X
تبلیغات
رایتل

هفته ی کتابخوانی- معرفی کتاب "زندگی در باتلاق فریب"

علی راد پنج‌شنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 23:23 چاپ


پست ناقص و کامل هم  نمیشه:


برچسب‌ها: معرفی کتاب

به مناسبت هفته ی کتاب-نیاز

علی راد دوشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 23:01 چاپ

خوندن کتاب چندین دلیل میتونه داشته باشه. یکی  برا وقت گذرونی و لذت. یکی برا اینکه نیاز پیدا میکنه. یکی..

 رو نیاز کلیک کنم و پیشنهاد بدم هر کی با توجه به نیازش.. قصد معرفی کتاب ندارم فقط اشاره میکنم و احتمالا چند تا لینک معرفی  اگه همین الان سریع بخونم وگرنه هیچی. اصل همون واژه ی نیاز هست چرا که اگه خیلی هم مقاوم باشیم برابر کتابخونی، احساس نیاز میشکنه اون سد مقاوم رو. خوشبختانه و متاسفانه "احساس نیاز" و درد و مشکل که زیاده..:

کتاب های برتراند راسل رو یه مدت قبل از خواب میخوندم و خواب منو سهل تر کردن. کلن چار تا کتاب از راسل خوندم: جهانی که من میشناسم/تسخیر سعادت/جهان بینی علمی/زناشویی. اخری رو قبلن تو وبلاگ معرفی.. سه تا میمونه که از هر کدوم یه جمله  کش برم:

از جهان بینی علمی: داروین در قوانین  وراثت که توسط نظریه مندل تغییر یافت دچار اشتب بود.

جهانی که..: اصلن علامت نزدم. پف!

تسخیر سعادت: به همان نسبت که شبی رو خوش گذرانده باشید روز بعد ملول تر خواهید بود.

معرفی کلی کتاب

توتم و تابو زیگموند فروید برا انواع وسواس و..

بررسی کتاب توتم و..

اشباهات لپی زیگموند فروید برا لغزش های کلامی(زبانی) و نوشتاری(قلمی کیبوردی). یه جورایی ادمو با هوش میکنه به نظرم. منتها سنگینه بد هم ترجمه شده. تا الان سه بار خوندم. بعید میدونم میلتون بکشه برا خوندن.

دانلود کتاب اشتباهات..

ثروت ملل ادام اسمیت. نیست که تفکر اقتصادی ندارم گفتم بزنم به ریشه. این شد که ناقص خوندمش.

کتاب های اگزیستانسیال: اول یه توضیح مختصر در مورد این مکتب بدم.فلسفه  دیدین که چقدر واژگان خفن داره؟ مخصوصا فلسفه ی اسلامی. خب اگزیستانسیال از این نظر شما رو اذیت نمیکنه.با دردهای رایج سروکار داره مث تنهایی پوچی عشق مرگ ازادی.  اگه از هر کدوم از  افراد زیر یعنی هایدگر و سارتر و نیچه و یالوم و فرانکل ، چند تا کتاب بخونید میشه گفت  به راحتی میتونید  اگزیستانسیالیسم رو تلفظ کنید بدون لغزش زبانی!

اخیرا چند تا کتاب از یالوم که معرفی.. 

معرفی "انسان در جستجوی معنی"    اثر فرانکل  و من دیگه در پستی جدا معرفی نمیکنم. دو قسمتیه کتابش فک کنم. یه قسمت از کتابش که در مورد زندگی در اردوگاه بود و دومی تحلیل. فقط یه مضمون از  قسمت دوم کتاب در ذهنم مانده. انجا که گذشته ی فرویدی رو با یه مثال نقض زیر سوال میبره. جالب اینجاست که فروید در گریه های نیچه هم کمرنگ بود و نیچه چاووش خوان قافله!

پست تموم


فلسفه ی بدتر و بدترتر!

علی راد دوشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 19:36 چاپ

حدود سال 85 رفت امریکا. تگزاس میشینه و نمیخواست تو رای گیری شرکت کنه می گفت نه ترامپ و نه کلینتون. بد و بدتره منو قبول نداشت . می گفت اگر" بد و بدتر" تو رو  هم قبول کنم انتخاب نکردن هم یه گزینه هست  و به نظرش حکم بد رو داره و نه بدتر.  رضایت درونی براش مهم بود ارزشه اولویته. خداوکیلی ادم باوجدانی بود همون چند سالی که ایران با هم بودیم فهمیدم. گفتم رفیق به هر حال داری تو اون کشور زندگی میکنی حداقل کلینتون رو انتخاب کنه بلکه ترامپ افراطی رای نیاره. یارو احتمالا سیاست رو با کشتی کج اشتب میگیره.. می گفت  علی سیاست از کشتی کج هم خشن تره و بی پدر مادر و کلینتون هم  چیزهای خوبی از قبل نفرستاد. صحبت کردیم صحبت کردیم تا یه مثال فلسفی زد. به فلسفه  هم کنار مکانیک علاقه داره:

