X
تبلیغات
رایتل

قانون مورفی : بدبین باشین

علی راد جمعه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1396 @ 08:22 چاپ

پرچم قانون مورفی رو بالا نگه داریم گرچه احتمالا موضع خیلی هاتون نسبت به این قانون میتونه بدبینانه باشه. قسمت هایی از قانون مورفی رو دوباره میارم که  بیشتر جنبه ی عمومی و فردی  داره:

1- هیچ کاری به آن سادگی که بنظر می آید نمی باشد. 

2- تمام کارها بیشتر از آن چیزی که شما فکر می کنید وقت می گیرند. 

3- اگر احتمال اینکه چند پدیده باهم رخ دهند و باعث خرابی سیستم شوند خیلی کم باشد، هنگامی که شما نیاز دارید سیستم درست کار کند این پدیده ها باهم رخ خواهند داد. 

4- هر راه حلی که برای مشکلات ارائه می شود، خود مشکلات جدیدی بوجود می آورد. 

 قست چهارم رو ایشون خیلی  حرفه ای شرح دادن(در واقع راهکار،مشکل رو پیش می برد)

خب چی شد؟! میگه بدبین باشیم که! خیلی خوش بین هستیم در کل؟ بیشتر حسن ظن داریم تا سوءظن؟ اگه جوابتون مثبت هست که پس نسبت به این قانون هم خوش بین باشین و ادامه رو بخونین:

معمولا وقتی از کسی پول قرض می گیریم تاریخ برگشت رو اعلام میکنیم. بعضی ها که در پناه خدا و هدی یه تاریخی  میدن. بعضی ها یه لول بالاتر عمل میکنن. تاریخ رو الکی نمیدن. امروز که انتخاباته 20 تومن از من می گیرین و جوجه اردک زشت هم به شما 20 تومن بدهکاره و قراره  اول تابستون بهتون پس بده. شما بر اساس حرف جوجه ادرک زشت، بهم میگین که 20 تومن منو اول تابستون پس میدین. بعضی ها دو لول بالاترن. میگن شاید این جوجه اردک زشت بدقولی کنه و  اون وقت جواب علی راد رو چی بدم؟ لذا ضریب اطمینان در نظر میگیرین و  دو هفته عقب تر تاریخ میدین  برا شرایط غیر قابل پیش بینی. من  تا حالا به هر کی پول قرض دادم به موقع نگرفتم الا یک نفر.

در مورد یادگیری زبان  انگلیسی هم بدبین باشیم که قانون مورفی حاکمه. بررسی کرده بودم و  دیدم در عرض 75 مین میشه سه درس فلان کتاب(توامان لیسنینگ ریدینگ و دامنه افزایش لغات بود) رو خوند،لذا بعده امتحانات که کلاسا تق و لقه  میشه دانشگاه رو پیچوند و بست نشست خونه و دو هفته ای اون کتاب  که چند جلدی بود رو تموم کنم. موفق نبودم  و تا یه سال بعدش سراغ اون کتاب نرفتم! در واقع من دقت نکرده بودم که روند یادگیری خطی نیست. من که نتونستم روزی 10 درس رو بخونم. بعده سه چار درس مغز هنگ میکرد(غیرخطی)

ما اینطوری فکر میکردیم و در کل دو دسته بودیم: خب چار سال که لیسانس هست و دو سال سربازی و بعضی هامون معافی بهمون میخورد. بعدش ازمون استخدامی و کار دولتی یا پارتی و کار خصوصی. یه مسیر دیگه ارشد و دکتری و هئیت علمی بود. چقدر خوش بین؟ البته دسته ی سوم هم خدایی وجود داشت ولی ما فک میکردیم خل و چلن. همیشه اولین ها در هر کیسی قوی میشن عزیز میشن. لذا یاد و خاطره ی اون هم کلاسی دوران لیسانس که همون ترم های اول انصراف داد رو گرامی میدارم. الان که انصراف دادن کلاس داره ولی 14 سال دیگه دمده میشه!

پیاده روی با یکی از دوستان: بحث دعا و توسل  رو وسط کشید و خنده کنان مثال زدم که در جریان هستم که بعضی از دخترهای دم بخت میرن حرم سلطان علی بن موسی الرضا و نامه مینویسن  که ما شوهر میخوایم! ناراحت شد رفیقم و با پرحرفی نمیذاشت من حرف بزنم و بحث عوض شد. مطلبی رو مهندس هخا اینجا نوشتن که  با کمی زاویه ذهنیات من در مورد دعا کردن هست و قابل تامله و با توجه به  محدودیت های  قانونی که داریم خوب بود به نظرم. ( اسفند پارسال از ایشون درخواست کردم که دوباره بیان، منتها به دلیل مشغله های زیاد رد کردن)

پس چهار تا مثال در مورد قانون مورفی یا بدبین بودن آگاهانه زدم:دعا/ تحصیل/ زبان/قرض دادن/ منتها تمرین مهمه:

1-مرتضی علی  یه جا گفته سوظن خوبه یه جا گفته سوءظن بده. جوابش یا تو نهج البلاغه هست یا غررالحکم و درالکلم.

2-یه مدت بدبین باشین! اگه دقت کنیم ما خیلی هامون بدبین هستیم. تو  پارتی یه یا محل کار یه حرفی میشنویم و وقتی خونه اومدیم مثل ادامایی که وسواس فکری دارن دائم به حرف طرف فکر میکنیم و ده ها برداشت غلط میکنیم. دلتون رو بزنید دریا و بدبین باشین  و نگران فشار خون نباشید بجاش نمک کمتر بخورید.


دیدگاه های این نوشته : 0
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.