X
تبلیغات
رایتل

خداحافظی موقت

علی راد سه‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1396 @ 21:43 چاپ

پیاده روی که میرم  بعضی اوقات دوس دارم جایی برم که خلوت نباشه و دور بزنم  و متفاوت خوش بگذره اینجا هم چنین تجربه ای داشتم  مرسی که خوندین منو.

تحت هیچ شرایطی زودتر از موعود بر نمیگردم لذا اگر برا آپ میاین وبلاگ، اذیت میشین مگر بخواین یکی از پست های گذشته رو مرور کنید.

دنیا موقته خداحافظی منم موقته و قبل از اسفند برنمیگردم یا علی


انگیزه برا خواندن زبان دوم و سوم

علی راد سه‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1396 @ 18:14 چاپ

فروردین و اردیبهشت صرفا فقط سعی کردم ساعات مطالعه ی انگلیسی رو تا اونجایی که جا داره زیاد کنم. منتها کیفیت فدای کمیت شده بود و لذا از خرداد تا 6 تیر که امروز باشه از تکنیک پومودور استفاده کردم. کیفیت بهتر شد ولی بازم یه جای کار می لنگید و میلنگه. قبل از اینکه پیشنهاد جدیدم  رو  برا مدیریت زمان اموزش انگلیسی بگم یاداوری چند نکته:

من تحریف کرده بودم  روش پومودورو رو. همانطور که قبلن گفته بودم لزوما هر پومودور تایمی نیست و میتونه بخشی(مثلن هر درس لیسینینگ فارغ از اینکه چقدر وقت میگیره) باشه که تغییر از من بود.

پومودورو بیشتر برا افرادی که تیپ تند و تیزی دارن،مقاومت به یادگیری بالایی دارن،اروم و قرار ندارن، مناسبه. 25 دقیقه بخون و 5 مین تنفس و الی اخر. اما پیشنهاد من:

امتیاز جمع کنید. بین چهار مهارت ریدینگ رایتینگ و.. ما ناخوداگاه  بیشتر سمت مهارتی میریم که اسان تر هست این مورد رو همین خرداد قبلی هم درک کردم. اگه امتیاز بالایی برا مهارت سخت تر  در نظر بگیرین این ضعف جبران میشه.

پومودور تحریفی من و خرداد چی بود؟ هر اقدام یه تیک و کلن بشه 160 تا تیک. خب معمولا سمت اسپیکینگ با یه نیتیو نمیریم یا فرض کنیم  بخوایم در مورد حمله ی موشکی اخیر ایران دو صفحه رایت کنیم. گرچه لیسنینگ خیلی مهمه ولی اگه امتیاز بندی نکنیم مهارت های پردردسر مغفول  می مانند. پردرسر واژهی  مناسب تری بود تا سخت تر. از این منظر که پارتنر و هماهنگی با پارتنر و نوع پارتنر و وابسته ها دردرسر داره ولی برا لیسنینگ دنیایی فایل وجود داره.

من برا  تیر و مرداد کلا 300 امتیاز در نظر گرفتم که باس جمع کنم. یعنی حداقل اینه. اگه نمیتونید کف و سقفی برا امتیاز در یه بازه در نظربگیرید در ابتدا یه هفته ی تست در نظر بگیرین. ببینید که در یه هفته یا 5 روز چقد میتونید امتیاز جمع کنید.

به نظر من این روش ها برا گرفتن مدرک زبان چه داخلی و چه بین الملل چندان مال نیس صرفا میتونه یه چاشنی باشه.

تعریف مهمه. تعریف من از تسلط در هر زبانی اینه که بدون  مکث و مث مث کردن صحبت کنیم اصلاحا non-stop. و اینکه تعریف های دیگه رو قبول ندارم. مثلن یکی ممکنه بگه تسلط یعنی رایتینگمون خیلی قوی باشه ولی بقیه مهم نیست. یکی ممکنه بگه در حدی که فیلم های خارجی رو بدون زیر نویس..

