X
تبلیغات
رایتل

ازدواج/اشتراک داشتن

علی راد سه‌شنبه 15 اردیبهشت‌ماه سال 1394 @ 15:39 چاپ

اینجا؟ اشاره به انعطاف پذیری در برابر شعار صداقت.

من سرچ کردم منتها متوجه نشدم در کدام پستم به انعطاف پذیری و صداقت اشاره کردم احتمالا در کامنت هایم بود.
چند نمونه سوال ساده در تشخیص انعطاف پذیری طرف مقابل(دقت کنید نه لزوما مستقیم که غیرمستقیم ها به نوعی پوشش میدهد توامن چند حوزه را):
پدرم تو خیلی از دعواهای زوج های جوان فامیل واسطه شد و مشکلشون رو حل کرد. اگه عرصه بر ما تنگ شد و برویم مشاوره جواب پدرم رو چه بدهم؟
آیا به نظرت یک مرجع تقلید یا بالاتر می تواند اشتباه کند؟( این غیرمستقیم بود که تو استارت بحث های مذهبی سیاسی هم کاربرد دارد. عقلا باید سریع بگوید بله. با مکث و تفکر هم بگوید بله که بازهم کمی می لنگد)
آیا حاضری  وقتی گزینه های دیگر جواب ندادن با همدیگر مشاوره برویم؟(مستقیم)
شما آدم انعطاف پذیری هستین؟(شدیدا مستقیم)
متن فوق صرفا یه مقدمه و یادآوری از پست ها و یا کامنت های قدیمم بود. به هرحال برا من جالب نبود مثلا دقیقا مستقیم بپرسم:"آیا تو شخصیت انعطاف پذیری داری؟". "چقدر در زندگی صادق هستی ؟" ولی هدف پست رو در ادامه بخوانید:
بله هدف همون هم کفو بودن بود که در پست؟تو حاشیه قرار دادمش چرا که واژه ی مکمل بودن مظلوم واقع شده است. هدف اشتراک داشتن هست. هدف چقدر اشتراک داشتن هست. اصلا بازهم میخواهم هم کفو بودن را در حاشیه قرار دهم چرا که سریعا کیس هایی نظیر فرهنگ مشابه، تحصیلات مشابه یا تحصیلات یک وزن و امثالهم رو در ذهن تداعی میکند که منظور من نیست. پس هم کفو بودن برود در حاشیه و مکمل بودن برود در حاشیه و:

حتما دوران آشنایی در مورد اشتراکات همدیگه بگویید و سوال کنید. حال اگه نمی توانید به شیوه ای که در بحث انعطاف پذیری اشاره کردم، جلو روید موردی ندارد هر طور راحت هستین ولی حذفش مورد دارد. اگر زیبایی این دختر، اگر خوش تیپی آن پسر را در نظر نگیرم چه اشتراکاتی با او دارم که بعدها با او رفیق شوم؟ دوست شوم؟ اتفاقا تاکید من واژه ی دوست یا رفیق هست نه عشق. اینکه  برخی بعد از ازدواج دچار نوعی سرخوردگی و یاس می شوند شاید عدم توجه به تعهد باشد. معمولا دوستی با داشتن وجوه اشتراک آغاز میشود و با رعایت تعهد ادامه می یابد. تعهد بر ادامه دادن آن وجوه اشتراک. فرضا دو نفر به شدت اهل مطالعه و تحقیق هستند شرایطی فراهم می شود که با هم دوست شوند منتها یکی از این افراد بعد از مدتی حجم مطالعه اش کمتر میشود یا کمتر نمیشود منتها جهت گیری افراطی به سمت خاصی می گیرد. طبیعتا دوستی کمرنگ تر میشود چرا که طرف دوم لذت سابق را از بحث ها نمی برد. به نظر من  در مثلث عشق(شکش/محبت/تعهد) کیس تعهد در رفقا به شدت قوی هست. تعهد های ریز و درشت. تعهدهایی که به صورت ناخودآگاه در پروسه های زمانی طولانی مدت شکل گرفته اند. تا الان باید گرفته باشین که منظور من تعهدهای از پیش تعیین شده نیست. یک سوال اساسی:
تداوم باعث تعهد می شود یا تعهد باعث تداوم می شود؟ بدون توجه به مطالب روانشناسی و خودشناسی که قبلا خواندین، بدون توجه به نظریه های دوستی، به سوال فوق پاسخ دهید. در واقع من خودم در این پست اشاره ای به مطالب روانشناسی در باب دوستی نکردم و بجز مثلث عشق بقیه شهود است که از همین مثلث عشق میخواهم به رابطه ی لذت بخش دوستی بپردازم. کافیه به پروسه ی شکل گیری دوستی تان توجه کنید. تقریبا تمام دوستان صمیمی فعلی من مربوط به دوران راهنمایی و دبیرستان می شوند. شرایط محیطی مثل قوم و خویش بودن مثل همسایه بودن باعث استارت اولیه شده و در این پروسه برخی(برای من خیلی ها) را شبه آگاهانه حذف کردیم چرا که وجوه مشترکی نداشتیم. گذشت زمان و وجوه اشتراکات، به ویژه اخلاقی و اشتراکات سیاسی و مذهبی در لول های پایین تر، باعث تداوم در دوستی شده و بعد از مدت ها عبارت هایی نظیر" دوست صمیمی" "رفیق فابریک" "رفیق گرمابه و گلستان" شکل گرفت و اینجاست که تعهد معنی پیدا می کند و حذفش در هر فرمتی مثل "سواستفاده از اعتماد" باعث کمرنگ شدن دوستی خواهد شد. سوال بعدی:
زمان تعهد دادن یا گرفتن آگاهانه در روابط دوستانه چه موقع هست؟
صرف نظر از اینکه پروسه ی شکل گیری رفاقت از نوع فابریکش دو ساله بوده باشد یا ده ساله، به نظر من دوست صمیمی من کسی هست که وقتی من به او می گویم 5 کتاب موافق جهت گیری سیاسی تو را میخوانم در عوض تو هم 5 کتاب مذهبی که موازی تفکرات مذهبی من هست را بخوان، بدون چون و چرا قبول کند چه برسد به اینکه اصلا به تعهدش عمل نکند وگرنه اصلا صمیمیتی نبوده است و صرفا توهم بوده است. لذت های زیادی در مورد روابط دوستانه تجربه کردیم و شنیدیم و ضربه های زیادی از روابط زن و شوهری متوجه ما شد و در بین اطرافیانمان تقریبا هر روز می بینیم. چرا که در روابط دوستی واژه ای مثل طلاق وجود ندارد و به راحتی وقتی زنگ خطر را بشنویم بخاطر آسایش و آرامش خودمان (نه فرزندانمان)، دوستی را خاتمه می دهیم و اگر زیرک باشیم گذشته را در ذهن مرور نمی کنیم و تقریبا هیچ کدورتی در دلمان باقی نخواهد ماند و اگر هم کمتر زیرک باشیم گذشت زمان کار خودش را خواهد کرد.منتها در روابط زن و شوهری رسیدن به انتهای رابطه که اینجا نامش طلاق هست بسیار دشوار است و بعضا پای افراد دیگر مثل فرزندانمان و خانواده در میان هست. 

هرگز نمیخواهم بگویم که در دوران آشنایی قبل از ازدواج هیچ تعهدی ندهید ولی شخصیت انعطاف پذیر و دارای تفکر واگرا یک امتیاز مثبت هست. نگذاریم امتیازهایی نظیر انعطاف پذیری پشت پرده ی شعارهایی نظیر صداقت و حتی مذهبی گم شوند. هرگز نمیخواهم بگویم لزوما یک دختر با مدارک تحصیلی بالا با پسری که دیپلم دارد ازدواج نکند که حرف من چیز دیگری هست چرا که قبلا اشاره کردم که واژه هایی نظیر مکمل بودن مقابل هم کفو بودن مظلوم واقع شده اند. در تشخیص ویژگی های طرف مقابل لزوما به سوال کردن بسنده نکنیم. در تحقیقات محلی فقط از همسایه ها کمک نگیریم که اقوام طرف هم گزینه های مناسبی هستن. برخورد طرفمان با پدر و مادرش در واقع همان برخوردی هست که در آینده با پدر و مادر خودمان خواهد داشت. نداشتن حتی یک دوست صمیمی قبل از ازدواج یک زنگ خطر جدی است. دوستی از نظر من یعنی اشتراک داشتن مخصوصا اشتراکات اخلاقی. لذا اگر زن و شوهر اشتراکات اخلاقی نداشته باشند محکوم به شکست هستن مگر اینکه یکی یا هر دو بسیار منعطف باشند مگر اینکه اهل مطالعه باشند مگر اینکه از مشاوره استفاده کنند مگر اینکه یکی یا هر دو با مفهومی مثل فداکاری و ایثار غریبه نباشند مگر..

