X
تبلیغات
رایتل

مصاحبه با رتبه 8 مدیریت سیستم وبهره وری

علی راد جمعه 10 مهر‌ماه سال 1388 @ 17:22 چاپ


این مطلب از سایت کنکوری نصیر www.nasir.ir  گرفته شده است. من فقط قسمت هایی را که احساس می کردم اهمیت بیشتری دارد٬ با رنگ قرمز مشخص کردم. 

آقای آرش فتحعلی خانی ، رتبه 8 مدیریت سیستم وبهره وری و 21 مهندسی سیستم، ورودی 81 دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی بارتبه 1845 منطقه 1، معدل پیش دانشگاهی 19.20 و معدل کارشناسی 14 دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی سیستم دانشگاه امیر کبیر.
 
◄  ضمن تشکر از حضور شما و به عنوان اولین سوال بفرمائید از ابتدا به فکر رشته سیستم بودید یا هدف اصلی شما صنایع بود؟
-  نه،من ازابتدا هدف خود را مهندسی سیستم قرار داده بودم و حتی درآزمون مهندسی صنایع شرکت نکردم بلکه رشته مدیریت (7گرایش) رابه عنوان رشته اول خود انتخاب و در آزمون آن شرکت کردم.
 
◄  ولی صنایعی هایی که به  سیستم فکر می کنند هم معمولا کنکور صنایع راشرکت می کنند؟- بله، ولی من مطالب دروس طرح ریزی و کنترل موجودی را به خاطر نداشتم ، از طرفی روال سال قبل آزمون به این صورت بود که آزمون مدیریت قبل از آزمون سیستم و آزمون صنایع بعد از آزمون سیستم برگزار می شد و من علاقه مند بودم قبل از آزمون اصلی خود در آزمون رشته دیگری شرکت کنم تا آماده تر شوم.ضمن اینکه دروس تحقیق درعملیات، ریاضی و آمار وزبان در هر دو مشترک بود ؛ رتبه مدیریت صنعتی ام 446 شد و مجاز به انتخاب رشته هم شدم.
◄  سال قبل هم درکنکور شرکت کرده بودید؟
- بله ،من ترم 7 هم می خواستم به طور جدی درکنکور شرکت کنم ولی به علت مشغله زیاد بیش از2ماه نتوانستم برای کنکور بخوانم، رتبه ام هم حدود هشتصد شد.
 
◄ ترم 9 چند واحد داشتید؟
-  5واحد
 
◄  امکان اینکه ترم 8 واحدهاراتمام کنید بود؟
- بله ،من معافیت خودراگرفته ام، و از نظر خدمت سربازی هم مشکلی نداشتم. تنها چیزی که باعث شد من 5 واحد برای ترم آخر نگه دارم توصیه دوستانم دراین مورد بود که برای کسی که قصد شرکت درکنکور را دارد بهتر است که لااقل یک روز به دانشکده بیاید، همیشه در خانه یا کتابخانه بودن خوب نیست.
 
◄ ساعات مطالعه شمابه چه صورتی بود؟
- درخانه نمی توانستم خوب درس بخوانم، برای همین بعضی روزها برای مطالعه به کتابخانه دانشگاه تهران و گاهی به کتابخانه اندیشه می رفتم. صبح ها از حدود ساعت 9 شروع می کردم و تا حدود 6 درس می خواندم، به طور مفید حدود 7ساعت . البته یکی از دوستانم هم بود که برخی روزها باهم مطالعه می کردیم ولی خوب برنامه مان همیشه مثل هم نبود.
 
◄آزمون آزمایشی هم شرکت می کردید؟
- بله،رتبه هایم هم حدود سی یا چهل بود.
 
◄  این موضوع شما را اذیت نمی کرد؟
به نظر من اصلا مزیت آزمون آزمایشی این است  که بگوید شما مشکل داری و باید بیشتر بخوانی. در واقع قصد من این بود که خود را تست کنم و با این رتبه ها اصلا روحیه ام بد نمی شد بلکه روحیه ام بیشتر می شد .
 
◄  کنکور چه طور بود؟
-  سوالات آمار اصلااستاندارد نبود و تعدادی از سوال ها به هم مرتبط و وابسته بودند، تحقیق هم این طوری بود؛ این موضوع باعث می شد که با پاسخ غلط به یکی،دیگری هم اشتباه شود.
برنامه نویسی هم برخلاف هرسال سوالات جدید زیاد داشت و سوالهایی مطرح شده بود که قبلا جایی نیامده بود.  ولی ریاضی معمولی بود و سوالات خیلی سخت وغیر عادی نداشت.درمورد آمار یک چیز خیلی جالب بود که جدول توزیع Z راجایی از سوالات گذاشته بودند که خیلی ها ندیده بودند از جمله خود من.
 
