X
تبلیغات
رایتل

این پست را اگر نخوانید نصف عمرتان...

علی راد جمعه 1 مرداد‌ماه سال 1389 @ 02:07 چاپ

یکی از دوستان که پست "لیست Not-to-do" را خوانده بود من در این پست نوشته بودم:کتابی با موضوع موفقیت و... نخوان. در واقع یکی از مواردی که نباید انجام می دادم در یک بازه ی زمانی مشخص. ایشون گفتن منظورم از نخواندن کتابی در مورد موفقیت چیست؟ مگر بده؟ نکنه اشتباه تایپی بود؟ 

اول تشکر می کنم از این دوست عزیز بابت دقتشون. امیدوارم کرد که ادامه دادن را ادامه دهم.  

اول بگم منظورم از کتابهای موفقیت کتابهایی در مورد اعتماد به نفس و نیروی درون و برون و... بود. 21 روش برای افزایش اعتماد به نفس.21 روش برای برقراری ارتباط بهتر از این کتابا دیگه.
نه اشتباه تایپی نبود جمله ی "کتابی با موضوع موفقیت و... نخوان" به چند دلیل زیر بود:

1- نویسنده ی کتاب"پنیر تو را من جابجا کردم" کیست؟ این سوال یکی از مسابقات وبلاگ بود(قبلا در وبلاگ مسابقه برگزار می شد با جایزه. استقبال خوبی نمی شد ما هم بی خیال شدیم) و برنده اون مسابقه هم سمیه خانم از بیرجند بود. خیلی ها گفتن اسپنسرجانسون که نادرست بود. اسپنسرجانسون نویسنده کتاب "چه کسی پنیر من را جابجا کرده است" است.
کتاب "پنیر تو را من جابجا کردم"  اثر درل بریستو و ترجمه ی خانم نسرین ترسلی با درون مایه لطیفه، هجو و هزل
نام و درون مایه کتاب موضع نویسنده را کاملا مشخص می کند. نویسنده درصفحه 33 کتاب اصول فنگ شویی و همچنین کتاب گفتگو با خدا (اثرنیل دونالد) را زیر سوال می برد حتی در این ضیافت جرج دبلیو بوش، رئیس جمهور وقت امریکا( آزادی مطبوعات را داشته باشین) را هم بی نصیب نمی گذارد. فصل 2 و 3 کتاب اشاره دارد به طبقه ی خطرناک هر کشور و جامعه که همان روشنفکر نماها باشند. پیشنهاد می کنم این کتاب را تهیه کنید و بخوانید.
قسمت هایی از این کتاب را با هم می خوانیم (هر یک از بند ها را بعنوان یک پست مدرن در نظر بگیرید):
این کتابی خودیار مثل بقیه کتاب های خودیار نیست. واقعا نیست. من هرگز چنین کاری با شما نمی کنم. کتاب های خودیار به اعتماد به نفس انسان صدمه می زنند... وعده ی کمک می دهند ولی در حقیقت شما را دست می اندازند. انتظاراتتان را بالا می برند و سپس شما را با احساس پوچی و عجز تنها می گذارند و باعث می شوند در برابر فریادها و اتفاقات نابهنگام خود را عقب بکشید....
من در اینجا اعلام می کنم که هیچ عیبی ندارد. خجالت نکشید با من تکرار کنید: ما تنبلیم، ما بی هدفیم، ما تن لش هستیم و اهمیتی هم نمی دهیم....
عوام الناس پرهای و هوی نمی دانند که چقدر انرژی باید صرف شود تا یک نفر تنبل بار بیاید. این امر مستلزم صبر، پشتکار و سرسختی در گوش ندادن به منطق است.
دوست داشتم در این مورد بیشتر بنویسم، راستش در این مورد حرف زیاد است فکر کنم به اندازه مطالب کتاب ... حرف تو دلم باشه. به هر حال اگر نقصی بود متوجه خودم هست پیشاپیش عذرخواهی من را بپذیرید. ولی دقت کنید نوینده کتاب "پنیر تو را من جابجا کردم"  استاد مطهری نبود دکتر شریعتی هم نبود!
 

2- برآورد زمان:عمر متوسط انسان(حالا چشم بادومی ها را در نظر نگیریم) 70 سال هست. خب 20 سال اول که مدرسه و کتاب های مدرسه . 10 سال آخر که مشکل بینایی می ماند 40 سال. از این 40 سال متوسط روزی 8 ساعت بخوابیم می ماند 13 سال و 4 ماه. همینطوری کم کنید ببینید چه مدت برای مطالعه باقی می ماند.
 

3- ملاصدار مطالعه می کرد زیادی مطالعه می کرد کتاب های زیادی را در عمرش خواند ولی اواخر عمرش اعتراف تلخی کرد می گفت کاش بجای این همه کتاب قرآن می خواندم ووقتم را ... نه اینکه ایشون قرآن نمی خواندن. ملاصدرا در اواخر عمرش شروع به تفسیر قرآن کرد منتها اجل مهلتش نداد تا تفسیر را کامل کند تفسیری که دانشمندان زیادی گفتند اگر ملاصدار آن  را کامل می کرد قوی ترین تفسیر فلسفی قرآن می شد(با توجه به همان تفسیر ناکاملی که از ملاصدرا موجود است این را گفتند) دقت کنید ملاصداریی که مطالبش در مورد مباحث دینی و فلسفی قویتر از بوعلی سینا هست این اعتراف تلخ را کرد!
 

4- تجربه کردم این مورد را: اطلاعات انسان در یک مورد زیاد شود و نتواند از آنها نتیجه بگیر دچار نوعی پوچی می شود. گاها انسان آنقدر مجذوب مطالبی می شود و احساس خوبی بهش دست می دهد که از عمل کردن غافل می شود. در مورد پوچی بگم که شاید نامش به اندازه افسردگی آزاردهنده نباشد ولی فاصله زیادی با خودکشی ندارد.
توضیح: حتما بارها خواندید و شنید که مثلا: اگر می خواهی مدیر (مهندس مکانیک)  تاپی شوی هر روز حدود نیم ساعت مطالبی در مورد مدیریت (مهندسی مکانیک) بخوان. همیشه شاگر بمانید قبل از حرفه ای شدن آماتور باشید و از این حرفا دیگه. می خواستم بگویم این موضوع فرق دارد با مورد 4 و خیلی هم توصیه شده است چیز خوبیه دیگه.
5- این پست طولانی شد پس مورد 5 را در پستی مجزا قرار میدم