در بحثی که داشتیم به نوعی از عشق به دوستی رسیدیم  و بیشتر رو بار مثبت تعهد مانور دادیم چرا که این واژه بار مثبت دارد ولی تعهد بد فراموش نشود. فردی را تصور کنید که دوست صمیمی اش قبل از ازدواج کم بود و معمولا هر دو هفته ، یک ماه ،سه ماه با همدیگر گردش 2ساعته و 3 ساعته داشتن. چنین فردی بخواهد تعهد بدهد و متاسفانه بیشتر مواقع  زیر بار تعهد برود که :"بعد از ازدواج، ارتباطم با دوستانم را محدود خواهم کرد!" معمولا و کلا بعد از ازدواج فشار مالی و کاری بیشتر خواهد شد و اگر در کنار این فشار،لذت های جنسی و عاطفی(دو ضلع دیگر مثلث عشق) به هر صورت و دلیلی  نظیر آگاه نبودن از روابط زناشویی ، نخواندن حتی یک کتاب در باب روابط زناشویی، آنچه از قبل یعنی دوران مجردی فرستادیم و به تبع آن مشکلات فیزیولوژیک(چه مغزی و چه جسمی) و غیره کمرنگ شود، در چنین شرایطی اتفاقا روابطی که از دوران مجردی برایمان مانده مسکن خواهد بود.
از پسری که رابطه ی جنسی با دوست دخترش داشته است بپرسید که آیا حاضر است با او ازدواج کند؟ پاسخ می دهد:" خیر چون احتمال میدهم در آینده به من خیانت کند!"در واقع او یک دروغ باکلاس گفته است. شاید بخاطر این باشد که که قبلا چنین پاسخی را بارها شنیده است. شاید بخاطر این باشد که خود را برتر می بیند. در واقع توهم برتر بودن، داشتن اعتماد به نفس بیشتر(به نظر من کاذب) پسرها در جامعه ی ایرانی،زمینه ساز چنین پاسخ های سطحی میشود. به هر حال در یک رابطه ی جنسی از نوع دوست پسری و دوست دختری اش اگر نگوییم پسر بیشتر مقصر هست نمیتوانیم بگوییم دختر بیشتر مقصر است.آیا تابحال به این موضوع فکر کرده اید که چرا در نظر سنجی های وطنی از دختر این سوال را نمی پرسند؟ چون در جامعه ی ایرانی خواستگار پسر هست؟ به نظر من خیر. به نظرم یک مثالی هست یک توجیهی است از طرف مشاورین و مذهبیون که مهر تاییدی بزند برای آموزه هایی که در ذهن دارند که راه نادرستی است. به نظر من حاضر نیست چرا که هنوز عشقی صورت نگرفته است و تعهدی در کار نبوده است. حاضر نیست چون از مثلث عشق فقط شکش و محبت در ذهنش بوده است و این دو ضلع در دوست دخترش کمرنگ بوده است.

دیدگاه های این نوشته : 1
پنج‌شنبه 17 اردیبهشت‌ماه سال 1394 , ساعت : 15:05
اتفاقاً هم کفو بودن خیلی خیلی مهمه :)
اصلاً نذارید تو حاشیه چون اول و آخر همه ی گزینه ها توش وجود داره !
بعد هم یک چیزی کتاب هایی که به مسائل زناشویی پرداختن خوبن ولی من خیلی کم توش موارد خوب دیدم ... به نظرم عملی نیست راهکارهاشون
وارد زندگی نشدم که نظر بدم ولی نظر کلیم اینه که افرادی که شونصد تا از این کتابا خوندن و باز موفق نبودن دور و اطرافم زیاده
امتیاز: 1 0
پاسخ:
اینجا منظورم "برود در حاشیه ی متن خودم" بود اخه به اندازه ی کافی اخوندا و مشاورای تی وی برامون صحبت کردن
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.