◄ منابع مطالعاتی شما چه بود؟
- من برای دروس آمار و احتمال و ریاضی کلاس می رفتم، برای ریاضی به کلاس آقای آقاسی و برای آمار به کلاس آقای محبی کیا رفتم.
ازنظر کتاب هم برای درس زبان کتاب سنجش تکمیلی راخواندم که 50 درک مطلب در آن بود، 25 تا عمومی و 25 مطلب از کتابهای تخصصی سیستم .دراینجا یک توصیه بهتر است به کسانی که می خواهند دررشته سیستم آزمون بدهند داشته باشم، زبان را هرگز کنار نگذارند، دربدترین حالت سوالات سالهای مختلف رشته های صنایع و سیستم رانگاه کنند و لغات آنها را حفظ کنند. گاهی برخی سوالات بسیار مشابه با سالهای قبل مطرح می شود. ضمنا باتوجه به اینکه خیلی ها به سوالات زبان پاسخ نمی دهند درصد خوب دراین درس تاثیر مثبت زیادی دارد. به نظر من سوالات درک مطلب را با کمی تمرین می توان پاسخ داد.
برای درس ریاضی کتاب آقای آقاسی راخواندم که باشرکت درکلاس ایشان معلوماتم تکمیل شد. برای درس سیستم کتاب های مهرگان و بازارا راخواندم که البته بازارا سخت گفته و به نظر من خواندنش برای سیستمی ها خیلی واجب هم نیست. بعداز یادگرفتن تشریحی مطالب،تست ها راهم از راهیان ارشد و جزوه های کنکوری حل کردم. البته تست های تحقیق صنایع راهم ازسال 70 حل کردم.
برای درس برنامه نویسی هم کتاب مقسمی راخواندم که کتابی است که اصلا برای رشته سیستم نوشته شده است.نکته ای که من از برخی شرکت کنندگان شنیده ام این است که مثلا اصلا برنامه نویسی کارنکرده ام وفایده ای ندارد بخوانم.درصورتی که اصلا ربطی نداردوباخواندن کتابهای لازم می توان درصد خوبی ازتستها راپاسخ داد.مباحث تشریحی درس آمار و احتمال راهم از کتابهای شلدون راس وجان فروند یاد گرفتم وبرای نکات وتستها هم از جزوه های نصیر وپارسه وکتاب پردازش استفاده کردم.
 
◄ تغییر تعداد سوالات روی آرامش روانی شما تاثیری نداشت؟

-  نه، البته نکته جالب اینکه من داشتم به سرعت سوالات تحقیق را جواب می دادم که به سوال 20 رسیدم و دیدم که سوالات تمام شد و برگشتم دوباره روی سوالات تحقیق وقت گذاشتم ، منظورم این است که تاثیر خاصی روی روحیه ام نداشت ولی درمورد آمار این طور نبود وبرخورد با آن سوالات مرتبط با هم روحیه مرا کمی خراب کرد.
 
◄  برنامه درسی خاصی هم داشتید؟-  بله،من سعی می کردم که دریک روز حتما سه درس را بخوانم، البته دروس آمار و ریاضی را در یک روز نمی خواندم و بقیه را تقسیم می کردم.
اصولا من اول هرهفته برنامه هفته بعد را می نوشتم و اگرچه ممکن بود همه آن رعایت نشود ولی باز خیلی خوب بود. از طرف دیگر من مطالعه تشریحی دروس را تا یک ماه مانده به کنکور تمام کرده بودم و ماه آخر را فقط تست می زدم که خیلی درموفقیت من تاثیر داشت ،در واقع شاید بتوانم بگویم که تاقبل از ماه آخر آمادگی من برای کنکور 50% بود و بعد از این یک ماه به 100% رسید.
 
◄درپایان اگر توصیه خاصی دارید،بفرمائید.
- بازهم تاکید می کنم که دررشته سیستم بچه هاهیچ درسی راکنار نگذارند ،چه از نظر مطالعه قبل از آزمون و چه از نظر زمان بندی سرجلسه، وقت هردرسی مال خود آن درس است ونمی توان وقت آن رابه دیگری داد. 

 


مصاحبه با رتبه ۲۲ مهندسی صنایع- سیستم

علی راد جمعه 10 مهر‌ماه سال 1388 @ 13:01 چاپ

 

این مطلب از سایت کنکوری نصیر www.nasir.ir  گرفته شده است. من فقط قسمت هایی را که احساس می کردم اهمیت بیشتری دارد٬ با رنگ قرمز مشخص کردم.


● با سلام لطفا در ابتدا خودتان را معرفی نمایید.محمد بیات هستم متولد سال 62 هستم و در روستای جریا که از توابع شهرستان ملایر و جزء استان همدان است و در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمدم. پدرم در روستایمان زمین کشاورزی دارد و دامداری هم میکند و فقط سواد خواندن و نوشتن( به اصطلاح قدیمیا سواد قرآنی) دارد. دوران دبستان را در همان روستایمان طی کردم و در سال پنجم دبستان در آزمون ورودی مدرسه راهنمایی نمونه ملایر شرکت کرده و با رتبه نه چندان خوبی قبول شدم. در سال دوم و سوم راهنمایی شاگرد اول بودم و سال سوم راهنمایی را با معدل بیست گذراندم. سپس در آزمون ورودی دبیرستان نمونه هم رتبه اول را در سطح استان همدان کسب کردم و وارد دبیرستان نمونه ملایرشدم. و کل دوران راهنمایی و دبیرستان را در خوابگاه سکونت داشتم و آخر هفته را به روستایمان میرفتم. در سال 80 در کنکور سراسری رتبه 821 را بدست آوردم و در رشته مهندسی صنایع گرایش تولید در دانشگاه علم و صنعت پذیرفته شدم. در کنکور ارشد هم رتبه 22 گرایش سیستمهای اجتماعی اقتصادی و رتبه 54 گرایش صنایع را بدست آوردم. و در دانشگاه امیرکبیر و گرایش سیستم مشغول به تحصیل شدم. اردیبهشت ماه امسال(85) هم ازدواج کردم و الان همزمان هم کار میکنم و هم درس میخوانم و از زندگیم راضی هستم و خدا را از این بابت شاکرم.

●معدل دیپلم و پیش دانشگاهی و رتبه کنکور.معدل دیپلم 19 و معدل پیش‌دانشگاهی 19.2 و رتبه کنکور 851 منطقه دو.
●آیا در مدرسه هم شاگرد اول بودید؟ خاطره ای از آن دوران دارید؟
دو سال آخر راهنمایی و سال دوم دبیرستان کلا شاگرد اول بودم و بقیه دوران هم معمولا جزء اول تا چهارم بودم. بهترین خاطره‌ام در بین این اول شدنها، آزمون ورودی دبیرستان نمونه بود که در سطح استان رتبه اول را بدست آوردم و شادی و شعف خانوده‌ام در آن زمان هیچ موقع از یادم نمیرود.
●وضعیت تحصیلی خود را در دانشگاه از زمان ورود تا فارغ‌التحصیلی شرح دید.
سال اول دانشگاه افت شدیدی کردم علت اصلی آن ناآشنایی با فضای دانشگاه و نحوه درس خواندن در دانشگاه بود. از سال دوم به بعد کم‌کم خودم را رساندم و سال سوم شاگرد اول دانشکده شدم و معدل لیسانسم 16.5 شد.
●در دانشگاه چه فعالیت های فرا‌درسی انجام می دادید.(علمی، فرهنگی، ورزشی و...)
در دانشگاه مسئول تربیت بدنی بسیج دانشگاه بودم. و نیز در هیئتی که در خوابگاه فعال بود و هنوز هم فعال است با دوستان همکاریهایی داشتم و گهگاهی هم که در مراسمات مذهبی مداح نداشتیم، من مداحی میکردم.
●آیا به درس خاصی علاقه‌مند بودید؟
در دروس دانشگاه کنترل پروژه، کنترل موجودی و OR در دروس کنکور هم تحقیق و آمار
●آیا به کاری نیز مشغول هستید ؟ چه ارتباطی بین این رشته و شغلتان وجود دارد؟مدتی است در سازمان صدا و سیما به کار کنترل پروژه مشغولم و همزمان دروس تحقیق در عملیات و آمار و احتمال را به صورت خصوصی تدریس میکنم و خدا را شکر تا به حال هم نتایج خوبی بدست آورده‌ام. نمونه‌اش همین سال گذشته تحقیق در عملیات را با بنده خدایی که 5 سال پیش از یکی از دانشگاههای آزاد دوردست فارغ‌التحصیل شده بود و واقعا در ابتدای کار از تحقیق هیچی نمیدانست کار کردم و ایشان در کنکور توانست تحقیق را 70 درصد بزند و در دانشگاه صنعتی اصفهان روزانه قبول شود. و واقعا از تدریس دروس کنکور لذت می‌برم.
●در مورد مطالعات خود برای کنکور توضیح دهید؟
من چون پایه‌ام در دانشگاه خوب بود از اول آذرماه درس خواندن را شروع کردم و هر روز نزدیک به 14 ساعت مطالعه میکردم.
تحقیق در عملیات: مهرگان و بازاراآمار: جزوه و کتاب پردازش
احتمال: راس و کتاب پردازش
طرحریزی: جزوه و کتاب پردازش
موجودی: جزوه
برنامه‌نویسی: دکتر مقسمی
زبان: تستهای سالهای گذشته
ریاضی: کتاب پوران پژوهش
شما در چه کلاسهایی شرکت کردید؟
من برای درس آمار در کلاسهای موسسه نصیر شرکت کردم.
●آیا از روزهای مطالعات کنکوری خود لذت می بردید؟
معمولا لذت این روزها بعد از گرفتن نتیجه آشکار میشود. وگرنه آن موقع که فقط درس میخواندم و شب نخوابی میکشیدیم. ولی واقعا بعد از گرفتن یک نتیجه خوب تمام خستگی از وجودم خارج شد.●از درصد های کارنامه تان برایمان بگویید؟
دقیقش توی ذهنم نیست ولی تقریبی: صنایع: تحقیق 95، آمار 65، موجوی و طرحریزی35 و زبان 40
سیستم: تحقیق85، آمار65، برنامه نویسی78، زبان40، ریاضی45
●چگونه انتخاب رشته کردید؟
صنایع و سیستم شریف، امیر کبیر، علم و صنعت و... را از بالا به پایین انتخاب کرده بودم که انتخاب چهارم قبول شدم. که سیستم امیرکبیر بود. البته گرایش اقتصاد شریف رو نزدم وگرنه اون رو هم می‌اوردم.
●بعد از کنکور فکر می کردید چه رتبه ای کسب میکنید؟
من سر جلسه کلیدم رو پشت یه برگه که روی صندلی‌ام چسبانده بودند(شماره داوطلبی) یادداشت کردم و درصدهای دقیق رو حساب کرده بودم ولی نمیدونستم با این درصدها کجا قبول میشوم. ولی نسبت به دوستای خودم بهتر زده بودم. و تقریبا خیالم راحت بود که روزانه قبول میشوم.
●موفقیت را چگونه تعریف می کنید؟
برای هدفی که دارید از جان مایه بگذارید و اگر شما اینچنین تلاش کردید و حتی به نتیجه هم نرسیدید اصلا مهم نیست مهم این است که شما هر چه در توان دارید تلاش کنید و بقیه‌اش را به خدا بسپارید.
●عامل اصلی رتبه کسب شده را چه می دانید؟
تلاش مستمر و فراوان و کمک خدا و فضای خوب و مناسبی که در خوابگاه و اتاقمان برای درس خواندن فراهم کرده بودیم.
●نقش خانواده شما در این قضیه چگونه بود؟
همین که میدیدم قبول شدن من برایشان خیلی مهم است برایم دلگرمی بود.
● نکته دیگری به ذهن تان می رسد؟
اگر شما هدفی داشتید و برای رسیدن به آن تمام تلاش خود را بکار گرفتید و سپس با نیت خالص به خدا توکل کردید ولی به آن هدف نرسیدید مطمئن باشید یک مصلحت الهی پشت موضوع بوده است. 


مصاحبه با رتبه 21مهندسی برق-قدرت

علی راد پنج‌شنبه 9 مهر‌ماه سال 1388 @ 08:49 چاپ


این مطلب از سایت کنکوری نصیر http://www.nasir.ir/  گرفته شده است. من فقط قسمت هایی را که احساس می کردم اهمیت بیشتری دارد٬ با رنگ قرمز مشخص کردم. 

  

آقای یوسف شهبازی ، ورودی 82 مهندسی برق دانشگاه صنعتی خواجه نصیر الدین طوسی ، پذیرفته مهندسی برق- قدرت دانشگاه تهران با معدل 16.5 و درصد های ریاضی 71% ، مدار 22% ، کنترل 84% ، بررسی 47%، ماشین 36%، الکترومغناطیس 71% و زبان 11% .
 
◄لطفا بفرمایید از چه زمانی مطالعه برای کنکور را آغاز کردید؟

در ابتدا می بایست این موضوع را مطرح کنم که من در آزمون کارشناسی ارشد 86 هم نسبتا جدی شرکت کرده بودم و گرچه رتبه چندان جالبی کسب نکردم ولی به نوعی می توان شروع مطالعات مرا از سال قبل به حساب آورد. مطالعه برای آزمون قبلی را از مهرماه 85 شروع کردم و با توجه به اینکه زمانی که واحدهای درسی دوره کارشناسی از من می گرفت به طور میانگین 3 ساعت در روز مطالعه داشتم که از 2 ساعت در اوایل تا حدود 5 ساعت در نزدیکی های کنکور متغیر بود. متأسفانه ترم پاییز در کلاسهای کنکور شرکت نکردم و مجبور شدم در ترم زمستان از کلاسهای نصیر استفاده کنم، آن موقع ترم زمستان هم به سبک ترم های تابستان و پاییز برگزار می شد و محدود به دوره حل تست نبود. خلاصه گرچه خودم را تا حد زیادی برای کنکور آماده کردم ولی چیزی را که کلید موفقیت در آزمون ارشد است و ((تسلط بر مباحث)) می باشد را کسب نکردم و همین موضوع باعث شد تا نتوانم به نتیجه مطلوبم برسم و تنها حاصل من از آزمون تجربه بود.
برای آزمون 87 از آبان ماه شروع کردم، البته کمی دیر بود زیرا من ابتدا قصد شرکت در آزمون را نداشتم وحتی واحدهای درسی ام را هم به طور کامل به اتمام رسانده بودم ولی با صحبت های خانواده والبته دوستان دانشگاه تصمیمم عوض شد. برای آزمون برنامه نسبتا پایداری داشتم و خیلی با نزدیک شدن به کنکور تغییر نداشت.
 
◄برنامه ریزی شما برای کنکور به چه صورتی بود؟
در واقع من سعی کردم خیلی راحت ولی جدی با کنکور برخورد کنم، برنامه ای که بچه های هم اتاقی خوابگاه برای مطالعه خود طرح کرده بودیم به گونه ای بود که در صورت اجرای کامل 10 ساعت در روز درس می خواندیم ولی ساعت واقعی حدود 7 ساعت مطالعه بود و این موضوع باعث تعجب بقیه بچه های خوابگاه شده بود اما به نظر من اگر مطالعه دقیق و با تمرکز باشد خیلی بهتر از این است که از نظر کمی زیاد باشد. به عقیده من برای کسی که پایه خوبی داشته و از نظر مفهومی با مباحث مشکلی ندارد حدود 5 ساعت مطالعه در روز کاملا کافی است.
 
◄منابع مطالعه شما چه بود؟

اوایل که شروع کردم بیشتر از روی جزوه هایی که در کلاسهای نصیر نوشته بودم می خواندم ، البته در درس های مدار و کنترل خطی از کتابهای پردازش هم استفاده کردم. به تدریج از مطالعه جزوات کم کردم و به سراغ تست های سالهای قبل رفتم به این صورت که ابتدا تعدادی از دروس را به طور کامل تمام کرده و با شروع دروس بعدی در زمینه دروس قبلی تست حل می کردم و سعی کردم هیچ گاه از حل تست فاصله نگیرم چرا که به نظر من یکی از اصلی ترین عوامل ایجاد تسلط حل تست های استاندارد به ویژه تست های سالهای گذشته کنکور است.
در بعضی از درس ها نکات مهم را  قبل از هر بار تست زنی مرور می کردم تا به ذهن سپرده شوند.
نکته دیگری که در برنامه ریزی لحاظ کردم استفاده از تست های سالهای گذشته بود به این صورت که مباحثی که در سالهای قبل خیلی روی آنها تأکید شده بود را بیشتر از بقیه مباحث مطالعه می کردم و سعی می کردم میزان مطالعه مباحث با اهمیت آنها در آزمون سالهای قبل متناسب باشد البته این را هم در نظر داشتم که این کار خیلی هم قابل اعتماد نیست.
 
◄چرا برای مطالعه به سراغ کتابهای کنکوری نرفتید؟
به نظرم مطالب جزوه هایی که سر کلاسهای نصیر نوشته بودم مباحث آزمون کارشناسی ارشد را پوشش می داد و علتش هم این است که خود اساتید هم به سوالات آزمون سالهای مختلف احاطه کافی دارند و مطالب اصلی را هیچ گاه از قلم نمی اندازند.
از طرف دیگر احساس کردم که با مرور و حل تست های سالهای قبلی خیلی بهتر از کتابهای پراکنده بر روی مباحث تسلط پیدا خواهم کرد.
 
◄آزمون 86 چه درس هایی برای شما داشت؟
مهمترین درسی که از آزمون قبلی گرفته بودم این بود که اگر آدم بر روی 70 درصد مطالب مسلط شود بهتر است تا 100 درصد مطالب را بدون تسلط یاد بگیرد.  

(علی راد:قبلا در پست "مدیریت زمان قلم چی" به آن اشاره شد).نکته ای هم که از بررسی آزمون سالهای اخیر می توان پی برد این است که بین میزان مطالعه دروس ریاضیات، کنترل و اخیرا الکترومغناطیس و میزان پاسخگویی به سوالات، نسبتی تقریبا خطی وجود دارد به طوری که اگر بیشتر بخوانید بهتر می توانید تست بزنید، دروس مدارهای الکتریکی و بررسی سیستمهای قدرت حالت بینابینی دارند ولی مثلا درس ماشین های الکتریکی خیلی از این قاعده تبعیت نمی کند؛ لذا وقت های اضافه و مرور های مکرر را بهتر است به سه درس اول و بعد درس های دیگر اختصاص داد، البته من از نظر گرایش قدرت به موضوع نگاه کردم و در مورد برخی دروس نظیر الکترونیک ایده ای ندارم.
 
◄شرکت در آزمون های آزمایشی چه مزیتی برای شما داشت؟
برخی از تست ها که جالب بود و البته کمی سخت تر از کنکور، آدم را تحریک می کرد تا روش حل آنها را یاد بگیرد و به مرور مطالب کمک می کرد و در ایجاد انگیزه برای مطالعه بیشترموثر بود.
 
◄برنامه ریزی شما برای درس زبان چگونه بود؟
من خیلی روی زبان سرمایه گذاری نکردم؛ زبان عمومی را که اصلا نخواندم برای زبان تخصصی هم کتاب راهیان ارشد را مطالعه کردم که خیلی موثر نبود.
◄یک ماه تأخیر در برگزاری آزمون تأثیری در روند مطالعه شما داشت؟
بله، خیلی خوب بود، این یک ماه را هم به مرور و حل تست ها اختصاص دادم .
 
◄اگر نکته یا پیشنهاد دیگری دارید بفرمایید؟
توصیه من به داوطلبان این است که از تست های سالهای قبل غافل نشوند برای حل خیلی از سوالات نیاز به ایده هایی است که می توانند این ایده ها را در آزمون های قبلی ببینند و یاد بگیرند.
برای مطالعه به ویژه در این روزهای پایانی مکانی را انتخاب کنند که آرامش لازم را داشته باشد و بتوانند با آسودگی در آنجا درس بخوانند.
البته این را هم بگویم که به نظر من کنکور به صورت فعلی معیار مناسبی برای مقایسه افراد نیست گرچه با توجه به تعداد زیاد شرکت کنندگان تنها راه انتخاب است.
در مورد زبان هم بهتر است این درس از فهرست دروس آزمون خارج شود، زیرا در حال حاضر درس زبان تأثیر زیادی در قبولی در برخی رشته ها دارد و در واقع سطح علمی و آشنایی با زبان داوطلبان به صورت مختلط سنجیده می شود.
برای سنجش سطح زبان هم آزمون جداگانه ای به عنوان پیش شرط شرکت در آزمون کارشناسی ارشد برگزار شود و داوطلبان ملزم به کسب یک حداقل نمره از این آزمون باشند.
در پایان از زحمات و به ویژه کمک های روحی خانواده و دوستان هم اتاقی ام تشکر می کنم. 


مصاحبه با رتبه 15 مهندسی کامپیوتر

علی راد پنج‌شنبه 9 مهر‌ماه سال 1388 @ 08:00 چاپ

 

این مطلب از سایت کنکوری نصیر www.nasir.ir  گرفته شده است. من فقط قسمت هایی را که احساس می کردم اهمیت بیشتری دارد٬ با رنگ قرمز مشخص کردم.

خودتان را معرفی کنید. 

 زهرا میرمحمدی ، متولد 1352 ، متاهل و ساکن تهران هستم. رتبه 15 رشته مهندسی نرم افزار کامپیوتر را در کنکور 84 کسب کردم.

از اول وضع درسیتان چه طور بود؟ 

 اصولاً بچه درسخوانی بودم و در مدرسه شاهد درس می خواندم. در سال 70 با رتبه 27 در دانشگاه شهید بهشتی در رشته مهندسی سخت افزار پذیرفته شدم ، اوایل کارشناسی درسم خوب بود، اما اواخرش که مقارن با ازدواجم بود، افت پیدا کردم. سال 75 فارغ التحصیل شدم و ازدواج کردم و به علت مشغله های زندگی، نتوانستم درسم را بعد از کارشناسی ادامه بدهم.

چه زمانی تصمیم گرفتید ادامه تحصیل بدهید؟ 

 طی این سال ها علاقه داشتم ادامه بدهم اما چون از سال76درگیر بچه‌هایم شدم (الان یک دختر 9 ساله و یک پسر5 ساله دارم) نتوانستم، احساس می کردم من که دوران کارشناسی خیلی درس‌خوان بودم و رشته ای نه چندان آسان را خوانده ام، اما این چند سالی که فاصله افتاده است، خیلی ضرر کرده ام و همیشه ناراحت بودم که نتوانسته ام برای خودم یا جامعه ام کار مفیدی انجام دهم. حتی سال گذشته کتاب ها را تهیه کردم و تصمیم گرفتم در خانه درس بخوانم، اما چون فاصله زیادی افتاده بود و برنامه مشخصی نداشتم اصلاً موفق نشدم. بعد از آن تصمیم گرفتم در کلاس کنکور شرکت کنم. با مقایسه قبولی‌های موسسه نصیر با موسسات دیگر و با توجه به اینکه محل تشکیل کلاس ها به منزلمان هم نزدیک بود، در کلاس های نصیر ثبت نام کردم.

به کار کردن در بیرون از منزل، هم فکر می کنید؟ 

 بله، البته هیچ وقت کار نکرده ام ولی علاقه شدیدی به تدریس دارم. اما چون حوصله سروکله زدن با بچه های کم سن و سال را ندارم (با خنده)، دوست دارم استاد دانشگاه شوم.

چه منابعی را مطالعه می کردید؟  

چون فرصت زیادی نداشتم فقط کتابهای معرفی شده توسط اساتید نصیر را مطالعه کردم.

چه اساتیدی در این کلاسها بیشتر کمکتان کردند؟ درس طراحی الگوریتم را با استاد حاج سید جوادی داشتم که جزوه و نحوه درس دادن ایشان خیلی کمکم کردند و به جرات می توانم بگویم قبولی ام را مدیون ایشان هستم.

از چه ماهی شروع کردید؟ ساعات مطالعه تان به چه صورت بود؟ 

 من از مهرماه که ترم پاییز شروع می شد، فقط به کلاس می رفتم و چون ماه رمضان هم بود، وقت بیشتری نمی توانستم بگذارم، کلاس‌ها که تمام شد، تقریباً هرروز 6الی 7 ساعتی که دخترم در مدرسه بود تماماً درس می خواندم، بقیه روز هم اگر وقتی پیش می آمد، درس می خواندم، هفته آخر هم که بچه‌هایم را در منزل مادر و پدرم گذاشته بودم و تقریباً تا روزی 10 ساعت می خواندم. من با خودم تصمیم گرفته بودم که حداقل دو دور تمام درسها را بخوانم یک بار در طول کلاس‌‌ها و یک بار هم بعد از آن خودم خواندم.

وقتی می دیدید اکثر داوطلبان کم سن و سال‌تر از شما و طبیعتاً کم مشغله تر از شما هستند و فرصت زیادی برای درس خواندن دارند، مایوس نمی شدید؟ 

اگرچه با خودم می گفتم کاش من هم زودتر شروع کرده بودم، اما چون ما وقت محدودی برای درس خواندن داریم، سعی می‌کنیم از همان هم بهترین استفاده را ببریم. مثلاً من برای دو فرزندم CD های بازی کامپیوتری زیادی خریده بودم که چند ساعتی را بتوانم درس بخوانم و در همان 3الی 4 ساعتی که پیش می آمد سعی می کردم فقط ذهنم را به درس بدهم و آن را تلف نکنم.

زمان هایی بود که به قول معروف احساس کنید کم آورده‌اید؟ 

 نه، خوشبختانه چون خیلی با علاقه درس می خواندم. اما هفته های آخر مثل همه استرس داشتم اما با تشویق‌ها ی همسرم دلگرم می شدم.

همسرتان هم تحصیلات دانشگاهی دارند؟ 

بله، کارشناسی ارشد سازه دارند. سال آخر بودند که ما ازدواج کردیم.

فکر می کردید چه رتبه ای کسب کنید؟ اول که شروع کرده بودم، با توجه به اینکه کنکور سال گذشته را بد داده بودم، امیدی نداشتم، اما رفته رفته که تست‌های سال گذشته را می‌زدم امیدوار شدم که موفق می شوم. بعد از کنکور فکر می‌کردم رتبه‌ام بهتر از این بشود.

روز کنکور چه طور بود؟ 

 خیلی خوب بود. خیلی با آرامش کنکور را دادم، برای نرم افزار تا آخرین سوال را فرصت کردم جواب بدهم ، برای IT حتی وقت اضافه هم آوردم ، اما مجاز نشدم، چون هوش مصنوعی را به جزوات کارشناسی ام اکتفا کرده بودم و خودم خوانده‌ بودم، تست‌ها غلط زیادی داشتم و نمره منفی‌ها کار را خراب کرده بود و من برای IT مجاز نشدم.

با توجه به رتبه تان، حتماً انگیزه قویی داشتید که توانسته اید با وجود داشتن همسر و فرزند این را کسب کنید. 

 بله، چون خیلی علاقه به ادامه‌ی تحصیل داشتم، تمام سختی‌ها را تحمل می کردم.

چه کسانی در راه رسیدن به این هدف کمکتان کردند؟ همسرم و والدینم هم مشوقم بودند که ادامه تحصیل بدهم و هم نهایت همکاری را با من می کردم. مادرم از بچه هایم نگهداری می کردند، پدرم علی رغم مشکلات خود برایم ماشینی تهیه کرده بود که با آن بتوانم راحت تر به بچه ها و کلاسهایم برسم. همسرم هم با دلگرم کردن من خیلی شرایط را برای درس خواندنم مهیا کردند.

از خاطرات خود برایمان بگویید. 

 خاطره خاصی به ذهنم نمی رسد اما در طی چند سالی که ازدواج کرده ام سال گذشته اولین سالی بود که ماه رمضان ، موقع افطار با خانواده ام نبودم و در کلاس بودم. یا بعضی از روزها همسرم با بچه هایم دنبالم می آمدند.

قبولی تان چه تاثیری بر روی خودتان و خانواده تان داشت؟ 

 روحیه خودم خیلی بهتر شده و با انرژی بیشتری به بچه‌هایم رسیدگی می‌کنم. حتی وقتی درس می خواندم احساس می‌کردم کار مفیدی برای خودم انجام می دهم و همان وقت کوتاهی هم که برای بچه‌هایم می‌گذاشتم با روحیه بودم. فکر می کنم بعد از خبر دختر دارشدنم - با توجه به اینکه خواهر هم ندارم- این شیرین ترین خاطره زندگی‌ ام بود. وقتی به پدرم اطلاع دادم که مجاز شده‌ام، خیلی خوشحال شد با خوشحالی او تمام خستگی‌ام از بین رفت. برادرم و همسرش هم که مدرک کارشناسی دارند، با توجه به اینکه هنوز ازدواج نکرده اند و بچه ندارند و نسبت به من شرایط بهتری برای درس خواندن دارند، خیلی علاقه مند شده اند که ادامه تحصیل بدهند.

اگر بخواهید به فرزندتان یا هر شخص دیگر توصیه کنید چه می‌گویید؟ 

 به دخترم که توصیه می کنم قبل از ازدواج درسش را بخواند و به کسانی که مثل خودم هستند می گویم اگر واقعاً چیزی را بخواهید می توانید با تلاش کردن آن را به دست بیاورید و اینکه "وقت ندارم" ، " دیر شده" و " فاصله زیادی افتاده است" واقعاً بهانه است. درست است که از خوابم و زمانی که برای خانواده ام می‌گذاشتم کم کردم اما با همراهی اطرافیانم بالاخره توانستم نتیجه بگیرم.

فکر نمی کنید حالا باید خیلی بیشتر تلاش کنید؟ 

 مطمئناً تلاشم را باید بیشتر کنم، اما چون این طوری احساس می کنم مفیدترهستم، به همین خاطر تلاشم را می کنم که به همه کارهایم برسم. 


