X
تبلیغات
رایتل

مرور تکنیک پومودور در مدیریت زمان

علی راد شنبه 20 خرداد‌ماه سال 1396 @ 22:58 چاپ

صرفا به بهانه ی مرور یکی از تکنیک های مدیریت زمان:

پست فلان  ناقص موند که همین جا کاملش میکنم.  از اول خرداد تا 6 تیر یعنی پایان ماه مبارک برا خودم 160 تا پومودور انگلیسی در نظر گرفتم شامل رایتینگ و.. تا الان حدود 75 تا پومودور خوردم! فروردین و اردیبشهت تایمی انگلیسی خوندم یعنی سعی میکردم  از وقت های ازادم، وقت هایی که حسش هست برا انگلیسی استفاده کنم و تایم مفید  زبان برا خودم جمع کنم. بعضا از اینکه زمان خیلی دیر سپری میشد کلافه میشدم! دوست داشتم ساعت مطالعه ی زبانم بیشتر بشه. فروردین و اردیبهشت رو که جمع زدم دیدم زیاد مال نشد و تاکتیک رو عوض کردم و دست به دامن پومودورو شدم. همانطور که در سایت پومودور امده ما ادما بعضا دشمن زمان میشیم:

For many people, time is an enemy

یعنی دوس داریم زمان هر چه سریعتر بگذره مث سرکار مث وقتی داریم یه کار دشوار انجام میدم منتها نه جلسه کنکور یا ازمون زبان.. بهتره ابتدا یه هفته ی تست در تظر بگیرین تا تعداد پومودور های روزانه یا هفتگی یا ماهانه یا مث من 37 روزه مشخص بشه. من صلاح دیدم 160 تا.

پومودور به عنوان  یکی از روش های مدیریت زمان و مدیریت خویشتن همین بود منتها اگه انگیزه نگرفتین مشکل از نگارش من بود شاید. شما میتونید سرچ کنید و مطالب مشابه در مورد تکنیک مذکور رو بخونید که حتما بهتر از من نوشتن.

هر پومودور لزوما 20 مین یا 25 مین نیست

هر پومودور لزوما زمانی نیست. میتونه یه سکشن از یه درس رایتینگ باشه

احتمالا بعده ماه مبارک تکنیک رو عوض کنم اسیر تنوع هستم.به قول یکی از  بچه های وبلاگی نوسان میکنیم منتها غرق نمی شویم

داشتم فکر میکردم هر چه میگذره به زمان مرگمون نزدیکتر میشیم

دامنه واژگان پارسی رو زیاد کنیم:

استحاله: دگرگونی

اینگلیش:

my favorite sport  is k-b.  when i have a little exercise, i get out of breath quickly. do you exercise?  i love sport  and chess but it sounds like i cant.. 


مدیریت زمان با پومودور/لیسنینگ

علی راد یکشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 19:43 چاپ

تولدت مبارکمرسی که کمکم کردی بیشتر خودم باشم.

................

اواسط زبان نصرت که رسیده بودم همراه رایتینگ....... Listening-Practice-Through-Dictation هم کار کردم. نوشته برا سطوح  متوسط و بالاتر و کلن چار تا سکشن داره. علاوه بر لیسنینگ  برا املاء هم هست که املاء خودش یه مصیبته و رایتینگ یه مصیبت دیگه. برا تایپینگ هم لزوما باس املا و رایتینگتون خوب باشه و البته سرعت. اصل پارتو  در مدیریت زمان میگه نتایج کارهای شما ماحصل 20 درصد از فعالیت های شماست بقیه پرتی هستن   واین در صورتی هست که یک کیس خاص مث یادگیری زبان دوم  مدنظر ما نباشد و گرنه  برا یادگیری زبان دوم میشه گفت پرتی نداریم و هر تلاشی یه تاثیری داره چه رایتینگ باشه چه ریدینگ چه.. و همه ی این تلاش ها رو همدیگه تاثیر میذارن و معمولن  در کسانی که پرآموزی/اور لرنینگ/  یا غوطه وری میکنن نمود بیشتری داره.(پراموزی همون هست که میگن 6 ماهه روزی 8 ساعت زبان و زبان فول میشن که کار دشواریه به نظرم.) یکی از ابزارهای خوشگلی که  برا مدیریت زمان معرفی کرده بودم  پومودور بود.  ظاهرا  افرادی که نیت پراموزی دارن باس از پومودرهای رایتینگ و گرامر و ریدینگ و بقیه در هر روز  استفاده کنن. ولی یان به اون معنی نیست که پومودور برا  منی که دارم اهسته و پیوسته جلو میرم(نه غوطه وری) لازم نباشه و  چه شد که این پست بوجود اومد؟:

فروردین و اردیبهشت  چه کردم برا زبان؟ هیچی هر وقت حسش بود و کار نداشتم زبان خوندم و نتیجه ی اردیبهشت:

خسته تر از اونم که بخوام این پست رو کامل کنم منتظرم یه ساعتی بگذره و بخوابم اشتهای شام هم ندارم حوصله ی مسواک زدن هم ندارم  یه سیب میخورم.. لذا این پست هم ناقص


قانون مورفی : بدبین باشین

علی راد جمعه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 08:22 چاپ

پرچم قانون مورفی رو بالا نگه داریم گرچه احتمالا موضع خیلی هاتون نسبت به این قانون میتونه بدبینانه باشه. قسمت هایی از قانون مورفی رو دوباره میارم که  بیشتر جنبه ی عمومی و فردی  داره:

1- هیچ کاری به آن سادگی که بنظر می آید نمی باشد. 

2- تمام کارها بیشتر از آن چیزی که شما فکر می کنید وقت می گیرند. 

3- اگر احتمال اینکه چند پدیده باهم رخ دهند و باعث خرابی سیستم شوند خیلی کم باشد، هنگامی که شما نیاز دارید سیستم درست کار کند این پدیده ها باهم رخ خواهند داد. 

4- هر راه حلی که برای مشکلات ارائه می شود، خود مشکلات جدیدی بوجود می آورد. 

 قست چهارم رو ایشون خیلی  حرفه ای شرح دادن(در واقع راهکار،مشکل رو پیش می برد)

خب چی شد؟! میگه بدبین باشیم که! خیلی خوش بین هستیم در کل؟ بیشتر حسن ظن داریم تا سوءظن؟ اگه جوابتون مثبت هست که پس نسبت به این قانون هم خوش بین باشین و ادامه رو بخونین:

معمولا وقتی از کسی پول قرض می گیریم تاریخ برگشت رو اعلام میکنیم. بعضی ها که در پناه خدا و هدی یه تاریخی  میدن. بعضی ها یه لول بالاتر عمل میکنن. تاریخ رو الکی نمیدن. امروز که انتخاباته 20 تومن از من می گیرین و جوجه اردک زشت هم به شما 20 تومن بدهکاره و قراره  اول تابستون بهتون پس بده. شما بر اساس حرف جوجه ادرک زشت، بهم میگین که 20 تومن منو اول تابستون پس میدین. بعضی ها دو لول بالاترن. میگن شاید این جوجه اردک زشت بدقولی کنه و  اون وقت جواب علی راد رو چی بدم؟ لذا ضریب اطمینان در نظر میگیرین و  دو هفته عقب تر تاریخ میدین  برا شرایط غیر قابل پیش بینی. من  تا حالا به هر کی پول قرض دادم به موقع نگرفتم الا یک نفر.

در مورد یادگیری زبان  انگلیسی هم بدبین باشیم که قانون مورفی حاکمه. بررسی کرده بودم و  دیدم در عرض 75 مین میشه سه درس فلان کتاب(توامان لیسنینگ ریدینگ و دامنه افزایش لغات بود) رو خوند،لذا بعده امتحانات که کلاسا تق و لقه  میشه دانشگاه رو پیچوند و بست نشست خونه و دو هفته ای اون کتاب  که چند جلدی بود رو تموم کنم. موفق نبودم  و تا یه سال بعدش سراغ اون کتاب نرفتم! در واقع من دقت نکرده بودم که روند یادگیری خطی نیست. من که نتونستم روزی 10 درس رو بخونم. بعده سه چار درس مغز هنگ میکرد(غیرخطی)

ما اینطوری فکر میکردیم و در کل دو دسته بودیم: خب چار سال که لیسانس هست و دو سال سربازی و بعضی هامون معافی بهمون میخورد. بعدش ازمون استخدامی و کار دولتی یا پارتی و کار خصوصی. یه مسیر دیگه ارشد و دکتری و هئیت علمی بود. چقدر خوش بین؟ البته دسته ی سوم هم خدایی وجود داشت ولی ما فک میکردیم خل و چلن. همیشه اولین ها در هر کیسی قوی میشن عزیز میشن. لذا یاد و خاطره ی اون هم کلاسی دوران لیسانس که همون ترم های اول انصراف داد رو گرامی میدارم. الان که انصراف دادن کلاس داره ولی 14 سال دیگه دمده میشه!

پیاده روی با یکی از دوستان: بحث دعا و توسل  رو وسط کشید و خنده کنان مثال زدم که در جریان هستم که بعضی از دخترهای دم بخت میرن حرم سلطان علی بن موسی الرضا و نامه مینویسن  که ما شوهر میخوایم! ناراحت شد رفیقم و با پرحرفی نمیذاشت من حرف بزنم و بحث عوض شد. مطلبی رو مهندس هخا اینجا نوشتن که  با کمی زاویه ذهنیات من در مورد دعا کردن هست و قابل تامله و با توجه به  محدودیت های  قانونی که داریم خوب بود به نظرم. ( اسفند پارسال از ایشون درخواست کردم که دوباره بیان، منتها به دلیل مشغله های زیاد رد کردن)

پس چهار تا مثال در مورد قانون مورفی یا بدبین بودن آگاهانه زدم:دعا/ تحصیل/ زبان/قرض دادن/ منتها تمرین مهمه:

1-مرتضی علی  یه جا گفته سوظن خوبه یه جا گفته سوءظن بده. جوابش یا تو نهج البلاغه هست یا غررالحکم و درالکلم.

2-یه مدت بدبین باشین! اگه دقت کنیم ما خیلی هامون بدبین هستیم. تو  پارتی یه یا محل کار یه حرفی میشنویم و وقتی خونه اومدیم مثل ادامایی که وسواس فکری دارن دائم به حرف طرف فکر میکنیم و ده ها برداشت غلط میکنیم. دلتون رو بزنید دریا و بدبین باشین  و نگران فشار خون نباشید بجاش نمک کمتر بخورید.


قانون مه یر/ وقتی نیچه گریست

علی راد چهارشنبه 20 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 13:31 چاپ

مه یر/ وام/ گریست/مطرب

امروز هم درگیر مراحل گرفتن وام بودم. چقد

مراحل زیاده؟ سفته ضامن کسری حقوق فاکتور سوری فیش آب سند منزل .. و چرا

کاری نمیکنن که  حداقل پشت سر باشه مراحل؟

یاد قانون مه یر یا پیچیدگی(Meyer's LAW) افتادم. اینجا هم اشاره داشتم. دکتر یالوم متون نیچه  و فروید رو خونده و بر اساس اونا کتاب"وقتی نیچه گریست" رو نوشته در قالب یه رمان. کتاب پر است از اندیشه های نیچه. وقتی  مستقیم خوده نیچه رو میخونید پیچیدگی  1 هست. وقتی با یه واسطه مث دکتر یالوم بخواید از نیچه بدونید پیچیدگی میشه 4. الان من بخوام کتاب رو معرفی کنم و بر اساس این کتاب شما رو با اندیشه های نیچه اشنا کنم پیچیدگی میشه 9! 

 ترکیه یه وام میده که 5 مین فقط زمان میبره و اینترنتی هم هست. بروکراسی ایران با توجه به سیاست های افزایش جمعیت میتونه مفید واقع بشه برا پایین اوردن  آمار بیکاری! دقیقا از همین پیچیدگی سواستفاده می کنن و وام های میلیاردی میگیرن و اگر هم مث بچه ادم پس دادن من اسممو عوض میکنم و میذارم جوجه اردک زشت! قانون  مه یر و روانشناسی و مرگ مادر

صرفا یه اشاراتی به کتاب" وقتی نیچه گریه کرد":

اگر میتوانستم همه چیز رو دوباره اغاز کنم دوباره همین اشتباهات رو مرتکب میشدم.

یالوم اشاره به اصل" تفکر بر مبنای صفر" داره. در خوده متن کتاب به این اصل اشاره نشده.