گفت فرض کن  قراره 20 نفر بی گناه رو اعدام کنن با صندلی الکتریکی. تو مسئول اعدام رو میشناسی و  در واقع رفیق فابریکش هستی. اصلن فرض کن مسئولش منم. از موضوع مطلع میشی و زنگ می زنی برا من و من میگم:

بخاطر تو علی یه تخفیفی میدم و 19 نفر رو اعدام نمیکنم منتها یه شرط داره:

تو باید اون یک نفر رو اعدام کنی یعنی کلید برق صندلی الکتریکی رو تو باس بزنی . وگرنه هر 20 نفر اعدام میشن. حالا بین بد و بدتر انتخاب کن رفیق.

من اینطوری شدم: گفتم رفیق فلسفه بافی نکن من نمیخوام  شریک  و باعث اعدام بشم. گفتش منم نمیخوام شریک بشم من نظام امریکا رو اصلن قبول ندارم.

پس برا چی رفتی  اونجا ها؟!


من قبول دارم

علی راد یکشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 23:59 چاپ

سکشن سوم کتاب"مامان و معنی زندگی" دکتر یالوم رو امروز میخوندم. یالوم دکتر گروه درمانی 5 تا بیمار سخت هست. دوتاشون دخترانی هستن که دچار بی اشتهایی عصبی هستن. یه نوع اختلال  روانی هست که به رغم گرسنه بودن از خوردن امتناع.. یکیشون دچار توهم . یکیشون هم  بدفرمی پاها به طوری که ارزوی دویدن.. پنجمی خاطرم نیست سریع خوندم و نوع بیماری و اسامی مدنطرم نبود. استارت اولیه ی دکتر اروین یالوم  توام با نامیدی دکتر بود چرا که بیماران نم پس نمیدادن و به شدت گریزان از ارتباط  با دیگران. دکتر طوری جلسه ی گروه درمانی رو پیش برد که ناخواسته و خداخواسته شیب خوبی پیدا کرد جلسه. یکی از بیماران به حرف اومدو شکوه کرد از وضعیت خودشو دیگری جوابشو میدادو درکش میکرد و تعجب میکرد. مثلن اونی که پاهای زشت و نافرمی داشته تعجب خودشو از غذا نخوردن.. این چرخه ادامه پیدا کرد و بعده جلسه دکتر و پرستاران شاهد بودن که اون 5 نفر چطور در تایم ناهار با هم می حرفیدن. منو یاد چی  انداخت؟:

خب  یکی از دلایل نوشتن تو دنیای مجازی این میتونه باشه که تو دنیای واقعی زیاد همصحبت نداریم. مثلا من  تو فامیل کسی رو نیافتم که بخوام در مورد فلسفه مصاحبت داشته باشیم. اون 5 بیمار منو یاد وبلاگی ها انداخت که به وبلاگ همدیگه سر میزنن و به نوعی ناگفته های خودشون( در دنیای واقعی) رو تو وبلاگ همدیگه مطرح میکنن. مگه بده؟ نه، من خودم به یه سری  وبلاگ ها سر میزنم و کامنت هم میذارم ولی قبول دارم که جایگزین  حرف های ناتمام من در دنیای واقعی نمیشن. (الان فریبا میاد میگه  علییییی تشر نزن. من هیچی نگفتم که.. تازه گفتم خودم) من البته سال 95  10ماه در هیچ وبلاگی کامنت نذاشتم. من خوده میکرو اکشنم

من اینجا گفتم که وبلاگ های جغدی نمیخونم خواهر گلم شاید هم برادر عزیزم منظورم شما بودین دیگه. چند تا از پست هاتون رو سریع خوندم و اتفاقا جالب هم بود ولی  حسش نیست.

انگلیسی:

I feel much better.