موفق باشید


رویای رسولانه ی سروش

علی راد یکشنبه 4 تیر‌ماه سال 1396 @ 10:50 چاپ

این پست شرحی نیست بر نظریه "رویای رسولانه ی" فیلسوف معاصر وایرانی،اقای  عبدالکریم سروش و خوف این میره که بنده در انتقال این نظریه کمی دچار لغزش بشم. با توجه به فرمول پیچیدگی، این لغزش ها طبیعی هستن. قطعا با مراجعه مستقیم به متن ها و سخنرانی ایشون،  پیچیدگی و لغزش ها  کمینه خواهند شد.

اشنایی با این نظریه لزوما آنتروپی سیستم ذهنی شما زیاد نخواهد شد.(عدم استفاده  از واژه هایی نظیر: اطلاعات، پیچیدگی، آشفتگی، بی نظمی و امثالهم  بجای آنتروپی  کاملا اگاهانه بود.)

پس این پست لزوما مقابل پست"خطبه 88 مرتضی علی" قرار نمیگیره. مرتضی علی با اون کلام نافذش در واقع آنتروپی رو کاهش دادن. نظریه پیچیدگی میگه قدرت واحد بوجود نخواهد امد یا ظهور نخواهد کرد.

پس اینجا در مورد چی میخوام بنویسم؟ هیچی من و یکی از رفقا بحث میکردیم در مورد دکتر سروش که گفتم اینجا براتون بیارم. بعضی اوقات برا فرار از بدهکاری و قسط و.. پناه میارم به این بحث ها دیگه. چقد فکر کنیم غصه بخوریم؟ با غصه خوردن حل میشه؟ ما نیاز به تفریح هم داریم کنار کار. دریابید ما رو.. قبلش یه اشاره به این نظریه:

نظریه ایشون میگه که آموزه های پیامبر اعظم بر اساس رویاهایی بود که میدیدن و نیاز به خواب گذاری یا تعبیر خواب دارد. بی انصافی هست اگر سریع و صریع موضع بگیرین که ایشون منکر نبوت شده هست. پیامبر اعظم آنقدر به خدا نزدیک شدن که به نوعی غرق در خدا شدن و رویاهایی در سطح بالا میدیدن. وحی رو انتقال از یک عالم به عالم دیگر می دونن و نمیتونن بپذیرن که وجود ذات اقدس الهی و وجود مبارک پیامبر اعظم تفکیک پذیرن یا بهتر بگم چیزی از خارج وارد دنیای ذهنی پیامبر اعظم شده. اما اینکه بر اساس این نظریه چه کسانی  توانایی اینو دارن که خوابگذاری کنن رو خودشون پاسخ میدن و میگن افرادی که اطلاعات جامعی در مورد چندین حوزه از جمله تکامل، روانشناسی، عصب شناسی و دین شناسی و غیره داشته باشن.

رفیقم متاثر از دکتر سروش هستن که خلاصه ی از حرفای رفیقم در ادامه میارم. به نظرم این رفیقم از دست رفت:

هر نظریه جدیدی یه ری اکشن هایی داره که کار ندارم و نقطعه ضعف هایی و نقاط قوتی. خوب گوش بگیر علی .اگه بگم شاید این نظریه آنتروپی ذهنتون رو زیاد کنه، یه نقطه ضعف میشه ولی فراگیر بودن نظریه ایشون نوید یک سری تفکرات واگرایی رو میده که میتونه از جهت چند خوب باشه.  

دروی از فلسفه ی اکولاستیک

ریشه کن کردن اقدامات خشن گرو هایی نظیر داعش(نه بابا)  یا حداقل  جلوگیری از شکل گیری  گروه های مشابه. بهانه ندادن دست افرادی که  پیش زمینه های انحرافی دارن نظیر وهابیون. معمولا افرادی که در یک فضای بسته تربیت میشن و محدود به چند اموزه ی قوی میشن مستعد انحرافات هستن اگر بر تعصبشون غلبه نکنن. علی یادت باشه که خیلی از تروریست ها اعتقاد دارن که کار درست رو درست انجام میدن!

دوری از به آب و آتیش زدن برا تثبت و رای مثبت دادن به چیزهایی که از قبل در ذهنمان فرو کردن  مث کتک زدن زن با چوب مسواک.علی اگر نبود اون حمکت مرتضی علی که اشاره میکنه:" لغزش بزرگان درگذرید که هیچ جوانمردی نلغزید مگر انکه دست خدا بزرگش کرد" خیلی مثال ها داشتم که برات بزنم.

من گفتم بزرگان؟! تعریف ما از بزرگان خیلی مهمه. تعریف ما از جوانمرد؟

................

انگلیسی:

Helma fell but her injuries were not serious.

Have you handed in your passport?


آیا ما هنوز بچه ایم؟!

علی راد یکشنبه 4 تیر‌ماه سال 1396 @ 09:50 چاپ

قبلن یه اشاره ای به کتاب"هوش اجتماعی" -social intelligence-دانیل گلمن داشتم و گفته بودم برا تقویت برون گرایی خیلی مناسبه. مرور می کردم  این کتاب رو برا بار دوم  که:

چار تا ازمایش در مورد کودکان انجام داده که من به دو مورد  اشاره میکنم به عنوان معرفی این کتاب:

 به پیشونی یه کودک 18 ماهه(ترجیحا دختر) یه چیزی یه برچسبی بچسبونید و مقابل آینه قرارش بدین. نتیجه ی این ازمایش میگه که کودکان زیر 18 ماه معمولا آینه رو چنگ می زنن و کودکان بالاتر از 18 ماه به پیشانی خود چنگ می زنن برا دراوردن اون برچسب. این یعنی قوه ی تشخیص خود از دیگران. من وجود دارم. تمییز خود از دیگران. پس چنین قوه ای در سنین 2 سالگی حاصل میشه. نتیجه ی فوق العاده مهمش اینه که آگاهی اجتماعی و درگیری اجتماعی، باعث میشه بیشتر خودمون رو بشناسیم که گلمن اشاره کرده.من هدفم از این پست این چیزا نیست.  عجالتا مورد بعدی رو داشته باشین:

جلوی کودک 18 ماهه دو نوع خوردنی قرار بدین. مثلن برش هایی از سیب و بیسکوییت. فرضا کودک سیب رو انتخاب کند. تنفر خودتون از سیب رو به نوعی به کودک نشان دهید. حالا هر دو خوردنی رو  دوباره جلوی کودک قرار بدین و بهش بگین:"به من میدی بخورم؟" نتایج میگه کودکان زیر 18 سیب میدن و بالای 18 سال بیسکوییت. یعنی کودک وقتی به سن دو سالگی رسید میتونه خواسته ی خودشو از خواسته دیگران تمییز بده. لزوما آنچه مطلوب ماست مطلوب دیگران نیست. لزوما انچه مطلوب ما نیست..

من هدفم از این پست این چیزا نیست. من تست های روانشناسی مث کهن الگو یونگ و امثالهم زیاد میزنم ولی این کتاب ها و این نوع بررسی ها واجب ترن.  چند ساله هستیم؟ آیا هنوز تشخیص نمیدیم که مطلوب ما با مطلوب دیگران ممکنه توفیر داشته باشه؟ آیا ما هنوز بچه ایم؟! ایا مغز ما هنوز رشد نکرده؟ ارتباط با دیگران باعث بیشتر خودمون رو بشناسیم. آیا هنوز تمام مشکلات رو در دیگران می بینیم صرفا؟ نباید به خودمون چنگ بزنیم؟..

کتاب خوبیه. سرشار از مطالب عصب شناسی.

عکس مربوط به پشت جلد کتاب هست.

انگلیسی  و آهسته و پیوسته:

I was telling about u to X. I said to her from outside u look almost  arrogant  and cold and your tongue is sharp but  from inside you are very good person with a big heart  and  sometime you can't make decision based on logic because you are too nice.


