X
تبلیغات
رایتل

الهام یه حرف زننده نثارم کرد

علی راد چهارشنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1395 @ 23:57 چاپ

سلام بزرگتر

یاسر و ناصر دو تا از هم محلی هامون بودن که دوران کودکی همش اول بهم سلام میکردن. حدودا هفت هشت سال ازم بزرگترن. امشب حین  پیاده روی ناصر رو دیدم و  پشت فرمون بود و ترمز زد و سلام کرد.. خاطرات کودکی برام زنده شد. برام جالب بود که  چه سیستم باحالی دارن و منو تحویل میگیرن و اول سلام می کنن و جویای احوال میشن. من مثلا14 ساله بودم ناصر و یاسر حدود22

حرکت مصنوعی

تو پارتی بودیم که الهام یه حرف زننده نثارم کرد و خودم فهمیدم که  از دهنش در رفت. دقایقی بعد  حرف هایی زد که  یاد یکی از مکانیزم های فروید افتادم. الهام داشت سعی میکرد جبران کنه و در واقع شخصیت ضعیف شده ی خودشو برگردونه. بصورت مصنوعی بیش از پیش تحویلم می گرفت. اینطور مواقع علی راد و علی رادها باید طوری رفتار کنن که الهام و الهام ها خودشون رو ریلکس کنن لذا تحویل نگرفتن و سنگین برخورد کردن ، دور از انصاف هست. الهام یکی از خانومای گل فامیله و منو امیدوار/هوپ فل/ میکنه به زندگی در ایران تا حدودی. 

پیاده روی دوپامین شهاب 

پیاده روی های من کاملا ناخوداگاه شکل گرفتن و هنوز ادامه دارن. مرور که میکنم می بینم که دو وضعیت منو تشویق کردن به پیاده روی. عصبانیت توام با بی قراری و  دیگری نبود دوپامین. دیدن یه فیلم از شهاب حسینی هم به شدت دوپامین منو افزایش میده. من اینجا کلی  می حرفم و ملاحظه ی زمان خودم و طیف وسیعی از مخاطبانم رو میکنم و لذا اهمیت نداره که عبارت:

" دوپامین منو افزایش میده"

از منظر عصب شناسی شاید زیاد درس نباشه


دیدگاه های این نوشته : 0
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.