خواب خوبی داشته باشین


سلام فلسفه

علی راد جمعه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 00:29 چاپ

یه مثال فلسفی در واقع شاخه فلسفه ی اخلاق:

یه زن  و شوهر بودن که زنه  به هر دلیلی  یه دوس پسر اختیار میکنه. حالا شوهرش کم محبت بود، خسیس بود.. یه روز شوهره میره ماموریت. زنه فرصت رو غنیمت میشمار و ندا میده به دوس پسرش که بیا بریم جنگل فلان کنار رودخونه ی  فلان. تو این جنگل یه قاتل هست. چند تا کلبه  تو مسیرشون هست که ادمیزاد زندگی میکنن. غروبی میرسن رودخونه. دوس پسره قالش میذاره و تنهایی بر میگرده. زنه تنها نیست چون همراه اول داره میزنگه برا شوهرش و سربسته و دربسته درخواست کمک میکنه. شوهره میگه نمیتونم بیام من اگه برگردم کل اقصاد کشوره میخوابه زنه بر میگرده و به شب میخوره. هر کلبه ای که میره راه نمیدن بهش. اخر قاتل می کشتش و خلاص.

سوال کردن از مردم که تو این داستان ساختگی کی مقصره یا  از همه بیشتر مقصره؟ 

یکی میگه زنه. زن باس حیا میا داشته باشه و از این حرفا. یکی میگه شوهره. مرد باس غیرت داشته و .. یکی میگه اون صاحبان کلبه.یکی میگه دولت.  اما کسی نمیگه قاتل!

فردی رو تصور کنید که تمام طلاهای خانومشو میفروشه. از مادرش پول قرض میگره. وام میگره. از رفقا و خواهر و برادرش قرض میگیره وو جمع میکنه میشه 200 میلیون. میده به یکی که تو کار تولید ظروف یکبار مصرف هست بدون قراداد بدون سفته که چی بشه؟ هر ماه سود بگیره. خب طبیعتا بیشتر از سودبانکی. بیشتر از یه سال میگذره ولی  ولی دیگه.. صاحب تولیدی جواب تماس ها رو هم نمیده. مقصر کیست؟

مثال فلسفی که ذکر شد تو دفتر یادداشتم بود. تصمیم گرفتم برا دوره یه سری از دستنوشته هامو بیارم تو وبلاگ مخصوصا مطالب فلسفی. شاید هم منصرف شدم یه مدتی قهر بودم با فلسفه. ذهنم احساس نیاز کرد برا این رفیق قدیمیم. فلسفه سواره بر علوم دیگر به نوعی. سیاست سواره بر فلسفه و زنا زاده هست.


معرفی کتاب-مامان و معنی زندگی

علی راد دوشنبه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 23:44 چاپ

چی داریم؟:

امروز سکشن دوم کتاب"مامان و معنی زندگی" دکتر اروین  یالوم رو شروع کردم. شیش تا سکشن کتاب:

1-مامان و معنی زندگی 2- همنشینی با پائولا 3-تسکین از نوع جنوبی 4-هفت درس پیشرفته در درمان سوگ 5-رویارویی دو جانبه 6-طلسم گربه ی مجار

پائولا حکایت زنی هست که  سرطان سینه داره و یکی از مراجعه کنندگان  دکتر یالوم هست و داره با مرگ دست و پنچه نرم میکنه. کلا 4 تا داستان اول بر اساس واقعیت هست. خبر خوش اینه که کتاب داره منو به وجد میاره. به نظرم داستان پائولا در واقع تفسیر جمله معروف نیچه هست که گفته بود:"هر آنچه مرا نکشد، قوی ترم می کند" چنانچه نویسنده جملات زیادی از نیچه رو تو کتاباش داره تزریق میکنه و متاثر از نیچه هست همانطور که  گلمن متاثر از فروید و جیمز هولیس متاثر از یونگ هست. خیلی جاها هم جملاتی رو میگه که  در واقع به جملات  نیچه  اشاره داره. اونجا که  اشاره میکنه مرگ یعنی  پایان احتمالات بعدی در واقع اشاره به" آخرین پاداش مرگ اینه که دیگه نمیمیری!" ی نیچه داره....... یا انجا که اشاره به آزادی  بزرگ داره..

اینم مث کتاب "مرداب روح"یه کتاب سرمی هست نه سوزنی. سرمی   از خودمه. یعنی کتاب هایی که اروم اروم آگاهی  رو تو وجودتون تزریق می کنن و لزوما درمانی قطعی نیستن چه بسا خیلی از دردها و رنج های ما یک  مرض نباشن صرفا مشابه کمبود ویتامین یا آب  در بدن باشن.. اما کتابی مث "حکمت شادان" نیچه میشه سوزنی و پرچگال.

مراحل 5گانه سوگ راس در سکشن دوم اومده:انکار/خشم/چانه زنی/افسردگی/پذیرش

در" پروانه شو" به پذیرش اشاره کردم. این 5 تا صرفا برا مرگ نیست و به اونجا هم میتونیم ربط بدیم. گرچه خیلی ها  تو همون انکار موندن و من که زیاد دیدم تو مرحله چانه  و فک زدن و تجزیه و تحلیل  کلیک کردن و هنوز به مرحله زیبای! افسردگی(افسردگی تو روانشناسی  لزوما بار منفی نداره) نرسیدن. برا کیا مناسبه؟:

مرگ عزیزان. طبیعتا مرگ مادر برا خیلی ها میتونه سخت باشه. درجه داره. ته تغاری باشین؟ اختلاف سن  شما و والدینتون زیاد باشه؟ تو 7 سال چهارم زندگی تون  بی مادر بشین؟ یتیم الطرفین بشین(هم مادر هم پدر)؟ وقتی مادرتون رفت مجرد یا متاهل؟ ووو یه سریالی داد امشب شبکه ifilm  به نام زمانه که یه خوردشو با اصرار خانواده دیدم.  با بازی خانوم ایزدبار که نقش  یه دختر وکیلی بود که  مادرشو از دست داد. اونطور که خانواده تعریف می کردن هم موثر بود در مرگ مادرش هم مقصر. همزمان طلاق هم گرفت. پدرش هم مجرم. برادرش هم معتاد. وضع مالی هم افتضاح. از کار هم بیکار شده بود. خب چنین فردی طبیعتا درجه ی سوگش بالاست.

دامنه واژگان پارسی رو زیاد کنیم: تنویر افکار عمومی رو زیاد شنفتین نه؟ تنویر از نور میاد و روشن شدن معنی میده. که در کتاب  بهش اشاره شده.

بخشی از نوشته ی  پشت جلد


مامان و معنی زندگی

علی راد یکشنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 23:47 چاپ

"مامان و معنی زندگی" یکی دیگه از کتاب های یالوم هست که دارم میخونم. یه کتاب که چند سکشن داره و اسم سکشن اولش همین مامان و... امروز فقط همین سکشن رو خوندم و راستشو بخواین زیاد خوشم نیامد و  همیشه موقع خوندن کتاب منتظرم تا یه نکته هر چند تکراری رو ببینم منتها چیز خاصی نداشت. هر چند فعلن برا قضاوت زوده.. یالوم یکی دیگه از اون چهار نویسنده ای هست که دارم کل کتاباشو میخونم نویسنده ی اولی که معرفی کردم  دنیل گلمن بود( هنوز بعضی از کتاب های گلمن رو کاملا تموم نکردم)

دغدغه ای برا خرید کتاب نباد باشه به نظرم. چون میشه امانت از.. بعضی از کتاب ها پی دی افش موجود.. ولی برا کتاب های جدید حتما باید دس به جیب بشین مثلن کتاب تمرکز گلمن که اخیرا.. یه نکته ی دیگه:

بعید میدونم بخوام تمام بخش های کتاب های دو فرد مذکور رو بخونم گرچه تصمیم اولم  همین بود منتها:

گلمن خیلی از مفاهیم رو تکرار میکنه تو کتاباش و من اسیر چگالی هستم(البت امسال دارم سعی میکنم  مطالب پفکی هم بخونم)

یالوم هم که فک کنم تمام کتاباش داستانی باشه و من اسیر داستان و رمان نیستم. "وقتی نیچه گریست" اش اگر منو جذب کرد بخاطر برش نام های فروید و نیچه بود. یه اصلی هست که میگه اطلاعات قبلی شوق میاره:

من چون با متون نیچه و فروید اشنا بودم جذابیت  رمان "وقتی نیچه گریست" برام بیشتر بود تا فردی که.. درست مث فردی که اطلاعات زیادی در مورد بازیکنان بارسا و رئال داره و میشینه پای تی وی.. من هرگز موفق نشدم:

که کل کتابای یه نویسنده رو بخونم حتی  دکتر شریعتی. یه زمانی میخواستم  استارت بزنم که کل کتاب های فلسفی  شهید مطهری رو بخونم که نشد و بد هم نشد.

انگلیسی و آهسته و پیوسته:

Abu Musa Ashari was very dupe!

قبل از خواب مسواک بزنید

بعد نوشت: نکته ی سکشن اول کتاب این بود که استقلال برا فرزندانی که در خانواده های  ناکارآمد رشد کردن سخته که من متوجه نشده بودم.


تعداد کل : 1256 <<   1     2     3     4     5     ...     180   >>