X
تبلیغات
رایتل

پنیر چه کسی را می تونم بردارم

علی راد یکشنبه 3 مرداد‌ماه سال 1389 @ 14:28 چاپ

آه، ای دوست!

به کدامین سو رو کنم؟

تسلی بخشی نیست .

ستمدیده و پریشان حال ام

یارای فکر کردنم نیست.

زندگی سراسر ملبس به تزویر و ریا و نمایش است.

نمایش استاد صنعتگر چیره دست تنگ نظر و رذل و خبیث.

صنعتگران ، سر آشپزان یا که مهتران

باید به مانند جویباری که زیر پرتو خورشید می درخشد و می خرامد

خود را بیاراییم و به پیش تازیم .

و گرنه سعادتمند نخواهیم شد

بهترین ما داراترین ماست

از بزرگواری و سعه صدر کس نشان ندارد

نه کس دیده باشد

و نه در دفتر نوشته باشند.

غارت و چپاول ،آز و طمع ،خراج و باج،

آری، راستی که مایه ی خرسندی و سرافرازی است!

آیا این بت پرستی نیست؟

آیا بت هایمان همین ها نیستند؟

نه از ساده زیستن و افکار بلند خبری هست، نه از زیبایی بی آلایش و خانگی آرمان و غایت نیک کهن نشانی

صلح ودوستی و معصومیت هولناک و رعب انگیز ،همه و همه گم گشتند و فنا شدند.

از دین و مذهب ناب ، پاک و منزه نیز کاری بر نمی آید جز آنکه احکام و قوانین اهل خانه را آرام، و آهسته زیر لب زمزمه کند. 

ویلیام وردزورث/لندن، سپتامبر 1802 

از صفحات آغازین کتاب"پنیر چه کسی را می تونم بردارم" اثر خانم چن تانگ