X
تبلیغات
رایتل

همه ی ما علامه هستیم!

علی راد پنج‌شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1394 @ 13:51 چاپ

برا تکیمل تجهیزیه دخترا، فامیلا کمک میکنن. مهمون داشتیم یه زوج جوون با یه پسر حدودا 7 ماه. یه پتو اوردن برا خواهرم. خب منم که اسیر نوزاد.. نشستن بلد بود منتها  چار دست و پا رفتن نه. موازی زمینش کردم! و یه  زردالو گذاشتم جلوش. کمی جلوتر از دستاش. هدف این بود که تقلا کنه برا گرفتن میوه بلکه بتونه یه حرکتی بزنه! دیگه وقتش بود اروم اروم چار دست و پا  رفتنو یاد بگیره. خیلی تقلا کرد منتها نشد. داشت عصبی میشد که  زرد آلو رو در دسترسش قرار دادم و گرفت و چون هنوز دندون نداشت(یه نصفه دندون در فک پایینش) زودی میوه رو ازش گرفتم تا ما رو اسیر نکنه.

شرطی سازی پاولف/پاولو/ رو اکثرا می دونید و احتمالا تو کتاب های دبیرستان علوم انسانی باید باشه.پاولف و سگ هایش! یه مثال  غیر سگی میزنم تا تداعی بشه:

یه اکواریوم دارین و چند تا ماهی ریز(خوراک ماهی بزرگ) و یه ماهی بزرگ داخل این اکواریم قرار داره. با یه  شیشه بی رنگ دو قسمت کنید این اکواریوم رو. یه قسمت ماهی های ریز باشه و یه قسمت ماهی بزرگه. ماهی بزرگه هرقت تلاش میکنه که به ماهی ریز برسه با دماغ میخوره به شیشه!یه مدت بذارین  گیج بزنه به همین منوال. مدتها بعد شیشه رو بر دارین. ماهی بزرگ داستان ما دیگه حتی تلاش نمیکنه برا خوردن.. چون شرطی شدش. تو ذهنش حک شده هر گاه هجوم بیاره برا ماهی کوچولو دماغش پنچر میشه!

مثال دایره و بیضی و دلیل اینکه من سرانجام زرد الو رو  دادم به بچه:

پاولف یه سگ رو با حلقه ی دایره ای و بیضوی شرطی کرد.  دایره یعنی غذا و بیضی یعنی خبری نیست! به تدریج بیضی رو به دایره نزدیک کرد(قطر بزرگ و کوچک بیضی رو نزدیک هم کرد) وقتی  بیضی خیلی شبیه دایره شد، سگ قاطی کرد و  البته پاولف تیمارش کرد ولی هیچ وقت اون سگ اول نشد.

تمام متن فوق صرفا مقدمه بود و هدف من:

1- سخت تر از همه کدومه؟ سرچ کردن؟ ترجمه مفهومی کردن؟ خلاصه کردن؟ نت برداری کردن؟حفظ کردن؟ گفتگو کردن؟مناظره کردن؟ ترجمه ی دقیق کردن؟از رو خونی؟نوشتن از یه متن؟مذاکره کردن؟ انشا؟ مسئله ریاضی حل کردن(نزدیک به فکر کردن)؟ مسئله فلان(نزدیک به..)؟ یا فکر کردن؟

فکر کردن قطعا از همه دشوار تر هست بین کارهای ظریفی که اشاره شد کارهایی نظیر بیل زدن و تو معدن کار کردن، مد نظر پستم نیست.

یه تمرین فکری: متغیر ها و تفاوت ها (سگ و انسان. بویایی و بینایی.  حلقه شی هست. ادب شی نیست ووو)رو در نظر بگیرین و یه نوع از شرطی سازی رو بگین یا از زندگی خودتون یا دیگران یا..

2- موضوعی که در ادمه میارم هم با روانکاوی زیگموند فروید میشه توضیح داد هم شرطی سازی پاولف. منتها از چند جهت توفیر دارن و هدف من شرطی سازی هست.  پدر همیشه  تاکید داشت به درسم. هم کارمند بود هم زمین کشاورزی داشت. زمین خودش نبود برا پدر بزرگم بود. اصطلاحا به کسی که رو زمین دیگری کار کنه میگن زارع و صاحب زمین هم میشه ارباب! برنج میکاشت واقعا کار سنگینیه. موقع درو نصف برنج برا زارع میشه و نصف دیگه اش برا ارباب. یا کتاب میخوندم یا تو کوچه فوتبال یا همراه پدرم میرفتم شالیزار. هنوووزم عاشق بوی شالیزار هستم. در واقع اصلا علاقه ای به آتاری و میکرو و دیگر علاقه مندی های هم سن و سال های خودم نداشتم. پدرم بارها بهم میگفت  اگه تحصیلات عالی نداشتی باشی همینه.. زارع بودن، کارگری کردن و..

هر وقت میخواستم از پدرم پول بگیرم، درس به کمکم میومد. کتاب موفقیت میخواستم بخرم و بابا پول میخوام. برا چی میخوای؟ میخوام کتاب درسی بخرم! تو دلم میگفتم درس زندگی! سریع پول رو بهم میداد. دوچرخه پاداش معدل خوبم تو مقطع سوم راهنمایی بود و سیستم هم بهانه اش دانشگاه بود.

جز درس خون های فامیل بودم. وارد دانشگاه که شدم دیدم  اونقدرا هم باهوش و زیرک نیستم. در واقع مقایسه ی خودم با دیگر افراد فامیل یه خطای فاحش بود و تعاریف نه چندان از ته فامیل هم مزید بر علت شده بود.

