X
تبلیغات
رایتل

کتاب های روانشناسی نوین و عرفان های بازاری

علی راد شنبه 24 اسفند‌ماه سال 1392 @ 20:36 چاپ

سوال:

علی میخواستم بدونم شما با این نوع کتاب های موفقیت و اعتمادبه نفس میانه تون چجوره ؟ 

واسم مهمه ! 

چون من شما رو الگو قرار دادم با این که چیزی ازتون نمیدونم ولی میدونم پر هستین و........موفق 

خصوصی ارسال بشه لطفا 

تشکر

پاسخ:

من الان برامون مهمون اومد باید برم. خصوصی عمومی هم ولش کشتی ایران-ارمنستان رو نگاه کردم. 8 بر 0 بردیم. ساعت 4 صبح هم با ترکیه و 5 هم با امریکا که اگه ببریم فینال با روس.(میزبان امریکا) اما:

الگو: با این حساب که وضعت خیلی خرابه! اگه منظورت الگوی علمی هست که برنامه من پیشرفت همزمان در صنعت و آکادمیک هست که تعادل شدیدا سخته. اما کتاب های..:

من سه دسته کنم. 

یکی 

روانشناسی های ریشه ای مث کتاب های دانشگاهی رشته های رونشناسی یا غیر دانشگاهی که نویسنده اش مدرک رونشناسی داشته باشه مث دکتر ماکسول. کتاب های تقریبا سنگینی هستن و هنوز هم میخونم.

دوم 

کتاب های عرفان های بازاری مث اوشو و امثالهم هست(خیلی هاشون تیلفرن و نمیتونم بنویسم..) حتی کتاب هایی مث "گفتگو با خدا" فک کنم اثر نیل دونالد باشه. بیایید خدا رو در آغوش بگیریم..سکوت صدای خداست به به چه چه. سی چهل تا جمله اینطوری میگن و بعد خوشگل و زیرکانه کفر میگن.. چند تا قبلا ناقص خوندم و الان که اصلا سراغشون نمیرم.

اما سومی 

که همون کتاب های موفقیت و اعتماد به نفس هست. سال های پیش شهر کتاب های بابل و بابلسر زیاد می رفتم و از این کتابا زیاد میخوندم توی شهر کتاب! برا اینکه تابلو نشه آخرسر یکی رو میخریدم و خونه میخوندم.

پس من خودم این مسیر رفتم و پیشنهاد میکنم زیاد سراغ این کتاب های به اصطلاح روانشناسی نوین نری.سبکن. ریشه رو شناسایی نمیکنن. آّب نباتن..

اینجا یه اشاره ای داشتم

این پست را اگر نخوانید نصف عمرتان...

وضع خراب تر از ترجمه و این حرف هاست. کلاس میذارن تهران و حاشیه ی بعضی از این کلاس ها هم بماند..اگه به استااااااااااد این کلاس ها گیر بدی معمولا میگن: از 1000 تا جمله ای که به خورد یه نفر میدن، بالاخره یکیش کمک میکنه که و از این حرفها..

بماند که در دین ما چیزی به نام اعتماد به نفس وجود نداره و هر چی هست توکله..  انوع اعتماد به نفس رو در یه پست جدا ایشالا بگم. پس فعلا نه من این واژه رو حذف کردم نه تایید


دیدگاه های این نوشته : 3
یکشنبه 25 اسفند‌ماه سال 1392 , ساعت : 08:35
تا اونجا که من طی چندین پست ایشون و پاسخگویی و عصبانیتشون نسبت به بعضی از نظرات فهمیدم آقای راد الحمدلله بچه مثبت هستند و دو طیف کتابا و علوم را قبول دارن 1-کتابای دینی و مورد تایید دین (بطور کلی کتابای وزین و پربار چاپ قم) 2-مهندسی مکانیک و بقیه زیاد جایی ندارن .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عصبانیت رو ردیف می کنم اما کتابا:
پست های قدیمتر هم بخون
یکشنبه 25 اسفند‌ماه سال 1392 , ساعت : 13:35
خوب پس نتیجه گیری +

کتاب های نوشته یک روانشناس مثل دکتردیوید برنرز نویسنده کتاب از حال بد به حال خوب

اگه لطف کنی یه لیستی از اون کتاب های که خودتون میخونی رو پست کنی تا ما بیشتر از تجربه های شما استفاده کنیم

و اگه میشه یه لطف دیگه اینکه روش تعادل صنعت و آکادمیک رو بگین ؟چجوری اینکار رو میکنی

میدونم توقع بیجای هست

بازم تشکر منتظر پست اعتماد بنفس تون هستم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
پست اعتماد به نفس بماند فعلا.. اما تعادل:
بحث روش نیشت بحث گذشتن از خیلی چیزاهست.
گاها دو ماه صنعت کار می کنی و بعدش کمپلت شور مقاله از بین میره..
استفاده از فرصت های آزاد کلی شرطه نه فرصت ازاد روزانه و بحث هایی مث ادغام نیست لذا منظورم انتخاب مقاله کاربردی یا پایان نامه صنعتی یا طرح پزوهشی و کار در شرکت های کوچک و امثالهم نیست..منظور کار در کارخونه های عظیمه..
یکشنبه 25 اسفند‌ماه سال 1392 , ساعت : 13:40
را اینکه تابلو نشه آخرسر یکی رو میخریدم و خونه میخوندم.
یعنی به یک مدلی دزدی میکردی بقیه رو؟کتابخونه که نبود کتابفروشی بود
به عنوان یک رفیق خیلی نزدیک در محیط مجازی که از نزدیک با روحیاتت آشنام به نظرم جدیداً خیلی تند و بی ملاحظه شدی و
گاهی هم بعضاً دیگه مبادی آداب نیستی
یه رفرش کن برادر
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دقت نکرده بودم و کتابخونه ها هم کتاب های جدید ندارن معمولا. جبران می کنم..
چشم چشم سعی می کنم بیشتر رعایت کنم
تشکر بابت هر دو انتقاد
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد