X
تبلیغات
رایتل

تضادهای دورنی-کارن هورنای

علی راد جمعه 5 خرداد‌ماه سال 1396 @ 23:59 چاپ

مطلب پیش رو احتمالا شدیدا نیاز  به ویرایش دارد. چرا که  با هوشیاری پایینی دارم مینویسم و برا خودم خوبه.

اینکه"هر چی در خودمون میبینیم رو به دیگران نسبت میدهیم" رو بارها فک کنم شنفتین و خوندین.

من خیلی خوشحال شدم که کارن هورنای  مورد ذکر شده رو به یونگ نسبت ندادن و خوشحال تر که کلن برگشتن به گذشته ی فرویدی رو بد دانستن.  اینکه هر مشکلی  که برامون پیش میاد رو فک کنیم حتما ریشه ای در دوران کودکی دارد. پس تا الان شد دو نفر یکی فرانکل در "انسان در جستجوی معنا" اش و دیگری هورنای در "تضاد های درونی ما". بله دارم کتاب"تضاد های  درونی ما" اثر کارن هورنای رو معرفی میکنم. هورنای رابطه ی ناسالم افراد با همدیگر رو عامل تضاد های عصبی شدید دونستن و معتقدن که تضادهای فرویدی اصلی و شدید نبودن و فرعی بودن. فروید تصادم غرایز و  فرامن رو باعث تضاد عصبی میدونست.(بصورت سطحی می تونیم فرامن فروید، غار جمهوری افلاطون، بت غار نوارغنون فرانسیس بیکن  و ناخوآگاه جمعی یونگ رو یکی  بدانیم.) در این مورد  زاویه ی هورنای با زیگموند فروید رو متوجه شدم. در ادامه نوبت به پروفسور یونگ میرسه. به زعم ایشون یونگ معتقد بود که درون گرا ها باید دلشون رو بزنن به دریا و برا رهایی از عزلت  و غار نشینی باید خودشون رو بندازن تو دل ترس ولی هورنای میگه مخالفم(چند تا از پست های سابق من زیر سوال میرن!) باید ریشه تضادهای عصبی زده بشه و راهکار رو روانکاوی میدونن و بازم سلام زیگموند فروید! تمایلات خانوم هورنای نسبت به معنویات و مکتب هایی نظیر بودیسم کاملا در این کتاب مشهود هست. یک باری هم که در این کتاب به آلفرد آدلر اشاره شده، نگاهی مثبت بوده. آلفرد آدلر رو قبلا معرفی کردم  آدلر و کتاب شبه چهل حدیثی اش!


سردسته ی گاوها!

علی راد چهارشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1396 @ 19:03 چاپ
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور

چند تا لینک مفید از فیوریتس خودم

علی راد سه‌شنبه 2 خرداد‌ماه سال 1396 @ 19:43 چاپ

وبلاگ یه دختر معمولی پنجمین و آخرین وبلاگی هست که انتخاب کردم برا سال 96. قبلا در دو پست  چهار وبلاگ دیگه رو گفتم. هر وبلاگ با  یه هدفی انتخاب شدن و دختر معمولی هم برا مهاجرت. آلمان گزینه ی خوبیه به نظرم. گرچه هنوز تصمیم قطعی نگرفتیم برا مهاجرت.

تو این مدت وبلاگ های زیادی سر زدم که مطالب مفید زیاد داشتن منتها حیفن، چرا که حس میکنم خیلی از اون حرفا و مطالب مفید به دنیای واقعی درز پیدا نمیکنن(شکلک افسوس نداریم ما) میشه با یه سبک و سیاق دیگری همون حرف ها رو بیاریم تو واقعیت. 5 وبلاگی که اشاره شد رو سعی میکنم پیوسته تا پایان سال بخونم  و همراهی شون کنم حتی اگه خودم خداحافظی کنم.  غیر از اون  5 تا وبلاگ اگه لینک های مفیدی دیدم  سعی میکنم یکجا یا پراکنده اشاره کنم. چند تا لینک جالب یا مفید از فیوریتس خودم(پی سی). میخوام یه خورده نظم  بدم و نظم بدون حذف نمیشه:

معادلات شگفت انگیز ریاضی. معادله چهارم  اگه دوس داشتن سرچ کنید و ببینید برتراند راسل چه گفته.

تشخیص عسل تقلبی. ما کاری کردیم که زنبور عسل هم دیابت گرفت!

در مورد برچسب نئوفرویدی. خیلی خوشحال شدم که یه روانشناس دراین مورد نوشت. ما به چه افرادی میتونیم بگیم نئوفرویدی؟هورنای؟ آدلر؟..

چگونه سریال نامبر و کرک هر نرم افزاری را سریع پیدا کنیم

دانلود سریال تریت منت

جملات کنفسیوس. کلن  جملات همه رو داره

40 درصد دید روانشناسی. اهسته و پیوسته یه پست جامع ردیف  کردن نویسنده. در واقع قورباغه رو اهسته پختن

گوش کنید. خدا کجایی؟ دارم دیوونه میشم

............

زنجیره ی زبان دوم رو نشکونیم:

Which part of the  film did u see?


پیش بینی نتیجه ی انتخابات

علی راد جمعه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 21:54 چاپ

یارانه ها قبلن هم بود: این حرف درسته. شرایط قبل  از واریز یارانه های 45 تومنی رو در نظر  بگیرین. قیمت برق و آب و.. کمتر بود و چرا کمتر بود؟ چون قسمتی از اون هزینه رو دولت پیش پیش میداد(یارانه ی پنهان در نظر بگیرین) در واقع کاهش  چاپ پول  یا کاهش نقدینگی و کاهش تورم. بعده هدفمند کردن یارانه ها ، هزینه برق و آب و.. زیاد شده و در قبال این افزایش هزینه، دولت یارانه میده به مردم. طبعا رای مجلس و نمایندگان مردم نیاز بود که اکی هم شد. طبیعی بود که همون اول تورم بره بالا نه رکود و نه رکود تورمی. آن مرد  راست گفت که تامین افزایش یارانه ها فقط  از سه طریق مکنه: یکی بانک مرکزی بیشتر پول چاپ کنه(نقدینگی میره بالا و تورم). دومی اینکه  از بودجه وزارت ها کم بشه مث فرهنگیان و کلن کارمندان دولت و وزارت دفاع. سومی هم  خاطرم نیست ولی تمام واقعیت رو نگفت و من دو مورد دیگه  که به ذهنم میرسه رو میگم و با عنایت به اینکه آن مرد به تنهایی مسئول دو مورد زیر نیست و به نوعی پیروز بود در بحث:

1-بعید میدونم کسی تو ایران زندگی کنه و مطمئن نباشه که وام ها و اختلاس های نجومی در این کشور  وجود داره  و رانت زیاده و دولت امریکا دلش به حال مردم ما نمیسوزه. خیلی ها به وجود خدا شاید شک کنند ولی موردی که ذکر کردم نه. گرچه زوم کردن رو 96 و 4 درصدی هم بی مزه بود.

2- فرض کنید در یک دوره ای  کوتاه درست بعده استارت یارانه های 45 تومنی، نه حقوق ها(کلن دریافتی ها چه دولتی و چه ازاد) زیاد شد و نه تورم بالا رفته بود. دولت برا یارانه ی پنهان، n  قدر هزینه متحمل میشد این هزینه از جنس اسکناس نیست طبیعتا. بعده واریز یارانه های 45 تومنی  m  مقدار ریال به مردم میداد که دقیقا عددش مشخصه 80 میلیون در 45 هزار. ظاهرا  که عدالت داشت هدفمند میشد. یعنی اگه کسی  که مصرف کمتری داشت پول کمتری میداد و کسی که بیشتر مصرف میکرد پول بیشتری به دولت میداد. پس نگویم چرا همه 45 هزار تومن می گیرن که غلطه! جمع این  فیش های  برق و آب و.. کم مصرف و پر مصرف یه عددی میشه که اونم مشخصه و ظاهرا باید نزدیک m  باشه که اگه بیشتر بودش دولت  سود میکرد و اگر کمتر بود دولت ضرر و من این عدد رو دقیقا نمیدونم چند بود. فرضی که کردم دور از ذهن نیست. حقوق کارمندان که در طی سه ماه طبیعتا ثابت. 

مورد بعدی دانشگاه و کارگر و..:

 اول بگم که من فقط دو ساعت اول رو دیدم. مهمون اومد و خواست شبکه رو عوض کنیم. ولی  دو برنامه ی قبلی رو کامل دیدم.کسی جرات نکرد به رشد بی  رویه ی دانشجو  و مدرک اشاره کنه. خراب که کردیم ولی راه فعلی اش که خیلی ها میگن: فارغ التحصیل به مدت 6 ماه، یک سال در جایی مشغول بشن ولی  حقوقشون رو از دولت بگیرن تا  زمانیکه یاد بگیرن. چون تو دانشگاه که یاد نگرفتن. البت راهکار اشاره شده یه درمان ریشه ای نیست و چاره برا این حجم زیاد فارغ التحصیل هست(در ضمن فرض کردیم مشکل تعداد بیکار ها نیست بلکه بیسوادی فارغ از تحصیلان ماست) تو این سه برنامه  نشنفتم که از حقوق کارگرا صحبت بشه.آن مرد هم اشتباه کرد که گفته بود در دولت های قبلی  دو کارگر سر یه دستگاه ریسندگی بودن و دولت فعلی  100 کارگر سر یه دستگاه ریسندگی! به نظرم یه اشتباه عددی بود و نه  از نوع بیسوادی. من خودم یه مدت  کارخانه ریسندگی بودم. دستگاه ریسندگی  قبلش یه اکسترودر داره ولی کلن طولش  بیش از عرض 10 نفر نمیشه. اشاره اش به فرسودگی دستگاه ها درست بود ولی ایران میتونه دستگاه اکسترودر بزنه. اشاره اش به سودی که  شرکای خارجی قراره بکنن درست بود. سرمایه گذاری که میاد ایران نباس سود کنه به ازای تکنولوژی ای که در اختیار ما میذاره؟!

میدان مشترک با قطر و عراق:

هر دو مرد راست می گفتن. نباس ما کند باشیم که قطر برداشت کنه و از طرفی  نباس اسیر خام فروشی شویم. ما برداشت نکنیم چون بلد نیستیم تبدیل به محصولات ثانویه بکنیم؟! آنان که می گفتن برداشت رو بیشتر کردیم درست تر می گفتن. در ضمن هر چقدر رشد ما در راه اندازی کارخانه جات تولید محصول ثانویه قوی باشد به رشد برداشت ما نمیرسد و گاز رو که نمیشود نگه داشت!

وام ازدواج و مسکن و کلن جوانان:

 باز پرداخت وام مسکن (با توجه به اینکه  تورم ایران بعید هست در حد کشورهایی مث امریکا(حدود 2درصد) شود) خیلی خوبه. تا یازده سال دیگه قسطش خنده دار میشه! با 80 تومن میشه در شهرهای کوچک اپارتمان گرفت. همه که همون اول نباد ویلایی.. وام مذکور دو تا 40 تومن یا دو تا 60 تومن به زوجین هست با سود 9 درصد(13 درصد واقعی) و بازپرداخت 11 ساله که من استفاده نکردم.

چند تا نکته ی  دیگه بود که از ذهنم پرید..  جمع بندی کنم:

 اخیرا  یکی از وزرا گفته اگه یارانه زیاد بشه دلار حدود 3 برابر میشه که من متوجه نشدم. ترامپ میتونه چپ و راست دلار چاپ کنه و ارزش دلار هم کم نشه(البت یه رقیب مث یوروی اروپا داره) ولی مگه ما میتونیم کاری کنیم که ارزش دلار بره  بالا؟ ارزش پول خودمون رو  می تونیم پایین تر بیارم(البت الان ریال ایران اخره) زیاد فرقی ندارن نه؟ بگذریم ولی می تونم بهتون بگم که اخبار و اماری مث:

خانه ی 50 میلیاری، بانک سرمایه و شهر و..، شتاب  کاری دولت در این چند ماهه نزدیک  انتخابات، حملات گازانبری و غیره فقط مردم رو گیج میکنه وباعث تولید آنتروپی میشه و انتروپی  نابود نمیشه .(از لیست کتاب های وبلاگ  فک کنم نصفشون فقط ترمو باشن و اکثرشون کتاب های قدیمی هستن و بحثی دارن در مورد آنتروپی شیطانک ماکسول بولتزمن.. پس این پست مکانیکی هم بود و دیگه گله نباشه پلییییز!)پس فقط اونایی گیج نمیشن که یه اصولی براشون محکم شده باشه با اطلاعات فت و فراوان که با متعصبین و جوگیرها نباس اشتباه گرفته بشه که اتفاقا متعصبین و مرشدین اصلن گیج نمیشن! متغیرهایی نظیر:

تعداد افرادی که دهک پایین هستن و متاثر از افزایش یارانه،ارزش دلار و تاثیر آن بر اپلای ،مهاجرت، بلیط هواپیما برا افرادی که دائم سفر خارجه دارن، قضیه بدتر و انتر! اصل چرخش نخبگان و حرکاتی که در مناظره زده شد و وضیعت فعلی رای دهنده چه مالی چه فکری و تاثیر دیگران ،همه  و همه حالات مختلفی  رو باعث میشن که پیش بینی رو دشوار میکنن ولی به نظر من دولت تمدید میشه.


یوتیلیتاریانیسم

علی راد دوشنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 14:46 چاپ

امروز برا وام  و یه کار دیگه رفتم بانک. البته گام دوم بودو گام اولش شنبه. اول یه چیز بگم بخندیدن:

ارباب رجوع به تحویدار بانک گفت شماره ندارم ولی دیروز شماره ام 3 بود! تحویلدار خیلی باحال بود و گفتش: منم دیروز ناهار زرشک پلو با مرغ(خوکه پرندگان) خوردم  حدود دو ساعت دیگه گرسنه ام میشه اگه بخوام مث شما باشم  باید بمیرم دیگه کلن این مسئولین بانک خیلی زبر و زرنگن و سریع صحبت میکنن  و کلن از اونایی که سریع می حرفن خوشم میاد و حوصله ی فس فس و مث مث ندارم.

ده مین فقط باجه ی سفته منتظر بودیم منو و سه نفر دیگه تا مسئولش بیاد. تو دلم چند تا فحش نثارش کردم(یه حرفایی هست که نمیشه زد) اما قسمت مهم:

برا  فاکتور سوری باس یکی رو پیدا میکردم. دست گذاشتم رو فردی که قبلن براش چند تا کار انجام داده بودم . محل کارش هم کنار بانک  بود.  دستش درست، ده مین  پیگیر شد و اکی شد و قراره فردا.. 

یکی از دوستام که قصد مهاجرت داره  رفته غار کهف و کلا داره قطع رابطه میکنه با دیگران. دیگران درکم نمیکنن و اخلاقیات تو ایران مرده و از این حرفا. حالا معلوم نیست کی بره خارج. با این سیستمی که این داره بعید میدونم تا دوسال دیگه هم بتونه بپره. نکته اینه که باید دامنه ی ارتباطات خودمون رو زیاد کنیم. خارج هم همینه ولی تو ایران خیلی بیشتر. واجب و مستحب داریم. تلفن و موبایل واجبه. دیدار حضوری واجبه. اینترت مستحبه. چت مستحبه و بعضا حرام هم میشه. 

لذا سرمایه گذاری کنید نه ثروت اندوزی و  و تا اونجایی که ممکنه دست دیگران رو بگیرید. دامنه ی افرادی که میشناسین رو زیاد کنید. من که حدود دو ساله دارم  از این کارا میکنم و تصمیم دارم بیشترش هم کنم ولی هیچی قطعی نیست. شاید دو ماه دیگه رفتم تو غار اگه میخواین ویزیتور شرکت کاله بشین، یه ماه قبلش برا خرید خوراک به چندین  سوپری شهرتون سر بزنید. چه لزومی داره همیشه از یه سوپری(حالا مینی سوپر هایپر) خرید کنید؟ هر سوپری رو چند بار سر بزنید تا  صاب مغازه شما رو بشناسه. هر دفعه هم الکی در مورد یه چرتی بحرفین حالا انتخابات، تورم، جوجه اردک زشت یا.. بعدا روش نمیشه از شما بار نگیره و حتی میزنه تو سر میهن!

هر چی به ذهنتون میرسه خوبه. اگه میتونید شاگرد  خصوصی بگیرین حالا دبیرستانی  یا دانشجو. بعد ها ممکنه پدر یا برادر دانشجو کمکتون بشه چون صرفا شما رو میشناسه. در راستای همین هدف، از هفته ی بعد میخوام برم نماز جمعه، زیارت عاشورا، دعای توسل و سعی میکنم هر هفته دو سه باری مسجد برم برا نماز مغرب. 

..............

Utilitarianism یوتیلیتاریانیسم مکتب فایده گرایی هست. پس تا اینجا دو تا از "یسم" ها رو گفتم یکی اگزیستانسیالیسم که من میتونم خوب تلفظش کنم و دیگری همین یوتی دیگه(نمتونم تلفظ کنم)

جان استوارت میل یکی از سردمدارن مکتب سودگرایی هست که اینجا  یه پست خوب درموردش میتونید بخونید. روزنوشته ها و معرفی کتاب  و چند پست  بصورت پراکنده از وبلاگ مذکور خوندم و لذت بردم .به نظرم  قالب خاصی یافت نمیشه که بتونه نویسنده ی  وبلاگ رو در خودش بگونجونه و ارزشمندترش اینه که  رو هیچ بنی بشری ول نمیشه و من کمتر کسی  رو دیدم که اینطور باشه.


هفته ی کتاب- کتاب رایتینگ انگلیسی(مبتدی)

علی راد شنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 11:39 چاپ

بعد از زبان نصرت دومین مرجعی که خوندم کتاب 4 جلدی Step-by-Step Writing Book بود(البت من فقط دو جلد اول..) نویسنده هم بگم:

Linda Lonon Blanton

چند نکته:

کتاب اول و دوم که مبتدی هست ولی من نیاز داشتم چون مبتدی بودم. لذا اگه کلاس زبانتون بالاست براتون مناسب نی.

دو جلد اول رو حدودا 3 هفته ای و روزی یک ساعت میشه تموم کرد. من بعده خوندن جلد اول(در واقع تمرین حل کردن. کتاب چپ و راست تمرین داره) مصمم شده بودم یه روزه تکلیف جلد 2 رو یکسره کنم ولی نشد. هر روز تقریبا میشه یه درس رو خوند.

کتاب چطور اموزش میده؟ هر درس با یه متنی حدود یه صفحه ای شروع میشه و اولین تمرینش که به نظرم مهمترین تمرینش هم هست بدین صورت هست که حدود 10 تا تصویر میده که مربوط به متن اولیه هست. هر تصویر شما رو یاد جملاتی از متن اولیه میندازه که باید سعی کنید دو سه جمله در موردش بنویسید. بعدش با چندین تمرین دیگر(جای خالی و..) باعث میشه بیشتر تو ذهنتون بمونه، درگیری بیشتر و یادگیری اصولی گرامر و.. در تمارین پایانی یه تمرین مهم و در واقع جمع بندی وجود داره. باس یه متن در مورد خودتون بنویسید که الگوش همون متن اولیه ی کتاب باشه و بدین یکی صحیح کنه.

اگه پارتنر هم سطح داشته باشین که خوبه. البت الان پارتنر تو این سطح(مبتدی) پیدا نمیشه اخه همه الان کلاسشون بالاست و از زبان انگلیسی عبور کردن و رفتن سراغ فرانسه و اسپنیش! (اقای عباسی هم می گفت آقای خمینی از فلسفه ی ملاصدرایی عبور کرده هست.) وگرنه پیشنهاد میکنم تو سایت اموزش زبان گروهی برین. من موقع خوندن این کتاب چنین کاری کردم. متن هر درس رو می نوشتم و می رفتم فروم و به حدود 20 نفر درخواست ادیت میدادم. معمولا 4 5 نفرشون لبیک می گفتن. هنوز هم دارمشون. گرچه به اعتراف خوده امریکایی ها، انگلیسی ها گرامرشون بهتره ولی بهتره برا امریکایی ها کامنت بذارین تا انگلیسی ها! و  خیلی بهتره اگه قصد ازدواج هم نداشته باشین!نمونه درس یک رو براتون میذارم. کلیه اطلاعات داده شده در متن از واقعیت فاصله دارن:

 


ادامه مطلب...
برچسب‌ها: معرفی کتاب

هفته ی کتابخوانی- معرفی کتاب "زندگی در باتلاق فریب"

علی راد پنج‌شنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 23:23 چاپ


پست ناقص و کامل هم  نمیشه:


برچسب‌ها: معرفی کتاب
تعداد کل : 359   1     2     3     4     5     ...     52   >>