مادر تقریبا خنثی بود و همیشه برام معنی آرامش داشت مگر این چند سال اخیر که قلبش  ناسازگار شد. ولی چرا همش میومد مدرسه ام و جویای درسم میشد منتها نه به شدت پدر.

مثال سگ و دایره، ماهی و آکواریوم یه مثال شرطی سازی آگاهانه بود ولی این بشر دو پا پیچیده هست و مثال من یه پروسه ناخودآگاه داشت. این دختر یه کمک بود تو زندگیم که علی،مرد و مانی! گرچه بهم نرسیدیدم و قسمت  هم نبودیم.

هیچ وقت دیدین تو وبلاگ بگم درس نخونید بیخیال ادامه تحصیل ووو؟ اتفاقا همیشه تشویق می کردم و میکنم . اگر مطالعه نکنیم  یا اون دختره  یا اون استاد یا فلان حادثه نباشه، شاید متوجه خیلی از این بازی های دیگران  و روزگار نشیم تا آخر عمرمون. 25 سالگی اشکال نداره. 40 سالگی هم قابل قبول ولی تا کی؟ بگذریم هدف این بود که بهم نگین مثلا" این که خودش تحصیلات تکمیلی رو ادامه داد حالا  به هزار دلیل ممکن داره به ما میگه خوب نیست و .." اصلا بحث این پست تفاوت علم و ثروت نبود. کار یا ادامه تحصیل نبود.. اصلا متغیر ها میتونن مواردی غیر از علم و کار باشن..

فکر کردن=پرسش و پاسخ آگاهانه ذهنی وگرنه ناآگاهانه اگه باشه که همه ی ما علامه هستیم!

 شاید بعدا این پست رو ادبی تر کردم گرچه منظور رو رسوندم و از این ساده تر در توان من نبود.


دیدگاه های این نوشته : 7
پنج‌شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1394 , ساعت : 22:30
سلام مهربون
منم خودمو در نماز شرطی کردم یا به عبارتی شرطی شده ام
بعد از سوره فاتحه خودکار سوره کوثر میخونم و باتوجه به عادتی که کردم باید ترکش کنم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
درود
یه لحظه فکر کردم دوس دخترتم!
پنج‌شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1394 , ساعت : 23:48
منم میخوام درسم را ادامه بدم اما امسال .واقعا جدی تصمیم گرفتم
دعا کن برام
به نظر من نقطه شروع هر انسانی با بقیه فرق داره
شاید 40 سالگی به نظر دیر باشه
اما برای بعضی ها 40 سالگی شروع یک تحول هست
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ایشالا موفق بشین.
محتاجیم به دعا ولی چشم
پنج‌شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1394 , ساعت : 23:49


اینو شاهین فرهنگ جدیدا در کلیپ هاش میگه! خیلیی خوشم اومد

سلام مهربون
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره؟
جالب بود
پنج‌شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1394 , ساعت : 23:57
آره!
یه نکته در کتاب ناپلئون هیل
تحقیقاتی که کردن بیشتر افراد بعد 40 تا50 سالگی به موفقیت و ... رسیدن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تشکر
جمعه 2 مرداد‌ماه سال 1394 , ساعت : 01:23
O_o
همینجوری ولی داستان میمون ها یادم افتاد
http://fighter.persianblog.ir/tag/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86_%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D8%A2%D8%B2%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D9%85%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%86_%D9%87%D8%A7
امتیاز: 0 0
پاسخ:
همنجوری سرچ میکنی و فکر نمیکنی ها
ممنون خانوم مهندس ولی اگه یه مثال از جنس بشر دوپا بزنید پیرامون همین ازمایش میمون ها عالی میشه
جمعه 2 مرداد‌ماه سال 1394 , ساعت : 13:38
سلام
خوبید؟
اقای راد یه سوالی داشتم خدمتتون.ایا اینکه شایعه کردن کنکور ارشد امسال میشه نیمه ی دوم اردیبهشت 95 حقیقت داااااااااااره؟؟؟؟؟؟؟
سایت مدرسان شریف علنن گفته و گفته منتظر خبر قطعیش باشید...
اگه اینطوری باشه تمام برنامه هام میریزه بهممممم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
درود
زنده باشین
اصلا اطلاع ندارم از وضعیت کنکور ها
لطفا مرتبط با موضوع پست،کامنت بذارید
شنبه 3 مرداد‌ماه سال 1394 , ساعت : 20:27
یه نکته برای کسای که کتاب ناپلئون هیل رو نخوندن :

در مورد افراد 40 الی 50 سالگی موفق میشند یه قضیه به نیروی جنسی مربوطه که تو اون سن دیگه نیروی جنسی ضعیفه و فکر انسان آزادی خودشو داره وقتی شهوتی میشیم ذهن لامصب فقط زوم میکنه که که که که یه راهی واسه خودش پیدا کنه از اون طرف هم شیطان و نفس خودت !بعدش هم دوباره هم سیکل و..
زن طرف هم مهمه که عاطفه و احساسات و .... رو جوری واسه شوهرش خرج کنه که از نظر جنسی مشکلی نداشته باشه !
حالا زن ها از سن 35 سالگی نیروی جنسی رو به ضعیف شدن هست خیلیی جالبه و مرد ها اگه 70 ساله هم باشند دیگه دیگه
اینم در نظر باید گرفت قوی ترین نیرو وجودیمون هست
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد