X
تبلیغات
رایتل

پاسخ توهم توهم

علی راد سه‌شنبه 4 مرداد‌ماه سال 1390 @ 16:00 چاپ

خب در ادامه پست "توهم توهم" :

قبل از هر چیز هدف از این پست رو بگم که چیزی نیست غیر از شناسایی یکی از سارقان زمان و کمک به دوستانی که درگیر این موضع هست و زمان زیادی رو در این توهم می گذرانن. 

متن سوال رو اینجا هم قرار میدم و روی قسمت هایی که آبی کردم زوم می کنیم بقیه قسمت ها رو کار نداریم چرا که دوستمون مسائلی رو بهم ربط داد که بهم مربوط نیست. 

سلام
با تشکر از سلیت بسیار خوبتون و راهنمایی هایی که میکنید
خیلی از مسایل هست که افراد نمیتونند مستقیما با کسی مطرح کنند وتا اخر عمر سختی می کشند وتحمل می کنند
من یک دختر 22 ساله هستم و یک مشکل بدی دارم واون ایناست
که مدام با خودم حرف میزنم یا این که تصور میکنم دارم با کسی حرف میزنم میخندم وگاه عصبی میشوم خاطره تعریف میکنم وکلا مدام در همین حالتم البته شما اولین فردی هستید که از این مشکل خبر دار میشوید
این مساله به صورت حادی در امده به طوری که تمام وقت من را گرفته و اصلا به درس هایم نمیرسم
کلا:(من از زمان کودکی هم همین طور بودم و حالا حاد تر شده ام هر چه تلاش میکنم تمرکز حواس داشته باشم و زود موضوع را عوض کنم موفق نمیشموم

کال من تصورات خیلی بالایی دارم وخیلی راحت هر چیزی را تصور میکنم این موضوع خیلی درداور شده است
البته من در مورد همه چیز هم خیلی فکر میکنم وغصه می ÷ردازم و هم با خودم حرف میزنم ولی از اون جایی که من متاسفانه متاسفانه..................... بد بختانه تمایلات جنسی نسبتا بالایی هم دارم
باعث شده بیشتر در مورد مسایل جنسی فکر کنم وحتی چند دقیقه فکر کردن کاملا من را به ارگاسم میرساند.................................... ..
نمیدانم چرا این همه میل در من بد بخت جمع شده و چه طور از شر ان خلاص شوم
تا به حال هم چین دختری دیده بودید........................................ ........
تضورات جنسی هم احساس گناه به من میدهند..................................چ
ولی این مساله با خود حرف زدن و خیال بافی وحس کنجکاوانه نسبت به همه چیز خیلی عذابم میدهد
لطفا من را راهنمایی کنید و بگویی ایا مشکلم بر طرف مسشود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من تمام وقتم را حرام میکنم وبه هیچ کاری نمیرسم
با تشکر
   

 پاسخ در ادامه:

قبل از پاسخ سه نکته:

۱-متن زیر برا خردسالان نیست گرچه صحبت کودک با خودش تا دو سالگی گفتن مفیده.
2-مشکلی نیست مگر اینکه صدایی می شنویم که دیگران نمی شوند مگر اینکه چیزهایی رو می بینیم واقعا(نه در خیال) که دیگران نمی بینند اینجاست که سریع رجوع شود به روانشناس.
3-چندان از نظریات روانشناسی استفاده نکردم چون احساس می کنم لازم نیست به سبک خاص خودم نوشتم دیگه.
پاسخ: هیچ مشکلی نیست خلاص.
پس سرکوب نکنید چرا که یه امتیاز هست.عامل انگیزشی هست. یکی از دلایل می تونه حافظه ی ضعیف شما باشد برای جبران ضعف حافظه به طور ناخود آگاه با خود حرف می زنید.
برای نظم دادن به افکار. حالت جبرانی و دفاعی دارد؟ بله این عوامل هم است.
 

تفاوت قائل بشیم بین دو حالت زیر چرا که در واقع متفاوتن:
یه مثال می زنم:
فرد 1:دائم الوضو هست.اصلا هم وسواس ندارد بلکه بخاطر اعتقادات و... خودش این کار رو می کند.
ولی با خودش فکر می کند نکند دیگران فکر کنن که من وسواس دارم.
فرد2:دائم الوضو هست اتفاقا بخاطر وسواس و شک و تردیدی که داره همیشه وضو می گیره نکنه نمازم باطل شده باشه و...
فرد دوم که مشخصه مشکل داره. فرد اول هم مشکل عزت نفس داره. معمولا عزت نفس رو در کنار گناه می آد ولی اعتماد به نفس در کنار اشتباه.افرادی که عزت نفس پایینی دارن فکر و نظر دیگران(چه با سواد چه کم سواد و..) خیلی براشون مهم هست.
عزت نفس 6 جنبه داره که پرداختن به اونا پستی جدا می طلبه.
 

می خواید کمترش کنید(گفتم کمتر نه سرکوب):
در خوردن قهوه افراط نکنید. متناسب با میزان فعالیت ذهنی مصرف کنید.
نوشتن کاهش میده.
برنامه ریزی روزانه کاهش میده. 

ورزش کنید. 

دعا و صحبت با خدا(شاید این حالت شما ناشی از کم صحبت کردن با خدا باشه) 

سه نوع صحبت با خود داریم با مثال:
1- من می تونم. من حتما موفق میشم و...
2- نوع دوم صحبت های عادی هست که خودش دو نوع داره:
الف:کاش دیروز تو مهمونی فلان حرف رو نمی زم. خوبه فردا در کنفرانس این موضوع رو هم بگم.
ب:با خودم حرف میزنم یا این که تصور میکنم دارم با کسی حرف میزنم میخندم وگاه عصبی میشوم خاطره تعریف میکنم و... 

هیچکدوم از موارد فووق مشکلی ندارن. 


پس ریشه چی شد؟ کمبود عزت نفس. اینکه دوستمون گفتن:"این مساله به صورت حادی در امده" بخاطر کمبود عزت نفسه که اینقدر درگیرش شده و وقتش رو هدر می دهد. در واقع تصور اینکه دیگران چگونه در مورد این رفتارش می اندیشن او را آزار می دهد نه...
در مورد دیگران بگم:
معمولا اینگونه افراد داخل اتاق با خودشون صحبت می کنن دیگه. بیرون هم ممکنه صحبت کنند ولی خیلی کم اونم بخاطر عادت. پس دیگران محدود میشه به خانواده والدین.چون تو  بعضی سایت ها دیدم باید اشاره کنم. ربطی به بی سواد بودن والدین نداره چرا که ممکنه والدین تحصیلات دانشگاهی باشن منتها این موضوع رو درک نکنن و فکر کنن فرزندشون دچار مشکلی
هستن و نگران شوند.
براشون توضیح بدین که دارم به خودم انرژی مثبت می دم. چون دوستان کمی دارم و کمتر با کسی حرف می زنم ذهنم یه جورهایی داره جبران می کنه. همین جا ممکنه والدین بهتون بگن:" خب بیشتر با دیگران ارتباط برقرار کن بیشتر بیرون برو و..."
بسته به اینکه 1-از نظر سواد والدینتون در چه سطحی هستن(سواد دانشگاهی دارن سواد روانشانسی دارن اصلا سواد ندارن هم سواد قرآن دارن هم... فقط سواد قرآنی دارن و موارد دیگه) و 2- وضعیت فکری و عقاید خودتون می تونید پاسخ بدین مثلا:
شما خودتون گفتین که رابطه ام رو با فلانی قطع کنم. برم بیرون که چی بشه؟ خیلی از این تنهایی ها مفیده . دوست کمتری داشته باشم بهتره از اینه که ... مگه خوده قرآن نگفته ... مگه امام علی ع با چاه صحبت نمی کرد و...   

دوستانه: 


دیدگاه های این نوشته : 3
پنج‌شنبه 6 مرداد‌ماه سال 1390 , ساعت : 15:22
سلام
فهمیدم تو هم با en2fa مینویسی ناقلا خان ! بد نیست این نرم افزار و بذاری واسه بچه ها واسه دانلود تو بلاگت چون خیلیا نمیدونن ازش خبر ندارن مثلا بچه های شرکت ما اصلا نمیشناختنش.
بعدشم حرف زدن با خدا رو خیلی خوب اومدی.
نتونستم عمیق بخونم پاسخت رو ایشالا بعدا بیشتر نظر میدم راجبش.
یا حق.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام حامد جان
نه فارسی می نویسم
خواهش
جمعه 11 آذر‌ماه سال 1390 , ساعت : 10:15
سلام جوابایی که نوشتین خیلی مفید بودن.منم نزدیک یه ساله بیشتراوقات روتنهام وکمتربادیگرون ارتباط کلامی داشتم.اخیرا؛متوجه شدم که باخودم حرف می زنم. مطمئنم که وقتی دوباره روابط اجتماعیم رو تقویت کنمُ این مشکل حل میشه.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
مرسی
موفق باشید
چهارشنبه 17 اسفند‌ماه سال 1390 , ساعت : 21:00
سلام
خیلی خوب بود . ممنون .
درباره ی عزت نفس خیلی کارا بود راهنماییتون .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
درود
خواهش می کنم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد