X
تبلیغات
رایتل

امروز خود رو چگونه گذرانده اید؟

علی راد جمعه 3 دی‌ماه سال 1395 @ 22:49 چاپ

آمدم، آمدنم بهر چه بود؟

 آها میخواستم در مورد امروزم بنویسم. حدود 45 مین لیسنینگ تمرین کنم بلکه یه فعالیت فسفر سوز  امروز انجام داده باشم. حدود یه ساعت دیگه میام.

امروز صبح که بیدار شدم  حس خوبی نداشتم با اینکه  حدود 9 صبح بیدار شدم کمی دپرس بودم. معمولن  وقتی حدود ساعت 4 صبح بیدار میشیم دپرس هستیم که فک کنم همه تون موافق من باشین. از خودم دلگیر بودم و دلتنگ خودم شده بودم نه تنفر. شاید هم از یکی دیگه دلگیر بودم ولی تنفر هرگز! مخ تعطیل  هم شده بودم چون چند روزی بود کتابی نخونده بودم و اینطور مواقع کتاب های روانشناسی خیلی کمکم میکنه و ذهنمو(نه روحمو- صد بار) تازه میکنه. کتاب"بازگشت به خویشتن" اثر دکتر دوست داشتنی زنده یاد علی شریعتی رو انتخاب کردم. قسمت هایی از ذهنیات این دکتر عزیز:

 یعنی یه جورایی بر خلاف سلمان فارسی که ادیان مخالف رو درو کرد تا.. جالب اینجاست که دکتر شریعتی  و رب المستضعفین ابوذرش و استاد مطهری و انسان کامل و سلمانیسمش!(در کتاب انسان کامل،  استاد مطهری مکتب های مختلف رو بررسی میکنه مکتب نیچه، اگزیستانسیالیسم و..)

بحث بازگشت به خویشتن  و اصالت وجود که مطرح میشه،  اذهان سمت هایدگر و سارتر میره که دکتر هم تو کتاب اشاره میکنه. مناسب برا افرادی که آروم و قرار ندارن.  نه اینکه  کمک صد درصدی باشه..

بعدش هم ناهار خوردم. بذار ببینم ناهار چی بود؟ ماهی سفید شکم پر حملههههه. شمالی ها عاشق ماهی سفیدن و  کپور و کفال و قزل آلای جاده هراز و.. صحبتشون نیست. من قسمت کله ی ماهی رو خیلی دوس دارم چون بیشتر فسفر ماهی اونجاست.

بعده ناهار کسل شدم منتها چون خوابه شبم کافی بود میدونستم بخواب نیستم. اینطور مواقع یا دراز میکشم و ریلکسیشن میکنم یا پای سیستم و لیسنینگ زبان دوم که تکراری باشه.  انگشت جفت دستام رو هم و دستا رو میز کامپیوتر و سر رو دستا و چشا بسته و با هدفون و ولوم متوسط یه متنی رو گوش میکنم و مغز به سمت امواج آلفا و تتا. تو این دو تا موج که دامنه فرکانس ها متوسط هست استرس و هیجان کم میشه و نوعی حالت  خواب و بیداری محسوب میشه. فرکانس صفر یعنی  حضرت عزراییل!

خیلی موثره و همیشه دست و پا نزنید برا خواب. بعدش با یکی از قدیمی های وبلاگ چت کردم که خیلی برام قابل احترامه  و چند مورد از واقعیت های زندگی مو گفتم و شوکه شد بیچاره! البته ایشون هم منو سورپرایز کردن اساسی!

فیلم "دختر" رو دیدم که حکایت  تقابل  تعصب و مدرنیته هست . خیلی بازی فرهاد اصلانی(نقش پدر خانواده) رو دوس دارم. اون سکانس که چک رو آورد خیلی برام جالب بود. چقد حرفه ای چک میزنن این متعصبین. کلی خندیدم اون سکانس..

شام چی بود؟ ای بابا شام رو فراموش کردم. چند لحظه لطفا. نههههه غذایی که دوس ندارم زیاد و اسمشو نمیارم هیچ وقت هم پیش گلاره گلایه نکردم..

فسر ماهی سفید رو با تمرین لیسنینگ جدید سوزوندم.

قستی دیگه از کتاب "بازگشت به خویشتن" دکتر شریعتی و برا اون عزیزی که امروز باهاش چت کردم:

از کجا آمده ام؟..

هفته ی خوبی پیش رو داشته باشین


دیدگاه های این نوشته : 0
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.