X
تبلیغات
رایتل

رهایش

علی راد شنبه 23 اردیبهشت‌ماه سال 1391 @ 23:27 چاپ

معرفی دو کتاب در مورد رهایش

جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد دیوید باخ:

داستان یک مرغ دریایی هست که افکار بزرگی در ذهن دارد و دوست دارد فراتر از حد یک مرغ دریایی عادی اوج بگیرد، با سرعت زیاد پرواز کند.البته در این راه با موانع زیادی روبرو می شود..حرف ها و رفتارهای منفی دیگر مرغان دریایی، از جمله:

ما مرغ دریایی آفریده شدیم. نمی توانیم مثل شاهین پرواز کنیم. نمی توانیم بیشتر از فلان ارتفاع اوج بگیریم. نمی توانیم با فلان سرعت پرواز کنیم. بیا درجمع باشیم بیا اجتماعی باشیم. بیا عادی رفتار کنیم. پشه وار زندگی کنیم. ممکن است شکست بخوری. عمرت هدر رود در این راه و...(بیا کار در همین شرکت را قبول کن و بی خیال ادامه تحصیل شو.تا کی می خوای از پدرت پول بگیری. سنت رفت بالا .باید ازدواج کنی. رفقات ازدواج کردن. سعی کن اجتماعی تر باشی . بیا بیشتر تو جمع باش. بیا بیشتر غیبت کنیم بیا حرف های خاله زنگی بزنیم. بیا لغو و بیهوده بگیم...)

کتاب سبکی هست. در یک نشست خوندم. نکاتی داره برای انگیزش(نه انگیزه). بیشتر برای سنین حدود 17/18 مناسبه.در حد کتاب آلیس در سرزمین عجایب وکتاب شازده کوچولو. علاوه بر مفهوم رهایش به مفهوم عشق هم پرداخته.


مثال از دوستانم برای قسمت آبی:

لیسانس گرفته و بدون کار ازدواج کرده/متاسفانه طلاق گرفته/خوشبختانه دوباره ازدواج کرده/ دور از خانواده(جنوب)/خودش بیکار/خانمش کارمند

لیسانس/ بیکار/خانمش کارمند/ دور از خانواده (اردبیل)

دیپلم/ با پول پدر یه مغازه قطعات کامپیوتر زده/خانمش کارمند

لیسانس/حقوق ماهی 300 هزار تومن/کمک از خانواده/خانم بیکار

به نظرم هیچکدوم به آرامش نرسیدن و از وضعیت موجود چندان راضی نیستن.


مثال از دوستم برای قسمت قرمز:

لیسانس/سربازی رفته/چند سالی در یه شرکت کار کرده/حقوق ماهی 900 هزار تومن/ الان 32 ساله و میگه:من خسته شدم از این کار روتین/اوایل خوب بود الان دیگه چیز جدید یاد نمی گیرم/ می خوام ارشد شرکت کنم..


اصولا کدوم رو انتخاب می کنید؟:

لذت های کوتاه و زودگذر و دلخوشکنک

یا گذشتن از لذت های کوتاه برای رسیدن به اهداف بزرگتر(البته با پذیرش کمی ریسک)

یه جور دیگه سوال رو مطرح کنم. فرق نیاز و هوس چیست؟فرض کنید شدیدا گرسنه هستین. مربا رو انتخاب می کنید یا نون(فقط یکی رو می تونید انتخاب کنید)


برای چی اینا رو نوشتم؟

تشویق کنم دیگران رو برای ادامه تحصیل(ارشد دکترا بالاتر)؟

نه. بستگی به طرف داره. بستگی به چیزهایی که از قبل فرستاده داره. بستگی به... 

البته بعضی ها تابلوست که ول معطلن و بهتره برن بچبسن به یه کار دائم. مهندس مشاوره یه شرکت بشن مدیر تولید یا فروش کارخونه..اپراتوری.. یا کارهای مختص مهندسی مکانیک مثل تاسیسات، لوله کشی و..(من کارهای فنی مثل تاسیسات، لوله کشی و... رو مرتبط با مهندسی مکانیک می دونم یعنی از 4 سال لیسانس خودش داره نون می خوره ولی کارهای مدیریتی که اشاره کردم یا حتی اپراتوری(مثلا کار روی دستگاه تراش) رو نمی تونم بگم کار مرتبط به رشته مهندسی مکانیک هست،چرا که طرف با یه دیپلم و یه ماه آموزش فشرده در مورد دستگاه تراش هم می تونه اپراتور بشه..)

کارهای نامبرده قابل احترام هست و قصد تمسخر به هیچ عنوان نبود/ چرا که بعضی ها واقعا مجبورن/ من خودم سابقه کار غیر مرتبط با رشته ی مکانیک دارم. شاید هم بعدا مجبور بشم چنین کارهایی انجام بدم/اصلا اگر می تونید در کنار ادامه تحصیل، کار هم کنید که فبها(البته بعضی از دانشگاه ها اینقدر ازتون کار میکشن که نمی شه کار هم کرد. در این مورد کتاب "چگونه می توانید دکترا بگیرید" هم بخونید)


اما کتاب دوم:

زندگی یعنی ...رهایش اثر باربارا دابس 

خب این بر خلاف کتاب قبلی راهکار های عملی داره/البته چند سال پیش خوندمش/


خاتمه و عذرخواهی:بیشتر مطلبم در مورد بحث دو راهی 1-انتخاب کار فنی و.. و 2-ادامه تحصیل در مقاطع بالا بود، ولی مطمئنا موضوعات دیگر هم هست.. عذرخواهی بابت اینکه شلخته پلخته نوشتم، مثال زیاد بود، مطلب زیاد بود، خیلی خلاصه کردم.


دیدگاه های این نوشته : 4
یکشنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1391 , ساعت : 00:39
مشکل شما اینه علی آقا که کمال گرایی همون سم خطرناک که خودت استادی....
ادامه تحصیل ندادن رو مساوی بدبختی یا لذت گذرای آنی میدونی...
تلاش شما برای رسیدن به یک قله قابل تحسینه اما مقایسه با چند نفر که ازدواج کردن و بعد جدایی و،،، مقایسه از نظر من نادرستیه.لزوما برای اونها هم ادامه درس خوشبختی هم نمی آورد ولو بعد 15 سال دیگه ،تیپا متفاوتن انها شاید باید دنبال خط دیگه میرفتن،،،،،،بارها به حرف استادی که زیاد ازش خوشم نمیآد (دکتر دانیالی)استناد میکردم و میکنم هنوزم چون باهاش هم عقیده ام درس باید واسه درس خونده شه نه چیز دیگه
بحث طولانیه و من هم خسته از این رهسپاری....یچیزی پروندیم این وسط جسارت ما رو ببخش...

امتیاز: 0 0
یکشنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1391 , ساعت : 14:36
مهندس جان آدما باهم فرق دارن طبیعتشون یکی نیست و نمیشه برا همه یجور نسخه پیچید (مثلأ به نظر من بعد از سن 35 ازداوج کردن اصلأ به مخارج و درد سرش نمی ارزه و بیشتر به درد کامل کردن دین میخوره ولاغیر) البته خیلیام هستن که اونقد علاقمندن و در درس و بحث و علم غوطه ور میشن که اصلأ وقت نمی کنن به چیزای دیگه فک کنن که منظور من اونا نیستن
و دیگه اینکه همون نگم بهتره
امتیاز: 0 0
یکشنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1391 , ساعت : 14:37
به شدت مخالفم
به شدت!
ینی ادامه تحصیل بدیم همه چی درست می شه؟! شما یه جوری صوبت می کنین انگار ارشد رسیدن به تمام آمال و آرزوهاست!
اتفاقا تو ایران حداقل تو رشته ما هر چی مقطع ات بالاتر می ره به دلائل مختلف بارار کارت کم میشه! اینقدر این صنعت ما عقب مونده است که به خیلی از چیزایی که می خونیم نیازی نداره. مرکز تحقیقاتی هم که کلا مگه چند تا تو ایران داریم؟ ضمن اینکه ارشد الان دیگه واقعا مسخره شده.رسما درب دانشگاه ها رو باز کردن گفتن بریزید تو!کلاس های 40 -30 نفری تو ارشد! استادمون می گفت من الان تو کلاس ارشد با کسانی رو برو می شم که بعضا مفاهیم ساده ی دینامیک رو بلد نیستن.بعد اومدن نشستن سر کلاس دینامیک پیشرفته
بهترین کار به نظر همون مثال قسمت قرمز هست.مستقل شدن و بعد "در صورت احساس نیاز" ارشد خوندن.من شخصا سربازی دارم اگه نتونم امریه وزارت نفت یا کار تو سازمان ها رو بگیرم از سر بیکاری بعده سربازی می رم ارشد.
همین امید های واهی رو در مورد لیسانس بهمون می دادن
امتیاز: 0 0
یکشنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1391 , ساعت : 16:27
سلام
شاعر میگه :آش با جاش!

علی آقای راد یه مثال میزنم تا منظورم کامل شه،
برای یه پسربچه 7-8ساله که آرزوش وکل دنیاش داشتن یه دوچرخه است یایه دختربچه 7-8 ساله که میخاد یه عروسک پاندا داشته باشه !
ولی به هر علتی همیشه براش حسرت شده و نتونسته تو اون دوران اونارو داشته باشه!
الان خودش یه بچه داره ودوچرخه ها وعروسکهای جور واجور واسشون!!!!
ولی حتی اگه کارخونه ی دوچرخه سازی یا عروسک سازی هم داشته باشه هیچ وقت "حسرت" نداشتن اونارو "به وقتش" ازدلش بیرون نمیره!

علی آقا کسی که نتونه به وقتش کودکی کنه یا جوانی کنه اگه بخاد مثلا توسن 40-50سالگی این کارارو بکنه

بعد می*بینی آدم*ها فاصله می*گیرند متهمت می*کنند به هیزی… به مخ*زدن به اعتماد آدم*ها!

سواستفاده کردن به پیری و معرکه*گیری…


امتیاز: 0 0
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.