X
تبلیغات
رایتل

مغز( بازده 500 درصدی)

علی راد دوشنبه 9 شهریور‌ماه سال 1388 @ 02:39 چاپ

این مطلب بویژه برای کنکوری ها(کنکور لیسانس  کنکور کارشناسی ارشد و دکترا) و همچنین برای دوستانی که قصد دارند در المپیادهای دانش آموزی و دانشجویی شرکت کنند٬ می تواند بسیار مفید واقع شود. این مطلب یک تاکتیک بسیار قدرتمند در مدیریت زمان می باشدکه از جهاتی با دیگر تاکتیک های مدیریت زمان تفاوت دارد. افرادی که جز شاگردهای ممتاز مدرسه و دانشگاه هستند حتما این مطلب را بخوانند.

پس پیش بسوی موفقیت و پیروزی:

مغز انسان یک هیولای خفته است. انسان حتی از یک درصد نیروی مغزی خود استفاده نمی کند. در سیستم آموزشی ما درباره ی کارکرد مغز کمتر آموزش داده می شود. اکثریت تحصیل کرده ها از نحوه ی عملکرد مغز اطلاعات چندانی ندارند. خوشبختانه تحقیقات علمی نشان داده است که انسان می تواند با تمرین و ممارست کارآیی مغز خود را افزایش دهد.

مغز انسان از دو نیکره تشکیل شده است.1- نیمکره ی راست 2- نیمکره ی چپ

نیمکره ی راست فعالیت های زیر را کنترل می کند.

تصور و تجسم٬ خیالات و آرزوهای خوش٬ موسیقی٬ وزن و هنگ٬ شناخت رنگ ها و سایر فعالیت های مشابه.

نیمکره ی چپ فعالیت های زیر را کنترل می کند.

نوشتن٬ تجزیه وتحلیل٬ ریاضیات٬ منطق٬ زبان و دیگر فعالیت های مشابه.

 

ملاحضه می کنید که ما معمولا از نیمکره ی چپ استفاده می کنیم و نیمکره ی راست کمتر مورد بهره برداری قرار می گیرد. متاسفانه کسانی که از نیمکره ی راست استفاده می کنند آدم های غیر معمول و غیر طبیعی محسوب می شوند٬ چرا که فعالیت های نیمکره ی راست بیشتر مربوط به احساسات٬ تخیل و رویاهاست.

نکته ی مهم: اگر انسان بطور همزمان از هر دو نیکره ی خود استفاده کند کارایی مغز انسان 5 برابر (بازده 500 درصدی!) و حتی بیشتر می شود. به عبارت دیگر نیمکره ی چپ بعلاوه ی نیمکره ی راست٬باعث افزایش کارآیی مغز به اندازه ی 2 برابر نمی شود بلکه موجب افزایش کارآیی مغز حداقل به اندازه ی 5 برابر می شود و این می تواند یک تاکتیک مهم در مدیریت زمان وحتی موفقیت باشد.

برای استفاده ی هر چه بهتر از نیمکره ی راست :

به رویاهای خود اهمیت دهید٬ خیالات و تصورات و تجسمات مبالغه آمیز داشته باشید٬ ازموسیقی استفاده نمایید٬ به طبیعت بروید و از مناظر و رنگ های طبیعت لذت ببرید و استفاده کنید٬ به سفر بروید٬ شعر بخوانید ٬شعر بگویید و...

تجربه های علی راد و...:

فردی را می شناختم که عاشق فیزیک بود می گفت: تمام کارم و تفریحم خواندن فیزیک است٬ می خوابید برای فیزیک٬ غذا می خورد برای فیزیک٬ حتی در هنگام غذا خوردن به حل مسائل فیزیک می پرداخت! تمام صحبت هایش در مورد فیزیک بود و... البته این فرد سرانجام در المپیاد فیزیک اول شد.

بله دو موضوع مطرح شد که تقریبا متضاد همدیگرند(ساختار مغز – عاشق فیزیک)قضاوت با خود شماست. اما ذکر چند مورد:

مورد اول: آن فرد به نوعی از زندگی لذت می برد٬ ولی تقریبا تمام لذت هایش محدود بود به خواندن فیزیک.

مورد دوم: به نظرم خوب است که در مقطعی از زندگی (مثلا زمانی که برای کنکور درس می خوانیم) اینگونه عمل کنیم٬ یعنی بسیاری از تفریحات را کنار بگذاریم٬ برای رسیدن به یک هدف مهم.

مورد سوم: اگر مطالبی که در این پست خواندید شما را دچار شک و تردید کرد(مخصوصا عزیزانی که عاشق تحقیق و مطالعه هستند) نگران نباشید٬این مورد طبیعی است فقط مدت زیادی در این شک و تردید نمانید. خودتان با توجه به دانسته ها و ظرفیت جسمی و روحی خودتان٬جمع بندی کنید و به یک نتیجه ی مطلوب برسید. یادمان باشد که بزرگمرد تاریخ بشریت٬ امام علی (ع) فرموده اند: "هیچ چیزی را مانند شک و تردید٬ مانع رشد وترقی نمی دانم" وچه حکیمانه!

یک موضوع آشنا در همین مورد را بخوانید:

این موضوع بخصوص در زمان دانشگاه بسیار رخ می دهد. بصورت خلاصه:

پسری عاشق همکلاسی اش در دانشگاه می شود. ممکن است 2 سال بگذرد و موضوع را به طرف نگوید.در این دو سال دائم در شک و تردید است. شما بهتر از من می دانید که کیفیت زندگی چنین افرادی در این 2 سال چگونه است .اگر بعداز آن 2 سال موضوع را بگوید و طرف جواب منفی بدهد٬به احتمال زیاد این زندگی توام با شک و تردید حدود 2 سال دیگر هم ادامه می یابد٬ اما به نوعی دیگر. شروع افسردگی: بله ممکن است 2 سال ( یا بیشتر) در افسردگی بماند. باز هم شک وتردید. آیا دوباره از طرف خواستگاری کنم؟ چرا جواب منفی به من داد؟ و... در این مدت هم تقریبا هیچ فعالیت مفیدی انجام نمی دهد. 4 سال از بهترین دوران زندگی بر باد رفت بلکه بیشتر!

قدرتمند و پیروز باشید.