انسان اراده ی آزاد است

علی راد چهارشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1396 @ 01:05 چاپ

چند شب پیش یه جا دعوت بودیم افطاری: سه نوع کوکو بودش. هم فرنی بود هم مشکافی. هم خرما بود هم بامیه.آش رشته هم بود و.. کلن گزینه های زیادی رو سفره بود! تصمیم گیری خیلی سخت بود! نکات تصمیم گیری رو تو ذهنم مرور میکردم.اینا چیه؟ من که به یه قرص نان و اندکی نمک راضی بودم همون شب برگشتنی وقتی دروازه ی خونه رو باز کردم یه بچه گربه سریع اومد کنارمون و درنهایت اومد تو حیاط. یه خورده غذا بهش دادم که عجیب و با ولع میخورد بامیه هم میخورد! بیچاره خیلی گرسنه بود. امروز حدود ساعت 18 فشارم افتاد و نیاز شدید به شیرنی جات داشتم پاهام می لرزید. یاد اون گربه افتادم.

...............

تقویم سال 96 و دوم فروردین نوشتم که استعداد(talent) اسکولاستیک فراموش نشه. استعداد اسکولاستیک  میگه اول ایمان بیار و بعد تعقل کن، اول ایمان بیار و بعد اراده کن که به آب و آتیش بزنی بلکه اون چیزی که ایمان آوردی رو ثابت کنی. داوکینز خون ها  اصطلاحا میگن گودرز رو به شقایق ربط دادن! یه تمرین فکری میتونه باشه برامون. اگه خواستین کامنت بذارین  حتی المقدور از کسی اسم نیارین: در ابتدا  برا این تمرین، شخص  رو  توجه کنید نه مطالبی که گفته. حالا چه در کتاب هایش  چه  سخنرانی هایش. کدومشون به نظرتون  استعداد اسکولاستیک  داشتن؟ چقد روتون تاثیر گذاشتن؟ بحث این نیست که  چنین افرادی لزوما غلطن یا درستن بلکه  صرفا یه مینی تفکر و مرور گذشته ی خودمون هست برا خودآگاهی. یه عده دلایل نقلی میارن و خیلی قوی عمل میکنن و بعضی ها عقلی و برخی ترکیبی و مابقی اسیر احساس

عنوان پست سخنی از شوپنهاور است.


تف به قبر ننه شون

علی راد شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1396 @ 23:08 چاپ

این جریان برا الان نیست و اگه برا الان بود بیشتر میتونستم خشمو بهتون منتقل کنم:

داغ بودم و  کاملا حس میکردم که رگ های گردنم زده بالا. گفتم تف به قبر ننه شون، خدا ذلیلشون کنه که مملکت رو نابود کردن، عزادار بچه هاشون بشن و.. بحث دانشگاه بود و طرفم پدرم بود. ولی حواسم بود که یه وقت فک نکنه ذره ای مقصره. لذا گفتم پدر جان خیلی برام زحمت کشیدی  ممنون دارتم ولی واقعیت رو قبول کن بپذیر که من نمیخوام  خودمو  تو این نجاسات غرق کنم. میگفت پسر من  بیا بشین تو بشین اروم باش. تو میگی کثافت میگی نجاست خب تو برو ولی حواست باشه که نجس نشی. نه پدر جان خاصیت نجاست اینه که انتقال میده.. یعنی من حتی نباس این همه اندوه که تو دلم مونده رو تخلیه کنم که پدر هم  شروع کرد به ناسزا گفتن به.. گلاره هم  که تا اون موقع فقط قربون صدقه ام می رفت، پیوست به ما و  نفرین کرد چپ و راست. خیییلی  حس خوبی بهم دست داد..

خب اندکی از ابراز خشم منو خوندین که وحشتناک  خلاصه نوشتم. کارن هورنای در کتاب"تضاد های درونی ما" به خشم هم پرداخته و از تعکیس یا اکسترنالایزیشن هم نام برده که  پروجکشن(یعنی  هر چی در خودت می بینی رو به دیگران نسبت میدهی ) رو  جزیی از  تعکیس دونستن. حالت های مختلف تعکیس رو گفتن که یکیشون رو اول بار شنفتم و تو وبلاگ نمیارم.(بعید میدونم نیچه فروید و دیگران قبل از هورنای بهش نپرداخته باشن ولی من خاطرم نیست و برا من جدیده. بعضا مطلب سنگین میخونیم و بعدها در کتابی دیگر تفسیر اون مطلب و تازه شستمون خبردار میشه )

در مورد ابراز خشم و بیماری جسمی: بعضی ها میگن اگه ابراز کنی خشمت به بیرون پرتاب میشه و مرض و کوفت و درد جسمی نمیگیری و بعضی ها میگن اگه پرتاب  کنی اتفاقا مریض میشی. که هورنای هم بهش  اشاره داشته و نظر شخصی خاصی نداشته.

در مورد مثالی که اول پست زدم واقعیت اینه که اگه پدر و مادرم پایان اون جریان نفرین نمی کردن شاید بعدش حس بدی بهم دست میداد. مثلن به خودم میگفتم این دو تا رو چرا ناراحت کردی الکی؟ و از این حرفای وجدان.

تو دو سال اخیر روش های زیادی  رو اجرا کردم و همه تو دفتر یاداشتم هست. بعید میدونم بخوام همه رو بکشم بیرون و اینجا تو وبلاگ قطار کنم.

ایمیلی شخصیت اصلی رمان "ایمیلی در نیومون"(اثر مونتگمری) ترفند جالبی داشت برا  تخلیه خشم(اگر بتوان بهش گفت تخلیه ی خشم). جالب از این نظر که خیلی هاتون باهاش آشنا هستین. تو ذهنش یه بلایی سر طرف میاورد. مثلن تو ذهنش داشت کتک میزد طرف رو. من حدود دو ساله تقریبا چنین بازی ذهنی رو انجام نمیدم شاید بخاطر این باشه که پناه بردم به روش های دیگه.  من آجر میزدم تو کله ی طرف تا جمجمه اش خورد بشه. بعضی اوقات با زانو میزدم دماغشو. 17 ساله بودم که رمان مذکور رو خوندم. یادش بخیر..یه چی میگم  به کسی نگین.من عاشق ایملیی شده بودم گرچه میدونم خیلی هاتون عاشق یانگوم شدین


من اگه برم اونا یکی رو از دس میدن و من همه شون رو؟

علی راد پنج‌شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1396 @ 22:49 چاپ

حالم خوب نبود گفتم بیام  شیپور بزنم تا آرومتر بشم. لو نمیدم که  تو چه فازی هستم. دپرس؟ بیهودگی؟ دلسردی ؟..؟اگه متوسط هفته ای یه بار دپرس نشم  احساس خطر میکنم. بیهودگی تقابل حقیقت و واقعیت هست. وقتی از خودم یا نزدیکانم یه توقعی دارم ولی  در حد توقع ظاهر نمیشم یا نمیشن دلسرد میشم.

اوایل که  این وبلاگ رو راه انداختم یکی از دوستام بهم گفت علی خیلی میدونی ولی عمل نمیکنی. من لو نمیدم که  چقد درست گفت چقدش نادرست ولی  یه جوری گفت که ناراحت شدم و درواقع(actually) ازش توقع نداشتم. من اون موقع حس کردم دوستم مث گاوی هست که سرشو میندازه پایین و  از جاده ی زندگی رد میشه.سعی کردم عملم جلوتر از حرفم باشه تو وبلاگ. اگه یه وقت رفتم رو منبر و گفتم جفتگ نزنید، اول یه هفته جفتک نزدم و بعدش به شما گفتم جفتک نزنید. به محض اینکه مطلب رو مینوشتم دوباره جفتگ زدن رو از سر می گرفتم

داشتم فک میکردم اگه مهاجرت کنم چه بر من میگذره و چه بر نزدیکان درجه ی یک؟چقدر قدرت دارم؟ من اگه برم اونا یکی رو از دس میدن و من همه شون رو؟ خب از دست بدم. وزن من، قدرت من بیشتر از مجموع قدرت اوناست؟ قدرت منظورم کمک مالی هست کمک روحی هست رابطه هست..

............

چگونه از کرم دور چشم استفاده کنیم. خیلی دقیق شرح دادن ایشون

انگلیسی:

Dont be afraid of mistake. 


تعداد کل : 356   1     2     3     4     5     ...     51   >>