X
تبلیغات
رایتل

هی نگید ترشه!

هخامنش پارسی سه‌شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1392 @ 16:59 چاپ

 

منبع:روزنامه همشهری

انقدم نمک نپاشید روش مثل من!


مشکلات همسر ناسازگار و راه درمان آن

هخامنش پارسی شنبه 4 خرداد‌ماه سال 1392 @ 18:23 چاپ
همسر ناسازگار در دو زمینه ی درونی و ارتباطی دچار مشکل می شود، یعنی در درون به دلیل مشکلاتی که با خود دارد، در روابط و ارتباطات بین فردی با دیگران نیز دچار مشکل می شود، ولی بهبود در ارتباط به مراتب سرعت بیشتری تا بهبود رفتار های درونی و فردی دارد.
به گزارش مهر، اولین نکته در برخورد با همسر ناسازگار این است که بدانیم همسر ناسازگار در درجه اول فردی بیمار و آسیب خورده است او از نظر رفتاری و شخصیتی با مشکلاتی روبرو است. طوری که مشکلات رفتاری و شخصیتی او در ارتباطات او خصوصا ارتباط با وی با همسر تاثیر گذاشته است. البته عمده ترین و اساسی ترین محل و فردی که مشکلات و بیماری در رفتار بروز می کنذ،در ارتباط با همسر است که نزدیک ترین، صمیمی ترین و محرم ترین فرد زندگی است.به همین جهت قسمت عمده ی ناسازگاری های رفتاری در مواجهه با همسر آشکار می شود.

از ویژگی های بارز و مهم رفتار این است که عوامل مخل آزار دهنده و آسیب زا در کوتاه مدت تاثیر چندانی بر جای نمی گذارند، بلکه تاثیرات مخرب این عوامل در بلندمدت بروز پیدا می کند. به عبارت دیگر همسر ناسازگاربر اثر یک سری عوامل آزار دهنده و آسیب در رفتار، بیمار و ناسازگار شده است. بنابراین بهبود رفتار امری راحت و کوتاه مدت نخواهد بود.

رفتار در یک فر آیند بلند مدت دچار آسیب می شود و در یک فرآیند بلند مدت بهبود خواهد یافت. افرادی که با همسری ناسازگار روبرو هستند، به دلیل ناراحتی های بسیاری که از بابت ناسازگاری های او متحمل شده اند هنگامی که با آنها صحبت می شود و خواهان بهبود هرچه سریعتر همسرشان نزد مشاور هستند. ولی باید در نظر داشت که بهبود مشکلات رفتاری معمولا امری بلند مدت است.

ادامه مطلب...

جملات ممنوع در زندگی مشترک‌

هخامنش پارسی پنج‌شنبه 2 خرداد‌ماه سال 1392 @ 02:32 چاپ

اگر شما همسر ایده‌آل خودتان را یافته‌اید و واقعاً احساس خوشبختی می‌کنید حتما به این موضوع نیز فکر کرده‌اید که چه کنید تا این خوشبختی تداوم داشته باشد.

اگر می‌خواهید خوشبختی یک زندگی واقعی زناشویی دوام داشته باشد، نباید هرگز این شش جمله را به‌کار ببرید:


1-تو درست مثل پدرت هستی: این جمله از دو جهت آزار‌دهنده است؛ اول اینکه اصلا کار درستی نیست که شخص در مورد والدین همسرش بد صحبت کند.

دوم اینکه در همه آقایان ترسی وجود دارد که آنها صفات منفی پدرشان را به ارث برده باشند و نتوانند هرگز از آن رهایی یابند. شاید پدرشوهر شما از آن مردهایی باشد که فکر می‌کند در خانه همه باید به او خدمت کنند و هرگز در کارهای خانه کمک نمی‌کند، در این صورت به‌جای اینکه بگویید «تو درست مثل پدرت هستی» خیلی صمیمانه آنچه را که از او می‌خواهید به‌زبان بیاورید، مثلاً بگویید «عزیزم لطفاً استکان‌های چای را جمع کن.»


2-تو بالاخره کی کارت را عوض می‌کنی: قبل اینکه چنین جمله‌ای از زبان شما بیرون بیاید، شما باید فکر کنید چرا می‌خواهید چنین حرفی را بزنید؟ آیا نمی‌توانید دیگر شغل شوهرتان را تحمل کنید، چون او دائم در سفر است یا اینکه ساعت کار او خیلی طولانی است؟ شاید هم فکر می‌کنید نسبت به‌کاری که می‌کند، درآمد خوبی ندارد؟ آیا فکر می‌کنید که او لیاقت بهتر از اینها را دارد؟

اکثر مردان موفقیت خود را در میزان تأمین بهتر زندگی خانواده می‌بینند، بنابراین بهتر است قبل از اینکه حرفی بزنید و او را برنجانید، علت این حرف را بیابید و با شوهرتان در مورد آرزوها و نیازهایش صحبت کنید. بدین ترتیب بهتر می‌توانید او را بشناسید و شاید هم بتوانید با کمک یکدیگر راه‌حلی بیابید.


3-مادرم به من اخطار داده بود که تو احتمالاً این کار را می‌کنی: این حرف شما نشان‌دهنده این است که در مورد روابط خصوصی خودتان با دیگران حرف می‌زنید. این مسئله برای هر مردی ناخوشایند و شبیه یک سیلی محکم بر صورت است، به‌خاطر اینکه اکثر مردان مسائل خصوصی را واقعاً خصوصی می‌دانند و با کسی درباره آن حرف نمی‌زنند.

شما با گفتن چنین جمله‌ای به شوهرتان غیرمستقیم می‌گویید که مادر شما از انتخاب‌تان راضی نیست و این در آینده اشکالاتی در روابط خانوادگی ایجاد می‌کند، بنابراین هرگز پایه حرف‌های خودتان را بر نظر دیگران نگذارید، زیرا این عمل شما غیرمنصفانه است و ضمناً ارزش حرف شما را هم بالا نمی‌برد.


ادامه مطلب...

هفت سوال اساسی در ازدواج

هخامنش پارسی پنج‌شنبه 2 خرداد‌ماه سال 1392 @ 02:22 چاپ

رابطه ای که منجر به ازدواج می شود، چم و خم های ریز و ظریفی دارد که باید از آنها آگاه باشید. اغلب در چنین رابطه ای سوال هایی برای شما مطرح می شود که ممکن است ندانستن پاسخ آنها رابطه تان را به خطر بیندازد. این سوال ها را بخوانید و جوابشان را به دقت مطالعه کنید تا با رفتار اشتباه رابطه اشتباهی را آغاز نکنید.

چه سوالاتی باید از خواستگارم بپرسم تا به شناخت بهتری برسم؟

اگر پیشنهاد طرف مقابلتان جدی است و شرایط اولیه او را پذیرفته اید، توصیه می شود در حوزه های زیر شناخت حاصل کنید:

رویاهای فرد برای سال های نزدیک و دورش چیست؟ مثلا ۵ سال بعد می خواهد در چه سطح تحصیلی یا مالی یا اجتماعی قرار گرفته باشد؟ اینطوری می توانید ببینید چقدر آینده شما دو نفر شباهت می تواند داشته باشد و چقدر رویاهای هم فرکانسی بین شما وجود دارد.

فرض کنید شما ۵ سال بعد غایت آرزوهایتان اخذ مدرک تحصیلی جامعه شناسی از دانشگاه تربیت مدرس باشد و عضویت در هیات علمی و از نظر مالی خانه ای شخصی داشته باشید.

 

اما غایت ذهنی طرف مقابل این باشد که دو مغازه جدید در خیابان ولنجک و مرکز خرید تهرانپارس افتتاح کرده باشد و ۱۵ کشور اروپایی را به شکل توریستی دیده باشد.

بدیهی است که هر دوی شما بناست رویاهایی داشته باشید که با فکر کردن نهانی به آنها حس خوب درونی تجربه کنید و انگیزه بگیرید برای تلاش و کوشش بیشتر اما وقتی شما دو نفر کنار هم قرار می گیرید، نه تنها کمکی به تحقق رویاهای یکدیگر نمی کنید بلکه چه بسا با تعلقات علمی خود باعث

احساس بی ارزشی در طرف مقابل با رویاهای مالی او می شوید یا ایشان با دیدن دنیای ۵ سال بعدی تان که محدود به داخل کشور است، احساس کند برای او، بندی هستید تا دنیای بزرگ را تجربه نکند.

آیا رویاهایی دو نفر باید شبیه هم باشد؟

تا حدی! یعنی من وقتی آرزوهای طرفم را می شنوم، نباید احساس غریبگی کنم و بالعکس. حداقلش این است که باید ببینم چقدر در تحقق آنها می توانم اشتیاق داشته باشم. رویاهای نزدیک و دور ما باید شباهت داشته باشد. یعنی تصویر ذهنی که از خودمان در آینده داریم باید خیلی نسبت به طرف مقابلم پرت نباشد. هر دوی شما حق دارید به آرزوهای خود برسید ولی در بحث زندگی مشترک حتی اگر چه کلی، اما تصویری از آینده باید ترسیم کرد.

کانالهای ارتباطی ما شبیه است؟

مساله مهم بعدی، شکل و شمایل ارتباطات شما است. وقتی می گوییم کانال های ارتباطی، چقدر شبیه اند یعنی شباهت میزان برونگرایی و درونگرایی، انرژی معاشرتمان چقدر است؟ بعضی به اشتباه فکر می کنند وقتی می گوییم درونگرا یعنی منزوی یعنی گوشه گیر یعنی شاکی! ابدا! فرد درونگرا هم با

 

دوست صمیم خودش کلی حرف برای گفتن دارد اما مثل یک برونگرا نیست که راحت حرف بزند و مثلا حین حرف زدن فکر کند بلکه ترجیح می دهد خیلی از افکارش را به زبان نیاورد. تفاوت در سطح درونگرایی و برونگرایی معمولا دردسرهای بزرگی برای زوج ها ایجاد می کند.


طرفم از چه چیزی در من خوشش آمده است؟

خب ممکن است بگویید اول خواستگاری که این سوال مفهومی ندارد. اما واقعیت این است که به تدریج که شناخت هایی حاصل می شود این سوال نیز جایگاهش را پیدا می کند. آیا از اینکه طرف از قیافه من خوشش آمده باید نگران شوم؟ نه! خیلی هم عالی است. منتها اگر همه خوش آمدن طرف شما خلاصه شود در چهره تان، البته باید نگران شوید!

اصلا بگذارید خیلی راحت بگوییم که شما بهتر است از طرفتان بپرسید که چقدر از قیافه من خوشت آمده زیرا علیرغم ژست اخلاقی که خیلی ها می گیرند که اخلاق در زندگی مشترک مهم است تاکید می کنیم که هم اخلاق مهم است هم جذابیت های فیزیکی. درست است که جذابیت فیزیکی به تدریج عادی تر می شود (معمولی نمی شود!

این یک خرافه است که به تدریج زیبایی های ظاهری برای دو نفر پیش و پا افتاده می شود. صحیح تر این است که بگوییم نقش مسال دیگر مثل اخلاق و کردار و خانواده پر رنگ تر می شود) اما این بدین معنی نیست که شوهر تناسب اندام خودش را رها کند یا زن به آراستگی های ظاهری خود نرسد چون از مرحله انتخاب گذشته اند و دیگر این چیزها اهمیتی ندارد.

 

آیا باید از روابط قبلی و نامزدی های گذشته فرد سوال کنیم؟

احتمالا بعضی از شما می گویید که گذشته هر کسی به خودش ربط دارد. ما هم منکر این موضوع نیستیم اما در بحثی مثل ازدواج نوع تجربیات قبلی خواستگارتان یا خودتان مهم می شود.

بگذارید مثالی بزنیم. آقایی (شهروز ۲۹ ساله) به تازگی از یک ارتباط سه ساله با مینا بیرون آمده است که طرفش در کمال ناباوری رفته و ازدواج کرده با پسر عموی خودش و شهروز خان را حسابی نواخته است. شهروز بعد از ۵ ماه به خواستگاری نرگس آمده است.

نرگس آیا لازم است مراقب باشد که نکند شهروز از روی چشم و هم چشمی و رو کم کنی مینا سراغ نرگس نیامده است؟ آیا دردهای این خیانت دیدگی تسکین یافته است؟ آیا شهروز از ترس خیانت مجدد، رو به ازدواج نیاورده است؟ زیرا ازدواج شرایطی فراهم می آورد که با دوستی های گذری فرق دارد و امنیت بیشتری فراهم می آورد.

 

آیا شهروز سعی نمی کند که با مراقبت از همه چیز مبادا اتفاقی مشابه سرش در آید؟ آیا شهروز بعد از ۵ ماه توانسته با خشم هایش کنار بیاید و توانسته به سهم خودش در از دست دادن مینا هم بیندیشد یا کلا مینا را خائنی می داند که باید در طول زندگی اش به سزای خیانت ننگین خود برسد؟

دانستن کلیاتی از ارتباط های قبلی طرف مقابلمان لازم است مثل دلیل بهم خوردگی ارتباط یا خوبی های آن انتخاب و حس طرف الان نسبت به اتمام آن ارتباط. مثلا آیا طرف بقیه را مقصر نشان می دهد و بی لیاقت و سطحی تا خودش را عمیق و فهمیده جا بزند؟ آیا طرفم مسوولیت پذیر است یا بقیه را دست پایین می گیرد؟

نظر خانواده طرف درباره انتخابهای قبلی هم اهمیت دارد. خیلی از خانواده ها هنوز رابطه خود را با طرف قبلی حفظ کرده اند و دائم در حال مقایسه شما با نفر قبلی هستند. اینجا با دانستن تاریخچه روابط فیمابین قبلی می توانید بقیه را بهتر درک کنید.


ادامه مطلب...

تعداد کل : 95 <<   1     ...     10     11     12     13     14