X
تبلیغات
رایتل

کمال گرایی چیست؟

علی راد دوشنبه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1389 @ 17:07 چاپ

کمال گرایی یا ایده آل گرایی یکی از عوامل اتلاف وقت هست. سعی دارم در سه بخش به این مطلب بپردازم.
1- چیستی و عوامل کمال گرایی 
2- عواقب کمال گرایی
3- مقابله با کمال گرایی و نکات پایانی  

دراین پست به بخش اول می پردازم. 

آیا کمال گرایی چیز خوبی هست؟ کدام داوطلب دوست ندارد جز نفرات برتر کنکور شود ؟کدام بازیگر دوست ندارد که جز بهترین ها شود؟ کدام ...
با این حساب کمال گرایی چیز خوبی هست بهتر است بگوییم "کمال گرایی نرمال" چیز خوبی هست. کمالگرایان نرمال استانداردهای بالایی برای خود در نظر می گیرند اما در موقع لزوم استانداردهایشان را پایین می آورند و انعطاف پذیری در استانداردها چیز خوبی هست چون هیچ استانداردی وحی منزل نیست.  

اما آنچه که از آن نهی شده هست و روانشناسان گفته اند "کمال گرایی مطلق" هست. روانشناسان افرادی را که کمال گرایی مطلق دارند را کمال گرایان نابهنجار می نامند. پس در این پست (همچنین دو پست دیگر که ادامه ی بحث کمال گرایی هست) هرجا کلمه کمال گرا را بکار بردم منظورم "کمال گرای مطلق" هست. افراد کمال گرا خود را کاملا محدود و متعهد به انجام کارهای جزئی و کوچک می نمایند. برای اتمام هر کار کوچکی مصر باقی می مامند. هیچگاه حس نمی کنند که کارشان را به درستی انجام داده اند. آنهادرباره خطا بسیار متعصب و بی گذشت اند و خود را به باد انتقاد می گیرند. افراد کمال گرا چنان دقتی در فعالیت های جزئی خود به خرج می دهند که گاهی اهداف کلی و ارزش مند خویش را فراموش می کنند.
عوامل کمال گرایی:
عزت نفس افراد کمال گرا براساس معیارهای خارجی، پایه ریزی شده است، این معیارهای خارجی عبارتند از : تنبیه افراطی، تشویق افراطی، تحقیر، توقعات دور از انتظار 
مثال: جابر سال سوم دبیرستان است و امسال آزمایشی در کنکور آزاد شرکت کرد اتفاقا قبول هم شد آنهم یک رشته ی خوب. تشوق های افراطی اطرافیان شروع می شود جابر که امسال قبول شد سال بعد حتما سراسری قبول می شود، حتما شریف قبول می شود و ... زمینه برای کمال گرایی فراهم می شود.
داستان زیر را بخوانید: 

عنوان: فریب نقطه اوج دیگران را نخور؟!

بین جوانان دهکده شیوانا مسابقه وزنه برداری در گرو های سنی مختلف برگزار شده بود. طبیعی است که از مدرسه شیوانا هم جوانانی در مسابقه شرکت می کردند.معمولا چون شاگردان مدرسه افرادی سالم و ورزشکار بودند در اکثر مسابقات امتیازهای خوبی بدست می آوردند و این برای کدخدای دهکده زیاد خوشایند نبود. به همین دلیل هنگام شروع مسابقه کدخدا با صدای بلند خطاب به جمعیت گفت:" امسال بچه های مدرسه شیوانا می خواهند سنگ تمام بگذارند و سه برابر وزنه های سال قبل را بالای سر خود ببرند. پس همگی جوانانی که سه برابر قبل وزنه بالای سر می برند را تشویق کنید!" و مردم دهکده هم بی خبر از نقشه کدخدا به تشویق شاگردان مدرسه پرداختند.

شاگردان مدرسه نگران و ناراحت به شیوانا که گوشه ای نشسته بود نگاه کردند و یکی از آنها به شیوانا گفت:" اگر ما سه برابر وزنه بالای سر ببریم تمام استخوانبندی بدنمان زیر سنگینی آن خرد خواهد شد. کدخدا با اینکار خود کاری کرد که ما حتی اگر بالاترین وزنه را هم بالای سر ببریم باز هم انتظار مردم برآورده نشود و مورد تمسخر قرار گیریم. چه کنیم؟"

شیوانا تبسمی کرد و از جا برخاست و با صدای بلند خطاب به مردم گفت:" کدخدا امسال با شما مزاح کرد و می خواست با این سخن خود درس مهمی به شما بدهد. کدخدا می دانست که وزنه سه برابر سنگین تر استخوان بچه های مدرسه را خرد خواهد کرد. او با این جمله می خواست به شما مردم بگوید که هرگزاجازه ندهید فریبکاران با تعریف نقطه اوج دست نیافتنی شما را ناامید کنند و یا پیشرفت های کوچک شما را بی ارزش نمایند و شما هم هرگز نباید فریب نقطه اوج ذهنی دیگران را بخورید و هیچوقت نباید خود را برای رساندن به نقطه ای که دیگران تعیین می کنند به دردسر اندازید. شما فقط سعی کنید در هر لحظه عالی و بی نقص عمل کنید. به هر نقطه ای که برسید همان نقطه عالی ترین نقطه زندگی شما خواهد بود." 

ممکن هست بعضی از پست های من بعد از مدتی بهینه شوند از جمله همین پست.