالا ها شدن پول. همه چیز شدن پول و الان دقیقا درسته که بگیم"پول همه چیزه" در واقع از قبل همه چیز رو پول کرده بوده ایم(ماضی بعیده بعید) پس من هیچ وقت نگفتم انصراف و شلوغ نکنید.

از کجا به کجا رسیدم؟ آها راهکار دماغ جراحی هست. بعضی ها مغزشون مورد داره در واقع امراض دماغی(به کسر دال) دارن. مخشون تعطلیه. نقش مخ فیلتره. فیلتر مغزیشون کار نمیکنه. خیلی از اشنایان ما الکی عمل میکنن. طرف بینی داشت عقابی و واقعا به صورتش میومد و عمل کرد و نوک بینیشو به سمت بالا برد. پس اگه اشکال از دماغ(به کسر دال) هست با عمل کردذن دماغ(به فتح دال) مشکل حل نمیشه.

زنجیره ی انگلیسی..:

How many people are there?

How much did u buy it?

قوی باشید

4

علی راد جمعه 22 بهمن‌ماه سال 1395 @ 20:19 چاپ
غیر از این چهار تا اگه موردی سراغ دارین رو کنید که ندارین. دیشبی مهمون داشتیم و خودمو انداختم تو جمع تا انرژی مثبت بگیرم. بحث بود بین یکی از اقایون و یکی از خانومای جمع منتها تحت کنترل پدر و مادرم. البت جرقه ی بحث با من بود به قول شمالی ها سر سر هدامهسر سر نده ریکا بحث راهپیمایی 22 بهمن بود و حواشی. بیست و دوووو بهمن بیست و دوووو بهمن لل لل  لل لل لل لل لل للل لل.. دد دد ددد دد دد ددد من حرف هر دو  رو تایید میکردم. یکی میگفت پسرم الان لیسانسه فلانه منتها بیکاره و از بیمه ی ما هم خارج شد و تایید من. یکی میگفت پس خون شهدا چه؟ و من تایید. اون میگفت جوونا خودشون مقصرن چرا علی مشروب نمیخوره ؟چرا علی معتاد نشده؟(منو میگفت- یکی از پسرای پاک فامیلم) ووو. چار چیز تو بدبختی خوشبختی، لذت رنج و جفت های دیگه تاثیر دارن. نطفه/محیط/استاد/ معاشر
معاشر میتونه نامزد باشه پدر باشه رفیق باشه../محیط میتونه تهران باشه وبلاگ مدیریت زمان باشه نظام حاکم بر کشور باشه قوانین کشور باشه بی بی سی باشه مشاوره تبیان باشه سیاست های کشورهای دیگه باشه ووو/استاد میتونه استاد رزمی باشه استاد رقص باشه نویسنده ی کتاب باشه../نطفه ژن عوامل ژنتیکی اولیشه. ancestry DNA  یه آزمایش هست که  تبار شما رو مشخصه میکنه و ایران فعلن نداره..  اگه ترامپ شلوغ نمیکرد هفته ی بعد میرفتم امریکا و این تست رو.. درصد میده به شما. مثلن میگه 75 درصد شما مغولیه 5 درصد ارمنی 5 درصد اروپایی 5 درصد بربری ووو من حدس میزنم بالای 90 درصدم اروپایی ام خیلی باکلاسم دی.
تا اینجاش برا همه بود و مورد پنجم برا افرادی که به متا و ماورا اعتقاد دارن.. حتما شنیدین که خیلی از خانوما دوران بارداری  قران میخونن که.. یا زمانی که وارد ماه چهارم بارداری شدن به اولین نفری که نگاه کنن، بچه شبیه همون فرد میشه ووو.  خوب شد یادم اومد. یادم باشه خواهرم یا فریبا وقتی وارد ماه چهارم شدن به من نگاه نکنن چون دماغم.. اووووم راستش سه تا ضربه شدید خورد دماغم یکی کلاس کیک بوکس اون قدیما. یکی وقتی نوجوون بودم و از اون شلوار پاره پوره ها و تیشرت کوتاها می پوشیدم خورد به دیوار. یه بار هم سوخت. خوردن به و تغذیه دوران بارداری رو. بذارین تو سبد نطفه و ژن.
زنجیره ی انگلیسی یا هر زبان دوم رو نشکونیم:
Are u free at 22:30?

تعداد کل : 348 <<   1     2     3     4     5     ...     50   >>