روش دلفی

علی راد سه‌شنبه 7 مهر‌ماه سال 1388 @ 17:17 چاپ

نوشته‌ی: سید علیرضا حجازی از سایت کشف آینده - www.futuresdiscovery.com

دلفی نام معبدی با شکوه و محل تشکیل جلسات نمایندگان یونان باستان بوده است. جایی که مشکلات آتن به رای دانشمندان آن زمان گذاشته می شد. نام دلفی بعداً به عنوان یکی از تکنیک‌های آینده‌پژوهی اختصاص یافت. این تکنیک به عنوان یکی از روش‌های مطرح در آینده‌پژوهی همواره راه‌گشای بسیاری از دغده‌های آینده بوده است. روش دلفی از جمله موارد  روش کلان طوفان فکری است که در حقیقت اجماع  صاحب نظران روی مساله‌ای خاص است. از این روش برای  دستیابی به بهترین گزینه هنگامی که نظر افراد درگیر مهم است، استفاده می‌شود. همچنین هرگاه پیچیدگی های مسأله به گونه‌ای است که نمی‌توان از روش‌های معمول و متعارف مساله را حل کرد، از این روش کمک گرفته می‌شود.

 

از آن‌جا که همیشه "دو ذهن بهتر از یک ذهن کار می‌کند" باید دیدگاه دیگران به ویژه افراد خبره و کارشناس را نسبت به آینده جویا شویم. به عنوان نمونه، از طریق مشورت با دیگران می‌توانیم بفهمیم که آیا از مسافرت به یک شهر مشخص لذت خواهیم برد یا خیر؟ مدیران شرکت‌ها و مقام‌های دولتی برای درک بهترِ رویدادهای ممکنِ آینده و اتخاذ تصمیم‌های درست به طور مستمر از مشاوره بهره می‌جویند. اطلاعات را می‌توان از طریق گفت‌وگوی رو در رو، مصاحبه‌ی تلفنی و پرسش‌نامه‌ها جمع‌آوری کرد. روش "دلفی" یکی از روش‌های نظرخواهیِ مورد علاقه‌ی آینده‌پژوهان است. در این روش با استفاده از دستورالعمل‌های ساختاریافته، پیش‌بینی‌های دقیق‌تری صورت می‌گیرد.

 



ادامه مطلب...

مصاحبه با رتبه 10 مهندسی مکانیک

علی راد سه‌شنبه 7 مهر‌ماه سال 1388 @ 12:04 چاپ

مصاحبه با رتبه 10 مهندسی مکانیک- محمدجواد اشرفی

ضمن سلام و تبریک قبولی شما در آزمون سراسری، لطفاً خود را معرفی کنید.

محمد جواد اشرفی هستم، متولد 1364 اصفهان ، ساکن اصفهان. دوره دبیرستان در مدرسه تیزهوشان بودم و در سال 82 وارد دانشگاه شدم. در مقطع کارشناسی با رتبه 156مهندسی مکانیک دانشگاه شریف پذیرفته شدم. الان هم روزهای آخر دوره کارشناسی را می گذارنم.

معدل دیپلم و پیش دانشگاهی و کارشناسی شما چند بود و در کنکور کارشناسی ارشد چه رتبه ای کسب کردید؟

معدل دیپلم و پیش دانشگاهی ام  بالای 19 و معدل کل دوره کارشناسی 9/17. رتبه کنکور کارشناسی ارشد 10 سیالات و 19 جامدات

وضعیت تحصیلی خود را در دانشگاه از زمان ورود تا فارغ التحصیلی شرح دهید.

این قصه سر دراز دارد. لکن مثل اکثر بچه ها شیب معدل من نیز منفی بود البته بیش از حد منفی. سه ترم اول از لحاظ درسی خوب بود بعد کمی افت داشتم دو ترم آخر شرایط بهتر شد.

  

محمدجواد اشرفی 


ادامه مطلب...

تکنیک بارش مغزی و انواع آن

علی راد چهارشنبه 25 شهریور‌ماه سال 1388 @ 15:52 چاپ

 بارش مغزی _brain storming:    

تکنیکی مبتنی بر مذاکره تحت عنوان ( brain storming ) به معنای بارش مغزی وجود دارد؛ به این صورت که همه افراد دور هم می نشینند و در مورد یک موضوع، به بحث و مناظره می پردازند و هر فرد، موردی و یا راه حلی به ذهنش رسید به جمع مطرح می کند. همه می توانند صحبت کنند. معلم که نقش هدایتگر جمع را به عهده دارد، همه مطالب و صحبتها را یادداشت می کند. به این ترتیب با یک مشارکت گروهی و تلنبار کردن افکار روی هم در یک جمع می توان راه حلهایی برای مشکلات پیدا کرد. علاوه بر آن چون همه باید در بحث شرکت کنند، خود موجب افزایش خلاقیت می شود.

بارش مغزی یکی از شناخته شده ترین شیوه های برگزاری جلسات همفکری و مشاوره بوده و کاربرد جهانی دارد. این روش دارای مزایا و ویژگیهای منحصر به فرد است. در واقع بسیاری از تکنیکهای دیگر منشعب از این روش است.

  

تکنیک بارش مغزی


ادامه مطلب...
تعداد کل : 1253 <<   1     ...     175     176     177     178     179   >>