X
تبلیغات
رایتل

من اینم-4 گوش!

علی راد سه‌شنبه 14 دی‌ماه سال 1395 @ 00:11 چاپ

میتونه مفید برا دوستانی که در شرف ازدواج هستن یا نامزد دارن یا عروسی کردن حتی یه جووون 20 ساله. موارد ساده ای هست و چون حالت چک لیست داره و بهتون  خط میده  انرژی  ذهنی کمتری ازتون  میگیره تا برا خودتون هم.. بنویسید و به همسرتون تحویل بدین. من برا خودم و سری اول و قطعا ممکنه سالها بعد تغییر کنه والان اینم:

- من 4 تا گوش دارم و شنونده ی خوبی هستم. بارها برام  اثبات شده. البته کار کردم روش

- حوصله ندارم با خانومایی فامیل خیلی منطقی و ریشه ای بحث کنم. حالا چه خواهر باشه چه خاله.. چون در نهایت ناراحت میشن. برا تنوع بعضا میزنم تو برجک خانوما و با همون حرف های سابقشون. مثلا خواهرم میگقت: خواهر شوهرهام  تو عروسی اصلن لباس نو نخریده بودنو اهل تجملاتی نیستنو.. همین مثال رو نگه میدارم و به وقتش تحویلش میدم. من مثال زیاد میزنم کلن  که بعضا منو اذیت میکنه چون سخته عصبی مزاج باشی و سعی کنی کینه ای هم نباشی و این مثال ها و حرفا و خاطرات رو هم تو ذهنت نگه داری

-یه مدتیه پاسخ های قاطعانه ام با چاشنی تهاجمی  کمتر شده و بیشتر مسالمت امیز. مثال میزنم: به یکی پول قرض میدم(بار اولشه) و قراره یه ماهه بهم برگردونه ولی  با تاخیر پس میده. بعده مدتی دوباره درخواست میکنه و اتفاقا پول هم دارم: اگه همون علی سابق بودم میگفتم پول دارم منتها به تو نمیدم چون یه بار بدقولی کردی. الان میگم ندارم و خلاص. دنبال دردسر و بحث های بیخود نباد گشت. البته اگه مبلغ بالا باشه. کم باشه بده بره پس بده نده..

- این جیب به اون جیبه: شدیدن معتقدم بهش در مورد زن و شوهر

-نظرم در مورد طلاق: یه بار مشهد بودم و یه پسری هم سن و سال خودم در مورد ازدواج کلی باهم صحبت کرد. من آخر بهش گفتم:"خب طلاق می گیریم در نهایت!"  یارو با تعجب بهم گفت:" مرد حسابی خب همون اول بهم میگفتی". من نظرم اینه که اونقدر ها طلاق بد نیست. بعضا طلاق یعنی از جهنم به بهشت. ولی تو خانواده ی ما چه پدری و چه مادری شدیدا چیز بدیه. من اگه یه وقت فلان فلان.. پدر و مادرم که مطمئنم پوستمو میکنن و تحت هر شرایطی طرف منو نمیگیرن.

-تو فامیل بیشتر با خانوما میحرفم تا مردا!

-دردهای جسمانی ام رو معمولا مخفی نگه میدارم. سردرد معده درد..هیچی فقط کارم نداشته باشین و خلاص. پدرم که وقتی مریض میشم و میفهمه گیر میده که اره تو فلان چیز خوردی و.. تحمل دلسوزی گلاره رو که اصلن ندارم و واقعا از ناراحتیش ناراحت میشم ولی خدایی اصلن گیر نمیده وقتی مریض میشم.

- یه ده سالی میشه احساس گناه ندارم در کل، ولی اگه غم و افسردگی سراغم بیاد و حوصله داشته باشم که برم پای سیستم  یه کلیپ یا فیلم  خنده دار که شدیدا بخندم مسکن منه. از ته دل بخندماااا. یا کتاب های معنی گرا. بستگی به نوع دپرشن داره..

-سلامتی جز اولیت های من اصلن نیست. تقریبا اون اخراست. واقعم نمیدونم چه مرگمه. همیشه با تاخیر و اصرار اطرافیان برم اندوسکپی، سونوگرافی و.. من اوایل فکر میکردم سونوگرافی فقط براخانوماست! دیگه  نگم چند وقت نرفتم چش پزشکی ..

-گذشته/حال/آینده؟: حال، مگر همون قانع کردن دیگران  که از حرفهای سابقشون..

-متلک: نمیتونم بیخیالش بشم وقتی طرفم چپ و راست متلک میگه. مگر خسته و بی حوصله باشم که با یه استغفرالله..


دیدگاه های این نوشته : 0
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.