اگر کسی خواهان تسریع در مرگ باشد، باید خواسته اش رو اجابت کرد. که نیچه جواب مثبت داد به نوعی و  اشاره میکنه که: این یکی از راه های ممکن هست در صورتیکه دانش کافی در اختیار باشد. به اتانازی اشاره داره. وقتی میگه" دانش کافی" متوجه نمیشم منظورش  چیه. آتانازی در خیلی از کشور ها از جمله ایران ممنوع هست. اگر کسی دچار شرایط سختی برا زندگی باشه و درخواست مرگ(مثلن تزریق دوز بالای مورفین) بشه اصطلاحا میگن آتانازی که توفیر داره با خودکشی.

طبق تعریف شورای اخلاق پزشکی آمریکا، اتانازی یعنی ایجاد مرگ در یک بیمار لاعلاج، با روشی بدون درد و به علت ترحم نسبت به بیماری  که رنج و درد غیرقابل و بدون درمانی دارد.

طرف مقابل  نیچه به "شرط بندی پاسکال" اشاره میکنه. ریچارد داوکینز در پندار خدایش حدود یه ص به نقد این شرط بندی  یا قمار می پردازه که یکی از ضعیف ترین قسمت های کتابش هست. راسل رو بی خدا دانسته و  پسندیده و پاسکال  رو با خدا و نپسندیده. که این مرز بندی رو من قبول ندارم و درست مث مصاحبه  حوزه های داخل کشور هست که می پرسن کدوم گزینه حزب الله هست؟ اقای خمینی؟ فلان شهید ارمنی؟ استیو جابز؟ من نمیتونم قبول کنم که راسل،نیچه و امثالهم بی خدا بودن حتی داوکینز هم تو دسته بندی که در کتابش  انجام میده خودشو بیخدای مطلق معرفی نمیکنه.

مطرب پیر آغاسی


به شدت از ضرب العجل ها استقبال کنید

علی راد شنبه 29 فروردین‌ماه سال 1394 @ 23:10 چاپ

خواستم به اصل تلنبار در مدیریت زمان اشاره کنم  که متوجه شدم قبلا اشاره کردم. طبیعتا برا هر کیسی مناسب نخواهد بود. مثلا تلنبار کردن دروس و گذاشتن برای فرجه و شب امتحان. اینکه  بگوییم برای من بهتر است در یک بازه ی زمانی فشرده تمام سرفصل های یک درس را بخونم، صرفا یک عادت هست و آهسته و پیوسته شرط اصلی می باشد. حتما متوجه شدید که مادرتان یا خانومتان وقتی لباس های کثیف تلنبار شدن، یکسره داخل ماشین لباس شویی می گذراند و تنظیم مواد شوینده و تایمر و شست و شو و خشک و تمام. این همان اصل تلمبار هست وگرنه تصور کنید برای هر لباسی یک بار ماشین لباس شویی را روشن کنیم!

تو سایت های انگلیسی سرچ می کردم و متوجه قانون دوم پارکینسون شدم البته بارها خوانده بودم منتها نمی دانستم به نام قانون دوم پارکیسنون معروف است. هدف این پست  بیشتر یادآوری قاون اول پارکینسون است و قانون دوم پارکینسون بهانه ای بیش نیست چرا که ربطی به مدیریت زمان ندارد. 

قاون پارکینسون یا قانون اول پارکینسون می گوید:" کار به اندازه ی زمانی که برایش در نظر می گیرید کش می یابد"

من معتقدم 1 (2 سال)سال کافی هست تا فردی دوره ی ارشد(دکتری) را بگذراند  اگر جایی مشغول به کار نباشد(فول تایم مشغول درس و ریسرچ باشد) اگر سالم باشد، اگر پیش زمینه ای اندک در مورد ریسرچ یا فعالیت های آزمایشگاهی داشته باشد، اگر تمام امکانات آزمیشگاهی فراهم باشد، اگر استاد راهنما تند و تیز باشد.

به شدت از ددلاین ها ضرب العجل ها استقبال کنید تا قربانی اولین قانون پارکینسون نشوید.

قانون دوم پارکینسون(که به نوعی در پستهای قدیمی وبلاگ اشاره کردم):

به همان اندازه که پول بیشتری بدست می آورید خرجتان بیشتر خواهد شد. اگر با حقوق 800 تومن هفته ای یک بار دست خانومتان را بگیرین و رستوران بروید با ماهی یک تومن احتمالا هفته ای دوبار به رستوران خواهید رفت.

فضای بیشتر(خانه ی بزرگتر) به خرید وسایل بیشتر منجر می شود.اگر ذهن بازتری( به تعبیر من همان فضای بیشتر) داشته باشین، بیشتر کتاب میخوانید. کتاب های مخالف عقیده تان هم بیشتر میخوانید. بیشتر فکر می کنید. ذهن بازتر مستلزم کنار گذاشتن یا شک کردن در آموز های دوران کودکی هست. بهانه ای شد که از زنده یاد دکتر علی شریعتی بگویم:

اسمم را والدینم انتخاب کردن، اسم فامیلم را اجدام. راهم را خودم انتخاب خواهم کرد.

از لینک زیر کمک گرفته شده:

http://www.fluent-time-management.com/parkinsons-law.html


مدیریت زمان- اهرم های پوشالی

علی راد سه‌شنبه 27 اسفند‌ماه سال 1392 @ 19:55 چاپ

قبلا در مورد روش اهرم در مدیریت زمان نوشتم:

روش اهرم: 

ارشمیدس می گوید: یک اهرم و یک تکیه گاه به من بدهید تا دنیا را جابجا کنم.جابجا کردن یک سنگ با اهرم ساده می شود.از این اهرم ها استفاده کنید.

 -1اهرم دانش دیگران 2- اهرم انرژی دیگران 3-  اهرم سرمایه های دیگران – قرض گرفتن از دیگران 4- اهرم پیروزی دیگران 5- اهرم شکست دیگران 6- اهرم ایده ی دیگران- کتاب خواندن- سایت 7- اهرم ارتباطات دیگران


الان میخوام بگم که سوپرجمع باشید که بعضی از اهرم ها شما رو عقب میندازن و جایگزین زیاده:


حدود یه نصفه روز از طریق نت پیگیر شرایط وام های گوناگون شده بودم و شرایط های زیاد که منو از زندگی ناامید کرده بود. روز بعدش رفتم حدودا 20 بانک رو سر زدم و دیدم اونقدرها هم شرایط زیاد نیست و به هرحال برا وام گرفتن اطلاعات گرفتن از نت اهرم ضعیفیه و رفتن به دنیای واقعی و مدد از دیگران اهرم قویتر.(نه صرفا پارتی. پارتی یعنی من و اصغر و اکبر فلان جا ازمون کتبی قبول شدیم و چون آسمون سوراخ شدش و علی راد افتاد پایین،پس دو نفر دیگه تو مصاحبه ردن)


برا خرید مسکن(تو این زمونه اجبارا ویلایی دشواره) استفاده از اهرم طلا! فروختن طلاهای مادر و گذاشتن تو بانک و وام کارکرد. البت کنار وام 35 دولت روحانی و 10 تومن جعاله و مدد پدر و خودم و کی میخواد بده این قسط ها رو که جایگزین اجاره خونه هست و بهتره در کل.. البت قول بدین حتما حتما بعدا بیشترشو برا مادرتون بگیرین لذا آب در کوزه بود و ما تشنه لبان می گشتیم


پیشنهاد برا تدریس در یه موسسه. . ابتدا گفتم اهرم خودش اومد سراغت چرا استفاده نکنم؟خب یه ترم درس دادم و دستمزد با تاخیر و با پیگیری خودم به دستم رسید. وارد جزییات نمیشم منتها فقط اشاره کنم که شاگردا خیلی به موقع شهریه رو دادن منتها مسئولین موسسه(اونایی که بهم پیشنهاد دادن و مث من تدریس میکردن و از آشنایان هم بودن!) یه خورده شلوغ کرده بودن و نظر من این بود که من بازارشون رو بی رونق میکنم و دانشجوها دوس دارن پیش استاد قویتر برن(این نظرم مورد تایید خواهر و پدرم هم بود)

خلاصه این اهرم منو مدتی عقب انداخت

این پست پیرور پست

افت وبلاگ

نوشته شد


لیست پوشه مدیریت زمان قانون اصل

علی راد شنبه 26 فروردین‌ماه سال 1391 @ 15:04 چاپ
تعداد کل : 39   1     2     3     4     5     6   >>